مقصود فراستخواه نوشت: نوعی پدیدارشناسی در ایران که تفسیری عمیق از کائنات داشت، در دل تاریکی، صبح امید و روشنی را باور داشت. از باغ و راغ داد و دهش؛ و از بهار، رویش دوباره الهام میگرفت. شرارت اهریمنی در عالم میدید ولی ایمانش را به حکمت نور و به بنیاد نیکی از دست نمیداد.
ابراهیم اسکافی گفت: هدف از کتاب «ایران در حرکت؛ جابجایی، فضا و راهآهن سراسری ایران» نه سیاسی بوده است و نه ایدئولوژیک. در حقیقت بنای این کتاب بر این بوده تا تأثیر راهآهن بر مردم را نشان دهد. اینکه از ابتدا مردم چه تخیلی نسبت به راهآهن داشتند و احداث آن چه تأثیری بر زندگی آنان گذاشت.
چرا یادی از هخامنشیان در آثار تاریخی و روایات ملی بازمانده از دورههای قدیم باقی نمانده و دلیل این فراموشی ظاهری چیست؟ از همان آغاز آشنایی مورخان غربی با منابع تاریخ ملی ایران، همواره این پرسش مطرح بود که چرا تاریخ و دودمان هخامنشی که در منابع غربی نمود فراوان یافتهاند. در تاریخنگاری ایرانی خبری نیست و این مساله سپس با رمزگشایی متون میخی برای ایرانیان نیز پرسش برانگیز شد.
فروردینماه سال ۳۹۷ هجری خورشیدی، در شهر توس، کودکی چشم به جهان گشود که بعدها به قدرتمندترین و پرنفوذترین وزیر تاریخ ایران تبدیل شد. خواجه نظامالملک طوسی، مردی که نامش لرزه بر اندام دشمنان ملک میانداخت، با نوشتن «سیاستنامه» (سیرالملوک)، نهتنها یک راهنمای حکمرانی، بلکه سندی از نبوغ دیوانسالاری ایرانی را به یادگار گذاشت.
نوشتارم را با سه نقل قول از "جان رالز"، فیلسوف شهیر اخلاق آغاز می کنم. اول «در عدالت به مثابه انصاف... شهروندان توافق میکنند، در سرنوشت یکدیگر سهیم باشند» دوم «نظام اجتماعی، نظمی تغییرناپذیر فراتر از کنترل انسان نیست، بلکه الگویی از کنش انسانی است. در عدالت به مثابه انصاف، انسانها توافق میکنند، از تصادفهای طبیعت و شرایط اجتماعی تنها زمانی بهره مند شوند که این انتفاع به نفع همگان باشد.» و سوم «عدالت نخستین فضیلت هر نهاد اجتماعی است، همانطور که حقیقت اولین فضیلت نظامهای فکری است.»
در این گشت و گذار، ایران برایم همچون کوه دماوند بلند و باصلابت و باشکوه تداعی شد، چو ایران نباشد تن من مباد.
انجوی شیرازی در خاطرات خود از خارک نوشته است: تا چشم کار میکرد گرد بر گرد جزیره، آب بود و صبح که میشد خورشید از یک سمت آب بیرون میآمد و غروب، در طرف روبهرو توی آب فرو میرفت. تا آنجا که در افق زمین به آسمان میچسبید آبی میزد. غیر از آب هیچ چیز نبود و غیر از دریا هیچ چیز به چشم نمیخورد.
وطندوستی در فرهنگ ایرانی، فقط یک احساس عاطفی یا تعلق جغرافیایی نیست؛ بلکه مفهومی چندلایه است که در زبان، تاریخ، ادب و هویت جمعی ایرانیان ریشه دارد. این مفهوم در شعر و نثر فارسی، از گذشته تا امروز، در پیوند با واژههایی چون وطن، میهن، ایران، دلبستگی ملی، مسئولیتپذیری و ارزشگرایی حضور داشته و بهعنوان بخشی از حافظه فرهنگی یک ملت شناخته میشود.
اسطورهها، پلی میان جهان انسانها و جهان ارواح و خدایان هستند؛ آنها تلاش میکنند با هرجومرج دهشتآور، اعمال نفوذ کنند و حکم برانند و آدمی را با اسرار مرگ مواجه سازند. باید گفت اساطیر، خاستگاه ادیان نیز هستند؛ آنها فرهنگها را تعریف میکنند و جایگاه آنها را نشان میدهند. به این ترتیب اسطورهها میتوانند به مسائلی بپردازند که در چارچوب تبیینهای معقول ناشی از تجربه بشری، پاسخی برای آنها وجود ندارد.
پژوهشها و تحقیقات ارزنده و ماندگار جلیل دوستخواه در معرفی و روشنگری اوستا و فرهنگ و ادبیات و تاریخ ایران باستان، چراغ راهی برای علاقهمندان به ایران است، راهنمایی برای شناخت ریشهها و خاستگاههای فرهنگ ایرانی و عناصر آن که در تار و پود فرهنگ و زبان ایرانیان امروز تنیدهاند و در طول هزارهها، دوام آوردهاند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید