شمارۀ جدید نشریۀ جستارهای ادبی (سال ۴۹، شماره ۱۹۴،(۱۳۹۵) به صاحب امتیازی دانشگاه فردوسی مشهد منتشر شد. فهرست مطالب این شماره از جستارهای ادبی به شرح زیر است:
آن روی سکه نگاهی عمیق به دو دورۀ مهم تاریخی درایران است . ساسانیان و صفویان دو دورهای که با فراز و فرودهمراه بود . شوکت قدرت ثروت و رونق حرف اول در این دوران بود و گسترش محدودهی جغرافیایی ، رشد اقتصادی و وسعت روابط سیاسی و فرهنگی با جهان آن روز باعث یگانگی خاص این دوران بوده است .فرصتهای تاریخی که با غفلت ، استبداد و سختگیری به سقوط این دولتها انجامید و ایران را در ورطههای هولناک تاریخی انداخته است .
نسخههای خطی کوچکی مانند دیوان انوری متعلق به شخص سلطان جلالالدین اکبر به گونهای طراحی شده بودند که فرد، آنها را با خود به همراه داشته باشد. احتمالاً این اثر بلافاصله پس از خروج از اتاق کتابت، کارگاه نقاشی و صحافخانه درباری، به دست سلطان رسیده و او نیز آن را با پسرش شاهزاده سلیم و دیگر اعضای خانواه سلطنتی به اشتراک گذاشته است.
بهصدای آوازخوانی چراغعلی گوش میسپاریم.؛ شعرهایی میخواند که خاطرهها و عشقهای مردم را در خود دارد. نام چراغعلی و آغ بابا در تاریخ نیامده است، اما قهرمانان تاریخ اجتماعی منطقه و آبادی خویشاند. صدای چراغعلی رساست. او کاروان خرها را که بنشن بار زدهاند، به سوی مردم راه میبرد. صدایش از میان تاریخ و کوهها و بیابانهای کرمان به گوش میرسد.
«ما زندگیای داشتیم، آرام، بیدغدغه، خالی از نقیض و تکلفات مزاحم. یک اطاق برای زندگی کافی بود در آن زیست میکردیم، میخوابیدیم، غذا میخوردیم. امروز اطاق خواب، اطاق ناهارخوری، اطاق سالن حتی اطاق قمار لازم شده است [...] سابق یک اطاق یا دو اطاق برای زندگی یک خانواده کافی بود.
مردم او را با یک آهنگ خیلی معروف میشناسند. آنهایی که روزگاری نهچندان دور پای تلویزیون مینشستند، به چهره هم، میشناسندش. زمانی معروف شده بود و دهانبهدهان بین مردم بازگو میشد که او برادر اکبر گلپاست، اما برخی از طرفدارانش موکدا تأکید داشتند که این «شایعه» است!
این یادداشت دو سال پیش و بعد از برگزاری اولین دوره اعطای جایزه جهانی مصطفی(ص)، توسط رضا داوریاردكانی، رییس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران نوشته شد اما از آنجایی كه امید آن میرفت تا وضعیت این جایزه در كشور اصلاح شود و سر و سامانی به قاعده گیرد دكتر داوری از انتشار آن خودداری كرد.
چند روز بعد از انتصاب محمد سلگی، رئیس پیشین دفتر توسعه و کتابخوانی به ریاست «پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات» محمد جواد مرادی نیا سکان هدایت مهمترین سازمان دولتی مرتبط با حوزه نشر را به دست گرفت، مدیری که پیش از این هم سابقه فعالیت در این سمت را داشته و اهالی کتاب چندان با او غریبه نیستند.
از دانشگاه انتظار میرود که برای سه گروه کارکرد داشته باشد؛ «جامعه»، «مدیران و مسئولان» و «استادان و دانشجویان». اگر دانشگاه نتواند در این سه جایگاه وضعیت را بهبود ببخشد، از کارکرد خود فاصله گرفته است. معتقدم، 14 عامل در ایران دانشگاه را از کارکرد خود دور کرده است:
هفدهم دی روز بزرگداشت خواجوی کرمانی است و این روز از سال گذشته اعلام و در تقویمها ثبت شده است. امید است که با برگزاری برنامههای مختلف درکرمان و دیگر شهرها فرصتی برای بازخوانی و شناخت دقیق خواجو برای علاقهمندان به شعرفارسی وفرهنگ ایرانی فراهم شود.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید