1405/6/10 ۱۲:۱۸
رباعی هرچند نامی عربی دارد، ولی کهنترین، زیباترین و ریشهدارترین گونۀ سرودۀ فارسی است، که با نام های : بیت، دو بیت، دوبیتی، الدوبیت، ترانه، ترانک، خصی، فهلوی، پهلوی، سیتک، چهار مصراع، چهار دانه، چهارخانه و چهارگانه هم نامور است
دبا: رباعی هرچند نامی عربی دارد، ولی کهنترین، زیباترین و ریشهدارترین گونۀ سرودۀ فارسی است، که با نامهای : بیت، دو بیت، دوبیتی، الدوبیت، ترانه، ترانک، خصی، فهلوی، پهلوی، سیتک، چهار مصراع، چهار دانه، چهارخانه و چهارگانه هم نامور است و نگارنده پیشتر در گفتاری با عنوان: «رباعی، نابترین سرودۀ ایرانی» در دیباچۀ رباعیّات مؤمن حسین یزدی1 به گونۀ کامل در بارۀ پیشینه وگونه گونگی آن سخن گفته است، ولی در اینجا چکیده وار گفته میشود که : رباعی همان سرودهای است که سدهها اندیشمندان و اندیشورزان ایرانی با آن، پاکترین و زیباترین و نابترین اندیشهها، آرزوها، خواستهها و نگرش خود را بازگو کردهاند. انگار تنها اینگونه سروده نزد دانایان، عارفان و پاکبازان، راه و شیوۀ درست اندیشی بوده است.
هرچند فارسیزبانان برخی پیکرهها را برای برخی زمینهها برمیشمارند، مانند: سرودههای داستانی، حماسی، رزمی و اخلاقی و عرفانی در چارچوب مثنوی، سرودههای شیدایی و عشقی در چارچوب غزل، پند و اندرز در چارچوب قطعه و قصیده، ولی زمینۀ رباعی فراوان است و بخشبندی برای آن دشوار است، بااینحال، آصف حالت چلبی در دیباچۀ برگزیدۀ رباعیهای خود، آنها را در شش گروه بخشبندی کرده است:
عرفانی 2- عشقی 3- طبیعتی (دربارۀ طبیعت) 4- موسیقی و شراب 5- بدبینی 6- متفرقه. 2
یکی از ایرانشناسان نامی به نام آرتور کریستن سن به زیبایی در این باره می نویسد: «رباعیها، دائرةالمعارف منظوم حیات فکری ایرانی است و ازاینجهت رباعیّات ایرانی، شایان دقّت فراوان است.» 3
دارمستتر دراین زمینه میگوید: «رباعی در دست شاعری خوب، یکی از انواع نیرومند شعر فارسی است. تکرار قافیه در سه مصراع آنکه خاموشی و سکوت، مصراع سوم را فرامیگیرد و هویداتر میسازد، نوعی تضاد شگفتانگیز در آهنگ صدا پدید میآورد که با تضاد آهنگ اندیشه سازش دارد.» 4
پروفسور حسن امین نیز بر این باور است که: «رباعی، اصیلترین گونۀ شعر ایرانی و در کنار تکبیتی (فرد) و دوبیتی (ترانه، فهلویات)، کوتاهترین قالب شعر پارسی است و به همین دلیل به خلاف قصیده (یا غزل و قطعه) که مفصّل و مطوّل تر است، زودتر و بهتر از دیگرگونههای شعر، در خاطرهها ضبط شده و بر سر زبانها افتاده است، شهرت جهانگیر رباعیهای خیّام و دوبیتیهای باباطاهر از همین بابت است.
رباعی بهطور عام و دوبیتی (فهلوی: پهلوی) بهطور خاص، اصیلترین قالب شعر ایرانی است، چراکه اوّلاً این وزن در بحور عروضی اعراب سابقه ندارد و ثانیاً از جهت زبانشناسی در زبانهای ایرانی پیش از اسلام (یعنی زبان اقوام مادی) ریشه دارد.» 5
****
کمتر سخنور زبان فارسی است که در میان سرود هایش و یا دیوانش نشانی از رباعی نباشد؛ برخی با شوری بیشتر وبرخی با شوری کمتر ؛از این رو سخنوران یزد نیز برکنار از این سخن نیستند. در میان گذشتگان سخنوران یزد باید نام مولانا مؤمن حسین یزدی (زادمان 948، درگذشت 1018 ق) را بر صدر نشاند که بنا بر پژوهش نگارنده و بر پایۀ ویرایش دوم6 مجموعه رباعیّات او دربردارندۀ 880 رباعی (جدای از 33 رباعی منسوب) است.
او را میتوان از سرآمدان رباعی سرایان دورۀ صفوی دانست. اشعار موجود در جنگها و مجموعههای برجایماندهای که تاکنون از این سخنور شناختهشدهاند، جدای از چند غزل و قطعه، همگی رباعی است. گویا او نیز مانند: مولوی، اوحدی کرمانی، بابا افضل کاشانی، بیدل دهلوی، خیّام نیشابوری، سحابی استرآبادی، عطار نیشابوری و مجد همگر، پردگیان حرم اندیشۀ خود را در جامۀ رباعی به جلوه گری وامیداشته است.نامی ترین رباعی او به قرار زیر است:
«مؤمن»! به بدی نیست کسی مانندت وین طرفه که خلق، نیک میخوانندت
عمری بودی چنانکه خود میدانی یکچند چنان باش که میدانندت
(دیوان: 19)
پس از آن می توان به مولانا مجد همگر یزدی (607-686ق) اشاره نمود که هر چند همه گونه شعر دارد، ولی رباعیاتش که به 1100می رسد 7 ،بسیار قابل اعتناست. یک رباعی هم از او می آید:
در طوس شدم ز خاک فردوسی شاد کردیم بسی حدیث فردوسی یاد
داد سخنان نغز، فردوسی داد صد رحمت بر روان فردوسی باد
(دیوان : 738)
در کنار این سخنوران نامی چند سخنور دیگر یزد هم به دلیل سرایش رباعی های زیبا و ماندگار نامشان بر سر زبان است که عبارتند از : ابوالفضل رشیدالدین میبدی (سدۀ 6 ق) ، صاحب تفسیر کشف الاسرار ؛ قاضی میرحسین میبدی (منطقی) (درگذشتۀ 910ق)؛ شهودی یزدی (سدۀ دهم ق)؛ صفی قلی بیگ یزدی (درگذشتۀ 1066ق)؛ فوقی یزدی (سدۀ 11 ق) ؛ سعیدای نقشبند یزدی (سدۀ 11 ق)؛میر صوتی یزدی ( درگذشتۀ 1080ق) که عبدالحسین آیتی می گوید: سیصد رباعی داشته است.8 و مولانا کمال الدین وحشی بافقی (درگذشتۀ 991ق).
یک رباعی از وحشی بافقی می آید :
فریاد که سوز دل، عیان نتوان کرد با کس، سخن از داغ نهان نتوان کرد
اینها که من از جفای هجران دیدم یک شمّه به صد سال، بیان نتوان کرد
(دیوان: 643) 9
در عصر کنونی میباید از فرّخی یزدی (1265- 1318ش) که نخستین بار، باب جستار سیاسی را در رباعی باز کرد و بیش از 200 رباعی با درونمایههای سیاسی و اجتماعی سرود، یادکرد.10
از يك طرفى مجلسِ ما شيك و قشنگ از يك طرفى عرصه به ملّيّون، تنگ
قانون و حكومتِ نظامى و فشار اين است حكومتِ شتر گاو پلنگ
(ديوان: 374) 11
و پس از آن باید از دکتر محمّدعلی اسلامی ندوشن (1303-1401ش) نام برد که در شاهکار ماندگار خود «بهار در پاییز» 12 برگزیدۀ 77رباعی دلنشین خود را آورده است:
ديديم كه زندگى همين است كه هست گه پست و بلند و گاه پيوست و گسست
از حاصل عمر آنچه ماند در دست گويد كه نجات نيست در ساحل پست
(ص 73)
همو در کتاب «ناردانهها» که گزیدهای از زیباترین رباعیهای فارسی است، در دیباچۀ خواندنی کتاب، افزون بر بخشبندی رباعی به سه دستۀ: ترانههای ساده، رباعیّات خیامی و عارفانهها، گفتهای درنگ برانگیز دربارۀ رباعی دارد که چنین مینویسد: «رباعیها در حکم مویرگهای ادب فارسی هستند و برای فهم آنها باید دیدی موشکاف به کار انداخت.» 13
در زمان کنونی درمیان سخنوران استان یزد، چند تن بیش از همه به عنایتی ویژه به رباعی داشته اند و تنها در این گونه طبع آزموده اند که عبارتند از: احمدرضا قدیریان، طیبۀ بقایی اردکانی ، طوبی زارع، الهام حکیمی و محمود عبّاسی عقدا (م. بیرنگ).
اکنون بیرنگ، دومین دفتر اشعارش را پس از «نغمه های بیرنگی» با نام «آواز در هوای بی رنگی» در پیش روی خوانندگان نهاده است 14 . وی کوشش نموده گزیده ترین سروده هایش را در دو گونۀ غزل و رباعی و در دو زمینۀ عارفانه ها و عاشقانه ها در دسترس دوستداران شعر و ادب فارسی بگذارد که از این رهگذر دارای 350 رباعی است ؛ از این رو می باید نام او را هم در دریف رباعی سرایان کنونی استان یزد جای داد.
*******
1- رباعیّات مؤمن یزدی (به همراه چند غزل و قطعه): مؤمن حسین یزدی، به کوشش: حسین مسرّت، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب (زبان و ادبیّات فارسی،65)، 1394: پنجاه وشش – شصت ویک.
2- کاظم رجوی (ایزد): «ترانه یا رباعی در ادبیّات ما و جهان» بررسیهای تاریخی، س 3، ش 1 و 2 (اردیبهشت و خرداد 1347): 128.
3- همان: 208.
4- همانجا.
5- «جایگاه رباعی در فرهنگ ایران»: حسن امین، حافظ، ش 42 (تیر 1386): 4.
6- رباعیّات مؤمن یزدی (به همراه چند غزل و قطعه): مؤمن حسین یزدی، به کوشش: حسین مسرّت، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب ، ویرایش دوم، 1403.
7- البته در دیوان وی که به کوشش احمد کرمی در سال 1375 چاپ شده، حدود 550رباعی است. ولی سیدعلی میرافضلی ، رباعی پژوه کنونی شمار آن را 1100می داند.(گفت و گو 6/12/1402)
8- تاریخ یزد یا آتشکدۀ یزدان : عبدالحسین آیتی، یزد : بی نا [گلبهار یزد]، 1317: 303.
9- دیوان وحشی بافقی: کمال الدین وحشی بافقی، به کوشش: حسین آذران (نخعی)، تهران: امیرکبیر، چاپ دهم، 1380.
10- دیوان فرّخی یزدی: محمّد فرّخی یزدی ، به کوشش: حسین مسرّت، تهران: مولی، ویرایش سوم،1391: چهلونه.
11- همان.
12- بهار در پاييز (مجموعۀ 74 رباعی): محمّدعلى اسلامی ندوشن، تهران: انجمن خوشنويسان ايران، 1384.
13- ناردانهها: محمّدعلی اسلامی ندوشن ، تهران: نغمۀ زندگی، چاپ سوم، بیتا: 39.
14- پیش تر نمونههایی از سروده هایش در دو کتاب تذکرۀ شعرای اردکان (به کوشش اسماعیل ثقفی) و نغمه های کویر (به کوشش رضا افخمی عقدا ) چاپ شده بود.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید