1405/2/21 ۰۹:۳۹
ادبیات شفاهی عنصری بنیادی دارد که چون همه عناصر فرهنگ، در حال تغییر، تطور و دگرگونی است. بنیادی ترین عنصر میراث، فرهنگ ناملموس است که چون هر کالبد زنده ای واجد روح زندگی است و روح زنده زبان محلی تنها تکلم به آن زبان نیست.
ادبیات شفاهی عنصری بنیادی دارد که چون همه عناصر فرهنگ، در حال تغییر، تطور و دگرگونی است. بنیادیترین عنصر میراث، فرهنگ ناملموس است که چون هر کالبد زندهای واجد روح زندگی است و روح زنده زبان محلی تنها تکلم به آن زبان نیست.
چه بسیار زبانهای بومی (غیرمکتوب) که جز کالبدی از آنها باقی نمانده است. این زبانها تکلم میشوند، گاهی کتاب نحو و دستورش هم نوشته شده، واژگانش گردآوری شده و حتی صورتهای گفتاری آن توسط زبانشناسان مکتوب شده، اما همچنان در معرض خاموشی و فراموشی ست. زبان محلی ریشه در جامعه دارد و زمانی رشد میکند و به رشد سایر صورتهای فرهنگ سنتی کمک میکند که دستاویزهایش را از دست نداده باشد.
این دستاویزها که زبان شفاهی به آن نیاز دارد شیوههای نامتعارفی از زیست سنتی است که ما غالبا آنها را به عنوان هنر و ادبیات میشناسیم که با توجه به تغییر مناسبات اجتماعی و مدرن شدن جامعه محلی و نبودن بستر رسمی، بسیار آسیب پذیرست. روایت، آیین و موسیقی را اگر ارکان فرهنگ شفاهی بدانیم، موسیقی توانسته در بخشهایی از زندگی از کار و معیشت جدا شود و حیاتی مستقل کسب کند. به عنوان مثال دیگر تور ماهیگیری با دست جمع نمیشود اما ترانههای جمع کردن تور در فلان دهکده ساحلی که حتی دیگر ماهیگیر نیستند، باقی مانده است. مسئلۀ اصلی در یادداشت حاضر، انعکاس نقش شعر و موسیقی در ماندگاری ادبیات شفاهی مناطق گوناگون از گذشته تا امروز است.
شناخت عوامل اثرگذار در ماندگاری یک فرهنگ، بهویژه نقش عواملی چون شعر و موسیقی در ماندگاری ادبیات بهعنوان میراثی شفاهی را باید در قالب یک پدیدۀ اجتماعیِ (concept ) در نظریۀ حافظۀ جمعی هالبواکس جستجو کرد. این موضوع به پژوهشگر کمک میکند تا به عوامل بقای آیینها و سنتهای مختلف دست یابد. موضوع بسیار مهمی که مطرح است نقش همراهی شعر و موسیقی با یکدیگر در حیات آیینهای یک فرهنگ است. با مطالعات انجام شده میتوان دریافت راز ماندگاری آیینها در نظریۀ حافظۀ جمعی هالبواکس با دستاویزهایش یعنی اسطوره، زبان و مناسک یادبودی، شعر و موسیقی بهعنوان ابزارهای انتقال حافظهجمعی هم راستاست. همچنین شعر و موسیقی زمانی سبب رسوخ در حافظۀجمعی انسان میشوند که همراه یکدیگر باشند و ممکن است حضور هرکدام از دو عنصر شعر و موسیقی بهتنهایی نتیجهای غیر از نتیجۀ حاصل از همراهیشان را نشان دهد.
بنابراین در پژوهش ادبیات شفاهی خلیج فارس محقق ضمن بهرهمندی از دانستهها و خواندهها و گردآمدهها در حوزه ادبیات شفاهی حاشیه خلیج فارس، باید از زبانهای منطقه آغاز کند و بخش عمدهای هم به موسیقی بپردازد، زیرا بخش آوازی ادبیات شفاهی به طور کلی ذیل موسیقی آوازی محلی طبقهبندی میشود.
پژوهشگر حوزه ادبیات شفاهی پژوهشکده مردمشناسی
منبع: میراث آریا
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید