باغ سردار
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 16 آبان 1405
https://cgie.org.ir/fa/article/287198/باغ-سردار
یکشنبه 17 آبان 1405
چاپ شده
4
باغ سردار \bāq-e sardār\، از باغهای تهران در روزگار قاجاریه که تا پیش از تخریب حصار شاهتهماسبی در 1284 ق، بیرون از محدودۀ تهران جا داشت. اراضی این باغ امروزه تاحدودی با محلۀ ایران در منطقۀ 12 شهرداری تهران منطبق است. باغ سردار در زمان آبادانی خود، حدود 80 هکتار وسعت داشت و زمینهای آن محدودهای مستطیلیشکل را در بر میگرفت که ضلع شمالی آن از سهراه ژاله (خیابان مجاهدین اسلام کنونی) تا چهارراه آبسردار، ضلع شرقی آن از چهارراه آبسردار تا سهراه امینحضور (خیابان ری کنونی)، ضلع جنوبی آن از سهراه امینحضور تا چهارراه سرچشمه (خیابان مصطفى خمینی کنونی که در آن دوره خیابان نظامیه خوانده میشد) و ضلع غربی آن از چهارراه سرچشمه تا سهراه ژاله (در امتداد خیابان بهارستان کنونی) امتداد داشت (انـوار، 36؛ تهراننگاری، 34-35؛ نقشه ... ، بش ؛ «یک نام ... »، بش ).مالک این باغ، محمدحسن خان یا حسن خان، سردار ایروانی معروف به خانبابا خان بود. از او در منابع با عنوان سردار ماکویی نیز یاد شده است و او را نباید با حسن خان قوانلوی قاجار قزوینی، برادر حسین خان سردار، ملقب به سـاریاصلان، اشتبـاه گرفت (نک : دنبـالۀ مقـاله؛ سپهـر، 3/ 936، 937؛ اعتمادالسلطنه، مرآة ... ، 2/ 961؛ عضدالدوله، 70، 136؛ قس: نوایی، 240-241).محمدحسن خان سردار، پسر محمد خان زیاداوغلی، از خانهای خاننشین ایروان بود و بـا خانوادۀ سلطنتی قاجار قرابتی سببی داشت. او از اقوام و بستگان حاجی میرزا آقاسی بود و بهواسطۀ او در دستگاه عباس میرزا راه یافت. محمد خان در نخستین جنگ میان ایران و روسیه (1218- 1228 ق)، بیگلربیگی ایروان بود (هدایت، 9/ 400، 509، 510؛ سعادتنوری، 36) و در جریان این جنگها باآنکه بیگلربیگی، و از صاحبمنصبان دولت قاجار بود، اما با توجه به پیشروی نیروهای روسیه در قفقاز، برای حفظ موقعیت خود نیمنگاهی نیز به روسها داشت (هدایت، 9/ 408- 409؛ سپهر، 1/ 128؛ آیتاللهزاده، 8-10)؛ ازاینرو، عباس میرزا که به او اعتمادی نداشت، نخست مهدیقلی خان قاجار، و پس از وی احمد خان، بیگلربیگی تبریز و مراغه، و سرانجام حسین خان سردار (د 1244 ق)، از قاجارهای قزوین (معروف به ساریاصلان) که در خراسان به خدمت اشتغال داشت، را به حکمرانی ایروان گماشت. دورۀ حکمرانی حسین خان سردار تا پایان جنگهای دوم ایران و روسیه ادامه داشت و ازآنپس ایروان بنابه عهدنامۀ ترکمانچای (5 شعبان 1243 ق/ 21 فوریۀ 1828 م)، به اشغال نیروهای روسیۀ تزاری درآمد و ضمیمۀ خاک روسیه شد (سپهر، 1/ 157، 430؛ مفتون، 183-184، 188-190؛ خاوری، 1/ 165، 244، 259؛ سعادتنوری، 34؛ کازرونی، 62-63). پس از درگذشت محمد خان ایروانی در 1255 ق/ 1839 م، مناصب و مشاغل او ازجمله حکومت عراق [عجم] به پسرش محمدحسن خان سپرده شد. او نیز عبدالله خان، پسر خود را به نیابت به حکومت آنجا فرستاد. احترام محمدحسن خان در دربار محمد شاه (سل 1250-1264 ق/ 1834- 1848 م) تا به حدی بود که در سلام عام، سپر و دبوس به دست میگرفت و در صف شاهزادگان میایستاد (سپهر، 2/ 665، 741-742؛ اعتمادالسلطنه، همانجا؛ سعادتنوری، 37- 38). او همچنین مورد توجه حاجی میرزا آقاسی بود و حتى میرزا آقاسی او را «فرزندم» خطاب میکرد (همو، 37). این نزدیکی سبب شده بود هنگامیکه محمد شاه قاجار درگذشت، حاجی میرزا آقاسی که از سوءقصد مخالفانش نسبت به جان خود بیم داشت، نزد محمدحسن خان، در باغ سردار، پناهنده شود؛ اما بااینحال محمدحسن خان با توجه به روحیات منفعتطلبانۀ وی، به همراه میرزا یوسف مستوفیالممالک، صدرالممالک اردبیلی، عباسقلی خان جوانشیر، میرزا محمد خان سپهسالار و حسینعلی خان معیرالممالک، جزو هیئتی بود که به سفارت انگلستان رفتند تا مخالفت خود را با انتصاب دوبارۀ حاجی میرزا آقاسی به صدارت ابراز کنند (سپهر، 3/ 932-933، 935-937؛ سعادتنوری، 37).در همین زمان، اهالی عراق (اراک کنونی) نیز به تحریک غلامحسین خان سپهدار که سالها حاکم آنجا بود، سر به شورش برداشتند و خواستار عزل عبدالله خان شدند. سپهدار همچنین پسر خود محمدعلی خان را فرستاد تا فوج عراق را به سمت تهران حرکت دهد تا هنگام رسیدن نـاصرالدین شـاه (سل 1264-1313 ق/ 1848-1896 م) بـه این شهر به استقبال او رفته، و اظهار سرسپردگی کنند. محمدحسن خان که فوج عراق را جزئی از ابوابجمعی خود میدید کوشید تا از حرکت فوج جلوگیری کند و درنهایت حسینپاشا خان، فرمانده فوج مراغه، را به همراه شماری از هواخواهانش شبانه بر سر سربازان آن منطقه تازاند و آنان را خلع سلاح کرد. در آن زمان ناصرالدین شاه در قزوین بود و چون از این ماجرا آگاه شد، آن را به خودسری محمدحسن خان تعبیر کرد و نامهای توبیخآمیز به او نوشت که اگر بار دیگر از حد خود تجاوز کند، سرش را به باد خواهد داد. به همین سبب، محمدحسن خان هنگام ورود شاه به تهران، برخلاف دیگر درباریان به حضور شاه نرفت و در خانۀ خود به سر میبرد تا امیرکبیر به صدارت نشست و به وساطت او به نزد شاه، بار یافت (سپهر، 3/ 932-933، 940-941؛ سعادتنوری، 37- 38).محمدحسن خان در ۱۲۶۵ ق، به حکومت یزد منصوب شد و چنانکه مرسوم او بود و گاهی به محل حکومت نمیرفت، آقاخان ایروانی، برادرزادهاش، را به نیابت از خود به یزد فرستاد. در آن زمان بابیان در یزد ظهور کرده بودند و نظم و آرامش در آن محدوده از میان رفته بود. ازآنجاییکه آقاخان در مهار امور توفیقی نیافت، محمدحسن خانْ شیخعلی خان ماکویی، یکی از عموزادگانش، را به یزد فرستاد (سپهر، 3/ 1076؛ اعتمادالسلطنه، مرآة، 2/ 1050؛ جهانگیر میرزا، 329-330؛ بامداد، 1/ 332). در دوران حکمرانی محمدحسن خان سردار، عمارت دیوانی یزد مرمت شد (اعتمادالسلطنه، همان، 2/ 1138).محمدحسن خـان در 1267 ق، در سفر ناصرالدین شاه به اصفهان همراه امیرکبیر و تنی چند از درباریان، از ملتزمان رکاب بود. چون در این سالْ امیرکبیر از صدارت عزل شد و ناصرالدین شاه بر او خشم گرفت، دیمیتری دالگوروکی، سفیر روسیه در ایران، به خانۀ امیرکبیر رفت و اعلام کرد که او در حمایت روسیه است. ناصرالدین شاه محمدحسن خان را مأمور گفتوگو با سفیر روسیه کرد تا از او سبب ورود نظامیان روسی را به خانهای که مادر و خواهر شاه در آن اقامت دارند، جویا شود (سپهر، 3/ 1164-1165؛ اعتمادالسلطنه، همان، 2/ 1055؛ اقبال، 337). حتى برخی پژوهشگران محمدحسن خان سردار را یکی از دشمنان امیرکبیر و توطئهگر علیه او میدانند (آدمیت، 275).محمدحسن خان در نخستین سال صدارت میرزا آقا خان نوری (1222-1281 ق)، نشان تمثال همایونی دریافت کرد و 8 فوج از افواج قشون ایرانْ ابوابجمعی او شدند و 5 فوج نیز به پسرش، عبدالله خان میرپنج، سپرده شد (سپهر، 3/ 1196؛ اعتمادالسلطنه، همان، 2/ 1074، 1129، 1135). در 1268 ق، حکومت کرمان و بلوچستان نیز بر قلمرو حکومت محمدحسن خان افزوده شد و به مدت 3 سال بر کرمان حکم راند. در دوران حکومت خود بر کرمان به آبادانی این شهر توجه داشت. مرمت عمارت گنجعلی خان و برپایی باغ ناصریه (باغ شاهزاده ماهان)، ازجمله اقدامات اوست. همچنین وی چندین بـار برای سرکوب شورش بلوچها اقدام کرد و در این امر نیز موفق شد. محمدحسن خان در 1271 ق، در کرمان درگذشت (سپهر، 3/ 1220، 1233، 1256، 1279؛ فسایی، 1/ 803؛ اعتمادالسلطنه، تاریخ ... ، 3/ 1758- 1759، مرآة، 2/ 1134، 1147، 1161، 1183، 1186، 1215؛ احمدی، 228- 229). ماهرخسار خانم فخرالدوله، دختر عباس میرزا، همسر محمدحسن خان بود. ثمرۀ ازدواج این دو، محمد خان امیرپنجه، یوسف خان سرتیپ، ابوالفتح خان صارمالدوله، عبدالحسین خان فخرالملک (ناصرالسلطنه کفری)، فرخلقا خانم (همسر اسماعیل میرزا معزالدوله)، بدیعالجمال خانم (همسر انوشیروان میرزا ضیاءالدوله)، فاطمه خانم شمسالسلطنه (همسر داوود خان نوری) و هما خانم (همسر عبدالله میرزا نایبالایاله) بودند. محمدحسن خان پیش از فخرالدوله همسر دیگری نیز اختیار کرده بـود و از او هم صاحب پسری به نام عبدالله خان و دختری به نام آغابیگم بود (بامداد، همانجا؛ سپهر، 3/ 1164-1165؛ ظلالسلطان، 198؛ اعتمادالسلطنه، همان، 2/ 1262).محمدحسن خان در محدودهای که اشاره شد، گویا در سالهای پایـانی پادشاهـی فتحعلی شـاه قاجار (سل 1212- 1250 ق/ 1797-1834 م)، باغ سردار را با مساحتی حدود 80 هکتار، بیرون از دروازه شمیران (باروی شاهتهماسبی) بر پا کرد؛ ازاینرو، این باغ به «باغ بیرون» نیز شهرت داشت. قناتی نیز به نام آبسردار (نک : ه د، قنات سردار)، مخصوص آبیاری این باغ، در کنار دیوار شرقی باغ احداث شده بود که امروزه خشک شده است. این باغ در آن روزگار از بزرگترین باغهای تهران بود، چنانکه در آمار دارالخلافۀ تهران در 1269 ق، از آبادی باغ سردار، که مشتملبر باغ، حیاط اندرونی، حمام و طویله، بهاربند، کالسکهخانه و آشپزخانه بوده، یاد شده است. مطابق این آمار، آبادی اطراف باغ سردار نیز شامل 11 باب خانه، دو باب دکان، دو دستگاه کورۀ گچپزی، یک باب خانۀ باغبان، یک باب خانۀ قوشچی سردار، یک باب خانۀ موسى کالسکهچی، یک باب خانۀ علیقلی، یک باب خانۀ طبالچیها، یک باب خانۀ فراشباشیها، یک باب ملک سادات اخوی، یک قطعه باغ سادات اخوی، یک قطعه باغ حاجی ملا علی و دیگر املاک بوده است (ص 339). از این باغ در سالهای آغازین دورۀ قاجار، پیش از زمان تقسیم آنْ بیش از یکی ـ دو خاطره، آگاهی چندانی به دست نیامده است: نخست، به روایتی پس از درگذشت محمد شاه، حاجی میرزا آقاسی از ترس مخالفان و ناراضیان حکومت و دربار پیش از بستنشینی در حرم شاه عبدالعظیم، شبی را در باغ سردار به سر برد؛ دوم، در 1275 ق، 4 سال پس از درگذشت محمدحسن خان سردار، ناصرالدین شاه از شماری از محصلان در حال اعزام به اروپا در این باغ که هنوز تقسیم نشده بود، دیدار کرد (سپهر، 3/ 938-940؛ نیز انوار، 37).باغ سردار بیش از 30-40 سال دوام نیاورد، چنانکه هم خودِ محمدحسن خان، و پس از درگذشتش همسر وی، ماهرخسار خانم فخرالدوله، و هم دیگر ورثه، باغ را تکهتکه کردند و بهتدریج فروختند. بزرگترین این تکهها نصیب حاجی علی خان حاجبالدوله شد (نک : دنبالۀ مقاله) و قسمت باقیماندۀ باغ به خانهها و باغهای کوچک و بزرگی تبدیل شد. امروزه بیشترین قسمت باغ سردار تبدیل به محلۀ ایران در منطقۀ 12 شهرداری تهران شده است (نک : دنبالۀ مقاله). باغ سردار در 1284 ق در دورۀ ناصری، پس از گسترش شهر تهران داخل محـدودۀ شهری، بر مرغوبیتش افـزوده شد و از زمین دورافتاده به زمین مرغوب آن روزگار بدل، و بارها تقسیم گشت. این وضع تا 1309 ق، که نجمالدوله نقشۀ تهران را ترسیم کرد، ادامه داشت؛ زیرا در این نقشه، باغ سردار بهطور مبهم تقسیم شده است. از نخستین تقسیمهای این باغ اسنادی در دست نیست، اما عبدالله مستوفی به فروش زمینهای باغ سردار اشاره کرده است. ازآنجـاکه منزل پـدر عبدالله مستوفـی، میـرزا نصـرالله مستوفی، در خیابان سرچشمه، حوالی کوچۀ میرزا محمود وزیر قرار داشت، میتوان دریافت ملک پدری عبدالله مستوفی از زمینهای جنوبی باغ و املاک ورثۀ فخرالدوله بوده است (مستوفی، 1/ 168؛ نیز نک : دنبالۀ مقاله). در نقشۀ نجمالدوله، وضعیت دیوار شمالی باغ سردار و مطابقت آن با نقشههای امروزی در حوالی شمال شرقی خیابان ایران، در چهارراه آبسردار، و باغ و عمارت مجدالملک سینکی ترسیـم شده است که بانی آن میـرزا تقی خان منشی حضور بود که سپستر ملقب به مجدالملک شد. او از رجال باسواد دورههای ناصری و مظفری، و مدتی کوتاه هم در کابینۀ مشیرالسلطنه پس از مشروطه، وزیر تجارت بود. این عمارت هنوز پابرجاست و نمونهای از سبک معماری سالهای پایانی دورۀ ناصری است. آنچه از بنای آن تغییر یافته، سردر قدیمی بزرگ و هشتی آن است که در دورۀ پهلوی دوم به دکاکین بـدل شد. این خانه مالکان زیادی به خود دید و آخرین مالک آن در سالهای پیش از انقلاب 1357 ش، دکتر سمیعی بود و پس از آن، به مصادرۀ بنیاد مستضعفان درآمد و به مدرسهای به نام اندرزگو بدل شد؛ سپس با پیگیریهای بسیار به نگارخانهای تبدیل شد که امروزه گنج پنهان نام دارد (رهنما، 8؛ انوار، 40-41؛ تهراننگاری، 34؛ نقشه، بش ). طبق نقشۀ نجمالدوله، در سمت چپ (غرب) خانۀ مجدالملک یخچال دودیوارهای، معروف به یخچال سنگی، ترسیم شده است. این یخچال تا سالهای میانی دورۀ پهلوی اول بر جا بود و زمستانها با آب قنات سردار، برای تابستانْ یخ تهیه میکردند؛ سپستر این یخچال به خانه و حسینیه بدل شد. طبق نقشۀ نجمالدوله، سمت چپ این یخچال زمینهای بایر سادات اخوی ترسیم شده (نک : دنبالۀ مقاله)، و جلو آن یک زمین بایر چهارضلعی دیگری است و در کنار آن خانۀ شخصی به نام حبیب ترسیم شده که به نوشتۀ عبدالله انوار (ص 39-41)، طبق بنچاقی بهجامانده، متعلق به شخصی به نام حبیب، از کسبۀ محل بوده است. امروزه در این ملک داروخانه و چند خانۀ جدید بر پاست. در غرب منزل حبیب هم خانۀ میرزا ابراهیم خان مستوفی پستخانه، که از محاسبان پستخانه بوده، و زیر نظر میرزا علی امینالدوله کار میکرده، جای داشته است.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید