ایلچی، باغ
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 2 آبان 1405
https://cgie.org.ir/fa/article/287119/ایلچی،-باغ
دوشنبه 4 آبان 1405
چاپ شده
4
ایلچی، باغ \bāq-e īlčī \، باغی در جنوب محلۀ بازار تهران در دورۀ قاجاریه که امروزه بر جای نمانده است. ایلچی در زبان ترکی بهمعنای فرستاده و سفیر است (نک : لغتنامه ... )، اما امروزه کاربرد آن بدین معنی در زبان فارسی منسوخ شده است. منظور از ایلچی در نام این باغ، اشاره به سفرای انگلیس در ایران است که در دورهای در آنجا اقامت داشتهاند. سِر گور اوزلی، نخستین سفیر دائمی بریتانیا در ایران، در شوال 1226/ نوامبر 1811 به تهران رسید و نخست، در سرای حاجی محمدحسین خان امینالدوله اقامت گزید (اعتمادالسلطنه، 1/ 860). وی مأموریت داشت از شاه، زمینی مناسب برای ساخت بنای سفارتخانۀ انگلیس در تهران هدیه بگیرد و عمارتی در آن بنا نهد که نمادی از پایداری روابط بریتانیا و ایران باشد و مردم را تحتتأثیر قرار دهد. بودجهای که اوزلی برای هزینههای ساختوساز تا مرحلۀ مبلمان دریافت کرد، حدود 000‘8 لیره بود (رایت، 19-20). اوزلی با رایزنیهای خود توانست قطعهزمینی در جنوب محلۀ بازار در نزدیکی دروازۀ شاه عبدالعظیم از فتحعلی شاه (سل 1212-1250 ق/ 1797-1834 م) بهعنوان هدیه دریافت کند. این زمین از آنِ زنبورکچیباشی بود که به فرمان فتحعلی شاه به سفیر انگلیس واگذار شد (کرزن، 1/ 405؛ آلمانی، 3/ 763). در نقشۀ سروان ناسکوف از تهران که در ۱۲۴۱ ق/ ۱۸۲۶ م در عهد فتحعلی شاه به چاپ رسیده است، باغ ایلچی در جنوب محلۀ بازار، و متصل به دیوار حصار صفوی با عنوان «باغ متعلق به سفیر انگلیس» جانمایی شده است (تهراننگاری، ۳). این باغ با یک گذر شرقی ـ غربی، از سفارتخانۀ انگلیس یا «خانۀ متعلق به سفیر انگلیس» جدا، و عرصهای چون میدانگاهی میان این دو بنا رسم شده است (همانجا). اگرچه این نقشه دقت بالایی ندارد و در حد یک کروکی نظامی است، کرتبندی داخل باغ ایلچی نیز در آن ترسیم شده است (همانجا؛ برای ملاحظۀ نسخۀ واضحتر نقشه، نک : مهریار، ۱۴۸). باغ به 8 کرت تقریباً برابر تقسیم شده است؛ دو خیابان اصلی که محورهای تقارن باغ نیز هستند، آن را به 4 قسمت تقسیم کردهاند. سپس، در هر ربع باغ، دو کرت مستطیلیِ کشیده با خیابانِ دیگری در میانشان دیده میشود (همانجا).در نقشۀ برزین، که در روزگار پادشاهی محمد شاه قاجار ترسیم، و در 1268 ق/ 1852 م به چاپ رسیده، باغ ایلچی با نام «باغ انگلیس» جانمایی شده است و در حدفاصل آن با عمارت سفارت انگلیس، میدان نسبتاً وسیعی جا دارد (تهراننگاری، ۵، ۷). در آمار دارالخلافۀ تهران مربوط به ۱۲۶۹ ق، باغ ایلچی بازهم با نام «باغ انگلیس»، و به نشانی محلۀ بازار، گذر خداآفرین ثبت شده است (ص ۱۵۲). در نقشۀ کرشیش، که ترسیم آن به دورۀ ناصری، و به سال ۱۲۷۵ ق/ 1859 م بازمیگردد، این باغ با نام «باغ وزیرمختار انگلیس» در جنوب گذار لوطی صالح در محلۀ بازار نشان داده شده است (تهراننگاری، ۱۸). در این نقشه، نسبت به نقشههای پیش از آن، میدانگاه میان باغ و عمارت ایلچی با وسعت کمتری ترسیم شده که ممکن است حاصل دقت بیشتر نقشه یا پیشروی باغ یا عمارت در میدان باشد. در سال ۱۲۷۸ ق، سفارتخانۀ انگلیس به محل کنونی آن در خیابان فردوسی، که در آن روزگار به نام خیابان باغ ایلخانی و خیابان سفرا خوانده میشد، انتقال یافت (بلاغی، ۲۴۱؛ معتمدی، 259-260) و باغ ایلچی در اختیار افراد دیگری قرار گرفت. در نقشۀ نجمالملک از تهران، که در ۱۳۰۹ ق/ 1892 م به چاپ رسیده، گذرگاه میان باغ و اقامتگاه پیشین سفیر بریتانیا، گذر باغ ایلچی خوانده شده است، و زمینی که باغ در آن قرار داشت، با کوچهای شمالی ـ جنوبی دو نیم شده است (تهراننگاری، ۴۰). در نیمۀ شرقی آن، «عمارت مستغلات (؟) آقای عزیزالسلطان» نگاشته شده است. نام نیمۀ غربی باغ نیز که با برشی عرضی تقریباً نصف شده، به «باغ زنبورکچیباشی» تغییر یافته است (همانجا). گویا باغ ایلچی از این زمان، پاتوق سردستۀ مطربها و گروههای نمایش روحوضی شد (احمدی، ۸). اسماعیل بزاز مسیر زندگیاش در باغ ایلچی تغییر کرد، و مراوده با سردستههای حاضر در این باغ و جذبشدن او به نمایش روحوضی سبب شد که از بزازی دورهگرد، به یکی از معروفترین هنرمندان نمایش روحوضی بدل شود (همو، ۹). گویا زنبورکچیباشیای که عمارت و بخشی از باغ سفارت انگلیس در نقشۀ عبدالغفار (۱۳۰۹ ق) به نام او ثبت شده است، از اخلاف محمد خان زنبورکچی، مالک اولیۀ باغ و حمام زنبورکچی بود (سالور، ۷/ ۵۰۳۶). دربارۀ اینکه باغ ایلچی تا چه زمانی باقی بود، آگاهی چندانی در دست نیست. در نقشۀ کارل بدکر از تهران، که ترسیم آن را حدود سال ۱۳۳۲ ق/ 1914 م آوردهاند، نام باغ ایلچی و گذرگاههای اطرافش نوشته نشده، اما همچنان قسمت شمالی آن بهصورت باغ ترسیم شده است (تهراننگاری، ۹۱).برخی تاریخنگاران متأخر، باغ ایلچی را با محل کشتهشدن گریبایدوف یکی دانستهاند (شهیدی، ۴۳، ۵۶؛ بامداد، ۴/ ۳۵۲؛ مدنی، ۱/ ۴۰-۴۲)؛ اما محل سفارت روسیه در دورۀ فتحعلی شاه یا همان اقامتگاه گریبایدوف در خانۀ یکی از شاهزادهها، در نزدیکی سفارت انگلیس، در کوچۀ ارامنه، متصل به حصار جنوبی شهر (حدود خیابان مولوی کنونی) در محلۀ بازار بوده است (معتمدی، ۲۶۶؛ نوربخش، ۱/ ۲۷۸). الکساندر گریبایدوف در رجب ۱۲۴۴/ ژانویۀ 1829 وارد تهران شد و یک ماه بعد، در شعبان همان سال به قتل رسید (مدنی، ۱/ ۴۱-۴۲، حاشیۀ ۱). با توجه به اقامت کوتاهش در تهران، این فرض که به محل اقامت او هم باغ ایلچی میگفتند، صحیح به نظر نمیرسد. محل اقامت گریبایدوف بخشی از باغ ایلچی انگلیسیها هم نبود، چون در خاطرات لیدی شیل به نزدیکبودن سفارت پیشین روسیه به سفارت و باغ انگلیس اشاره شده است (ص ۱۳۵). شیل یکینبودن باغ ایلچی و محل سفارت پیشین روسیه را چنین بیان میکند که «از محل سفارت روسیه نیز که پس از آن واقعه، دیگر مورد استفاده قرار نگرفت، هماکنون بهعنوان اصطبل شترهای زنبورکچیهای سلطنتی بهرهبرداری میشود» (ص ۱۳۷). لیدی شیل، همسر جاستین شیل، سفیر انگلیس در ایران در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه (1264-1313 ق/ 1848- 1896 م)، در سالهای ۱۲۶۵- ۱۲۶۹ ق در تهران به سر میبرد (ابوترابیان، ۱). وی باغ سفارتخانه را «محل تفرج روزانه» معرفی (ص ۷۷)، و آن را چنین توصیف کرده است: «باغ سفارتخانۀ ما تفریحگاه درهموبرهمی بود، در آنجا درختهای سرو در ردیفهای عمود بر هم و با وضع غمناکی شبیه یک قبرستان کاشته شده بود که وجود چند قبر کوچک متعلق بـه فرزندان یکی از سفرای سـابق ــ کـه بهصورت مشخصی در باغ وجود داشتند ــ منظرۀ آن را تکمیل میکرد و بر حالت افسرده و دلتنگکنندۀ باغ میافزود» (ص ۷۷- ۷۸).چنانکه او نوشته است، باغ ازطریق قنات آبیاری میشد و هر هفته به مدت دو روز و دو شب، نوبت آب سفارتخانۀ انگلیس بوده است. بهسبب استقرار باغ در انتهای جنوبی شهر و کمبود آب، گاه پیش میآمد که بین نوکران سفارتخانه و مردم بر سر آب بحث یا حتى دعوایی درگیرد (ص ۱۰۵، ۱۰۶). به ادعای او، باغبانهای این باغ، زردشتی، و همگی از زردشتیان یزد بودند و بهطورکلی، بیشتر زردشتیانی که به تهران میآمدند، در باغ ایلچی سکنا میگزیدند و به این باغ، همچون پناهگاه نگاه میکردند. او نوشته است که بارها شمار بسیاری از زردشتیان را، که گاه بیش از 200 تن بودند، گرداگرد یکدیگر در زیر درختان باغ دیده است (ص ۷۸). همچنین، به گفتۀ او باغ ایلچی یک روز در سال، روز سیزدهبهدر، محل تفرج و گردش زنان تهرانی میشد و زنان از همۀ طبقات اجتماعی از صبح تا غروب به این باغ میرفتند (ص ۷۹-۸۰).
آلمانی، هانری رنه د، از خراسان تا بختیاری (سفرنامه)، ترجمۀ علیمحمد فرهوشی، تهران، 1335 ش؛ آمار دارالخلافۀ تهران، به کوشش سیروس سعدوندیان و منصوره اتحادیه، تهران، ۱۳۶۸ ش؛ ابوترابیان، حسین، مقدمه بر خاطرات (نک : هم ، شیـل)؛ احمدی، مرتضى، کهنههای همیشهنو ( ترانههای تختحوضی)، تهران، ۱۳۸۰ ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ۱۳۶۷ ش؛ بامداد، مهدی، شرححال رجال ایران در قرن ۱۲، ۱۳ و ۱۴ هجری، تهران، ۱۳۵۳ ش؛ بلاغی، عبدالحجت، تاریخ تهران (قسمت مرکزی و مضافات)، قم، ۱۳۵0 ش؛ تهراننگاری؛ رایت، دنیس، انگلیسیان در ایران در روزگار پادشاهان قاجار، ترجمۀ غلامحسین صدریافشار، تهران، ۱۳۵۷ ش؛ سالور، قهرمان میرزا (عینالسلطنه)، روزنامۀ خاطرات، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران، ۱۳۷۴ ش؛ شهیدی مازندرانی، حسین، سرگذشت تهران، تهران، ۱۳۸۳ ش؛ شیل، مری، خاطرات، ترجمۀ حسین ابوترابیان، تهران، ۱۳۶۸ ش؛ کرزن، ج. ن.، ایران و قضیۀ ایران، ترجمۀ غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، ۱۳۷۳ ش؛ لغتنامۀ دهخدا؛ مدنی، جلالالدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم، ۱۳۸۷ ش؛ معتمدی، محسن، جغرافیای تاریخی تهران، تهران، ۱۳۸۱ ش؛ مهریار، محمد و دیگران، اسناد تصویری شهرهای ایرانی دورۀ قاجار، تهران، ۱۳۷۸ ش؛ نوربخش، مسعود، تهران به روایت تاریخ، تهران، ۱۳۸۰ ش.
مریم عمّارلو
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید