انصاری
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
پنج شنبه 30 مهر 1405
https://cgie.org.ir/fa/article/287081/انصاری
دوشنبه 4 آبان 1405
چاپ شده
4
انصاری \ansārī\، نوشآفرین، پیشگام کتابداری نوین در ایران، استاد کتابداری و اطلاعرسانی، استاد ادبیات کودک، نویسنده، مترجم، پژوهشگر، دبیر شورای کتاب کودک و از مدیران و طراحان فرهنگنامۀ کودکان و نوجوانان.
او در سال 1318 ش، هنگامیکه پدرش، عبدالحسین مسعود انصاری، از کارمندان عالیرتبۀ وزارت امور خارجه، بهعنوان ژنرال کنسول ایران در هند مأموریت داشت، در شهر سمیلای هند، واقع در کوهپایههـای هیمالیا زاده شد. مادر نوشآفرین، فاطمه مسعود انصاری، نوادۀ شاه بیگم خان، ملقب به ضیاءالسلطنه، دختر فتحعلی شاه قاجار (سل 1212-1250 ق/ 1797-1834 م)، و دانشآموختۀ رشتۀ آموزش کودکان پیشدبستانی از کشور آلمان بود؛ فاطمه از نخستین زنان ایرانی دانشآموختۀ اروپا به شمار میرفت (انصاری؛ محتشمیپور، 3). خانوادۀ نوشآفرین بهسبب حرفۀ پدر، پیوسته در سفر بودند. او دوساله بود که پدرش در فروردین 1320 به سفارت ایران در سوئد منصوب شد و به همراه خانواده به سوئد رفت، تاآنکه در آذر 1324، پدرش به سِمَت استاندار گیلان تعیین شد و از آنجا به گیلان رفتند (نک : مسعود، 3/ 141، 203). این دوره، همزمان با آغاز تحصیلات ابتدایی نوشآفرین در رشت بود؛ این موضوع برای کودکی که با زبان فارسی بهخوبی آشنایی نداشت، دشوار مینمود. انصاری از آموزگار خود، خانم وحدانی که در گذر از این دوره همراهیاش کرده بود، بهنیکی یاد میکند. پدرش در پاییز 1326، فرمان استانداری اصفهان را دریافت کرد و خانوادهاش از رشت راهی اصفهان شدند. سپس در خرداد 1328، پدرش بهعنوان سفیر ایران در افغانستان منصوب شد (همو، 4/ 5، 73). بنابراین، آموزش نوشآفرین در ایران ناتمام ماند و همراه با خانواده به کابل رفت. وی در این شهر در مدرسۀ «مستورات» ادامۀ تحصیل داد. نوشآفرین در کابل، نزد باستانشناسی فرانسوی و همسر وی زبان فرانسه را آموخت (انصاری). مادرش از دوران کودکی در سفرها، به کمک دکلمه و مشاعره، او را با اشعار فردوسی و سعدی آشنا کرده بود. هنگامیکه در کابل بودند، نوشآفرین در مسابقۀ شاهنامهخوانی، گوی سبقت را از دیگر شرکتکنندگان ربود و سعید نفیسی شاهنامهای چاپ سنگی به او اهدا کرد. در دیماه سال 1330، خانوادۀ انصاری از کابل راهی شیراز شدند (مسعود، 4/ 175)، زیرا پدرش استاندار فارس گشته بود. او در نیمۀ سال تحصیلی به مدرسهای در شیراز رفت. لهجۀ دری او سبب ریشخندشدنش ازسـوی همشاگردیهایش میشد (انصاری). در سال 1331 ش، پدرش سفیر ایران در هلند شد (مسعود، 4/ 254). این بار، نوشآفرین در هلند، در مدرسۀ کاتولیک «قلب مقدس» به مدت یک سال و نیم نزد خواهران روحانی آموزش دید. پدر و مادر وی که به فرهنگ شرقی و اسلامی توجه داشتند، بر آن شدند تا نوشآفرین نوجوان را به جای آموزش در مدرسههای مختلط بینالمللی در لاهه، به صومعۀ بانوان مریم در بروکسل بلژیک بفرستند. او در آنجا زبان لاتین را آموخت. نوشآفرین از این دوران بهتلخی یاد میکند و از حس نژادپرستی اروپاییان، قوانین خشک و بیچونوچرای صومعه، نبود آزادی در انتخاب کتاب و حتى نبود آینه سخن میگوید؛ هرچند که وی شبها به کمک چراغقوهای، در زیر پتو کتاب میخواند؛ البته این دوره فرصتی برای نوشآفرین جوان پیش آورد تا با هنر غرب، بهویژه نقاشی، آشنا گردد. در سال 1333 ش، پدرش دوباره به شرق بازگشت و این بار، سفیر ایران در پاکستان شد. نوشآفرین که تا این زمان با زبان انگلیسی آشنایی نداشت، در مدرسۀ کاتولیکی کراچی آن را آموخت (محتشمیپور، همانجا). پس از چندی، نوشآفرین برای ادامۀ تحصیل به مدرسهای شبانهروزی در انگلستان فرستاده شد (انصاری)، و در 1337 ش به ایران بازگشت. او علاقهمند به تحصیل در رشتۀ حقوق بود، ولی برای تحصیل در این رشته نیاز به تسلط به زبانهای فارسی و عربی داشت. ازاینرو، از مهدی محقق که در آن زمان دانشجوی دورۀ دکترا بود، خواسته شد تا به وی فارسی و عربی بیاموزد. شمار جلسههای آموزش او به 10 جلسه نرسیده بود که پدر نوشین بهعنوان سفیر ایران در اتحاد جماهیر شوروی منصوب، و همراه خانواده راهی مسکو شد. در آن دوران، رسم بود که سفیران، فرزندان خود را که با چند زبان آشنا بودند، راهی سویس میکردند تا در آنجا مترجمی بیاموزند و در وزارت امور خارجه استخدام گردند؛ اما چون تسلط نوشآفرین به زبان فارسی برای تحصیل در رشتۀ مترجمی کافی نبود، با توصیۀ محمدعلی جمالزاده، دوست پدرش، در رشتۀ کتابداری به ادامۀ تحصیل پرداخت. مسافرتها، تجربهها و آشنایی با فرهنگهای گوناگون، از او شخصیتی برونگرا و اجتماعی ساخته بود که مناسب فراگیری رشتۀ کتابداری بود؛ پس در مدرسۀ مطالعات اجتماعی ژنو مشغول تحصیل در این رشته شد و در 1340 ش، موفق به گرفتن فوق دیپلم کتابداری گردید. نوشآفرین در دوران اقامتش در ژنو، در ضمن معاشرت با جمالزاده و همسرش، بخت یارش شد و با بزرگانی چون ایرج افشار، احسـان یارشاطر، محمد معین و بزرگ علوی نیز آشنا گردید که در سرنوشت و دیدگاه وی تأثیر فراوانی داشتند. او دلبستگی بسیاری به کتابداری، بهویژه گذراندن دورههای کارورزی این رشته داشت. هنگامیکه پدرش در آذر سال 1340 سفیر ایران در هند گردید، او نیز راهی این کشور شد تا به فعالیتهایش در زمینۀ کتابداری ادامه دهد. هرچند در آن زمان، در هند، رشتۀ کتابداری تا دورۀ دکترا آموزش داده میشد، ولی وی به دلایل شخصی، تصمیم گرفت در کتابخانۀ عمومی دهلی داوطلبانه مشغول به کار گردد. کار داوطلبانه جزئی از سرشت او شد؛ چنانکه تاکنون (1394 ش)، بیش از 50 سال است که با شورای کتاب کودک بهطور داوطلبانه همکاری میکند. نوشآفرین در دوران اقامت و تجربهاندوزیاش در هند، با کتابداران و بسیاری از افراد با کیشها و آیینهای گوناگون آشنا گشت. همزیستی هندیان در کنار یکدیگر، با وجود باورهای دینی مختلف، برایش تجربهای ارزشمند بود. در این دوران با مکتب «جواهر لعل نهرو» و «ایندیرا گاندی» نیز آشنا، و نهال صلح و دوستی و عشق به مردم در وجودش کاشته شد (محتشمیپور، 403). دورۀ اقامت انصاری در کشور هند همزمان با فعالیتهای جواهر لعل نهرو و ابوالکلام آزاد برای گسترش کتاب و کتابخوانی بود. یونسکو نیز بر آن بود تا کتابخانۀ عمومی نمونهای برای کشورهای آسیایی دایر کند و دهلی را برای این کار برگزیده بود. نوشآفرین که در این دوران در دهلی بود، مدت کوتاهی به دانشکدۀ کتابداری دهلی رفت؛ ولی چون بیشتر به کارهای عملی و محیطهای عمومی تمایل داشت، بدون دریافت دستمزد، داوطلبانه در چند کتابخانۀ عمومی در دهلی نو و کتابخانۀ بزرگ دهلی کهنه کار میکرد. او روزی نهرو را از نزدیک دید و از وی اجازه گرفت که بدون مجوز به کتابخانه برود. پدر نوشآفرین که هندشناسی برجسته بود، نقش ویژهای در آموزش دخترش داشت. در 1342 ش، او به همراه پدرش به تهران بازگشت (محمدی، 8/ 256- 259). پس از بازگشت به وطن، محمدعلی جمالزاده در توصیهنامهای به ایرج افشار، رئیس وقت کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران، از وی خواست کاری در کتابخانه به این کتابدار جوان داده شود. نوشآفرین بنابه درخواست ایرج افشار، سرپرستی بخش فنی کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران را به عهده گرفت. او همچنین به انجمن کتاب راه یافت و در دفتر مجلۀ راهنمای کتاب به ساماندهی مکاتبات پرداخت (محتشمیپور، 4). در دانشگاه تهران، لیلی آهی به او سفارش کرد تا با نهاد نوپای «شورای کتاب کودک» همکاری کند که نخستین تجربۀ وی در عرصۀ ادبیات کودک بود. در آن زمان، در ایران هیچ دورۀ رسمی دانشگاهیای برای کتابداری وجود نداشت؛ ولی از همان آغاز، یکی از هدفهای شورای کتاب کودک، ایجاد کتابخانه در مدرسههای ایران بود. پس به پیشنهاد توران میرهادی، کارگاهی برای آموزش کتابداری با تدریس نوشآفرین در مدرسۀ «روش نو» که مدیریت آن را عباس یمینی شریف بر عهده داشت، برگزار شد. پس از این تجربه، به درخواست رکنالدین همایونفرخ، رئیس کتابخانۀ پارک شهر، برای برگزاری دورهای دیگر با موضوع ارائۀ خدمات در کتابخانههای عمومی، از او دعوت به همکاری شد. تجربۀ کارکردن در کارگاه به وی آموخت که کتابدار به ابزارهای مناسب برای تنظیم کتابها نیاز دارد؛ پس به فکر تهیه و نشر ردهبندی دیویی افتاد تا کودکان بتوانند بهآسانی کتابهای مورد نظر خود را در قفسههای کتابخانه بیابند. در این زمان، کتابخانههای سنتی دانشگاه نیز دستخوش تغییر شده بود و بحث کتابخانۀ باز و ردهبندی موضوعی مطرح بود. وی با علیاکبر جانا، مسئول کتابخانۀ علوم اداری دانشگاه تهران گفتوگو کرد. به پیشنهاد نوشآفرین، کتابهای این کتابخانه به شیوۀ ردهبندی سادۀ دیویی تنظیم گشت. نوشآفرین تدریس و نگارش را از مهمترین تلاشهای عرصۀ اجتماعی میداند. او به درخواست لیلی آهی، برای سپاه دانش کتابی به نام تأسیس کتابخانه در روستا نوشت. سپس مقالۀ «کتابخانههای عمومی در هند» را به فـارسی برگرداند که در مجلۀ راهنمای کتاب چاپ شد (نک : امینی، 17-20). در همین سالها، تأسیس نخستین کتابخانۀ عمومی کودکان در پارک خیام ازسوی شورای کتاب کودک بـه وی پیشنهاد شد. او در آذر 1342 با مهدی محقق، استاد زبان فارسیاش که از خانوادهای روحانی بود، ازدواج کرد. مراسم ازدواج او بهسادگی برگزار شد. ایشان در 1343 ش صاحب نخستین فرزند خود، عباس، و در 1348 ش صاحب دومین فرزند خویش، هستی، شدند (انصاری). مهدی محقق در 1344 ش از سوی دانشگاه مکگیل کانادا برای تدریس زبان فارسی دعوت شد و فرصت مناسبی پیش آمده بود تا نوشآفرین ادامۀ تحصیل دهد (محتشمیپور، همانجا). پس از مصاحبهای، تشخیص داده شد که نوشآفرین با گذراندن 6 درس، بهعنوان پیشنیاز، توانایی شرکت در مقطع فوق لیسانس کتابداری و اطلاعرسانی را دارد. این درسها شامل مطالعات اسلامی نیز بود. وی در 1346 ش از پایاننامۀ خود با عنوان طرحی برای توسعۀ کتابخانههای عمومی در ایران دفاع کرد و فوق لیسانس کتابداری و اطلاعرسانیاش را گرفت (انصاری). در سال 1344 ش، نخستین گفتوگوها دربارۀ تشکیل انجمن کتابداران آغاز شده بود. از فعالیتهای مهم انجمن در آن دوره، راهاندازی کمیتههای انتشارات، آموزش، روابط عمومی و امور بینالملل بود. نوشآفرین انصاری از 1347 ش مسئولیت کمیتۀ آموزش این انجمن را عهدهدار بود. توجه دقیق به تجربههای جهانی، و حضور پیوستۀ کتابداران ایرانی در جهان از هدفهای مهم انجمن به شمار میرفت. وی که در این سال از کانادا به ایران بازگشته بود، به همراه فرخنده سعیدی بهعنوان نخستین استادیار رشتۀ کتابداری دعوت به کار شد. او سپس عضو هیئت علمی گروه کتابداری دانشکدۀ علوم تربیتی دانشگاه تهران شد و ازسوی دکتر سید حسین نصر، رئیس دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، 3 سال مدیریت کتابخانۀ این دانشکده را بر عهده داشت. نوشآفرین نخستین بانوی ایرانی است که به این سمت رسید. از برجستهترین اقدامات وی در این دوره، فعالسازی بخش مرجع، و استخدام نیروهای متخصص بود. ردهبندی دیویی 000‘5 جلد کتاب و راهاندازی سیستم باز کتابخانه از دیگر نوآوریهای وی به شمار میرود. او همچنین دستور تخلیۀ تالار کتابهای وقفی استاد علیاصغر حکمت را با اجازۀ خود ایشان، و تبدیل آن تالار به بخش مرجع، برای استفادۀ مراجعان صادر کرد. جداسازی بخش مجلات نیز از دیگر تلاشهای وی بود (محتشمیپور، 11). انصاری در سال 1350 ش ازسوی دکتر کاردان، رئیس دانشکدۀ علوم تربیتی، به مدیریت گروه کتابداری منصوب شد. در 1355 ش، او جهت گذراندن دورۀ دکترا به کانادا رفت و در دانشگاه تورنتو درسهای دورۀ دکترا و امتحان جامع را پشت سر گذاشت. موضوع رسالۀ دکتری نوشآفرین، تطور تاریخی کتابخانههای عمومی در ایران، به راهنمایی استاد راجر سیوری، صفویهشناس نامدار بود. وی برای تهیۀ منابع لازم به ایران آمد تا نقش کتابخانه در تفکر دانشمندان ایرانی و تأثیر تفکر غرب در چند سدۀ گذشته را در این زمینه ارزیابی کند. بازگشت او به ایران همزمان با رویدادهای انقلاب اسلامی بود؛ ازاینرو، از بازگشت به کانادا صرف نظر کرد. بعدها، بخشهایی از پایاننامۀ وی به چاپ رسید. نوشآفرین افزونبر فعالیتهای فرهنگی و ادبی، وظیفۀ مهم مادری را هم همواره بر دوش داشت. در 1357 ش که مدرسهها تعطیل شده بودند، او با خواندن خاطرات اعتمادالسلطنه و شرح واژگان آن، برای هستی، دختر نُهسالهاش، زبان فارسی او را که بهسبب اقامت در کانادا ضعیف شده بود، تقویت کرد (انصاری). نوشآفرین از سال 1347 تا 1377 ش در دانشگاه تدریس کرد. وی دورۀ فوق لیسانس تاریخ را نیز گذراند و در طی آن، از محضر استاد عباس زریاب خویی و دکتر اسماعیل رضوانی بهرهها برد. او در حوزۀ تاریخ، به نگارش مقالاتی همت گماشت که برای نمونه میتوان به «اسناد وقفی آستان قدس رضوی» و «اسناد حزب اعتدالیون و اجتماعیون» اشاره کرد. در سالهای وقوع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها، کتاب مدخل تاریخ شرق اسلامی را که از مرجعهای مهم تاریخ اسلام است، ترجمه کرد که در دورۀ ششم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران (1366 ش)، ازطرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بهعنوان کتاب سال برگزیده شد. انصاری که پایهگذار گروه ترویج کتابخوانی در شورای کتاب کودک است، بر نقش کتابداران ماهر و نوآور بهعنوان ترویجکنندگان کتابخوانی تأکید دارد. این شورا افزونبر تأسیس کتابخانههای ثابت و سیار، مؤسس کتابخانه در «خانۀ کتابدار و ترویج خواندن» نیز است (امینی، 20؛ محتشمیپور، 5). توران میرهادی، استاد پیشکسوت ادبیات کودکان و نوجوانان، حضور پرثمر ایران در عرصۀ ادبیات کودکان جهان را مدیون انصاری میداند. برای نمونه، او بارها در جمع داوران جایزۀ هانس کریستین آندرسن، و در میان پژوهشگران کتابخانۀ بینالمللی مونیخ و نیز در چندین کنگرۀ بینالمللی حضور داشته است. انصاری در نمایشگاه دوسالانۀ تصویرگری براتیسلاوا نیز شرکت داشته است.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید