امین الضرب
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
یکشنبه 19 مهر 1405
https://cgie.org.ir/fa/article/287040/امین-الضرب
دوشنبه 27 مهر 1405
چاپ شده
4
امین الضرب \amīn-oz-zarb\، عنوان دو تن از رجال دورۀ قاجار:
محمدحسن اصفهانی، مشهور به كمپانی، از بازرگانان مشهور دورۀ ناصرالدین شاه بود كه مدتی ریاست ضرابخانۀ رسمی كشور را در دست داشت. محمدحسن در كودكی، پدرش را از دست داد و دوستان پدرش اندكی خرج راه فراهم كردند و او را از كرمان به اصفهان برگرداندند. او پس از مدتی، از آنجا برای كسبوكار روانۀ تهران شد (امینالضرب، 191-194) و چندی بهتنهایی به تجارت بیرونق سرگرم بود، تا اینکه با تاجری اروپایی آشنا، و تااندازهای شریك شد. چون درستكار و مردمدار بود، در اندكزمانی، اعتماد همگان را جلب كرد و كارش رونق گرفت (همو، 191-201). كمكم قبول برات بزرگان و رجال او را به شهرت رساند و با درباریان و شخص شاه ارتباط پیدا كرد (همو، 202). در همین زمان بود كه در یك معاملۀ بزرگ تریاك سود سرشاری برد و رشك همگان را برانگیخت، چنانکه نزد شاه به بدگویی از او پرداختند (همو، 208- 209).
دارالضرب دولتی تا 1290 ق/ 1873 م بهصورت ارثی در اختیار خاندان معیرالممالك قرار داشت. در این وقت، آخرین بازماندۀ این دودمـان ــ دوستعلـی خـان نظـامالدولـه ــ درگذشـت. پسـر او، دوستمحمد خان كه درضمن داماد ناصرالدین شاه نیز بود، علاقهای به تصدی کار پدر در خود نیافت و آن را رها كرد. به دنبال آن، ناصرالدین شاه ادارۀ ضرابخانه را به آقا ابراهیم امینالسلطان واگذار نمود كه جز آن، صاحب مشاغل متعدد بود (بامداد، 3/ 350-351). از 1293 ق/ 1876 م ضرابخانۀ دولتی متحول شد و بهصورت رسمی درآمد. تا آن زمان، بهجز تهران، در بیشتر شهرها سكههای طلا، نقره و مس با اندازهها و عیارهای مختلف ضرب میشد. با ایجاد ضرابخانۀ واحد، ماشینآلات جدیدِ ضرب سكه از آلمان وارد شد. در آغاز، امینالسلطان، محمدحسن را بهعنوان دستیار انتخاب كرد و سپس امور آنجا را به او سپرد و لقب امینالضرب به وی اعطا شد (اعتمادالسلطنه، المآثر ... ، 110؛ امینالضرب، 211؛ صفایی، 142). در همین زمان، ضرابخانههای ولایات تعطیل شد و ضرب سكه بهطور انحصاری در مركز صورت میگرفت (مستوفی، 1/ 397). برای ادارۀ دارالضرب، پسرعمۀ امینالضرب، حاج محمد، مشهور به امینالتجار، به سمت معیری معین شد. او درعمل رئیس دارالضرب بود، اما در 1302 ق/ 1885م، بر اثر كارشكنی آقا باقر نصرالسلطنه از ضرابخانه اخراج گردید (محبوبی، 2/ 52-53). گفتهاند تازمانیكه آقا ابراهیم امینالسلطان زنده بود، امینالضرب امكان رواج سكههای كمارزش را پیدا نکرد. بهرغم آن، میرزا علی امینالدوله كه خود و پدرش از زمانهای پیش با امینالسلطانها رقابت داشتند، در خاطرات خود میآورد كه امینالضرب با همدستی امینالسلطان طرحی برای كاهش وزن مسكوكات طلا ارائه دادند كه ضمن آن، پول سیاه مسی رواج مییافت (ص 69-70)؛ اما عباس میرزا ملكآرا، امینالسلطان را از تخلفات بركنار میداند؛ بهتصریح وی، پس از مرگ امینالسلطان و جانشینی پسرش علیاصغر اتابك بود كه امینالضرب بـا پرداخت رشوۀ كلان به او، اجازۀ رواج سكههای كمارزش را به دست آورد. رواج بیاندازۀ پول سیاه، خشم مردم را برانگیخت؛ جلسهای برای رسیدگی تشكیل شد، ولی در آن جلسه كسی جرئت ابراز عقیده نیافت (ص 190-192). روابط علیاصغر امینالسلطان با امینالضرب بهطوركامل صمیمانه و نزدیك بود و او را «حاجی عمو» خطاب میكرد (امینالدوله، 104). نخستین اقدام وی در این زمان، خرید مقداری نقره از تجار، و ضرب سكههای یكنواخت 50، 100، 500 و 000‘1 دیناری در كارخانۀ جدید بود (نک : شمیم، 143-144). تا سال 1310 ق/ 1892 م، ضرابخانه در اختیار امینالضرب بود و در این سال، با تحریك جمعی از رجال مخالف امینالسلطان، چون كامران میرزا، وی از كار بركنار شد و نصرالسلطنه بر جایش نشست (اعتمادالسلطنه، روزنامه ... ، 972؛ صفایی، 139-140؛ نظامالسلطنه، 1/ 207). او نیز مدت كمی این سمت را داشت و دیگر بار، امینالضرب بر سر كار آمد. این بار، قراردادی غیر رسمی برای تقسیم منافع ضرابخانه میان او، شاه و امینالسلطان منعقد گردید و دست او برای رواج پول كمارزش بازتر شد (بامداد، 3/ 351). با برکناری امینالسلطان، پروندهای برضد امینالضرب گشوده شد (محبوبـی، 2/ 57). در ایـن زمان كه مقارن با اواخر دورۀ ناصرالدین شاه بود، چندی غلامعلی خان امینهمایون در ادارۀ ضرابخانه با امینالضرب مشاركت ورزید (همو، 2/ 56؛ صدیقالممالک، 292). پس از رویكارآمدن مظفرالدین شاه، امینالسلطان همچنان صدراعظم بود؛ اما در اثر فعالیتها و فشارهای مخالفان از كار بركنار شد و امینالدوله بر جایش نشست. صدراعظم جدید به بهانۀ رواج فراوان پولهای سیاه و مسی كمارزش، به فكر محاكمۀ امینالضرب بود. بههرترتیب، برای رسیدگی به خطاها و احیاناً تقصیرات امینالضرب، جلسهای با حضور اشخاصی چون امینالدوله و اعتمادالسلطنه تشكیل گردید. در آغاز، امینالضرب پیشنهاد كاهش ارزش پول را مطرح كرد و قرار شد كه یك دكۀ صرافی بر پا كند و هر روز 50 تومان پول سیاه از مردم بخرد. این كار به نتیجهای نینجامید (امینالدوله، 195-200؛ زینالعابدین، 292-293). امینالضرب تحت فشار قرار گرفت و فرزندش، محمدحسین به تهران فراخوانده شد. سرانجام، پس از بگومگوها و تهدیدها، قرار شد مبلغ 765هزار تومان به دولت جریمه بپردازند و دیگر در امور ضرابخانه مداخله ننمایند (همانجا؛ هدایت، 100؛ دولتآبادی، 1/ 174؛ مستوفی، 2/ 11). در زمان مظفرالدین شاه و پس از بركناری امینالضرب، امور ضرابخانه برعهدۀ صنیعالدوله قرار گرفت؛ درظاهر، او نتوانست كاری از پیش ببرد. آخرین بار در 1315 ق/ 1897 م، امینالضرب را به ریاست ضرابخانه برگماشتند (هدایت، 105)؛ اما این بـار عمر وی وفـا نکرد و رخـت از جهان بربست (محبوبی، 2/ 59).
حاج محمدحسن ضمن چند سفر به روسیه و فرنگستان، با مظاهر تمدن غرب آشنایی عمیق پیدا كرد. به نظر او یكی از عوامل اصلی پیشرفت كشور و صنعتیشدن آن ایجاد راهآهن بود. نخستین خط آهن ایران را وی میان محمودآباد و آمل احداث كرد (اعتمادالسلطنه، روزنامه، 599، 624) و در 1308 ق/ 1890 م بهرهبرداری از آن آغاز شد؛ اما بهرغم هزینۀ بسیار، پس از اندكزمانی، قطار از حركت بازماند و تنها ساختمان آجری ایستگاه آمل بر جای ماند (معتضد، 604). برنامۀ امینالضرب آن بود كه پس از آن، آمل را نیز به تهران متصل كند و با ایجاد راهی كوتاه و پردرآمد، انحصار تجارت دریای خزر را در اختیار خود درآورد (كرزن، 502-503).
1. احداث كارخانۀ برق. این كارخانه مشتركانی داشت و در محرم 1324/ مارس 1906 اعلام كرده بود كه هر كس برق بیشتر مصرف كند، باید بهای بیشتری نیز پرداخت كند (سپهر، 322)؛ 2. احداث كارخانۀ بلورسازی در حدود سال 1305 ق/ 1888 م (نک : محبـوبـی، 2/ 62)؛ 3. تـأسیس كـارخـانۀ چینیسازی در تهران كه خاك مورد نیاز آن از قریۀ علیآباد تأمین میشد (اعتمادالسلطنه، المآثر، 102؛ جمالزاده، 480)؛ 4. ایجاد كارخانۀ ابریشمتابی و ابریشمبافی در گیلان. ماشینآلات این كارخانه از شهر لیون تهیه شـده بود (همو، نیز محبوبی، همانجاها)؛ 5. بنای كاروانسرای حسنآباد میان راه تهران ـ قم (اعتمادالسلطنه، روزنـامه، 633، المآثر، 88)؛ 6. ساخت راه افجه به تهران؛ 7. پیشنهاد تأسیس بانک در 1296 ق/ 1879 م (10 سال پیش از تأسیس و تشكیل بانک شاهنشاهی)؛ 8. تأسیس یك بانک در مدتی كوتاه، در 1313 ق/ 1895 م (محبوبی، 2/ 60-61)؛ 9. اقدام مهم دیگر او پیشنهاد احداث اولین كارخانۀ ذوبآهن ایران در 1304 ق/ 1887 م بود كه امتیاز آن را از شاه گرفت، اما موفق به اجرایش نشد (معتضد، 604-605). تشكیل مجلس تجارت و تشویق تجار به شركت در آن، از جملۀ دیگر فعالیتهای امینالضرب بود. او در 1301 ق/ 1884 م پیشنهاد تشكیل «مجلس مركزی تجارت دارالخلافۀ تهران» را به شاه داد و پس از تشكیل، ریاست آن را عهدهدار شد. وظیفۀ این مجلس، هماهنگی امور بازرگانی با دولت، و سروساماندادن به امور تجار بود. در نخستین جلسات، بازرگانان تهران از میان خود 15 نفر را بهعنوان وكیل برگزیدند (آدمیت و ناطق، 304-332). به تجار شهرستانها هم سفارش شد كه هریك در حوزۀ خود مجلس تجارت تشكیل دهند (همان دو، 333). در پایان سال اول چون میان مجلس و دولت اختلافی رخ داد، امینالضرب از ریاست آن مستعفی شد (همان دو، 368- 369). وی طرفدار تجارت و دادوستد آزاد با دنیای غرب بود و حتى در جلسهای كه با حضور شاه دربارۀ ممنوعیت ورود كالای خارجی تشكیل یافت، بهرغم همۀ شركتكنندگان، نظریات خود را باصراحت بیان داشت (اعتمادالسلطنه، روزنامه، 395). اندیشههای اقتصادی امینالضرب به نسبت روزگاری كه در آن میزیست، نو و ترقیخواهانه بود و در آن جنبههای ابتكار و نوجویی فراوان به چشم میخورد. خود او در گزارش به شاه همواره راجع به پیشرفت صنعت در كشور و تجمع سرمایه كه اساس تمدن غرب بود، مطالبی بیان میداشت (آدمیت، اندیشه ... ، 308). امینالضرب بهجز زمینههای اقتصادی و تجاری، در امور عمومی و عامالمنفعه نیز دخیل و فعال بود. بهطور مثال، چون گروهی از رجال دانشور عصر مظفری، ازجمله صنیعالدوله و احتشامالسلطنه «انجمن معارف» را برای توسعۀ مدارس و گسترش فرهنگ جدید تشكیل دادند، به اتفاق فرزندش، محمدحسین، عضویت آن را پذیرفت (دولتآبادی، 1/ 192؛ محبوبی، 1/ 369-370). خدمت دیگر او كه نیكنامی برایش به ارمغان آورد، خرید مقادیر بسیاری گندم در قحطی سال 1288 ق/ 1871 م از مازندران، و حمل آن به تهران بود كه موجب نجات مردم از مرگ حتمی شد (امینالضرب، 203).
بهجز تصدی دورانی طولانی بر ضرابخانه، ارتباط با سید جمالالدین از دیگر عوامل شهرت اوست. سید جمالالدین دو بار در تهران اقامت كرد و هر دو دفعه به دستور امینالسلطان در خانۀ امینالضرب پذیرایی شد. آن دو اندكاندك باهم آشنایی و دوستی پیدا كردند (دولتآبادی، 1/ 95-97)، چنانکه امینالضرب پس از مدتی، شیفتۀ افكار و آمال وی شد و ترویج اندیشههای او را برعهدۀ خود فرض دانست و پسرش محمدحسین را به آموزش نزد سید گمارد. او حتى بعدها كه سید جمالالدین مغضوب، و در حضرت عبدالعظیم (شهرری) رحل اقامت افكند، رابطهاش را با وی قطع نکرد (همانجا؛ امینالدوله، 128). ناصرالدین شاه هر وقت سید را به حضور میخواست، امینالضرب همراه او بود (اعتمادالسلطنه، همان، 534). گفتنی است میرزا رضا كرمانی كه ناصرالدین شاه را كشت، نخست جزو خدمتگزاران امینالضرب بود و در خانۀ او با سید جمال آشنا شد و در زمرۀ مریدان وی درآمد (دولتآبادی، 1/ 98). پس از آنکه جمالالدین مورد غضب ناصرالدین شاه واقع شد و ناگهان از ایران اخراج گردید، نامهها، مدارك و دیگر وسایل شخصی او در خانۀ امینالضرب باقی ماند. این اسناد و وسایل را بعدها نوادگان امینالضرب به كتابخانۀ مجلس بخشیدند و آنچه از نامهها و اسنادْ مهم و قابل توجه بود، با ویرایش اصغر مهدوی، نوادۀ وی، و ایرج افشار به طبع رسید؛ در میان آنها، نامههای مهمی دیده میشود، ازجمله باید به مجموعۀ تقریرات درسی سید به فرزند امینالضرب و همدرسان او اشاره كرد (مهدوی، 91-92). همچنین، شماری از نامههایی كه امینالضرب به دوستان و آشنایان و نمایندگان خود در خارج یا داخل ایران، در معرفی سید نوشته، میان آنها موجود است (افشار، مقدمه بر ... ، «ح»). محمدحسن امینالضرب را باید درمجموع یكی از پیشگامان تجارت نوین در ایران به شمار آورد. او تمام خصایصی را دارا بود كه كموبیش همۀ بازرگانان دنیای جدید از آن بهرهمند بودند. او شخصی زیرك، باهوش و پركار بود (بامداد، 3/ 348). وی را باید پیشاهنگ كسانی دانست كه سرمایهگذاری عمدۀ بخش خصوصی را در ایران راهاندازی كردند و بدان رونق دادند (كرزن، 503). فعالیتهایی كه او آغازگرشان بود، بعدها رهروان بسیار یافت.
او فرزند محمدحسن امینالضرب، و بازرگانی معروف، و نمایندۀ نخستین دورۀ مجلس شورای ملی بود؛ در تهران متولد شد و دوران كودكی و نوجوانیاش مقارن با ورود سید جمالالدین اسدآبادی به تهران و اقامت او در منزل پدرش بود.
محمدحسین در حیات پدر به فعالیتهای تجارتی و اقتصادی روی آورد. هنوز پدرش زنده بود كه به سفر فرنگ رفت. در بازگشت، هنگامی كه در سبزوار توقف كرده بود، پدرش را به جرم كاهش عیار پول و افزایش پول سیاه در بازار، محاكمه و بازجویی كردند. محمدحسین ناگزیر باعجله به تهران آمد، اما او را نیز به محاكمه كشاندند (هدایت، 100). محمدحسین پس از مرگ پدر، همواره ازسوی مظفرالدین شاه مورد توجه و عنایت قرار داشت و لقب امینالضرب به وی تفویض گردید. او در سفر سوم شاه به فرنگستان در 1323 ق/ 1905 م، همراه وی بود و همچنان به تنظیم مناسبات بازرگانی خود میپرداخت (علوی، 623).
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید