صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه زبانها و گویشهای ایرانی / کردی بادینی /

فهرست مطالب

کردی بادینی


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 2 شهریور 1405 تاریخچه مقاله

كردی بادینی / kordi-ye bâdini/ ، یا بهدینانی یا بادینانی، گونه‌ای از کردی شمالی (کرمانجی) است که در برخی منابع، معادل کردی کرمانجی قرار می‌گیرد؛ اما به‌طور دقیق‌تر، گونه‌ای از کرمانجی است که ویژگیهایی در مقایسه با کرمانجی، همچنین، اختلافهایی با آن دارد. کردی بادینی را گویشورانی که عمدتاً در منطقۀ بادینان (غالباً در استان دهوک) عراق ساکن‌اند به کار می‌برند (شیخ‌الاسلامی، 60). این گونه در بررسی جامع گونه‌های کردی شمالی، براساس ویژگیهای زبان‌شناختی، همراه شمزینی (شمزینانی) در ترکیه، در زیرمجموعۀ گویشهای جنوب شرقی کردی شمالی قرار می‌گیرد (هیگ و اپنگین، «کردی کرمانجی ... »، 164). به گویش بادینی، در گونه‌های مختلف، در شمال غربی عراق در مناطق دهوک، زاخو، آمدی و آکره و نیز سنجار (شنگال) و شیخان گفت‌وگو می‌شود (شکری، 80). اما اپنگین و هیگ (ص 147-148) و هیگ و اپنگین (همان، 193) منطقۀ وسیعی که از شمال به دریاچۀ وان، از شرق به اورمیه، از جنوب به آمدی و دهوک و از غرب به شِرناق ختم می‌شود را محدوده‌ای می‌دانند که این گونۀ زبانی در آن رواج دارد؛ به عقیدۀ آنها، شمزینانی نام دیگری است که به گونۀ زبانی رایج در منطقه‌ای با همین نام در استان حکاری ترکیه گفته می‌شود. 
بادینی در عراق ویژگیهای منحصربه‌فردی دارد، از این حیث که دارای بیشترین مشخصه‌های صرفی ـ نحوی است که در دیگر گونه‌ها یافت نمی‌شود؛ همچنین، کمترین عناصر واژگانی مشترک را با دیگر گونه‌ها دارد (اپنگین و هیگ، 164). نسبت‌دادن این ویژگیها به تأثیرپذیری از کردی مرکزی، ساده‌انگارانه است؛ زیرا برخی از مشخصه‌های بادینی با مشخصه‌های کردی مرکزی در تقابل‌اند (هیگ و اپنگین، «کردی ... »، 116). شمار گویشوران بادینی در استان دهوک و منطقۀ شنگال حدود یک‌ونیم تا دو میلیون تن است (شیخ‌الاسلامی، 61). ویژگیهای منحصربه‌فرد بادینی باعث می‌شود که در برخی آثار، کردی کرمانجی تنها به دو گونۀ بادینی (در استانهای دهوک و حکاری) و غیربادینی (کردی کرمانجی غیر از مناطق زیرمجموعۀ بادینی) تقسیم شود (هیگ و اپنگین، همان، 110). 

پیشینۀ پژوهش

آثاری که به بررسی بادینی پرداخته‌اند، با عنوان کلی‌تر کردی کرمانجی آمده‌اند، اما مقالۀ «ساخت هجایی و تکیه در کردی بادینانی» اثر شکری (نک‍ : مآخذ) از معدود منابعی است که از عنوان بادینی استفاده کرده است. هیگ و اپنگین در دو مقالۀ «کردی ... » و «کردی کرمانجی ... » نیز اپنگین و هیگ در مقاله‌ای دیگر (برای هر 3 مقاله، نک‍ : مآخذ)، به تقسیم‌بندی گویشهای کردی و گونه‌های کردی شمالی، ازجمله بادینی، و ویژگیهای مختص بادینی در مقایسه با گونه‌های غیربادینی پرداخته، و کردی بادینی گونۀ شمزینان را زیر عنوان کرمانجی جنوب شرقی آورده‌اند. همچنین، ویژگیهای متمایزکنندۀ بادینی از دیگر گونه‌ها، به‌ویژه در مقالۀ «کردی کرمانجی» هیگ و اپنگین آمده است. مکنزی (نک‍ : مآخذ) در بررسی گویشهای کردی، بخشی را به گویش آکره اختصاص داده که همان گونۀ زیرمجموعۀ بادینی است و در قالب مقایسه با این گونه، به گونه‌های آمدی و زاخو و شیخان و دهوک نیز پرداخته است.

ویژگیهای آوایی

به‌طور کلی، بادینی 39 واج، شامل 31 همخوان و 8 واکه دارد (شکری، 81-83). براساس کارهای پیشین دربارۀ کردی بادینی، می‌توان واجهای این گونه را متشکل از این همخوانها دانست: /pʰ،؛؛؛tʰ،؛؛؛kʰ،؛؛ɡ،؛؛dʒ،؛غtʃ،؛tʃ h،؛؛؛؛؛ʃ،؛ʒ،؛؛ɣ،؛ḥ،؛ʕ،؛؛؛؛؛؛ɾ،؛؛y/ (همو، 83). از تفاوتهای عمدۀ این نظام همخوانی نسبت به فهرست کلی همخوانهای کردی کرمانجی (هیگ و اپنگین، «کردی کرمانجی»، 170)، می‌توان به نداشتن انسدادی چاکنایی [ʔ]، خیشومی نرم‌کامی [ŋ]، سایشی ملازی واک‌دار [ʁ]، نیز کناری نرم‌کامی‌شدۀ [ɫ] به‌عنوان یک واج، اشاره کرد. همچنین، حسن 1) در بررسی گونۀ دهوک، که گونه‌ای از بادینی است، به همخوانهای انسدادی و انسایشی دمیده قائل نیست؛ اما با افزودن انسدادی چاکنایی، انسدادی لثوی نرم‌کامی‌شدۀ بی‌واک [t̩] و سایشی لثوی نرم‌کامی‌شدۀ بی‌واک [Ş]، شمار همخوانها را به 30 عدد رسانده است. مکنزی (I/ 30) نیز شمار همخوانها را 30 عدد می‌داند و نظرش دربارۀ نظام همخوانی گونۀ آکره کمابیش همانند نظر حسن (همانجا) است؛ با این تفاوت که انسدادی چاکنایی را واج تلقی نمی‌کند و افزون‌بر انسدادی و سایشیهای نرم‌کامی‌شدۀ بی‌واک [ŧ] و [Ş]، به سایشی نرم‌کامی‌شدۀ ‌واک‌دار [ẓ] نیز قائل است (I/ 31). دمش در بادینی به‌عنوان مشخصه‌ای ممیز در همخوانهای انسدادی و انسایشی‌ بی‌واک وجود دارد (شکری، همانجا؛ هیگ و اپنگین، همان، 171). مکنزی (I/ 39) نیز در بررسی گونۀ زاخو و آمدی، تقابل دمش در انسدادیهای بی‌واک را واجی می‌داند و با افزودن 3 همخوان /pʰ،؛tʰ و kʰ/، شمار همخوانهای این گونه‌ها را به 33 می‌رساند. این تفاوت در دمش، از تفاوتهای عمدۀ بادینی با گونه‌های کردی مرکزی ــ که در مجاورت این گونه قرار دارند ــ به شمار می‌رود. تقابل دمیدگی در برابر نا‌دمیدگی، تنها در جایگاه آغازین واژه وجود دارد؛ این مثالها تقابل واجی دمش در انسدادی و انسایشیهای بی‌واک را نشان می‌دهد (شکری، همانجا):

در کردی بادینی، واکۀ مرکب وجود ندارد. واکه‌های سادۀ این گونه عبارت‌اند از: /i،؛ɨ،؛؛(a)æ،؛ɑ،؛؛(ʉ)ʊ،؛u/ (همو، 81). در قالب چهارضلعی واکه‌ای، واکه‌های / i/ و /u/ / افراشتۀ سخت، واکه‌های / ɨ/ و /ʉ/ / افراشتۀ نرم،/ y/ واکۀ افراشتۀ پیشین گرد، واکه‌های / a و ɑ/ افتاده و/ e/ نیز واکۀ میانی پیشین است. کشش در واکه‌ها، ممیز معنا نیست. هرچند، واکه‌های /i،؛؛ɑ،؛u/ در مقایسه با دیگر واکه‌ها کشیده‌ترند، اما این واکه‌ها جفت کوتاه ندارند (شکری، همانجا). از اختلافهای مهم نظام واکه‌ای کرمانجی و بادینی، نبودن واکۀ پسین گرد / ɔ/ است که در مطالعات پیشین، ازجمله در مکنزی، کان و هیگ و اپنگین («کردی کرمانجی»)، وجود دارد (نک‍ : سراسر اثرها)، اما در شکری (همانجا) این واکه حضور ندارد.
از فرایندهای واجی‌ای که در این گونه اتفاق می‌افتد، می‌توان به پیشین‌شدگی واکۀ افراشتۀ پسین گرد [u] کرمانجی معیار اشاره کرد. در برخی گونه‌های کرمانجی، مانند شمزینانی، واکۀ [u] پیشین می‌شود و به‌صورت [y] تظاهر می‌کند. این تغییر واجی را می‌توان مرحله‌ای میانجی دانست که تنها با تغییر جایگاه زبان از پسین به پیشین همراه است؛ اما در بادینی دهوک، که این فرایند پیشین‌شدگی با غیرگردشدگی نیز همراه است و به‌صورت [i] تظاهر می‌کند، یک تغییر کامل از افراشتۀ پسین گرد به افراشتۀ پیشین غیرگرد است (هیگ و اپنگین، همان، 166، 194)؛ برای نمونه:

در بادینی شمزینانی، همخوان سایشی لب‌ودندانی واک‌دار [v]، دولبی‌، به‌ همخوان تقریبی [w] تضعیف می‌شود و تقابل [v] و [w] خنثى می‌گردد؛ برای نمونه، در کرمانجی معیار [ɑv] «آب» به‌صورت [ɑw] و [ ʃav] و «شب» به [šaw] تظاهر می‌کند که همان صورتهای موجود در کردی مرکزی هستند. در بادینی دهوک، هر دو همخوان ارزش واجی دارند و تنها فرایندی که مشهود است، واک‌رفتگی [v] به [f] است. همچنین، خوشۀ همخوانی [xw] یا سایشی نرم‌کامی دولبی [xw] در گونۀ شمزینانی به‌صورت سایشی نرم‌کامی [x] تظاهر می‌یابد؛ برای نمونه، صورت [xwɑɾɨn] «خوردن» در کرمانجی معیار به‌صورت [xɑɾɨn]، و [xwe] «نمک» به‌صورت [xe] تظاهر می‌کند. این فرایند در نیمۀ غربی این گونه فعال نیست (همان، 195).
فرایند واجی دیگری که در بادینی وجود دارد، ارتقای واکه‌ای است که در آن، واکۀ میانی پسین گرد [o] افراشته، و به‌صورت واکۀ افراشتۀ پسین گرد [u] ظاهر می‌شود؛ برای نمونه، صورت [bo] «برای» در کرمانجی معیار به‌صورت [bu] تظاهر می‌کند (همانجا).
از دیگر فرایندهای واجی گونۀ شمزینانی در اختلاف با کرمانجی معیار، این است که در واژه‌هایی که با واکه آغاز می‌شوند، همچنین در ستاک حال فعل آمدن / -e-/ ، در صورت آوایی با سایشی چاکنایی آغازین تولید می‌گردند. این فرایند را می‌توان در برخی صورتها، به‌لحاظ تاریخی، حفظ سایشی چاکنایی، و در برخی دیگر، درج این همخوان دانست (همان، 196):

ساخت هجایی در کردی کرمانجی، براساس هیگ و اپنگین، در حالت بیشینه به‌صورت CVCC و CCVCC متغیر است. آنها بر این باورند که خوشه‌های آغازین در برخی گونه‌ها با یک واکۀ درج‌شده (ɨ)، شکسته، و از تشکیل خوشۀ همخوانی در آغازه جلوگیری می‌شود و به‌این‌ترتیب، ساخت هجایی در حالت بیشینه، CVCC است و در برخی گونه‌ها، هیچ واکه‌ای درج‌ نمی‌شود و با مجازبودن خوشۀ آغازه، ساخت هجایی به‌صورت CCVCC است. محدودیت بر آغازه در قالب مجازبودن یک عنصر همخوانی یا خوشۀ همخوانی مشمول تنوع گویشی است و گونه‌های جنوبی کرمانجی که در مجاورت کردی مرکزی هستند، ساخت هجایی پیچیده را مجاز می‌شمارند (همان، 168, 170). شکری نیز ساخت هجایی بادینی را از هجای V تا CCVCC متغیر می‌داند که هجاهای بدون آغازه تنها در ساخت زیربنایی مجاز هستند و هجاهایی که با واکه آغاز می‌شوند، در صورت آوایی مجاز نیستند. به نظر وی، علت درج انسدادی چاکنایی در روساخت آوایی نیز برآورده‌کردن چنین محدودیتی است (ص 85)؛ درنتیجه، ساخت هجایی به‌صورت (C)(C)V(C)(C)، و تنها حضور عنصر واکه‌ای الزامی است و عناصر همخوانی در حاشیۀ هجا اختیاری‌اند. شکری (همانجا) عناصر همخوانی را عناصری می‌داند که واجی‌اند و انسدادی چاکنایی را از این عناصر نمی‌داند. با توجه به این ساخت هجایی، بیشینۀ همخوانهای مجاز در آغازه و پایانه، دو همخوان است که آغازه بیشتر از پایانه محدودیت دارد. این محدودیت بر خوشه‌های آغازه باعث می‌شود که در جایگاه عضو اول، تنها یکی از دو همخوان / s/ و / ʃ/ ، و به‌عنوان عضو دوم، یکی از انسدادیهای / p/ ، / t/ و / k/ مجاز باشد (همو، 86)؛ اما حسن (ص 5-6) به چنین محدودیتی قائل نیست و افزون‌بر خوشه‌های سایشی ـ انسدادی بی‌واک، تقریباً به تمامی ترکیبهای ممکن هم، که حتى برخلاف اصل توالی رسایی هستند، قائل است. مکنزی (I/ 37) در برشمردن محدودیت بر خوشه‌های آغازه در هجا در جایگاه بینابینی میان تحلیل شکری (همانجا) و حسن (همانجا) قرار دارد. محدودیت بر پایانه کمتر است و خوشه‌های تولیدشده براساس اصل توالی رسایی و گذر از عنصر واکه‌ای با بیشترین رسایی به‌سوی حاشیه‌ها با کمترین رسایی است.
نظام تکیه در کردی بادینی را در قالب این 3 قاعده می‌توان طرح کرد: 1. تکیۀ اصلی بر هجای پایانی واژه قرار می‌گیرد؛ اما برخی واژه‌های دوهجایی تکیۀ آغازین دارند، مانند 'dɨfɨn «بینی». 2. تخصیص تکیه به‌صورت آیمبی است که طی آن، یک هجای تکیه‌بر پس از یک هجای بی‌تکیه می‌آید. 3. تکیه وابسته به وزن هجا نیست و کیفیت واکه تأثیری بر جایگاه تکیه ندارد (شکری، 94).

ویژگیهای صرفی و نحوی 

اسم

در بادینی، همانند کرمانجی معیار، اسم دارای دو شمار (مفرد و جمع)، دو جنس دستوری (مذکر و مؤنث) و دو حالت (فاعلی و غیرفاعلی) است؛ در حالت فاعلی، نشانه‌ای از جنس دستوری و شمار ندارد و تصریف شمار و جنس تنها در حالت غیرفاعلی و در ساخت اضافه نمود می‌یابد (مکنزی، I/ 152-153). از ویژگیهای صرفی و نحوی بادینی ــ که با کرمانجی معیار اختلاف دارد ــ به این موارد می‌توان اشاره کرد:
در کرمانجی معیار، ضمیر متقابل برای همۀ اشخاص hav و havdu است؛ درحالی‌که در بادینی به‌صورتʔek و ʔekudu به کار می‌رود (هیگ و اپنگین، «کردی کرمانجی»، 176).
درحالی‌که در کرمانجی، معیار ضمیر اشارۀ نزدیک در حالت فاعلی، برای مفرد و جمع به‌طور یکسان و به‌صورت av به کار می‌رود، در بادینی، بین مفرد و جمع اختلاف وجود دارد (همان، 177؛ نیز نک‍ : جدول 1).

در بادینی، ساخت اضافه به‌صورت‌ مستقل در کنار محمولهای خاصی، ازجمله عناصر اسنادی، می‌آید (همان، 180):
ɨm؛                                  bedanɡ؛                         yɑ؛                       eaz
اول‌شخص مفرد .COP           «ساکت»                      مؤنث .EZ                   «من»
«من <مؤنث> ساکت می‌مانم».
صورتهای فعلی مشتق از زمان حال (حال ساده، التزامی، امری، آینده) به‌اجبار یک پیشوند می‌گیرند که یا به‌صورت پیشوند حال سادۀ خنثى (-dɨ) یا پیشوند التزامی (-bɨ) یا پیشوند منفی‌ساز (-nɑ) ظاهر می‌شود. در بادینی، پیشوند التزامی -bɨ در صورتهای التزامی زمان حال که برای ساخت زمان آینده به کار می‌روند، به‌طور قاعده‌مند حذف می‌شود (همان، 184). 
در کرمانجی معیار و کردی نوشتاری، فعل کمکی آینده در جمله‌های منفی حفظ، و تکواژ منفی‌ساز به‌صورت التزامی ظاهر می‌شود؛ اما در بادینی، آیندۀ منفی وجود ندارد و از وجه اخباری منفی استفاده می‌شود (همان، 188)؛ برای نمونه: 
na-ʧɨ-m؛             ɾa؛             wɑn؛             bɨ؛             sɨba؛           e؛          ez (کرمانجی معیار)
nɑ-ʧɨ-m wɑn؛           dɨɡal؛               sɨba؛           ez (بادینی)
«من فردا با آنها نخواهم رفت».
در بادینی، محمولهای خاصی، صرف‌نظر از زمان، در حالت غیرفاعلی، فاعل می‌گیرند که شاید مشابه ساخت کنایی به نظر برسند؛ اما ازآنجاکه 1. مشروط به زمان فعل نیستند و 2. محمول می‌تواند لازم باشد، این ساختْ کنایی نیست. معمولاً این فاعلهای غیرکانونی (نشان‌دار) با محمولهای خاصی می‌آیند که با احساس فیزیکی همراه‌اند، مانند mɨn (OBL) sɑɾa «سردم است» (همان، 191). 

ساخت اضافه

در اسمهای معرفه، صورتهای اضافۀ مفرد در بادینی همانند کرمانجی معیار است، اما در ساخت اضافۀ جمع و جاهای دیگر، تفاوتهایی وجود دارد که در جدول 2 (هیگ، 139) خلاصه شده است.

صفحه 1 از2

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: