جغرافیا

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • بحر محیط | بَحْرِ مُحیط، یا اقیانوس (یونانی: اُکِئانوس)، دریای بزرگی که جغرافی‌دانان کهن می‌پنداشتند همۀ خشکیهای زمین را احاطه کرده است. یونانیان اقیانوس را رود برزگی می‌پنداشتند. همۀ خشکیهای زمین را احاطه کرده است. یونانیان اقیانوس را رود بزرگی می‌دانستند که سراسر قرص مسطح زمین را در برمی‌گرفت (BSE3, XVIII/ 328). در اس...
  • بحر زنج | بَحْرِ زَنْج، نامی که جغرافی‌نویسان مسلمان به قسمت غربی اقیانوس هند که از خلیج عدن تا ماداگاسکار امتداد دارد، اطلاق کرده‌اند. این نام از نام ساحل مجاور آن، مشهور به بلادزنج یا زنگبار گرفته‌شده اسن. زنگبار را مأخوذ از «رنگ» و «زنگی» فارسی (پهلوی زنگیک به معنای سیاه‌پوست) دانسته‌اند (EI2).
  • بحرالروم |
  • بحر ابیض |
  • بحران | بُحران، یا بَحران، سرزمینی در ناحیۀ فُرع در حجاز میان مکه و مدینه واقع در 24 کیلومتری شهر مدینه. به گفتۀ ابن اسحاق، بحران معدنی در حجاز بوده، و به حجاج بن علاط بهزی تعلق داشته است (‌‌ﻧﻜ : یاقوت، 1/ 498-499).
  • بحر احمر |
  • بحر اخضر |
  • بچینا |
  • بجه | بَجه، قومی که از روزگاران کهن در حوزۀ نیل علیا سکنى داشته است. نام این قوم را در کتیبه‌های حبشی به صورت بِگا (توخ، 64) و در منابع قدیم عربی به شکل بَجه و بُجه ضبط شده است. بجه قومی است بدوی و متشکل از قبایل گوناگون که مسکن آنان عموماً از شمال به مصر علیا، از جنوب به حبشه، از شرق به دریای‌سرخ و از غرب به صحرای...
  • بجور | بَجور، سرزمینی کوهستانی در شمال کشور پاکستان، در ایالت سرحد شمال‌غربی، نام این سرزمین در منابع به صورت باجور نیز آمده است (‌ﻧﻜ : هروی، 1/ 120؛ میرک، 114؛EI2).
  • بجه |
  • بجنورد | بُجْنورْد، شهرستان و شهری در استان خراسان.
  • بجنور | بِجْنور، شهر و ناحیه‌ای در شمال غربی ایالت اوتارپرداش در شمال هند که بخشی از جمعیت آن مسلمانند.
  • بجستان | بِجِسْتان، بخش و شهری در جنوب استان خراسان.
  • بجایه | بِجایه، یکی از شهرهای بندری الجزایر در ساحل مدیترانه، فرانسویها بجایه را به سبب شمعهایی که در آنجا تهیه، و به خارج صادر می‌شد. بوژی (شمع) نامیده‌اند (دایرةالمعارف...). این شهر پیش‌تر ناصریه خوانده می‌شد، سپس آنجا را به نام قبیلۀ بربری که در آن حوالی می‌زیست، بجایه نامیدند (عبادی، 219، حاشیۀ 3). این شهر ساحلی ...
  • بجانه | بَجّانه، شهرکی واقع در جنوب اسپانیا و شمال بندر المریه. رود ریوآندرا که از کوههای سیرانواد سرچشمه می‌گیرد، از این شهر عبور کرده، در شهر بندری المریه به دریا می‌ریزد (EI2, I/ 864).
  • بثنیه | بَثَنیّه، ناحیه‌ای درجنوب درۀ حوران درسوریه. این ناحیه از شمال به لَجا و جَیدور، از جنوب به ارتفاعات جُمَل، از شرق به جبل‌الدروز و از غرب به بلندیهای جولان محدود است. مرکز آن اَذرِعات (دِرعای کنونی) است که در فاصلۀ 106 کیلومتر دمشق قرار دارد.
  • بجاق | بُجاق، سرزمینی در جنوب بسرابی در کشور رومانی، بجاق و صورت کهن ان بُجغاق، واژه‌ای ترکی و به معنای کرانه، گوشه و زاویه است (کاشغری، 306؛ مینورسکی، 467). به شدت شن‌زار اطراف رود، و به امیرنشینها نیز بجاق می‌گفتند که واژه‌ای کومانی (قپچاقی) است («دائرةالمعارف...»، VI/ 341).
  • بتم | بُتَّم، نام ولایت و ناحیه‌ای کوهستانی در ماوراءالنهر در بخش علیای رود سغد (زرافشان) در حدفاصل جیحون و سیحون علیا (ناحیۀ کوهستانی حصار و زرافشانی کنونی).
  • بتنده |
  • بتلیس |
  • بتدین | بِتَدّین، شهرکی در شهرستان شوف واقع در منطقۀ جبل لبنان. بتدین مخفف بیت‌الدین، واژه‌ای سامی، مرکب از دو کلمۀ بیت (= خانه) و دین (= قضا و داوری، حکومت و عبادت) است. گویا این محل در گذشته عبادتگاه دروزیان، یا جایگاه قضا بوده است (فریحه، 20؛ ابومصلح، 94).
  • بتجان |
  • بتلیخ |
  • بتاله | بَتاله، شهری کهن در منطقۀ باری دو آب علیا در ناحیۀ گُرداس‌پور در شمال ایالت پنجاب. نام بتاله به صورت وَتاله نیز در برخی از منابع آمده است (لاهوری، 1/ 83؛ هاشمی، 298). گفته‌اند که بتاله در زبان پنجابی به معنای تغییر و تبدیل است و چون به هنگام احداث این شهر (877ق/ 1472م) به دست شاهزاده‌ای هندی به نام رای رام‌دی...
  • ببن | بَبَن، یا بَوَنف ببنه، شهری کهن که میان بادغیس و هرات واثع بوده، و یکی از شهرهای سه‌گانۀ ناحیۀ گنج رستاق و مرکز آن به شمار می‌رفته است. اگرچه منابع موجود دربارۀ تاریخ ببن در دورۀ پیش از اسلام خاموشند، لیکن به طور قطع و یقین این شهر در تقسیمات کشوری دورۀ ساسانیان یکی از شهرهای کورۀ هرات از «کوست» خراسان به‌شما...
  • ببشتر | بُبَشْتَر، دژی استوار در رشته کوههای جنوبی اندلس که در عصر اسلامی از توابع کورۀ (استان) ریّه به شمار می‌رفت و در 30 فرسخی قرطبه، شمال غربی مالقه و شمال شرقی رنده قرار داشت (ادریسی، 2/ 570؛ یاقوت، 1/ 486؛ عنان، حاشیه...، 3/ 279).
  • بائوچی | بائوچی، شهر و استانی مسلمان‌نشین در شمال کشور نیجریه. شهر بائوچی در 1224ق/ 1809م به دست مجاهد مسلمانی به نام «یعقوبو» پی افکنده شد و سپس دولتی به همین نام به منظور اجرای برنامۀ جهادی برای گسترش اسلام در غرب افریقا در دشت مرتفع بائوچی پایه‌گذاری گردید. شهر بائوچی سالها به نام بنیان‌گذار خود، یعقوبو نامیده می‌ش...
  • باینگان | بایِنْگان، یا بایَنگان، بخش و شهری در شهرستان پاوه (استان کرمانشاه). بانیکان نیز ظاهراً صورت تصحیف شدۀ این کلمه است که گاه در منابع رسمی دیده می‌شود (ﻧﻜ : دایرةالمعارف...، 1/ 387).
  • بایکال | بایْکال، دریاچه‌ای در بخش جنوبی سیبری شرقی در جمهوری خودمختار بوریات و استان ایرکوتْسک جمهوری فدراتیو روسیه. بایکال در زبان تاتارها بایکول بوده است و از دو واژۀ بای (= غنی) و کول (= دریاچه) پدید آمده است (بارتولد، III/ 349؛ بروکهاوس، IIa/ 715). مغولها در زبان خود این دریاچه را دالای- نور (= دریای مقدس) می‌نام...
  • بایزید | بایَزید (دوغو بایزید)، شهری کوچک در شمال‌شرقی ترکیه، از توابع استان آغری، در جنوب غربی کوه آرارات (آغری‌داغ).
  • بایبورد | بایْبورْد، مرکز استانی به همین نام، در شمال شرقی آناتولی، در حوضۀ شرقی دریای سیاه، در کشور ترکیه.
  • بانیاس | بانیاس، نام دو شهر ورودی در کشور سوریه.
  • بانیالوکا | بانْیالوکا، شهری کهن در شمال غربی بوسنی. این شهر در °44 و ´46 عرض شمالی و °17 و ´10 طول شرقی، و در ارتفاع 163 متری از سطح دریا («دائرةالمعارف ایتالیا»، V/ 90؛ نک‍: بریتانیکا، ماکرو، XIX/ 1100)، و بر دو سوی رودخانۀ ورباس واقع است (EI1,S؛ پاندز، 634؛ «دائرةالمعارف دیانت»، V/ 49-50؛ WNGD,114).
  • باورد |
  • بانه | بانه، شهرستان و شهری در غرب استان کردستان.
  • بانه لوقا |
  • بانکیپور | بانْکیپور، حومۀ غربی شهر پتنه واقع در ایالت بهارهند، و دارای کتابخانه‌ای معروف به همین نام. بانکیپور در °25 و 37 عرض شمالی °85 و 8 طول شرقی در منتى‌الیه غربی شهر پتنه قرار دارد و چون در سمت راست رود گنگ واقع گردیده، به نام بانکیپور(=شهر ساحل رود) خوانده شده است. در حفاریهای باستان شناسیِ بانکیپور آثاری از ک...
  • بانجول | بانْجول، پایتخت و بندر مهم کشور مسلمان‌نشین گامبیا در افریقا. این شهر در 1816م، با حمایت نظامیان انگلیسی به صورت دژی نظامی و مرکزی تجارتی پایه‌گذاری شد، محلی که در 1618م، کارگزاران شرکتی بازرگان از انگلیس، در آن استقرار یافته بودند. مأموران دولت انگلیس جزیرۀ بانجول را جزیرۀ سنت ماری، و دژ مرکز تجارتی را به نا...
  • بامیان | بامیان، نام ولایت (استان) و شهری کهن در مرکز افغانستان، این استان از شمال به استان سمنگان، و از جنوب به استانهای غزنی و ارزگان، از خاور به استانهای بغلان، پروان و ورداق (ورک)، و از باختر به استانهای سرپل و غور محدود می‌گردد (ﻧﻜ : ﻫ د، نقشۀ افغانستان). مساحت این استان 414‘17 ﮐﻤ 2 و جمعیت آن براساس سرشماری 1358...
  • بالیکسیر | بالیکَسیر، استانی در شمال غربی ترکیه، حوضۀ مرمره و شهر مرکزی آن.
  • بالی | بالی، یا باله، ایالتی در جنوب اتیوپی (حبشه). این ناحیه از شمال غربی به ایالت آروسی، از شمال شرق به ایالت هررج و از جنوب غربی به ایالت سیدامو محدود است وقسمتهای پست جنوب شرقی آن با سومالی هم‌مرز است (ﻧﮑ: بریتانیکا، ماکرو، VI/ 1001، نقشه). بالی با وسعتی بیش از 000‘124 ﻛﻤ 2، پس از هررج، وسیع‌ترین ایالت اتیوپی به...
  • بالی | بالی، جزیره‌ای در بخش شرقی اندونزی که به سبب آداب و سنن بومی ساکنانش شهرت جهانی دارد و از ارزش والای جهانگردی بهره‌مند است.
  • بالکان | بالْکان، شبه جزیره‌ای در جنوب اروپا، نام بالکان به رشته کوههایی اطلاق می‌شد که در نوشته‌های مؤلفان‌باستان و سده‌های میانه به صورت هایموس است. استرابن از وجود کوههای هایموس در نزدیکی دریای سیاه (پونتوس) یاد کرده است (III/ 251, VIII/ 354 ). پلینی به منطقه‌ای با نام هایمونیا اشاره کرده، و آن را با سرزمین یونان ی...
  • بالکار | بالْکار، مردمی مسلمان از ساکنان قدیمی بخش مرکزی دامنۀ شمالی کوههای بزرگ قفقار، محل استقرار آنان، باکسان، چِگِم، چِرِک (بالکار) و نیز اراضی جلگه‌ای دامنۀ مناطق کوهستانی جمهوری خودمختار کاباردینو ـ بالکارست («تاریخ...»، I/ 72-73). عمده‌ترین زیستگاه بالکارها، اراضی کوهستانی اِلبرئس قفقاز است («مردم...»، I/ 270) ...
  • بالش | بالِش، نام 4 شهر در اسپانیا که در حکومت اسلامی اندلس اهمیت یافت. نویسندگان اسلامی این نام را به صورتهای متفاوت نگاشته‌اند: ابن حیان (5/ 190)، ابوعبیدبکری (ص 763) و ادریسی (2/ 537) آن را بالش؛ ابن‌بشکوال (2/ 637)، یاقوت (1/ 720)، ابن بطوطه (4/ 368) و مقری (1/ 166) بَلَّش؛ ابن فرضی (1/ 305، 2/ 205)، ابن‌خطیب (ک...
  • بالس | بالِس، شهری کهن در سوریه که به سبب موقعیت خاص نظامی و اقتصادیش پپیش و پس از ظهور اسلام، در حوادث تاریخی منطقه، نقش قابل توجهی داشت. رومیان این شهر را باربالیسوس می‌خواندند و به بیت‌بلس نیز شهرت داشت که در منابع رومی و در تاریخ جنگهای ایران و روم از آن یادشده است (مثلاً ﻧﮑ: پروکوپیوس، VII/ 159، I/ 363؛ نیز پاو...
  • بالخاش | بالْخاش، دریاچه و شهری در قزاقستان. این نام که مغولی است، از سوی قلموقها بلخاس خوانده می‌شود. قلمونها رد سدۀ 17 و نیمۀ نخست سدۀ 18م/ 11 و 12ق بر سرزمینهای اطراف این دریاچاه تسلط داشتند. قرقیزها که بعدها به این منطقه کردند، آن را آق تنگیز (دریای سفید) نامیدند(بارتولد، 361-360).
  • بالا حصار | بالاحِصار، روستایی در شهرستان سیوْری‌حصار از توابع استان اسکی‌شهر ترکیه.
  • باکو | باکو، شهر و بندری در جنوب غربی شبه جزیرۀ آبشوران و غرب دریای خزر که مرکز جمهوری آذربایجان است. نام باکو در آثار مؤلفان اسلامی به گونه‌های مختلف آمده است: مسعودی آن را باکُه (التنبیه...، 60، مروج...، 2/ 21)، مقدسی (ص 51) باکوه، ابوالفدا (ص 391) باکوی، ابن‌عبدالمنعم (ص 78)، باغه، و مؤلفانی چون ابودلف ( ص 12)، س...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: