مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • آذربرزین نامه | آذَرْ بُرْزینْ‎نامه، منظومه‎ای حماسی به زبان فارسی، در بحرِ مُتقارِب مُثَّمن مقصور با محذوف، به تقلید شاهنامۀ فردوسی، دربارۀ آذر برزین پسر فرامرز و نوادۀ رستم، از سلسلۀ روایات مربوط به خاندان گرشاسب (مانند گرشاسپ‎نامه، بانو گُشَسب‎نامه، شهریارنامه، بُرزونامه). هنگامی که فرامرز، پدر آذربرزین، در سیستان به دست ...
  • آذر شهر | آذَرشَهر، یا دهخوارقان، یکی از بخشهای حومۀ شهرستان تبریز. این بخش در 24 کمـ خاور دریاچۀ اورمیه و در جنوب غربی کوه سهند قرار دارد و از شمال و خاور به بخش اُسْکو، از جنوب به دهستان سراجو، و از باختر به دریاچۀ اورمیه محدود است. هوای این بخش معتدل و در تابستان نسبتاً گرم است. روستاهای خاوری آن در دامنۀ کوهستان و ...
  • آده قلعه | آده قَلْعه، یا آطه قلعه، جزیره‌ای كوچك و ترك‌نشین در بستر رود دانوب، در 4 كیلومتری گذرگاه دمیرقاپو (دروازۀ آهنی). این جزیره به مناسبت نزدیكی به شهر اورسوایا اورشوا كه در ساحل دانوب واقع است اكنون به همین نام خوانده می‌شود و متعلق به دولت رومانی است. مساحت آدا قلعه 2 هكتار و ارتفاع آن از سطح دریا 48 متر است و ...
  • آدمی | آدَمی، ابوسعید سهل بن زیاد آدمی رازی (د ح 255ق / 869 م)، از محدثان شیعه كه روایات بسیاری نقل كرده است. وی محضر امام جواد، امام هادی و امام عسكری(ع) را درك كرده است. صدوق (د 381ق / 991م)، نجاشی (د 450ق / 1058م) و شیخ طوسی (د 460ق / 1069م) او را ضعیف‌الروایه شمرده‌اند. مدتی در قم زیست، اما احمد بن محمد بن عیسی ...
  • آذار |
  • آدمیت | آدَمِیَّت، عنوان 2 روزنامه كه در تهران و شیراز برای مدتی انتشار یافتند: 1. در تهران از 1325ق / 1907م به سردبیری میرزا عبدالمطلب یزدی به صورت هفتگی، در 4 صفحه، به قطع وزیری بزرگ با چاپ سنگی. بنیانگذار آن میرزا عبدالمطلب یزدی از مخالفان مشروطه و آزادیخواهان و از اعضای محكمۀ دادگاه باغشاه بود. او پس از استقرار د...
  • آدم هروی | آدَمِ هرَوی، ابوسعد آدم بن احمد بن اسد (د 536 ق / 1142م)، نحوی،‌ لغوی، مُحدث، و از ادیبان سدۀ 6 ق / 12م؛ از مردم هرات و منسوب بدان و ساكن بلخ. در 520 ق / 1126م در راه حج وارد بغداد شد و گروهی از فاضلان و ادیبان بر گرد او جمع شدند و از او حدیث و ادبیات فرا گرفتند. در همان‌جا بود كه میان وی و ابومنصور موهوب بن ...
  • آدم بن محمد قلانسی بلخی | آدَمِ بْنِ مُحَمّدِ قَلانِسیِ بَلْخی، مُحدّث سدۀ 3ق / 9م. در بلخ زاده شده است. شهرت قلانسی او از آن روست كه مدتی به فروش قَلَنْسُوَة (نوعی كلاه) اشتغال داشته است. وی به تفویض متهم بوده و از احمد بن یونس نَسَوی، علی بن حسن بن هارون دقاق، علی بن محمد قمی و محمد بن شاذان بن نعیم نقل حدیث كرده است. مشهورترین مُحد...
  • آدم، ابوالبشر | آدم، یا آدم ابوالبشر، نخستین انسان و پدر همۀ مردمان. دربارۀ آفرینش و زندگانی او در دینهای سه‌گانۀ یهود و مسیحیت و اسلام، روایات و داستانهای همسان و همانند آمده است، و این همسانی و همانندی از آن‌رو است كه مبدأ وحی در این 3 دین یكی است. از این‌رو، پیش از پژوهش دربارۀ آفرینش آدم و سرگذشت او در فرهنگ اسلامی، بررس...
  • آداب مناظره | آدابِ مناظِره، مجموعۀ ضوابطی كه هنگام بحث و گفت‌وگوی فلسفی، علمی، دینی و اعتقادی باید مراعات شود. در اصطلاح دانشمندان اسلامی، مقصود از بحث آن است كه «اثبات حكم ثبوتی یا سلبی كنند به دلیل» و مراد از مناظره آن است كه «دو خصم نظر كنند در حكم و مسأله‌ای به قصد آنكه صواب پیدا شود» (مشكوٰة، 27). گاهی به جای آداب ال...
  • آدریانوپل | آدریانوپل، پیمانی كه در 15 ربیع‌الاول 1245ق / 14 سپتامبر 1829م در شهر اَدِرنه (ه‍ م) میان مقامات عثمانی و روسیۀ تزاری منعقد گشت و طی آن با واگذاری امتیازات بسیار به روسیه، به جنگ 1828-1829م، میان دو دولت پایان داده شد. در این جنگ نیروهای روسیه قسمتهایی از خاك تركیه و ازجمله همین شهر را به تصرف خویش درآوردند (...
  • آدامز | آدامز در پنسیلوانیای ایالات متحده متولد شد. تحصیلات عمومی خویش را در دانشكدۀ وِست‌مینستر آغاز كرد و پس از فراغت از تحصیل در 1909م به مصر رفت و تا 1915م در آن كشور ماند. چون به آمریكا بازگشت، در دانشگاههای هارتفورد و شیكاگو، به فراگیری عربی و معارف اسلامی پرداخت و سرانجام در 1928م به گرفتن درجۀ دكتری از دانشگا...
  • آدلر | آدلر آموزشهای آغازین را از پدر خود و چند معلم خصوصی گرفت و آنگاه برای تحصیلات دبیرستانی به آلتونا واقع در شمال آلمان رفت. در 1775م در دانشگاه كیل آلمان تحصیلات عالی خود را به پایان برد. رشتۀ دلخواه آدلر الٰهیات بود كه وی آن را با فراگیری و مطالعۀ زبانهای شرقی كه از جوانی سخت بدانها عشق می‌ورزید، پیوند داد. پس...
  • آداب المشق | آدابُ الُمَشْق، رساله‌ای در آداب خوش‌نویسی و قواعد و قوانین كتابت قلم نستعلیق به زبان فارسی، از باباشاه اصفهانی خوش‌نویس نامور ایرانی (د 996ق / 1587م). باباشاه خود در دیباچۀ رساله اشاره می‌كند كه با دیدن خط سلطان‌علی مشهدی (د 926ق / 1519م) چنان شیفتۀ این فن گردید كه «میل تحصیل خط، اسباب تحصیل هر فن دیگر» را ا...
  • آداب المریدین | دابُ الُمُریدین، كتابی عرفانی به زبان عربی، نوشتۀ ضیاءالدین ابوالنجیب عبدالقاهر سهروردی (490-563 ق / 1097- 1168م)، از مشایخ بزرگ صوفیان. این كتاب یك مقدمۀ كوتاه و 27 فصل دارد كه ضمن آنها از اصول اعتقادات صوفیان، احوال و مقامات سالكان، شَطْحیات صوفیان، آداب صوفیان در سفر و حضر و سماع و جز آن سخن به میان می‌آید...
  • الآداب العربیة في القرن التاسع عشر | اَلْآدابُ الْعَرَبِیةُ فِی‌الْقَرْنِ التّاسِع عَشَر، كتابی ادبی به زبان عربی تألیف لُویس شَیخو (1275-1346ق / 1859-1927م)، از آباء یَسوعی لبنان. وی كه خود مؤسس مجلۀ المشرق بود، طی سالهای 1325-1328ق / 1907-1910م به انتشار سلسله مقالاتی دربارۀ نویسندگان و شاعران و اوضاع ادبی (سدۀ 13ق / 19م) در همان مجله پرداخت و...
  • آدر الکریمة | آدرالكریمه در 751ق / 1350م همراه خانواده و پسرش الملك المجاهد كه قصد تصرف مكه داشت، عازم آن دیار شد، ولی‌الملك المجاهد از ممالیك مصر كه در آن روزگار مكه را در تصرف داشتند، شكست خورد و گرفتار گشت. او را به مصر نزد سلطان محمدبن قَلاوون بردند. آدرالكریمه به یمن بازگشت و طی مدت یك‌سال كه الملك المجاهد در مصر می‌ز...
  • آدم بن عبدالعزیز | آدَمِ بْنِ عَبْدُ الْعَزیز، شاعر سدۀ 2ق / 8م كه به ظرافت طبع و نیك‌نفسی معروف بوده است. پدرش عبدالعزیز بن عمر بن عبدالعزیز بن مروان و مادرش دختر سفیان بن عبدالعزیز بن مروان (ه‍ م م) بود. ابوالعباس سفاح، نخستین خلیفۀ عباسی (132-136ق / 750-753م) كه امویان را یكسره از دم تیغ می‌گذراند، از كشتن وی به علت انتسابش ...
  • آداب الملوک | آدابُ الُمُلوك، شرحی فارسی بر فرمان نامۀ امیرالمؤمنین علی(ع) خطاب به مالك بن حارث بن عبدِیَغوث نخعی معروف به مالك اشتر(ه‍ م) كه به هنگام واگذاری حكومت مصر به وی صادر شد. این شرح نوشتۀ میرزا محمدرفیع الحسنی الحسینی الطباطبائی التبریزی (د 1326ق / 1908م) ملقب به نایب الصدر و نظام‌العلماء، فرزند میرزا علی‌اصغر مس...
  • آداکاله |
  • آداب ناصری | آدابِ ناصری، كتابی در موضوعات گوناگون اخلاق عملی به نظم ونثر و به زبان پارسی، نوشتۀ محمد ابراهیم خان محلاتی متخلص به «خلوتی» ملقب به «صدیق خلوت» و مشهور به «چُرتی» (ز 1252ق / 1836م و زنده در زمان مظفرالدین شاه قاجار)، فرزند میرزا احمد محلاتی (خواهرزادۀ آقاخان اول). نویسنده در دربار ناصرالدین شاه سمت غلام‌بچه‌...
  • آداب المتعلمین | آداب المُتَعَلِّمین، كتابی در راهنمایی تعلیم و تربیت اسلامی، به زبان عربی از برهان‌الدین زُرنوجی حنفی (د 519 ق / 1125م). این كتاب دارای 14 فصل با این مطالب است: 1. حقیقت علم، 2. نیت از آموزش علم، 3. گزینش علم و استاد و شریك آموزش و ثبات بر آنها، 4. بزرگ داشتن علم و اهل آن، 5. جدیت و مداومت در آموزش و همت بر آ...
  • آداب العرب والفرس |
  • آخوندزاده | در خانوادۀ نسبتاً مرفهی زاده شد. پدربزرگش حاج احمد، نخست ساكن رشت بود و سرانجام به تبریز كوچید. پدرش میرزا محمدتقی كدخدای قصبۀ خامنه بود، اما در 1226ق / 1811م آماج خشم عباس‌میرزا نایب‌‌السلطنه گردید و معزول شد؛ خانوادۀ خویش را رها كرد و به شهر نوخا در ولایت شَكی رفت كه در این هنگام به تصرف نیروهای روس درآمده ...
  • آداب السلوک | آدابُ السلوك، عنوانی برای برخی از كتابهای عرفانی و اخلاقی كه عده‌‌ای از عارفان و دانشمندان مسلمان به نگارش آن پرداخته‌اند. بعضی از نویسندگانی كه ذیلِ این عنوان كتابی دارند، بدین شرحند: 1. بیابانكی سمنانی، علاءالدوله احمدبن محمدبن احمد (د 736ق / 1336م)، از عارفان و بزرگان صوفیه. كتاب او به زبان فارسی است و نسخ...
  • الآداب السلطانیة | اَلآدابُ‌السلطانِیة، كتابی تاریخی به زبان عربی، نوشتۀ صفی‌الدین محمد بن طباطبا معروف به ابن طِقطَقى (660-709ق / 1262-1309م)، نویسنده، ادیب و مورخ شیعیِ امامی و از خاندان امام حسن مجتبی‌(ع). عنوان دیگر كتاب كه بدان نیز شهرت دارد، الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة است. گاه آن را به اختصار، الفخری گوی...
  • آداب البحث | آدابُ الْبَحْث، نامی كلی برای رشته‌ای از كتابها به زبانهای عربی و فارسی كه دانشوران مسلمان دربارۀ چگونگی بحث، جدل و مناظره به‌سان شاخه‌ای از دانش منطق، تألیف كرده‌اند. هدف از نگارش این‌گونه كتابها، آموزش دادن به پژوهشگران و آموزگاران و سخنوران است كه به هنگام نگارش یا گفت‌وگو، سخنان خود را بر پایه‌های استوار ...
  • آخوند ملامحمد کاشانی | آخونْد مُلامُحَمدِ كاشانی (د 20 شعبان 1333ق / 3 ژوئیۀ 1915م)، فقیه، حكیم، عارف امامی و مدرس بزرگ فلسفۀ صدرالمتألهین در اصفهان. جاذبۀ درس آخوند كاشانی كه فلسفه را با عرفان می‌آمیخت و نیز حكیم معاصر وی، جهانگیرخان قشقایی، علاقه‌مندان به فلسفه به‌ویژه فلسفۀ صدرایی را از شهرهای دور و نزدیك و حتی از كشورهای دیگر ب...
  • آداب الحرب و الشجاعة | آدابُ‌الْحَرْبِ وَالشَّجاعَة، كتابی در آیین پادشاهی و كشورداری، شیوه‌های نبرد و آراستن سپاه و راههای دستیابی به پیروزی شناختن انواع گوناگون اسب و اندرز به پادشاهان در زمینه‌های یادشده به زبان پارسی به نوشتۀ محمد بن منصور بن سعید ملقب به مبارك شاه و مشهور به فخرِ مدبر از نویسندگان اواخر سدۀ 6 و اوایل سدۀ 7ق / ...
  • آداب | آداب، در اصطلاح صوفیه مجموعۀ قواعد و رسوم و وظایفی است كه رعایت آنها بر سالكان طریقت لازم است. در تعریف ادب گفته‌اند: «عبارت است از تحسین اخلاق و تهذیب اقوال و افعال» (كاشانی، 203). چون افعال دوگونه‌اند: افعال قلوب یا نیات كه اموری باطنی‌اند و افعالِ قوالب یا اعمال كه به ظاهر مربوط می‌شوند. پس ادیب كامل كسی ا...
  • آخوند خراسانی | آخوندِ خُراسانی، مُلّامحمدكاظم (1255- 1329ق / 1839-1911م)، فقیهِ اصولی و مرجع تقلید شیعه و رهبر سیاسی عصر مشروطیت. وی كوچك‌ترین پسر ملاحسین واعظ هراتی بود. ملاحسین در مشهد ساكن شده بود و محمدكاظم در همان‌جا زاده شد و علوم مقدماتی را فرا گرفت و ازدواج كرد. در 1277ق / 1860م مشهد را به سوی سبزوار ترك كرد. در آنج...
  • آداب عباسی | آدابِ عَبّاسی، كتابی فارسی حاوی دعاهای شبانه‌روزی، ترجمۀ ملاصدرالدین محمد بن محب‌علی معروف به صدرای تبریزی از محدثان شیعی سدۀ 11ق / 17م. این كتاب ترجمۀ مفتاح‌الفلاح نوشتۀ بهاءالدین محمدبن حسین بن عبدالصمد جبعی عاملی معروف به شیخ بهایی (953-1031ق / 1546-1622م) است. صدرای تبریزی شاگرد شیخ بهایی بوده و این كتاب ...
  • آخوند نصرا | آخونُد نَصرا، مولى نصرالله همدانی. معروف به آخوند نصرا یا آخوند نصیرا، از دانشمندان و فقهای سدۀ 11ق / 17م. وی نزد علمای اصفهان به‌ویژه میرمحمدباقر داماد (د 1042ق / 1632م) به فراگیری معارف اسلامی پرداخت و سپس در همدان به تدریس علوم دینی مشغول شد. شاگردان بسیاری تربیت كرد كه بیشتر آنان از نام‌آوران زمان خود شمر...
  • الآداب الدینیة للخزانة المعینیة | الآدابُ الدینیةِ لِلْخِزانَةِ الْمُعینِیة، كتابی اخلاقی به زبان عربی نوشتۀ مفسر شیعی ایرانی ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (469- 548 ق / 1077-1154م). واژۀ «معینیه» از آن‌رو در نامگذاری آن به كار رفته كه مؤلف آن را برای سلطان معین‌الدین ابونصر احمد بن فضل بن محمود گرد آورده است. كتاب دربارۀ آداب و سنتها و اعمال و ادع...
  • آخور | آخور، یا آخُر، مركز ناحیۀ «دهستان»‌ از توابع گرگان قدیم. دهستان در شمال بندر آبَسكون (ه‍ م) قرار داشته و به نوشتۀ ابن حوقل فاصلۀ آن تا آبسكون 6 منزل بوده است (ص 398). آگاهیهایی كه در باب دهستان در دست است، بسیار اندك و متناقض است. ظاهراً قدیم‌ترین نوشته در این باره از ابن رسته است كه در آن از «رباط آخر» كه شم...
  • آخرالزمان | آخِرٌالزَّمان، اصطلاحی كه در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا دیده می‌شود و در ادیان ابراهیمی از اهمیت و برجستگی ویژه‌ای برخوردار است. عقاید مربوط به آخرالزمان بخشی از مجموعۀ عقایدی است كه به پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر مربوط می‌شود و ادیان بزرگ دربارۀ آن پیشگوییهایی كرده‌اند. در این مقاله نخست به بررسی عقاید مسلم...
  • آچه | آچه، یا آتجه، اَتجین، اَتجیه، اَتشَه، آچن، آشی، اتشم، آچین، اشن، شمالی‌ترین بخش جزیرۀ سوماترا در اندونزی و اولین پایگاه اسلام در مجمع‌الجزایر جنوب شرقی آسیا كه دین اسلام از آنجا سراسر اندونزی ــ پرجمعیت‌ترین كشور مسلمان جهان ــ را فرا گرفته است. آچه كه در گذشته كشور اسلامی نیرومندی بوده، اكنون یك ایالت خودمخت...
  • آخر | آخِر، واژه‌‌ای عربی به معنی انجام، سرانجام، بازپسین، پسین، واپسین، فرجام و كران. ریشۀ این واژه (أ خ ر) در ثلاثی مجرد كاربردی ندارد، ولی در بابهای تفعیل، تفعّل و استفعال به‌كار رفته است. از میان فرهنگ‌نویسان عرب تنها خوری شرتونی آن را صفت خوانده است، دیگران به نام صرفی آن اشاره‌ای نكرده‌اند. مؤنث آن آخرة (نگار...
  • آخر النهر | آخِرُالنهْر، ستارۀ قدر یكم از صورت فلكی جنوبی «نَهْر» و یكی از 10 ستارۀ بسیار روشن. صورت فلكی نهر شامل 34 ستاره است كه بر پهنۀ آسمان شكل نهر را می‌سازند و «آخرالنهر» در جنوبی‌ترین نقطۀ آن قرار دارد. ستاره‌شناسان یونانی این مجموعه را «اریدانوس» كه رب‌النوع رودخانه و نیز نام كهن رود پو در ایتالیا بوده است، نامی...
  • آخرت | آخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعلة از مادۀ «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین یا دیگر»، عبارت از جهانی است كه مردم پس از مردن، به آن درمی‌آیند و برای همیشه در آنجا می‌زیند. این واژه در قرآن مجید و سنت و فرهنگ مسلمانان به صورت یك اصطلاح به كار برده شده و منظور از آن «جهان دیگر» است كه در برابر دنیا قرار دارد و...
  • آخسقه |
  • آخال تکه | آخال تِكّه، یا اَخَل تِكّه، نامی كه در سالهای 1299-1307ق / 1882-1890م بر شهرستانی از استان ماوراءِ خزر اطلاق می‌شد كه اكنون قسمتی از آن معروف به عشق‌آباد، مركز تركمنستان شوروی است. آخال اسم محل و تِكه یا تِكّه نام قبیلۀ تركمان ساكن در این سرزمین است. این شهرستان از بخشهای اَتِك (مركز آن: كاخْكه) و دُرون یا دَ...
  • آخته بیگی |
  • آحاد |
  • آچین |
  • آجودان حضور | آجودان حُضور، سیدمحمد فرزند سیدابوالقاسم (1283-1332ق / 1866-1914م) ملقب به مردك یا آقا مردك، سپاهی و درباری روزگار ناصرالدین شاه. پدرش كه از شاگرد بزازی به فراشی حرم رسیده بود، دختر خود را به امین خاقان (مَلیجَك اول) داد. به سبب همین خویشاوندی، سیدمحمد كه از 1301ق / 1884م در شمار پیشخدمتان ناصرالدین‌شاه در‌آم...
  • آجر | آجُر، (معرب آگور، آگُر در فارسی دَری، اَگورو1 در فارسی باستان) قطعاتی از گل رس پخته با اشكال هندسی كه از روزگاران بسیار كهن پس از كشف آتش بشر آن را شناخته و به‌عنوان یكی از با‌ارزش‌ترین و ضروری‌ترین عناصر و مواد دست‌ساخت (مصنوع) آدمی در آثار ساختمانی كهن‌ترین تمدنها در سرزمینهای مختلف به‌كار رفته و همچنان تا ...
  • آجارستان | آجارِستان، یا آجاریا، یكی از جمهوریهای خودمختار منطقۀ قفقاز و بخشی از جمهوری شوروی گرجستان است. مساحت آن 000‘3 كمـ 2 و جمعیت آن (در 1984م) 000‘375 نفر بوده است (دائرة‌المعارف بزرگ شوروی، چ 3، 24(2) / 525؛ آكینر، 244). آجارستان در جنوب غربی گرجستان و شرق دریای سیاه قرارگرفته و بخشی از آن با تركیه هم‌مرز است.
  • آجودان باشی | آجودان‌باشی، اللٰهیارخان افشار فرزند حسینقلی خان بیگلربیگی (د 1304ق / 1887م)، از بزرگان طایفۀ افشارِ ارومیه در عهد ناصرالدین شاه. در نظام ایران منزلتی به دست آورد و از قراولان خاص و سركردۀ فوج سوادكوه شد. وی پس از فوت جهانگیرخان ارمنی، در 1295ق / 1878م، به مقام آجودان‌باشی كل نایل گردید و تا پایان عمر در این ...
  • آجری | آجُرّی، ابوبكر محمد بن حسین بن عبدالله (ح 280-360ق / 893-971م)، فقیه و محدث. در محلۀ درب الآجر در غرب بغداد زاده شد. بیشتر رجال‌شناسان، مذهب او را شافعی گفته‌اند، اما برخی نیز وی را حنبلی دانسته‌اند. مشایخ او در حدیث ابومسلم كَجّی، ابوشعیب حَرّانی، احمد بن یحیى حُلْوانی، جعفر بن محمد فاریابی، مفضل بن محمد جند...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: