مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • بلوغ | مرحله‌ای از رشد و تکامل آدمی که دگرگونیهای متعدد جسمی و روحی را در پی دارد و در بیشتر جوامع، گذار از آن با آداب، مناسک و آیینهایی همراه است.
  • بله برون | یا بَلّه‌بُرون‌ (بلی‌بُران‌ = بلی‌ + بُر: بُن‌ مضارع‌ از مصدر بریدن‌ + ان‌: پسوند نشانۀ جشن‌، آیین‌ و مراسم‌)، بخشی‌ مهم‌ از مراسم‌ مقدماتی‌ جشن‌ عروسی‌ سنتی‌ در ایران‌.
  • بلوط، درخت | گروه بزرگی از درختان و درختچه‌های همیشه سبز یا خزان‌برگ خودروی جنگلی.
  • بلبل | پرنده‌ای خوش‌آواز که معروف به مهرورزی به گُل است و بن‌مایه‌ای شناخته‌شده در افسانه‌ها و ترانه‌های فرهنگ مردم به شمار می‌رود.
  • بلم |
  • بلبل سرگشته | از افسانه‌های سحرآمیز و بسیار مشهور که در ایران و سراسر جهان با تفاوتهایی رایج است.
  • بکارت | پردۀ بکارت، دوشیزگی، دخترگی یا دخترکی، برگرفته از واژۀ دختر که صفتی است دال بر باکره بودن.
  • بلوشر، سفرنامه | گزارش سفر ویپرت فون بلوشر به ایران در نیمۀ اول سدۀ 20 م، با عنوان «گردش روزگار در ایران».
  • بلغور |
  • بقال بازی | از جمله نمایشهای شاد سنتی ایرانی و مشهورترین نمایش «مضحکه و تقلید» که ریشۀ آن را در بازیهای نمایشی عامیانه و دلقکهای درباری از روزگار ساسانی، بـه‌ویژه در مراسم آیینی مانند بر‌نشستن کوسه (نک‍ : ه‍ د، کوسه بر‌نشین) و میر نوروزی (ه‍ م)، و رقصهایی که در عهد صفوی، توسط پوست‌بزپوشان اجرا می‌شد
  • بقالی | از پیشه‌های کهن و سنتی در ایران. بقال واژه‌ای عربی است که عوام از ریشۀ «بقل» به معنای تره (سبزی) و خواروبارفروش ساخته‌اند (فیضی، زمخشری، ذیل واژه).
  • بقچه | یا بُغچه، بُخچه، پارچه‌ای به شکل مربع برای بسته‌بندی، حفظ و نگهداری یا حمل وسایل و لباس.
  • بطوله |
  • بغل به بغل | از کُشتیهای محلی رایج در روستاهای شهرستان قزوین. این کشتی بیشتر در مراسم شادی مانند عروسی اجرا می‌شود (عباسی، 2 / 167؛ نیز نک‍ : ورجاوند، 2 / 887).
  • بغرا | یا بقرا، از خوراکهای کهن ایرانی که از رشته، گلوله یا تکه‌های مربع‌شکل خمیر، به همراه خورش تهیه می‌شود.
  • بست و بست نشینی | بست مكانی‌ امن‌ و مقدس‌ برای پناه‌جويان‌ از هر گروه‌ و صنف‌؛
  • بشکن بشکن | گونه‌ای رقص نمایش‌مانند و تصنیف همراه با تقلید که با ایجاد صدای انگشتان میانی و شست، و گاه با کف‌زدن همراه است.
  • بسحاق اطعمه | جمال‌الدین، یا فخرالدین ابواسحاق حلاج اطعمۀ شیرازی معروف به بُسحاق اطعمه، شاعر و طنزسرای شیرازی قرن 9 ق / 15 م.
  • بستنی | شربتی یخ‌بسته، شیرین و معطر از شیر و شکر یا انواع آب میوه. بستنی را باید در زمرۀ شیرینیها دانست
  • بست، سفرنامه | گزارش سفر و اقامت جیمز بست، مؤسس و مبلغ هیئت پرسبیتری های آمریکایی در ایران طی دهۀ آخر سدۀ 19 م / 13 ق، با عنوان «ایران، سرزمین امامان» (مل‍‌ ).
  • بزم ایران | کتابی با مضمون حکایات و لطایف، تألیف محمدرضا طباطبایی یزدی (1313-1403 ق / 1895-1983 م).
  • بزرگمهر | پسر بُختَگ‌، وزیر و حكیم روزگار خسرو اول انوشیروان‌ ساسانی‌ (سل‍ 531- 579 م‌) در بعضی‌ از متون‌ ادبی‌ و تاریخی‌. بزرگمهر عنوانی‌ است‌
  • بزک زنگوله پا | از افسانه‌های مشهور و رایج در مناطق مختلف ایران، با موضوع مبارزۀ افراد ضعیف علیه افراد قوی برای کسب حقوق پایمال‌شده‌شان.
  • بزکشی | بازی سنتی سوارکاری که در میان ایلات ترک سرزمینهای آسیای مرکزی و مردم شمال افغانستان متداول است.
  • بز، | پستاندار نشخوارکنندۀ شاخ‌دار اهلی. بز ازجمله نخستین حیواناتی است که انسان توانست آن را اهلی کند.
  • بزک |
  • بزک چینی |
  • بز زنگوله پا |
  • بزبز قندی |
  • برنج | از دانه‌های مهم خوراکی و خوراک عمدۀ ایرانیان. این گیاه به‌واسطۀ کثرت کاربرد، ارزشهای نمادین بسیاری یافته است.
  • بروگش، سفرنامه ها | دو سفرنامه از هاینریش کارل بروگش به ایران:
  • بریتل بنک، سفرنامه | گزارش سفر ویلیام بریتل‌بنک به ایران در یکی از ناگوارترین برهه‌های تاریخ این کشور با عنوان «ایران قحطی‌زده: گزارش سفر به شرق از غربت تا خانه» (نک‍ : مآخذ)، که در آن اشارات فراوانی به جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی زندگی ایرانیان هم‌زمان با مضیقه‌های شدید ناشی از خشک‌سالی شده است.
  • بره ها در برف به دنیا می آیند | عنوان فیلمی مستند، به کارگردانی فرهاد مهران‌فر با رویکردی مردم‌شناختی دربارۀ بازماندگان قوم کهن کادوسیان.
  • بریانی | یا بریونی، بریان، از خوراکهای گوشتی سنتی مردم ایران. واژۀ بریان در فرهنگهای فارسی برشته معنا شده است (نک‍ : آنندراج، نیز لغت‌نامه ... ، ذیل بریان).
  • بشین و پاشو | یـا حمـومک مـورچـه داره، از بـازیهـای سرگرم‌کنندۀ کودکان خردسال که اغلب توسط بزرگ‌سالان اداره می‌شود.
  • برکت | نیرویی رمزی و قدسی که موجب فراوانی نعمت می‌شود. مردم خاصیت برکت‌زایی را به برخی از افراد، حیوانات، اشیاء، و مکانها منتسب می‌کنند.
  • برقع | یا بُرقُع، چهره‌بند و از جمله ارکان پوشاک زنان برخی مناطق ایران، افغانستان و برخی از کشورهای عربی و افریقایی.
  • برک | نوعی پارچۀ ضخیم بافته‌شده از پشم شتر و گوسفند یا کرک بز. در گذشته درویشان از برک ــ بافته‌ای از پشم شتر ــ برای تهیۀ کلاه و قبا استفاده می‌کردند (برهان ... ).
  • برفی کردن | یـا جشن برفی، از کهن‌آیینهای زمستانی در بسیاری از نقاط سردسیر ایران و برخی کشورهای همسایه مانند افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان.
  • برف چال | به گویش محلی ورفِ چال، عنوان جشن و آیینی کهن که همه‌ساله در اواسط بهار در آب‌‌اسک، هم‌زمان با ذوب‌شدن آخرین برفهای زمستانیِ نواحی کوهپایه‌ای دماوند، در منطقه‌‌ای به نام اَسکه‌وش (گویش محلی: اَسکِ بَشَم) برگزار می‌شود.
  • برف | یخ متبلور حاصل از انجماد مستقیم بخار آب، پیش از تبدیل شدن به باران. دربارۀ برف با توجه به شکل، خصوصیات ظاهری، فصل و زمان بارش، باورها و اعتقادات فراوانی پدید آمده است.
  • برق |
  • برزونامه | از بزرگ‌ترین منظومه‌های پهلوانی به زبان فارسی که به تقلید از شاهنامه سروده شده است.
  • برشنوم | یا نُشْوَه، برشنوم نُه‌شبه، از مراسم مذهبی زردشتیان، شامل اعمال غسل زردشتی، تطهیر نوموبدان در مراسم نوزود، تطهیر حمل‌کنندگان جسد، و پاک‌نمودن زهدان زنان.
  • برساق | نوعی نان، و در پاره‌ای مواقع غذای اصلی عشایر و چوپانان لر.
  • برده |
  • بردلی- برت، سفرنامه | گزارش سفر فرانسیس بردلی ـ برت (1874-1963 م / 1291-1383 ق)، سیاح و خاورشناس آمریکایی، با عنوان «ایران: سفر به ایران از خلیج فارس تا کاسپین» (نک‍ : مل‍‌ ).
  • بردالعجوز |
  • براون، سفرنامه | اثـری از ادوارد گـرنـویـل بـراون (1862-1926 م / 1279-1345 ق)، خاورشناس و ایران‌شناس شهیر بریتانیایی، با عنوان یک سال در میان ایرانیان که شرح خاطرات سفر یک‌سالۀ نویسنده به ایران است.
  • برج کبوتر |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: