مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابراهیم قوام فاروقی | اِبْراهیم قَوامِ فاروقی، فرهنگ‌نویس، صوفی و شاعر پارسی زبان در سدۀ9 ق / 15م، اهل مِنیر، شهری در بهار، از ایالات شرقی هند و مؤلف فرهنگ شرفنامۀ منیری. آگاهی مختصری كه از زندگی ابراهیم فاروقی در دست است، برگرفته از فرهنگ اوست. وی در زمان ابوالمظفر باربك شاه (864- 879 ق / 1459-1474 م)، از امرای بنگال می‌زیسته، و ...
  • ابراهیم مروزی | اِبْراهیمِ مَرْوَزی، یا مروروذی (قفطی، 284)، ابویحیی، پزشک، حکیم، منطقی، هندسه‌دان و از انتقال‌دهندگان علوم یونانی به عالم اسلامی (ابن ابی اُصیبعة، 2 / 226-227، 3 / 225). از تاریخ ولادت و مرگ او آگاهی دقیقی در دست نیست، اما چون معاصر و استاد ابوبشر متی بن یونس (د 329ق / 941م) شارح معروف آثار منطقی ارسطو بود، ...
  • ابراهیم موصلی | اِبْراهیمِ موصِلی، ابواسحاق، ابراهیم بن ماهان بن بهمن ابن نُسك، ملقب به ندیم، موسیقی‌دان، آهنگساز و شاعر بزرگ اوایل عصر عباسی. دربارۀ زندگی و فعالیت هنری این شخصیت پرآوازه اطلاعات تاریخی و روایات افسانه‌ای فراوانی در دست است كه در منابع گوناگون پراكنده است. با اینهمه، منبع اصلی تحقیق در احوال و آثار وی همان ك...
  • ابراهیم میرزا صفوی | اِبْراهیمْ میرزا صَفَوی، از شاهزادگان هنرمند، شاعر و دانش‌دوست صفوی (مق‍ 984ق / 1577م). او پسر بهرام میرزا (فرزند شاه اسماعیل اول)، برادرزاده و داماد شاه تهماسب بود و در شعر «جاهی» تخلص می‌كرد. قمی ‌مؤلف چند كتاب، كه از معاصران او بوده و پدرش میر منشی سمت وزارت این شاهزاده را در خراسان بر عهده داشته است، ولاد...
  • ابلیس | اِبلیس، نام خاص (عَلَم) برای موجودی كه از فرمان خدا سرباز زد و از درگاه وی رانده شد. نیز اسمی‌ عام برای شیاطین. دربارۀ ابلیس از دیدگاههای مختلف می‌توان بحث كرد. در این مقاله، از ابلیس در 4 بخش سخن رفته است: I. در لغت و ادب عربی، II. در قرآن، III. در كلام، IV. در ادب فارسی و عرفان.
  • آبله | آبِله، یا آبِلا، آبیلا، آبولا، آویلا، شهر و مركز استانی به همین نام، در اسپانیای مركزی (كاستیلِ1 كهن = قَشْتاله) كه در °40 و ´39 عرض شمالی و °4 و ´42 طول غربی، در فاصلۀ 87 كمـ غرب مادرید واقع شده است. از شمال به كوههای بلند سی‌یرا دگردوس2 و از شرق به كوههای سی‌یرا دِگواداراما3 محدود می‌گردد. ارتفاع آن از سطح ...
  • حسب و نسب* |
  • حسدای بن یوسف بن حسدای* |
  • حسد | حَسَد، هیجانی انسانی نشئت گرفته از مواجهه با داشته‌ها، برتریها، پیشرفتها و موقعیتهای دیگران. حسادت هیجانی است که هنگام تعامل اجتماعی و در بستری فـرهنگی شکل می‌گیـرد
  • حسکانی | حَسْکانی، ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله بن احمد حذّاء (د پس از 470 ق / 1077 م)، محدث و فقیه اهل نیشابور.
  • حسن، زکی محمد | حَسَن، زکی محمد (1326-1377 ق / 1908-1957 م)، مورخ هنر مصری، که با روشهای معاصر به تحقیق پایه‌ای دربارۀ آثار هنری سرزمینهای اسلامی پرداخته ‌است.
  • حس مشترک* |
  • حسن بزرگ، شیخ* |
  • حُسن | حُسْن، لفظی که غالباً در کنار «ملاحت» برای زیبایی به کار می‌رود و ملاحت مکمل حسن است. حسن لفظی است قرآنی که در نظم و نثر پارسی اغلب به نیکویی و گاه خوبی ترجمه شده
  • حسدای بن شبروط | حَسْدایِ بْنِ شَبْروط، ابویوسف بن اسحاق بن عزرا، پزشک، داروساز و دولتمرد یهودی اهل اندلس. نام او را به صورت شپروط و بشروط نیز نوشته‌اند (نک‍ : ابن ابی اصیبعه، 2 / 47). وی در 303 ق / 915 م در ایالت جَیّان1 اسپانیا زاده شد
  • حسبت ، یا حسبه | حِسْبَت، یا حسبه، عنوان نهادی در تمدن اسلامی که وظیفۀ آن نظارت بر روابط و کردارهای اجتماعی بر حسب قوانین شرع و عرف، به مقتضای امر به معروف و نهی از منکر...
  • حسدای بن اسحاق* |
  • حسن(ع)، امام | حَسَن (ع)، اِمام، فرزند علی بن ابی طالب (ع)، چهارمین معصوم، دومین امام شیعیان و آخرین خلیفه، پیش از بنی‌امیه. عهده‌داری دو وظیفۀ سنگین امامت و خلافت
  • حسن بن استاد هرمز* |
  • حسن البنا* |
  • حسن بصری | حَسَنِ بَصْری، ابوسعید بن ابوالحسن یسار بصری (21-110ق / 642- 728م)، مکنّا به ابومحمد، ابوعلی و ابوسعید، محدث، مفسر، متکلم، واعظ، از زهّاد ثمانیه
  • حسن بن زید علوی* |
  • حسن بغدادی | حَسَنِ بَغْدادی، از مذهِّبان نامور ایران در سدۀ 10 ق / 16 م و هم‌زمان با شاه طهماسب اول (930-984 ق / 1524-1576 م) و شاه اسماعیل دوم صفوی (984-985 ق / 1576-1577 م).
  • حسن بن زین الدین* |
  • حسن بن سمح | حَسَنِ بْنِ سَمْح، ابوعلی (د جمادی‌الآخر 418 / ژوئیۀ 1027)، منطق‌دان، فیلسوف و شارح کتابهای ارسطو. نام کامل او بنابر ضبط نسخۀ یکی از آثارش، حسن بن سهل بن سمح بن غالب است.
  • حسن بن سوار* |
  • حسن بن عجلان* |
  • حسن بن علی قمی* |
  • حسن بن سهل | حَسَنِ بْنِ سَهْل (د 236 ق / 850 م)، دیوان‌سالار و وزیر مأمون عباسی، برادر ذوالریاستین فضل بن سهل. دربارۀ زندگی او پیش از آنکه به‌عنوان یکی از کارگزاران مأمون عباسی در عرصۀ سیاست ظاهر شود
  • حسن بن فضال* |
  • حسن بن قحطبه* |
  • حسن بن محبوب* |
  • حسن بن محمد قمی* |
  • حسن بن محمدبن حنیفه | حَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَنَفیّه، محدث و فقیه تابعی سدۀ 1 ق / 7 م و از نوادگان امام علی (ع). وی از نخستین نظریه‌پردازان و نویسندگان کلامی و نیز مروج اندیشۀ ارجاء به شمار می‌رود.
  • حسن بن خصیب* |
  • حجله عزا | حِجْلِۀ عَزا، یا حجلۀ ماتم، شعار و تابوت‌واره‌ای نمادین از حجله یا حجله‌خانۀ عروس که در مراسم عزاداری محرم و تعزیه‌خوانیها و مراسم سوگواری جوانان ناکام و شهید تزیین و به نمایش گذاشته می‌شود.
  • حجر، سوره | حِجْر، پانزدهمین سورۀ قرآن کریم در ترتیب مصحف. شمار آیات این سوره به اجماع، 99 است که برخی تیمناً آن را با شمارۀ اسماء‌الحسنى مقایسه کرده‌اند
  • حجر، شهر | حِجْر، شهری کهن معروف به حجرِ ثمود در شمال غربی شبه‌جزیرۀ عربستان.
  • حجرات | حُجَرات، نام چهل و نهمین سوره از سوره‌های قرآن کریم، دارای 2 واحد موضوعی (رکوع)، 18 (یا 17) آیه، 343 کلمه و 474‘1 حرف.
  • حجر اسماعیل | حِجْرِ اِسْماعيل، فضايی محصور در ديواری نيم‌دايره و قوسی‌شکل در سمت شمالی کعبه. اين ديوار با ارتفاع 32 / 1 متر و پهنای 50 / 1 متر از رکن عراقی (سمت شمال کعبه) آغاز، و به نزديکیِ رکن شامی‌(سمت غربی کعبه) منتهی می‌شود.
  • حجة الوداع | حَجَّةُ الْوِداع، آخرين حج پيامبر اکرم (ص) در سال پايانی عمر خود که در سیرۀ نبوی از اهمیت ویژه برخوردار است.
  • حد* |
  • حجر بن عدی | حُجْرِ بْنِ عَدی، ابوعبدالرحمان (مق‍ 51ق / 671م)، از اصحاب خاص و مشهور امیرالمؤمنین علی(ع) که در دورۀ خلافت معاویه، در کوفه به مخالفت با او برخاست.
  • حجر الاسود | حَجَرُالْاَسْوَد، سنگ سیاه‌رنگ نصب‌شده در رکن اسود، یکی از ارکان خانۀ کعبه. این سنگ که در مجموعۀ اجزاء مسجدالحرام قراردارد، نزد مسلمانان از ارزش معنوی بسیار برخوردار است.
  • حجله عروس | حِجْلۀ عَروس، یا حجله خانه، اتاق یا چادر و خیمۀ ویژه‌ای که با پرده و تور و انواع زیور و گل در خانۀ داماد می‌آرایند و عروس و داماد را برای زفاف به آن می‌برند
  • حدوث دهری* |
  • حدوث عالم* |
  • حدس | حَدْس، اصطلاحی در فلسفه و منطق که بر نوعی معرفت مستقیم غیر حسی و غیر استدلالی اطلاق شده است. واژۀ حدس در تداول عام بر حالتی ذهنی دلالت می‌کند که در آن چیزی از قبیل رابطۀ میان دو رویداد خاص بی‌درنگ به ذهن متبادر می‌شود، اما این نوع رهیابی ذهنی که غالباً کیفیتی فردی و نشانه‌ای از تیزهوشی دانسته می‌شود،
  • حدود العالم | حُدودُ الْعالَم (عنوان کامل: حدود العالم من المشرق الی المغرب)، کتابی در جغرافیای عمومی، به زبان فارسی از مؤلفی ناشناخته. این اثر که نگارش آن در 372 ق / 982 م آغاز گشته (نک‍ : ص 7)، کهن‌ترین متن جغرافیایی به جا مانده به زبان فارسی است.
  • حدائق السحر فی دقائق الشعر | حَدایِقُ السِّحْرِ فی دَقایِقِ الشِّعْر، از نخستین کتابهای بلاغی به زبان پارسی که به قلمِ امیر رشیدالدین محمدِ عُمَریِ بلخیِ کاتب، مشهور به رشید وطواط (سدۀ 6 ق / 12م)، در برخی از صنایع مربوط به هنر شعر، به‌ویژه صنایع بدیعی و بیانی، نوشته شده است.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: