مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اسکندرنامه | اِسْكَنْدَرْنامه‌، عنوان‌ مجموعه‌هایی‌ منثور یا منظوم‌ كه‌ موضوع‌ اصلی‌، یا محور مطالب‌ آنها، اسكندر (ه م‌) مقدونی‌ است‌. البته‌ شم‍اری‌ آثار منظوم‌ یا منثور با عنوان‌ «اسكندرنامه‌» نیز وجود دارد كه‌ موضوع‌ آنها هیچ‌ - یا چندان‌ - ارتباطی‌ به‌ اسكندر مقدونی‌ ندارد. بعضی‌ از سرایندگان‌ نیز ظاهراً به‌ سبب‌ شهرت...
  • اسکافی، ابوجعفر | اِسْكافی‌، ابوجعفر محمدبن‌ عبدالله‌، متكلم‌ پر آوازه‌ و تشیع‌گرای‌ مكتب‌ معتزلۀ بغداد (د 240ق‌/ 854م‌). با اینكه‌ نیاكانش‌ اهل‌ سمرقند بودند (ابن‌ ندیم‌، 213)، او را ظاهراً به‌ واسطۀ اقامت‌ در اسكاف‌، اسكافی‌ خوانده‌اند. اسكاف‌ نام‌ ناحیه‌ای‌ از نهروان‌ بود كه‌ بین‌ بغداد و واسط قرار داشت‌ (یاقوت‌، 1/ 252؛ سم...
  • اسکندر افرودیسی | اِسْكَنْدَرِ اَفْرودیسی‌، فیلسوف‌ مشائی‌ و برجسته‌ترین‌ مفسر و شارح‌ نوشته‌های‌ ارسطو. وی‌ از شهر افرُدیسیاس در شم‍ال‌ خاوری‌ ناحیۀ كاریا در آسیای‌ صغیر بوده‌ است‌ كه‌ اكنون‌ ویرانه‌های‌ آن‌ در منطقۀ آیدین‌، در تركیه‌ قرار دارد. هرچند تاریخ‌ دقیق‌ زندگی‌ اسكندر شناخته‌ نیست‌، اما می‌دانیم‌ كه‌ وی‌ در میان‌ نی...
  • اسکی شهر | اِسْكى‌ شَهْر، نام‌ استان‌ و شهر مركز آن‌ در شمال‌ غربى‌ آناتولى‌ داخلى‌ در كشور تركيه‌.
  • اسکندربیک منشی | اِسْكَنْدَرْ بِیك‌ مُنْشی‌ (968 - پس‌ از 1043ق‌/ 1561-1633م‌)، منشی‌ و مورخ‌ نامدار روزگار صفویه‌ و صاحب‌ تاریخ‌ عالم‌ آرای‌ عباسی‌.
  • اسکندرون | اِسْكَنْدَرون‌، شهری‌ بندری‌ در مشرق‌ خلیجی‌ به‌ همین‌ نام‌ در مدیترانۀ شرقی‌، واقع‌ در استان‌ خَتای‌ (انطاكیۀ سابق‌) در جنوب‌ شرقی‌ تركیه‌، مركز بخش‌ اسكندرون‌ و چهارمین‌ بندر این‌ كشور.
  • اسکندربیک | اِسْكَنْدَرْبِیك‌ (808 -24 جمادی‌الا¸خر872ق‌/ 1405-20ژانویۀ 1468م‌)، سردار و قهرمان‌ ملی‌ آلبانی‌ در جنگ‌ بر ضد دولت‌ عثمانی‌ و یكی‌ از شخصیتهای‌ معروف‌ در تاریخ‌ اروپا. نام‌ اصلی‌ او ژرژ یا گِئورك‌ (برای‌ ضبطهای‌ مختلف‌، نك‍ : هامرپورگشتال‌، 1/ 442؛ EI2, V/ 138؛ سامی‌، 2/ 927؛ رضانور، 3/ 175) و نام‌ خانوادگی...
  • اسکو | اُسْكو، بخش‌ و شهری‌ در استان‌ آذربایجان‌ شرقی‌.
  • اسکودار | اُسْكودار، بخش‌ آسیایی‌ شهر استانبول‌ و مركز آن‌. این‌ بخش‌ در ساحل‌ شرقی‌ تنگۀ بسفر و در ناحیۀ جنوب‌ غربی‌ شبه‌ جزیرۀ قوجا ایلی‌ قرار گرفته‌ است‌. مساحت‌ اسكودار 186 كم 2، و ارتفاع‌ آن‌ از سطح‌ دریا 50 متر، و دارای‌ 8 دهستان‌ است‌ («دائرۀ المعارف‌ جدید...»، XII/ 4530). اراضی‌ اسكودار از كوه‌ عالم‌ داغی‌ در ش...
  • اسکوپیه | اِسْكوپْیه‌، شهری‌ در جنوب‌ یوگسلاوی‌ سابق‌، در شبه‌ جزیرۀ بالكان‌، مركز جمهوری‌ خودمختار مقدونیۀ سابق‌ و پایتخت‌ كشور مستقل‌ مقدونیۀ كنونی‌.
  • اسک | اِسِك‌، شهری‌ در سرزمین‌ تاریخی‌ اسلاونیا در شرق‌ جمهوری‌ كرواسی‌. نام‌ این‌ شهر در زبان‌ صربو - كروات‌ به‌ صورت‌ اُسی‌یك‌، در زبان‌ مجاری‌ اسك‌، در آلمانی‌ اِسِگ‌ و در تركی‌ اوسك‌ آمده‌ است‌ (2 EI؛ لطفی‌ پاشا، 414؛ پچوی‌، 1/ 152؛ صولاق‌ زاده‌، 453؛ اولیا چلبی‌، 6/ 178؛ راسم‌، 1/ 217؛ اوزون‌ چارشیلی‌، II/ 480...
  • اسکیا | اَسْكیا، نام‌ دودمانی‌ مسلمان‌ از تبار صنهاجۀ بربر كه‌ حدود یك‌ سده‌ (898 - 999ق‌/ 1493-1591م‌) بر قلمرو پنهاور سنگای‌ در غرب‌ افریقا (سرزمین‌ نیجر و سودان‌) حكمرانی‌ كردند. پایتخت‌ ایشان‌، تمبوكتو در مالی‌ كنونی‌ بود.
  • اسکندر لودی | اِسْكَنْدَرِ لودی‌، یا سكندر لودی‌،نظام‌الدین‌ بن‌ بهلول‌ (حك 894 - 923ق‌/ 1489-1517م‌)، دومین‌ فرمانروای‌ سلسلۀ لودی‌ از سلاطین‌ دهلی‌ كه‌ حدود 3 دهه‌ بر منطقۀ بزرگی‌ در هندوستان‌ فرمان‌ می‌راند.
  • اسکندر بت شکن | اِسْكَنْدَرِ بُت‌شِكَن‌، سنكار، سكار یا سیكار (د 819 یا 820ق‌/ 1416 یا 1417م‌)، پادشاه‌ كشم‍یر. او پس‌ از درگذشت‌ پدرش‌ سلطان‌ قطب‌ الدین‌، در 796ق‌ بر تخت‌ سلطنت‌ نشست‌. در آغاز حكومت‌، مادرش‌ حورا گردانندۀ اصلی‌ امور مملكت‌ بود و در دفاع‌ از فرمانروایی‌ پسرش‌ اسكندر، حتی‌ از كشتن‌ دختر و داماد خود شاه‌ محمد...
  • اسکندرونه | اِسْكَنْدَرونه‌، یكی‌ از رودهای‌ دائمی‌ فلسطین‌. این‌ رود از رواناب‌ كوههای‌ نابلس‌ سرچشم‍ه‌ می‌گیرد و در حدود 11 كیلومتری‌ جنوب‌ شهر قیساریه‌ (قیصریه‌) و شم‍ال‌ آبادی‌ ام‌ خالد، در نزدیكی‌ بندر ابوزابوره‌ به دریای‌ مدیترانه‌ فرو می‌ریزد («راهنمای‌...»، 41 ,26 -25 ؛ عابد، 95؛ دباغ‌، 1(1)/ 34). شاخه‌های‌ اصلی‌...
  • اسکندری | اِسْكَنْدَری‌، ابوسلیمان‌ شرف‌الدین‌ داوود بن‌ عمر بن‌ ابراهیم‌، فقیه‌ مالكی‌ و عارف‌ شاذلی‌ سده‌های‌ 7- 8ق‌/ 13-14م‌. او به‌ ابن‌ باخلا (یا ابن‌ ماخلا)، و در میان‌ پیروان‌ طریقۀ شاذلیه‌ به داوود باخلی‌ نیز مشهور بوده‌ است‌ (ابن‌ملقن‌،517؛ شعرانی‌، الانوار...،1/ 129،الطبقات‌...،1/ 188؛غنیمی‌، 27- 28؛ نیز نك‍ ...
  • اسکافی، ابوالفضل | اِسْكافی‌، ابوالفضل‌ جعفر بن‌ محمود (د محرم‌ 268/ اوت‌ 881)، وزیر دورۀ عباسی‌. از نسبت‌ او پیداست‌ كه‌ از اسكاف‌، ناحیه‌ای‌ میان‌ بغداد و نهروان‌ (نک‍ : یاقوت‌، 1/ 252) برخاسته‌، و ظاهراً بعدها نیز در آنجا ساكن‌ بوده‌ است‌. از دو بیتی‌ كه‌ جاحظ (2/ 58) از خالد بن‌ یزید كاتب‌ (د 269ق‌)دربارۀ اسكافی‌ نقل‌ كرده‌...
  • اسکافی، ابوالقاسم | اِسْكافی‌، ابوالقاسم‌ علی‌ بن‌ محمد (د ح‌ 343ق‌/ 954م‌)، دیوان‌ سالار و ادیب‌ عصر سامانی‌. به‌ گفتۀ ثعالبی‌ در یتیمۀ الدهر، اسكافی‌ از مردم‌ نیشابور بود و نخست‌ در همانجا دانش‌ اندوخت‌، فنون‌ ادب‌ را نزد حسن‌ بن‌ مهرگان‌، از بزرگ‌ترین‌ استادان‌ ادب‌ آن‌ دیار فرا گرفت‌ و یك‌ چند در یكی‌ از دستگاههای‌ دیوانی‌ ب...
  • اسکاف | اِسْكاف‌، ناحیه‌ای‌ در نزدیكی‌ رود نهروان‌، میان‌ بغداد و واسط . ابن‌ خردادبه‌ اسكاف‌ و نهروان‌ سفلی‌ را یكی‌ از بخشهای‌ (طسوج‌) پنجگانۀ استان‌ «بازیجان‌ خسرو» در خاور دجله‌ برمی‌شم‍ارد (ص‌ 6). قدامۀ بن‌ جعفر این‌ استان‌ را «اَرندین‌ كِرْد» نامیده‌ است‌ (ص‌ 235؛ نیز نک‍ : لسترنج‌، 80).
  • اسکافیه |
  • اسکجموک |
  • اسکندر آغا |
  • اسکافی |
  • اسکلیپ | اِسْكِلیپ‌، شهرستانی‌ از استان‌ چوروم‌ و شهرمركز آن‌، در دامنۀ كوه‌ كاواك‌، مشرف‌ بر جلگۀ قزل‌ا یرماق‌ در تركیه‌. مساحت‌ این‌ شهرستان‌ 678 ،1كمـ 2، ارتفاع‌ آن‌ از سطح‌ دریا 750 متر و مشتمل‌ بر 87 روستاست ‌(«دائرةالمعارف‌ جدید...»، IV/ 1503؛ YA, III/ 2042). شهر اسكلیپ‌ سر راه‌ چوروم‌ - توسیا - قسطمونی‌ قرار گر...
  • اسکچه | اِسْكِچه‌، یا اسكیجه‌ (به‌ یونانی‌: كسانثیا)، یكی‌ از شهرهای‌ یونان‌ و مركز بخشی‌ به‌ همین‌ نام‌ در استان‌ تراكیا (سامی‌، 2/ 936؛ استرابن‌، III/ 365؛ پاولی‌، XVIII/ 1333).
  • اسفی |
  • اسفزار | اَسْفِزار، یا اَسْفُزار، نام‌ قدیم‌ ناحیه‌ و شهری‌ در جنوب‌ هرات‌. این‌ نام‌ در حدود العالم‌ (ص‌ 92) به‌ صورت‌ اَسْبُزار (اسبوزار یا اسپوزار) نیز آمده‌ كه‌ به‌ گفتۀ ماركوارت‌ صورت‌ فارسی‌ آن‌ اَسپِزار و برابر فارسی‌ میانۀ (پهلوی‌) آن‌، اَسپِچار به‌ معنی‌ «اسپ‌ چر» یا «چرا گاه‌ اسب‌» است‌ (نک‍ : ص‌ 22).
  • اسفراین | اِسْفَرايِن‌، شهرستان‌ و شهري‌ در استان ‌خراسان‌.
  • اسفندیار اغلی | اِسْفَنْدْیارْ اُغْلی‌، یا بنی‌ جاندار،از خاندانهای‌ حاكم‌ آسیای‌صغیر كه‌ 174 سال‌ (690 -864ق‌/ 1291-1460م‌) بر ایالتهای‌ قسطمونی‌ و سینوپ‌ - پافلاگونیۀ سابق‌ - در ساحل‌ غربی‌ دریای‌ سیاه‌ فرمان‌ راندند.
  • اسفند | اِسْفَنْد، یا اسپند، سِپَنْد، نام‌ گیاهی‌ است‌ خودرو، پایدار و همیشه‌ سبز كه‌ در كوه‌ و بیابان‌ و زمینهای‌ كویری‌ می‌روید. نام‌ این‌ گیاه‌ از كلمۀ «سْپِنْته‌» در اوستا گرفته‌ شده‌، و در زبان‌ پهلوی‌ به‌ معنی‌ «افزونیك‌»، یعنی‌ بركت‌ دهنده‌ و مقدس‌ آمده‌ است‌ (نیبرگ‌، II/ 26؛ رایشلت‌، 270 ؛ قس‌: پورداود، 79-80...
  • اسفراینی | اِسْفَراینی‌، ابومحمد نورالدین‌ عبدالرحمان‌ بن‌ محمد بن‌ محمد كسرقی‌ (4 شوال‌ 639 -717ق‌/ 7 آوریل‌ 1242-1317م‌)، از مشایخ‌ طریقت‌ كبرویه‌ و مؤسس‌ شعبۀ نوریۀ اسفراینیه‌.
  • اسفزاری، معین الدین | اَسْفِزاری‌، معین‌الدین‌ محمد زَمچی‌ (د پس‌ از 899ق‌/ 1494م‌)، مورخ‌، مترسل‌، شاعر، خوشنویس‌ و مؤلف‌ كتاب‌ روضات‌ الجنات‌ فی‌ اوصاف‌ مدینۀ هرات‌.
  • اسفراینی | اِسْفَراینی‌، ابوالمظفر عمادالدین‌ شاهفور (شهفور) بن‌ طاهر بن‌ محمد(د471ق‌/ 1078م‌)،فقیه‌،اصولی‌،مفسرومتكلم‌.ذهبی‌(18/ 401) و حاجی‌ خلیفه‌ (1/ 268) بر خلاف‌ دیگر منابع‌ (مثلاً نک‍ : صریفینی‌، 393؛ ابن‌ عساكر، 276؛ سبكی‌، 3/ 175؛ فصیح‌، 2/ 192) نام‌ وی‌ را طاهر و نام‌ پدرش‌ را محمد نوشته‌اند و از آنجایی‌ كه‌ ت...
  • اسفزاری، ابوحاتم | اَسْفِزاری‌، ابوحاتم‌ مظفر بن‌ اسماعیل‌ (د 515ق‌/ 1121م‌)، ریاضی‌دان‌ ایرانی‌ كه‌ در مكانیك‌ و هیأت‌ نیز دست‌ داشت‌.
  • اسفراینی | اِسْفَراینی‌، تاج‌ الدین‌ محمد بن‌ محمد بن‌ احمد (د 684ق‌/ 1285م‌)، مشهور به‌ فاضل‌ و صاحبی‌، ادیب‌ ایرانی‌ عربی‌ نویس‌. از وی‌ آثار متعددی‌ بر جای‌ مانده‌ است‌، اما شگفت‌ آنكه‌ كوچك‌ترین‌ اطلاعی‌ از زندگی‌ وی‌ در دست‌ نیست‌. از آثار او نیز تقریباً هیچ‌ خبری‌ در این‌ باره‌ نمی‌توان‌ برگرفت‌. این‌ بی‌ خبری‌ گو...
  • اسفرورین | اِسْفَرْوَرين‌، شهري‌ كوچك‌ در بخش‌ بوئين‌زهرا از شهرستان‌ قزوين‌ (استان‌ تهران‌). اين‌ نقطة شهري‌ كه‌ اَسْفَرْوَرين‌ (آدامك‌، 51) و اسپرورين‌ (گلريز، 1/ 985) نيز خوانده‌ مى‌شود، در 35 و 56 عرض‌ و 49 و 45 طول‌ جغرافيايى‌ و در ارتفاع‌ 251 ،1متري‌ از سطح‌ دريا قرار گرفته‌ است‌ ( فرهنگ‌ جغرافيايى‌ آباديها ...، 2...
  • اسفراینی |
  • اسفراینی |
  • اسفراینی |
  • اسفراینی |
  • اسفند | اِسْفَنْد، نام‌ دوازدهمین‌ ماه‌ از سال‌ و سومین‌ ماه‌ از فصل‌ زمستان‌ در سال‌ شمسی‌ در تقویم‌ كنونی‌ ایرانیان‌ و نیز نام‌ پنجمین‌ روز هر ماه‌ شمسی‌ در تقویم‌ ایرانیان‌ باستان‌. این‌ نام‌ مخفف‌ اسفندارمد است‌ كه‌ در پهلوی‌ به‌ صورت‌ سْپَندارْمَد آمده‌، و آن‌ خود از صورت‌ اوستایی‌ سْپَنْتاآرْمَتی‌ امشاسپند موكل...
  • اسطرلاب | اُسْطُرْلاب‌، نام‌چندنوع‌ابزار اندازه‌گیری‌ نجومی‌كه‌برای‌سنجش‌ ارتفاع‌، سمت‌، بعد و میل‌ خورشید و ستارگان‌، تعیین‌ وقت‌ در ساعات‌ روز و شب‌، قبله‌ و زمان‌ طلوع‌ و غروب‌ آفتاب‌ و مقاصد دیگر - كه‌ از بسیاری‌ نتوان‌ شمرد - به‌ كار می‌رفته‌ است‌ (بیرونی‌، التفهیم‌...، 285، فی‌ علم‌...، 2-7). این‌ دستگاه‌ كه‌ گاه...
  • اسعد افندی | اَسْعَدْ اَفَنْدی‌، محمد (18 ربیع‌ الاول‌ 1204- ربیع‌ الاول‌ 1264ق‌/ 6 دسامبر 1789- فوریۀ 1848م‌)، وقایع‌ نگار، مورخ‌ و از نویسندگان‌ و مترجمان‌ نامدار دولت‌ عثمانی‌. تبار او از روستای‌ مردیوانلی‌ (نردبانلو) از توابع‌ قصبۀ عربگیر واقع‌ در استان‌ مالاتیا یا ملطیه‌ است‌. پدرش‌ احمد به‌ استانبول‌ آمد و ضمن‌ تحصی...
  • اسفار بن شیرویه | اَسْفارِ بْن‌ شیرویه‌ (مق 319ق‌/ 931م‌)، سردار دیلمی‌ كه‌ به‌ حكومت‌ علویان‌ طبرستان‌ پایان‌ داد و برای‌ تشكیل‌ دولتی‌ مستقل‌ كوشید.
  • الاسفار الاربعه | اَلاْسْفارُ الاْرْبَعَۀ، عنوان‌ اثر فلسفی‌ بزرگ‌ و معروف‌ صدرالدین‌ شیرازی‌، ملقب‌ به‌ صدر المتألهین‌ و ملاصدرا (ح‌ 979-1050ق‌/ 1571-1640م‌). مؤلف‌ نام‌ كامل‌ كتاب‌ را الحكمۀ المتعالیۀ فی‌ الاسفار العقلیۀ الاربعۀ نهاده‌ است‌. این‌ كتاب‌ از حیث‌ جامعیت‌ و دامنۀ تأثیر بر حوزۀ حكمت‌ اسلامی‌ در سده‌های‌ اخیر - به...
  • اسعد بن احمد طرابلسی | اَسْعَدِ بْنِ اَحْمَدِ طَرابُلُسی‌، ابوالفضل‌، نوادۀ ابوروح‌، قاضی‌ و عالم‌ امامی‌ در سدۀ 5 و اوایل‌ سدۀ 6ق‌/ 11 و 12م‌. از تاریخ‌ و محل‌ تولد وی‌ اطلاعی‌ در دست‌ نیست‌. او شاگرد ابن‌ برّاج‌ (د 481ق‌)، فقیه‌ مشهور امامی‌و همچنین‌ جانشین‌وی‌ بوده‌است‌،از این‌رو،می‌توان‌گفت‌ كه‌ در 481ق‌ دست‌ كم‌ در سنین‌ میان‌...
  • اسعد افندی | اَسْعَدْاَفَنْدی‌، محمد ( 1096-1166ق‌/ 1685-1753م‌)، ادیب‌، شاعر و شیخ‌ الاسلام‌ حكومت‌ عثمانی‌. وی‌ در خاندانی‌ اهل‌ علم‌ و فضیلت‌ پرورش‌ یافت‌. پدرش‌ ابواسحاق‌ اسماعیل‌ و نیز برادرش‌ هر دو شیخ‌ الاسلام‌ بودند و او به‌ سبب‌ نام‌ پدر به‌ ابواسحاق‌ زاده‌ نیز شهرت‌ داشت‌ (ثریا، 332؛ «دائرةالمعارف‌ زبان‌...1»، E...
  • اسعد افندی | اَسْعَدْاَفَنْدی‌، احمد (1153 - 1230ق‌/ 1740 - 1814م‌)، شیخ‌ الاسلام‌ عثمانی‌ در زمان‌ سلیم‌ سوم‌ (حك 1203-1222ق‌/ 1789- 1807م‌) و محمود دوم‌ (حك 1223- 1255ق‌/ 1808- 1839م‌). پدرش‌ محمد صالح‌ نیز شیخ‌الاسلام‌ دورۀ سلطان‌ مصطفی‌ سوم‌ بود (رفعت‌ افندی‌، 119) و به‌ همین‌ سبب‌ به‌ صالح‌زاده‌ (صالح‌زاده‌ قاضی‌) شه...
  • اسعد بن زراره | اَسْعَدِ بْن‌ زُراره‌، ابوامامه‌ (د 1ق‌/ 623م‌)، از اصحاب‌ پیامبر اكرم‌ (ص‌). او از تیرۀ خزرجیان‌ بنی‌ نجّارِ انصار بود (ابن‌ سعد، 3/ 608؛ خلیفه‌، الطبقات‌، 90-91).
  • اسعار | اَسْعار، جمع‌ سِعر به‌ معنای‌ نرخ‌ كالا، عنوان‌ مسأله‌ای‌ كلامی‌ و فقهی‌ (برای‌ بحث‌ فقهی‌، نک‍ : ه د، تسعیر). متكلمان‌ مسلمان‌ از دیرباز با این‌ مسأله‌ روبه‌رو بودند كه‌ مسبب‌ گرانی‌ و ارزانی‌ نرخها كیست‌؟ آیا این‌ امر تنها از خدا ناشی‌ می‌شود؟ آیا تنها مربوط به‌ انسان‌ است‌؟ آیا اینكه‌ هر دو در آن‌ نقش‌ دار...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: