مشروطه و اندیشۀ توسعه در ایران / کاظم موسوی بجنوردی

1405/5/20 ۱۲:۳۸

مشروطه و اندیشۀ توسعه در ایران / کاظم موسوی بجنوردی

جنبش مشروطه در ١٢٠ سال پیش با آرزوی عدالت جان گرفت و سپس گسترش مفهومی و شکلی یافت و تبدیل به خواستی ملی برای ورود به جهانی نو شد؛ جهانی که نه فقط پارلمان، قانون و حقوق و‌ آزادی‌های اساسی طلب می‌کند که اساساً نگاهی نو و دگرگون‌شده به خودِ انسان و مفاهیم مُقَوِم جامعه دارد.

جنبش مشروطه در ١٢٠ سال پیش با آرزوی عدالت جان گرفت و سپس گسترش مفهومی و شکلی یافت و تبدیل به خواستی ملی برای ورود به جهانی نو شد؛ جهانی که نه فقط پارلمان، قانون و حقوق و‌ آزادی‌های اساسی طلب می‌کند که اساساً نگاهی نو و دگرگون‌شده به خودِ انسان و مفاهیم مُقَوِم جامعه دارد. در حقیقت مشروطه بسان پلی بود که ایران را از دنیای سنتی و کهن به عصری مدرن رهنمون کرد.

به‌راستی زمینه‌ساز و سبب بنیادین مشروطه ایران را باید در مواجهۀ تکان‌دهندۀ نخبگان ایرانی با ترقی ملل اروپایی و بعدتر در میان آسیایی‌ها، در ژاپن جست‌وجو کرد. اساس جنبش مشروطیت را می‌توان پاسخی به عقب‌ماندگی ایران و آغاز کوشش‌ها به جانب ترقی جامعه دانست و این تکاپو تا امروز هم‌چنان ادامه یافته است.

حال، اگر قصد صورت‌بندی کلی از اهداف مشروطیت در میان باشد، می‌توان آن را به سه مرحله تقسیم کرد:

نخست: مطالبۀ عدالت‌خانه که نقطۀ آغاز جنبش مشروطیت بود.

دوم: مرحلۀ تکامل آن‌، که به تشکیل پارلمان، قوانین مدرن و طلب حقوق و آزادی‌های اساسی رسید.

و سوم: مرحلۀ نهایی و هدف غایی که همانا آرزوی ترقی و توسعۀ ایران بود.

کوشش برای تشکیل پارلمان، قانون اساسی، دولت-ملت مدرن، دولت مرکزی قدرتمند، مقابله با هرج‌‌ومرج و بی‌نظمی و غیره، همه و همه راه حل‌هایی برای رفع عقب‌ماندگی و نیل به جامعه‌ای مترقی بوده است که البته با چالش‌های گوناگونی روبه‌رو شد.

در رساله‌ها، کتاب‌ها و نطق‌های اندیشمندان عصر مشروطه پیوسته در باب لزوم رفع عقب‌ماندگی و نیل به جامعه‌ای پیشرفته سخن به میان آمده است. از جمله ناظم‌الاسلام کرمانی در جلسۀ مشروطه‌خواهان گفته است: «چرا به وضعیت جهان نگاه نمی‌کنید؟ این‌جا مثال ژاپن است، ملتی آسیایی که خود را ارتقا داده و عملکردهای برجسته‌ای نشان می‌دهد.»

در جای دیگر مخبر السلطنۀ هدایت گفت‌وگوی میرزاعلی‌اصغر‌خان اتابک اعظم را با ایتو هیروبومی (از معماران اصلاحات مِیجی) را نقل می‌کند که «ایتو» نقش اعزام دانشجویان به اروپا و آمریکا و سپس تأسیس مدارس را در پیشرفت ژاپن برجسته می‌داند.

مطالبی این‌چنین در اشاره به ترقی سایر ملل نزد مشروطه‌خواهان بسیار است و نشان از نقطۀ کانونی توجه اندیشمندان مشروطه به مقولۀ پیشرفت دارد. به‌ویژه اصلاحات مِیجی و شتاب حیرت‌انگیز ترقی‌خواهانه در ژاپن، تأثیری شگرف بر روشنفکران عصر مشروطۀ ایران داشت و جالب آن‌که هم‌چنان تا امروز نیز ژاپن الگویی برای توسعۀ ایران فرض می‌شود.

در واقع از زمان عباس‌میرزا و سپس امیرکبیر و میرزاحسین‌خان سپهسالار و دیگران تا انقلاب مشروطه و بعد از آن پیوسته اندیشۀ ترقی‌خواهی و رفع عقب‌ماندگی نزد رجال پیشرو اولویتی روزافزون می‌یافت تا عاقبت روشنفکرانی چون فروغی و تقی‌زاده با مشاهدۀ هرج‌ومرج اجتماعی، ضعف دولت‌ها و عدم توفیق اولیه دراهداف مشروطه، به این جمع‌بندی رسیدند که برای تحقق جامعه‌ای مدرن و مترقی باید نخست دولتی متمرکز و قدرتمند شکل گیرد و بدین‌سان عصری جدیددر ایران آغاز شد، که استبداد را در جامه‌ای نوین عرضه می‌کرد.

از آن زمان تا امروز پس از یکصد‌وبیست سال، پرسشی هم‌چنان بی‌پاسخ مانده است؛ جامعۀ ایران چگونه می‌تواند به توسعه‌ای پایدار و بادوام برسد؟

چگونه بایستی اجماع نخبگان بر مسیری مشخص از توسعه قرار گیرد و آرزوی توسعه چه وقت، چگونه و با چه سازوکاری به ثمر خواهد رسید. همه می‌دانیم در جهان امروز رفاه شهروندان در گرو توسعۀ پایدار است. لیکن هنوز به اتفاق نظری ملی برای حرکت پرشتاب به جانب توسعه نرسیده‌ایم. بی‌گمان نشانه‌های چنین عزمی هویدا شده است.

ضروری است تبیین شود دولت_ملت (و ملت_شهروند) ماهیتاً امری مدرن و برشالودۀ یک «پیمان جمعی و اخلاقی» میان انسان‌های برابر، می‌تواند پدیدار شود. لازم است به خود یادآور شویم، در دوران جدید، ملت بودن انتخابی آگاهانه است. مآلاً مشروعیتِ آن از بنیاد می‌باید بر اخلاق و اصول حقوق بشر استوار باشد.

آن‌چه ملتی را به غایت هم‌بسته و پایدار می‌کند، عدالت به‌مثابۀ انصاف، نفی تبعیض در اشکال مختلف، احترام به حقوق و آزادی‌های اساسی، دموکراسی، هم‌زیستی، مدارا، بردباری فرهنگی و هویتی و به رسمیت شناختن شیوۀ زیست دیگری است. هیچ گ‌چیز مقدم بر نیک‌بختی تک‌تک انسان‌ها نیست و پاس‌داشت این «ما به‌عنوان یک ملت» جز به نام و در چارچوب اخلاق میسر نیست. بدین صورت می‌توانیم در راه توسعۀ پایدار و رفاه همۀ ساکنان ایران، هم‌پیمان شویم.

باور دارم بزرگ‌ترین عامل هم‌بستگی ملیِ ایرانِ جدید، می‌تواند اتحاد حول محور توسعۀ کشور و در پی آن ایجاد رفاه و فرصت‌های برابر برای همۀ شهروندان باشد.

روزنامۀ اعتماد، شمارۀ ۶٣٩١، سه‌شنبه، بیستم مرداد ١۴٠۵، صفحۀ یک

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: