1396/10/2 ۰۹:۵۹
طبیعت برای انسان پیشامدرن غیرقابل مهار بود. روز فرصت محدودی برای فعالیت او بود و با آمدن شب، تاریكی چنان بر همه جا گسترده میشد كه انسان سنتی توان مقابله با آن را نداشت و ناچار بود با به خواب رفتن بر این ناتوانی خود سرپوش بگذارد. انسان سنتی حتی خود را نسبت به فهم تغییرات فصول و آمدن سرما و گرما ناتوان میدید و شاید راه چاره استیلا بر این ضعف را در نشانهگذاری طبیعت یافت.
درك بشر از زمان در گفتوگو با امیر محمد گمینی، پژوهشگر تاریخ علم
بامداد لاجوردی: طبیعت برای انسان پیشامدرن غیرقابل مهار بود. روز فرصت محدودی برای فعالیت او بود و با آمدن شب، تاریكی چنان بر همه جا گسترده میشد كه انسان سنتی توان مقابله با آن را نداشت و ناچار بود با به خواب رفتن بر این ناتوانی خود سرپوش بگذارد. انسان سنتی حتی خود را نسبت به فهم تغییرات فصول و آمدن سرما و گرما ناتوان میدید و شاید راه چاره استیلا بر این ضعف را در نشانهگذاری طبیعت یافت. به همین خاطر بشر برای فهم اوقات روزانه و زندگی خود از طبیعت كمك گرفت و تغییرات خورشید و ماه را در طول روز علامتگذاری كرد و به همین ترتیب با دستیابی به گاهشماریهای طبیعی توانست زمان را در بستری وسیعتر فهم كند و به همین طریق به انتظار آمدن تابستان و زمستان بنشیند و دیگر سرما و گرما آن را حیرت زده نكند و از آن پس رفت و آمد فصول او را متعجب نكرد. امیر محمد گمینی، پژوهشگر حوزه تاریخ علم در گفتوگو با سیاستنامه به بررسی تحولات درك انسان مدرن و پیشامدرن از زمان پرداخته است.
درك انسان پیشامدرن در مقایسه با بشر مدرن در طول زمان چه تحولاتی پیدا كرده است؟
در ادوار گذشته انسانها با نور روز از خواب بیدار میشدند و با تاریكی شب به خواب میرفتند. در نتیجه روز برای آنها از صبح آغاز میشد و با شروع شب، یعنی غروب كار روزانه پایان مییافت؛ اما تغییرات زیادی در زندگی انسان مدرن به وجود آمده است. امروزه ما به عنوان انسان عصر مدرن، حتی تا ساعاتی پس از سپیده خورشید هم روز خود را شروع نكردهایم. اما اگر بخواهیم این مساله را با دوران قدیم مقایسه كنیم در خواهیم یافت كه برای انسان قدیم، تاریكی به معنای پایان فعالیت روزانه و آغاز زمان خواب و استراحت بوده است لذا در گذشته لحظهلحظه افراد به تغییرات اجرام آسمانی مانند خورشید و ماه مرتبط بوده است و ظهور خورشید در آسمان با آغاز فعالیت و غروب آن نشانه پایان زمان كار و فعالیت تلقی میشد.
ابزار انسان پیشامدرن برای فهم تغییرات زمانی در طول روز چه بود؟
تعیین زمان در ابتدا با ساعات آفتابی شروع شد. مبنای عملكرد این ساعت، متاثر از سایه اجرام مقابل خورشید بود. این شكل از زمانبندی انواع مختلفی داشت كه البته نمونههای تمدن مصری و یونانی مشهورتر از سایر انواع آن است. در تمدنهای باستانی چون مصر و یونان نجوم و ریاضی پیشرفت كرد و آنها توانستند ساعت آفتابی را اختراع كنند. مبنای ساعت آفتابی حركت سایه میلهای مقابل خورشید عمود بر روی صفحه بود. انسان قدیم با كار با ساعت آفتابی متوجه تغییرات حركت خورشید در آسمان طی فصول و در زمانهای مختلف شد. بشر سنتی فهمید شكل، طول و جهت سایه پیچیدگی دارد و در طول سال ثابت نیست. عملكرد ساعت آفتابی به زندگی روزانه مردم باز میگردد و كاركرد آن برای تعیین وقت در طول شبانهروز بود.
بشر قدیم برای درك زمان در مقیاس كلان چه تمهیدی را اندیشیده بود؟
شكلهای اولیه تقویم یا گاهشماری به بشر كمك میكرد گذر زمان را در مقیاسی بزرگتر درك كند و مبتنی بر حركات اجرام سماوی به ویژه ماه بود. دستیابی بشر به تكنیكی برای زمانبندی در مقیاسی بزرگتر به توسعه كشاورزی كمك میكرد و با این ابزار كشاورزان قادر شدند برای زمان كشت و برداشت خود برنامهریزی كنند. یافتههای تاریخی نشان میدهد، قدیمیترین شكل تقویم مبتنی بر حركات ماه در آسمان بوده است. در این نوع گاهشماری بشر از طریق شكل ماه میتوانست، بفهمد چندمین روز از ماه است و شكل ماه همانند ساعتی دیجیتال نشان میداد چقدر از ماه مانده است و هر بار كه اهله ماه دیده میشد مشخص بود چند روز از ماه گذشته است و به همین ترتیب بشر متوجه این نكته شد كه با گذشت دوازده ماه، آب و هوا دوباره تكرار میشود و همین تجربه باعث شد نوعی گاهشماری سالانه خلق شود.
اما پس از مدتی متوجه شدند، تقویم قمری با طبیعت و كشاورزی هماهنگ نیست، چرا كه این تقویم نسبتبه فصول تغییر میكرد و ناقص بود و اوقات در آن جابهجا میشد. برای رفع این نقیصه تصمیم گرفتند هر چند سال یك بار ماهی را به ماه دوازدهم اضافه كردند كه آن سال سیزده ماهه در نظر گرفته میشد و به آن نسیء گفته میشد. اما از زمان اسلام آیهای نازل شد «إِنما النسِیءُ زِیادةٌ فِی الْكُفْرِ یضلُّ بِهِ الذِین كفرُواْ یحِلِّونهُ عامًا ویحرِّمُونهُ عامًا » كه در آن گفته شد ماهها نزد خداوند دوازده است و این تغییری در تقویم اعراب ایجاد كرد.
گاهشماری شمسی چطور به وجود آمد؟
كسانی كه با ستارهشناسی نزدیكی بیشتری داشتند، توانستند تقویم شمسی را ایجاد كنند و آنها هم بر اساس شاخص خورشیدی موفق شدند روز اعتدال و برابری شب و روز را درك كنند. از همین طریق مفهوم تحویل سال به وجود آمد و این ایده به ایرانیان باستان منتقل شد. ایرانیان بعد از آنكه هخامنشیان كه مصر را فتح كردند با این تقویم آشنا شدند و بعدها در دوره ساسانی نوعی از تقویم شمسی در ایران به وجود آمد كه به عنوان تقویم یزدگردی شناخته میشد. در تقویم یزدگردی سال ٣٦٥ روز بود و هر چهار سال یكبار یك روز به آن اضافه میشد.
دسترسی ایرانیان به گاهشماری شمسی چه تحولی در نگاه آنها به طبیعت ایجاد كرد؟
در تقویم شمسی نیازی نیست از حركات خورشید اطلاعی داشته باشید و تنها كافی است هر چهار سال یكبار یك روز به تقویم اضافه شود؛ این الگوریتم مشخص كمكم باعث شد ارتباط بشر با تحولات خورشید و ماه در آسمان كمتر شود و انسان قدیم بتواند خود را از تحولات اجرام سماوی بینیاز سازد و خودش میتوانست زمان را مدیریت كند و چندان به رصد آسمان محتاج نبود. در دوران ما تنها چیزی كه باعث شده ما ارتباطمان را با آسمان داشته باشیم مساله هلال ماه است؛ همه پدیدههای نجومی دیگر را ما میتوانیم پیشبینی كنیم اما درباره هلال ماه، به دلیل پیچیدگیهایش این توانایی را نداریم و به رصد منجمها محتاجیم. این وضعیت هنوز ارتباط ما را با آسمان حفظ كرده است.
چرا تا این حد داستان و اسطوره درباره روز و شب، مانند شب یلدا و فصول از انسان قدیم به جای مانده است؟
كافی است بشر گذشته را تصور كنیم؛ برای انسان قدیم به محض آنكه هوا تاریك میشد، همه جا سیاه و تاریك میشد. انسان تنها در این دوره با نور محدود شمع میتوانست، اطراف خود را روشن نگه دارد اما در زندگی جدید، روشنایی زیاد شده است. به تعبیری ما نمیگذاریم شب كامل ما را احاطه كند. به همین خاطر انسان امروز، به ویژه در زندگی شهری، تاریكی مطلق را تجربه نمیكند. ولی بشر قدیم با آمدن شب، در تاریكی فرو میرفت و تنها میتوانست جلوی پای خودش را روشن نگه دارد. به همین دلیل شب با تاریكی معنا و زندگی انسان را متحول میكرد به همین دلیل طولانیترین شب اهمیتی دوچندان پیدا میكرد. لذا میتوان حدس زد به دلیل اهمیتی كه شب در آن زمان داشته انسان سنتی برای آن قصه و داستانهای مختلفی میساخته است. بشر سنتی برای زمان سنجی خودش به آسمان وابسته بوده در نتیجه هر اتفاقی در آسمان رخ میداد برای او مهم و تاثیرگذار بود و لذا اگر شبی طولانیترین شب بود برای آن مناسك خاصی تعریف كرده است و با خلق این مناسك به آن روز اهمیت خاصی میداده است. اسطورهها باعث میشود كه ما به آسمان توجه كنیم و آسمان سبب میشود ما اسطوره قصه بسازیم و قصهها كمك میكنند تا ما با آسمان ارتباط خود را حفظ كنیم و این دو یكدیگر را تقویت میكنند. اما انسان مدرن نهتنها ارتباط خود را با آسمان از دست داده است بلكه این انسان حتی با «زمین» هم پیوند ندارد به طوری كه دریاچه كه میلیونها سال بر روی زمین قرار داشته را میخشكاند.
منبع: اعتماد
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید