صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه تهران بزرگ / بادبادک بازی /

فهرست مطالب

بادبادک بازی


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : جمعه 8 آبان 1405 تاریخچه مقاله

بادبادک‌بازی \bād-bādak-bāzī\، به‌پروازدرآوردن بادبادک در هوا برای تفریح و سرگرمی، و از بازیهای کودکانۀ رایج در تهران.
این بازی از انواع تفریحهایی است که معمولاً کودکان و نوجوانان آن را انجام می‌دهند. انجام این بازی مستلزم فضایی باز است. در تهران قدیم، کودکان در روز، و گاه در شب، بادبادکهای خود را در فضاهای باز شهری، روی پشته‌های خاکی و یا پشت‌بامها هوا می‌کردند.
بادبادک‌بازی برای پسران و دختران جذاب است، اما اغلبْ پسران مشغول این بازی می‌شوند. بادبادک‌بازی گرچه تفریحی کودکانه بود، اما برای بزرگ‌سالان نیز خالی از جذابیت نبود (نک‍ : شهری، 1/ 297). به‌دلیل دشواری و نیاز به مهارت برای ساخت و هواکردن بادبادک، این بازی گاه مجالی برای همراهی بزرگ‌سالان با کودکان و مشارکت آنان در انجام این کار را فراهم می‌کرده است. برخی از کودکان در تهران قدیم، بادبادکهای آماده را از جغجغه‌فروشها می‌خریدند، اما بیشتر بچه‌ها بادبادکهایشان را خود می‌ساختند که با هیجان خاصی نیز همراه بود. ساخت یک بادبادک لوازمی نیاز داشت؛ ازقبیل کاغذ، چوب برای ستون میانی آن، چسب (سریش) و نخ. کاغذ استفاده‌شده برای بدنۀ اصلی بادبادک از کاغذهای معمولی و شمعی، یا کاغذ برش الگو و روزنامه بود. 
چوب لازم برای ستون بادبادک نیز درواقع همان نِی حصیرهای پرده‌ها بود که به آن گَزَن می‌گفتند و به‌سبب سبکی، برای این کار بسیار مناسب بودند. بسیار پیش می‌آمد که بچه‌ای چند شاخه گزن از پردۀ خانه می‌کشید و برای ساخت بادبادک مصرف می‌کرد و گاه مورد سرزنش والدین خود قرار می‌گرفت. نخهای معمولی برای هواکردن بادبادک مناسب بودند، اما برخی از نخ پرک، که به‌مراتب با‌دوام‌تر بود، استفاده می‌کردند.
 برای ساخت بادبادک ابتدا کاغذ را به‌شکل لوزی می‌بریدند. گزنی را به طول قطر عمودی لوزی از وسط طولی نصف می‌کردند تا دو نیم‌استوانۀ طویل به دست آید. سریش را به سمت صاف استوانه می‌مالیدند و آن را در راستـای قطر بزرگ لوزی به وسط کاغذ می‌چسباندند. برای چوب افقی باید از چوبی نرم و انعطاف‌پذیر استفاده می‌شد. برای این کار یا از رشته‌های نی کوبیده استفاده می‌کردند و یا اگر می‌خواستند از حصیر و همان نیمۀ دیگر بریده‌شده استفاده کنند، آن را مدتی در آب می‌گذاشتند تا نرم شود. این چوب باید انعطاف می‌داشت تا به‌شکل هلالی و قوس‌دار به دو سر قطر کوچک و افقی لوزی وصل شود. عده‌ای دو سر آن را به دو سر لوزی می‌چسباندند و عده‌ای نیز در دو سر لوزی، کیسه‌هایی تعبیه می‌کردند که دو سر چوب در آنها قرار می‌گرفت. در این مرحله ساختمان اصلی بادبادک ساخته می‌شد. 
برای مهار و به‌پروازدرآوردن بادبادک، آن را به نخی وصل می‌کردند. اتصال نخ به بادبادک مستلزم مهارتی خاص بود. برای این کار، ستون عمودی بادبادک را در دو نقطه، کمی بالاتر از محل تقاطع دو چوب، و دو نقطه پایین‌تر از تقاطع، سوراخ می‌کردند. نخی را از همۀ این سوراخها رد می‌کردند و دو سر آن را گره می‌زدند. به این نخ «دوبنده» می‌گفتند. نخ بادبادک را به دو‌بنده، کمی بالاتر از وسط آن می‌بستند. محل این گره تعیین می‌کرد کـه بادبادک با چه زاویه‌ای در هـوا به پرواز درمی‌آید؛ زاویۀ °45 بهترین و مناسب‌ترین زاویه بود و در این حالت، بادبادک به مدتی طولانی‌تر در آسمان می‌مانْد و احتمال سقوطش کمتر بود. اگر این گره را پایین‌تر می‌بستند، بادبادک کله می‌کرد و با نوک به زمین می‌خورد، زیرا سر آن بیش از حد معمول پایین می‌آمد. اگر هم بالاتر می‌بستند، سر آن زیادی بالا می‌رفت و باعث می‌شد که باد به آن نیفتد و تعادل آن در هوا از بین برود و درنهایت به سقوط آن می‌انجامید.
تزیین بادبادکها نیز بخش مهمی از روند ساخت آنها بود. یکی از رایج‌ترین تزیینات بادبادکها ترسیم چشم و ابرو بود که با مدادرنگی یا کاغذهای دیگر به‌آسانی انجام می‌شد. گاه تزییناتی مثل گوشواره‌ها و یا گردن‌بند زنجیری از جنس کاغذ به بادبادکها وصل می‌کردند. برای این کار، کاغذهایی را به‌شکل نوارهای باریک می‌بریدند و به‌شکل حلقه از یکدیگر رد می‌کردند و دو سر آنها را به‌هم می‌چسباندند تا زنجیره‌ای کاغذی ایجاد شود. گاهی دو زنجیره را از دو گوشۀ بادبادک می‌آویختند که به آن گوشواره می‌گفتند. گاهی نیز یک زنجیره را از گوشه‌ای به گوشۀ دیگر آن وصل می‌کردند و گردن‌بندی می‌ساختند.
همچنین برای دنبالۀ بادبادک که از ضروریات هواکردن و ماندن آن در آسمان بود، از همان زنجیرها استفاده می‌کردند که این زنجیر افزون‌بر زیبایی، برای حفظ تعادل نیز لازم بود (شهری، 1/ 297، حاشیۀ 15). برخی از بادبادکها فرفره‌دار بودند. برای سـاخت فرفره، 4 گوشۀ یک کاغـذ مربع‌شکل را برش می‌دادند، سپس سر برشها را به مرکز برمی‌گرداندند و چهـارپره‌ای می‌ساختند و با سنجاق در قسمت بالایی بادبادک نصب می‌کردند (همانجا). صدای باد در لای پره‌های فرفره‌ها برای بچه‌ها جذابیتی خاص داشت. دو نوع بادبادک دیگر نیز وجود داشتند: دم‌طاووسی و فانوس‌دار. ازاین‌میان، بادبادکهای فانوس‌دار در شب بیشتر موردتوجه مردم بود. این بادبادکها تفریحی برای بزرگ‌سالان نیز بود تاآنجا‌که جنبۀ چشم‌و‌هم‌چشمی و رقابت و شرط‌بندی پیدا کردند. فانو‌سهای روشن در آسمان تاریک شب، یکی از دیدنی‌ترین مناظر تهران در روزگار قدیم بود (همانجا). این فانوسهای کاغذی را که دست‌سـاز بودند، به نخ بادبادک می‌بستنـد (نک‍ : نجمـی، 501)؛ برخی اوقات شمع داخل فانوس، بادبادک را به آتش می‌کشید.
برای هوا‌کردن بادبادک، جریان هوا لازم بود. به‌محض اینکه هوا زیر چوب افقی آن جریان می‌یافت، بادبادک به پرواز درمی‌آمد. ازاین‌رو، بچه‌ها به جاهای بلند مـانند پشت‌بامها می‌رفتند. اگر امکان این کار را نداشتند و در زمینی مسطح مشغول به بازی می‌شدند، باید راهی برای جریان‌یافتن هوا پیدا می‌کردند. برای این کار، معمولاً یک فرد که گاه پدر و یا یکی از دوستان قدبلند بادبادک‌باز بود، بادبادک را «آلّا» می‌داد. به این معنـا که بادبادک را با یک دست بالا، و بادبادک‌باز از او فاصله می‌گرفت و درحالی‌که انتهای نخ را در دست داشت، شروع به دویدن می‌کرد. شخص آلّادهنده هم به‌موقع بادبادک را رها می‌کرد. اگر سرعت بادبادک‌باز مناسب بود، هوا به‌خوبی در زیر چوب جریان می‌یافت و بادبادک به هوا می‌رفت، در غیر این صورت باید دوباره امتحان می‌کرد.
زیبایی بادبادک، ارتفاع پرواز آن و هرچه طولانی‌تر‌بودن مدت پروازش ازجمله مسائل رقابتی در میان بادبادک‌بازها بود. بیشتر بادبادک‌بازهایی که با همدیگر رقابت داشتند، تلاش می‌کردند با درگیرکردن نخ بادبادک خود به دور نخ بادبادک حریف، آن را سرنگون کنند. سیمهای برق نیز ازجمله موانع این بازی بود. سیمهای برق که بادبادکهای رنگین به آنها گیر کرده‌اند، از صحنه‌هایی‌ است که امروزه دیگر در تهران تکرار نمی‌شوند. بچه‌ها در تهران قدیم گاه برای حفظ بادبادکی که اغلب با سختی تهیه می‌کردند، متحمل رنجهای زیادی می‌شدند. هنگامی‌کـه بادبادکشان موقع سقوط در حیـاط خانه‌ها می‌افتاد، برای بازپس‌گیری آن حتى مجبور می‌شدند دعوا و کتک را بپذیرند تا مبادا بادبادکشان را از دست بدهند.
در باب اختراع بادبادک گفته می‌شود تهرانیها در پی مشاهدۀ اولین هواپیما در فضای تهران دست‌به‌کار شده، و بادبادک را اختـراع کرده‌اند (نجمی، شهری، همانجاها). شهری می‌گوید که این تلاش تهرانیها برای مقابله با طیارۀ فرنگی تـا به آنجـا پیش رفت کـه توانستند بادبادکهایی بسازند که توله‌سگ‌هایی را در آن بنشانند و روانۀ هوا کنند (همانجا).
امروزه بادبادک‌سازی و هواکردن آن تا حد بسیاری به فراموشی سپرده شده است. بااین‌حال، گاه در برخی از بوستانهای تهران می‌توان کسانی را یافت که اوقات فراغت خود را به بادبادک‌بازی مشغول‌اند. البته امروزه بیشتر به‌جای بادبادکهای کاغذی، از انواع پلاستیکی آنها، یا به‌اصطلاح «کایت» استفاده می‌شود. بوستان جنگلی پردیسان آخر هفته‌ها معمولاً پاتوق دوستداران و طرف‌داران این بازی است. در فصولی که هوا مناسب باشد (از اوایل بهار تا نیمۀ پاییز)، آخر هفته‌ها یا روزهای تعطیل، آسمان بوستان جنگلی پردیسان رنگارنگ می‌شود. عدۀ زیادی با بادبادکهای کاغذی یا پلاستیکی خود به این بوستان می‌آیند و ساعاتی را به تفریح می‌گذرانند. شماری نیز تنها به تماشا می‌آیند و با دیدن این ‌همه رنگ و اشکال زیبا و متنوع بادبادکها سرگرم می‌شوند.

مآخذ

شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، 1370 ش؛ نجمی، ناصر، ایـران قدیـم و تهـران قدیـم، تهـران، 1366 ش. 

عاطفه غفوری

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: