بیژن عبدالکریمی، معتقد است که اثر دینی باید حاصل «تجربهای زیسته» و نحوه بودن و زیستی دینی باشد و متأسفانه بسیاری از مولفان آثار به اصطلاح دینی منتشرشده در جامعه در سدههای اخیر از یک چنین تفکر و تجربه زیسته دینی برخوردار نیستند.
احمد بهپژوه، استاد دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران که مطالعات و پژوهشهای بسیاری در حوزه فرهنگ کتابخوانی در خانواده داشته، در یادداشتی، 15 رهنمود برای مطالعه مفیدتر و اثربخشتر ارائه کرده است.
افسانۀ مشهور مرگ یزدگرد یکم (399-420 م) آشکارا ساخته و پرداختۀ بزرگان و موبدان زردشتیِ دورۀ ساسانیان بود که با ترجمۀ خدای نامه و با کمک تاریخ نویسان عرب و ایرانی روزگار اسلامی بر آن آگاهی یافتند.
ورود اسلام به ایران و گسترش این دین، به تدریج، الگوهای گوناگون فرهنگی رایج در این سرزمین را تغییر داد. در این میان، ایرانیان به دلایل گوناگونی چون تعریب یا عربی سازی نام ها، امید به کسب ثروت و قدرت، ترس از فاتحان و بیم جان، و سرانجام از سرِ عقیده و باور به دین جدید اندک اندک نام های ایرانی خود را کنار گذاشتند و الگوهای نام گذاری عربی اسلامی را برگزیدند.
پرسش از دوگانه «فلسفه یا هنر» شاید چندان آشنا و مفهوم به نظر نیاید؛ اما اگر سؤال را تغییر دهیم و به دوگانه «عقل یا احساس» بپردازیم، آنگاه با پرسشی مواجه خواهیم بود که احتمالاً در سادهترین گفتوگوهای روزمره هم بدان اشاره میکنیم. در چنین مواردی، اگر «احساس» را در سطح عاملی «خردستیز» تقلیل نداده و صرفاً به عواطفی عاری از هرگونه ارزش زیباشناختی محدود کنیم، احتمالاً به حلقهای از زنجیره جدالهایی تاریخی خواهیم پیوست. جدالی که ریشه در یونان باستان دارد.
حسین توفیق برادر حسن و عباس توفیق بود که هر سه در دورههایی مدیریت نشریه توفیق را به عهده داشتند.
رییس جمهوری در حکمی، دكتر اشرف بروجردی را برای یک دوره چهار ساله به عنوان «رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران» منصوب کرد.
گرچه واژه «گسست نسلها»، نزدیك به دو دهه است كه در فضای گفتوگویی ایران مطرح شده اما پدیدهای است كهن كه اغلب نیز عرصه كشمكش زندگی بشر بوده است. شاید بتوان گفت در كشور ما شكاف میان نسلها هنوز به معنای واقعی ایجاد نشده اما كشمكش بین نسلی همچنان وجود دارد و هر چه به جلو میرویم احساس نگرانی در این زمینه بیشتر میشود تا جایی كه در صورت عدم مدیریت به موقع و درست، به مرور، این كشمكش به شكافی عمیق تبدیل خواهد شد.
ترجمه از جمله راه های انعکاس تحولات فکری- فرهنگی اروپا در گروه های فعال اجتماعی ایران دورة قاجار محسوب می شود و می توان برای ترجمه ها، به مثابه متون نوشتاری جدید، نقش اجتماعی در روند انتقال فرهنگی قائل شد.
اگر بگوییم حال ادبیات داستانی ایران خوب است، بیگمان در دسته افراد خوشبین جای میگیریم. شمارگان بیشتر کتابها کمتر از پانصد نسخه است و همان تعداد محدود هم بهسختی فروش میرود. گرچه این مشکل کتابهای منتشرشده در تمامی حوزهها را شامل میشود، اما دستکم درباره داستانهای خارجی ترجمهشده اوضاع کمی بهتر است. درباره داستان ایرانی، انتشار کتاب درست یک مرحله پیش از فراموششدن آن است. درواقع کتابها حتی فرصت فراموششدن هم پیدا نمیکنند
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید