شهر سنگبنا و اساس و زیربنای تمدن جدید است. شهرهای جدید اگرچه عمدتا بر خاك شهرهای پیشین رستهاند، اما شكل مناسبات و روابط در آنها سخت دگرگون و پیچیده شده است. به همین دلیل در نظر آوردن شهر به منزله پناهگاه و جانپناهی برای انسان نگاهی تقلیلگرا و سادهانگارانه است. امروز همه روابط انسانی اعم از ارتباطات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی در شهر صورت میگیرد و در دل آن معنا و مفهوم مییابد.
واژه «عید» هم در استعمال و کاربرد عرفی آن و هم در نگاه اولیای بزرگ الهی تداعیکننده مسرت و ابتهاج و شادمانی است و بدون شک در مورد عید فطر نیز این خصیصه وجود دارد. اما همان گونه که اهل حکمت و اندیشه و نیز اهل معرفت و شهود در جای خود بیان داشتهاند سطح خوشحالی و شادمانی به میزان درجهای که انسان شادمان در آن قرار دارد متفاوت است. برخی درحد توهم و تخیل هستند لذا شادمانی آنان نیز درهمان حد است و دستهای درحد تعقل هستند لذا شادمانی آنان نیزعقلانی است. اما زمرهای دیگر هستند که اهل شهود و مشاهدات قلبی و علوم حضوریاند و سرور و ابتهاج و عید آنان نیز باید در آن مرحله و منزلت ارزیابی شود.
در آغاز این مقاله گفته شد که مندرجات برخی از «یشت»های اوستا بهخوبی نشان میدهد که ایران در ادب حماسی، پیشینهای بس کهن و پربار داشته است. در تألیفات نویسندگان یونانی و رومی نیز گزارشها و اشارههایی به ادبیات حماسی در زمان مادها و هخامنشیان هست. این اخبار، هر چه جلوتر میآییم، در نوشتههای پهلوی و بیزانسی و ارمنی و بهویژه در عربی و فارسی بیشتر میشود؛ ولی از بخت بد، از خود آثار حماسی به زبانهای ایرانی کهن و میانه، جز «یادگار زریران» به پهلوی که باید آن را برای زمان خود حماسهای دینی دانست
ابومعشر جعفر بن محمد بن عمر بلخی، حكیم و منجم، در ابتدا در بغداد از محدثین بزرگ بود و با فلسفه و حكمت و علوم عقلی مخالفت میكرد ولی بعدها به این علوم متمایل گردید و به مدارج بالایى در آنها دست یافت. ابومعشر در اثر همت عالی و تلاش خستگی ناپذیر خود، در تمامی شعب حكمت، خصوصاً ریاضیات، نجوم و هیئت دارای بصیرتی فوق العاده بود و استاد كل و سرآمد اهل فن به شمار میرفت.
وى فرزند ارجمند حاج سيدعلى اكبر (اشرفالواعظين) معروف به اكبرشاه مى باشد که در ماه ذىالقعدةالحرام سال ۱۳۱۴ق در تهران متولد شده و در حجر والد ماجد تربيت كامل يافته و مقدمات اوليه را در مدرسه پامنار تهران خوانده و در سال ۱۳۲۶ق با والد مبرورش مشرف به عتبات عاليات شده و طي مدت دو سال در كربلا توقف و تحصيلات سطوح متوسطه را در نزد مرحوم فاضل مرندى و شهرستانى خاتمه داده است.
مولانا مالک دیلمی (۹۲۴-۹۶۹ ه.ق/۱۵۱۸-۱۵۶۲ م) از کاتبان و خوشنویسان اهل فیلواگوش قزوین در قرن دهم هجری است. او از خوشنویسان و نستعلیق نویسان زبردست بهشمار میآید که خطوط جلی و خفی (درشت و ریز) را با مهارت و به درستی مینوشت. کتیبه های عمارت چهل ستون از آثار اوست.
صفحه اول روزنامه های امروز چهارشنبه23 خرداد
شماره بیست و هشتم فصلنامه علمی ـ پژوهشی «تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی» توسط دانشگاه معارف اسلامی به چاپ رسید. معاونت پژوهش دانشگاه معارف اسلامی در راستای تبیین و بررسی میراث تمدن اسلام در جامعه و ایجاد زمینه برای نظریه پردازی در این حوزه؛ ایجاد فضایی مناسب برای تضارب آراء و رشد علمی پژوهشگران حوزه و دانشگاه در زمینه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی؛ معرفی و نقد آثار، آراء و نظریات علمی و تحقیقاتی در زمینه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی؛ ارائه و نقد مطالعات و پژوهش های استادان معارف اسلامی دانشگاههای کشور در این عرصه، فصلنامه علمی ـ پژوهشی «تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی» را منتشر می کند.
«یکی از بازیهایی که من خیلی دوست داشتم و مایل بودم در تمام شبها که این بازی دایر است حضور داشته باشم، بازیای بود که پدرم اختراع نمود و اسم آن بازی را «چراغ خاموشکنی» گذاشته بودند. چراغ گاز در اندرون صد عددی بود لیکن چراغ الکتریک تازه اختراع شده بود و تمام عمارات سلطنتی را چراغ الکتریک کشیده بودند. محل این بازی تالار ابیض بود و به واسطه وسعت مکان، آن نقطه را پدرم برای این کار انتخاب کرده بودند. در شبی که این بازی شروع میشد، از عصر به خانمها خبر میدادند که امشب چراغ خاموشکنی است.
رمضان که به دهه آخر می رسد دلتنگی از رفتن و وداع سراسر وجود روزه داران را فرا می گیرد و در این میان آداب و اعمال شهروندان اردبیلی نیز رنگ و بوی خداحافظی به خود می گیرد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید