منطقه کهن و فرهنگی فراهان از توابع استان مرکزی هر ساله در نخستین روز تابستان شاهد صحنه ای از آیین باستانی و رسوم جشن تیرگان است که از دیرباز با آغاز فصل برداشت گندم به شکرانه برکت، نعمت و همبستگی با طبیعت برگزار می شده است. جشن تیرگان با آیین های ویژه آب پاشان و شکرگزاری برداشت گندم یکی از جشن های ملی و دارای وجاهت و هویت اصیل ایرانی است که علاوه بر منطقه فراهان در استان مرکزی در برخی استان های دیگر نظیر مازندران نیز سابقه دارد و این رسم در سال 89 در فراهان به خاطر اصالت و غنای فرهنگی در فهرست آثار ملی کشور به عنوان میراث معنوی به ثبت رسیده است.
سیدمحمد بهشتی گفت: فقدان شهریار عدل برای ما تلخ و غیرمترقبه است. هر جایی که نگاه میکنیم حضور او و قدمهایش در راه پیشرفت میراث فرهنگی را میبینیم. رئیس پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در گفتوگو با خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، با اشاره به آخرین ملاقاتش با وی گفت: در آن زمان حال او بسیار خوب بود. هیچ نشانهای از بیماری در او نمیدیدم، به نظرم او هنوز جوان، با نشاط و فعال بود. او در همایش باستانشناسی در حوزه خلیج فارس که به زودی برگزار میشود، همکاریهای زیادی با ما داشت و تلاش میکرد تا شخصیتهای برجسته دنیا را برای این همایش دعوت کند.
«ایرانیها، و بهخصوص تهرانیها، فکر میکنند که ایران کنونی ناف دنیاست و تهران، ایران است. این دید درست نیست. نه تنها تهران، ایران نیست؛ بلکه در ماورای این ایران، ایران فرهنگی هست. مرزهای فعلی ایران صد سال دارند.» «شهریار عدل»، ایرانشناس شهیر و متخصص تاریخ، باستانشناسی و تاریخ هنر دوران اسلامی ایران که صبح روز یکشنبه (31 خرداد) در فرانسه درگذشت، مدتی پیش در گفتوگو با مجلهی بخارا به اظهار نظر درباره «جهان ایرانی» پرداخته بود.
نشست «جایگاه قرآن در ذهن و زبان ناصرخسرو» برگزار میشود. سیزدهمین مجموعه درسگفتارهایی درباره ناصرخسرو در ماه مبارک رمضان و در روزهای چهارشنبه ۳، ۱۰ و ۲۴ تیر ساعت ۱۶:۳۰ به بررسی «جایگاه قرآن در ذهن و زبان ناصرخسرو» اختصاص دارد که با سخنرانی دکتر حسن بلخاری استاد دانشگاه تهران در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار میشود.
کتاب «تاریخ اندیشه جدید ایرانی(دفتر دوم: منورالفکران و عصر روشنگری)» نوشته فرامرز معتمد دزفولی به تازگی از سوی نشر شیرازه منتشر شده است. کتاب «تاریخ اندیشه جدید ایرانی» در 35 بخش سامان یافته که عناوین برخی از آنها شامل «منشأت: قائم مقام فراهانی»، «رستمالتواریخ: محمد هاشم موسوی رستمالحکما»، «میرزا تقی خان امیر کبیر: جهان نمای جدید»، «الفباء جدید: میرزا فتحعلی آخوندزاده»، «فلکالسعادة: علیقلیخان اعتضاد السلطنه»، «جزوه راپورت شخصی که دو درجه از فراموش خانه را طی کرده»، «نامه خسروان، جلالالدین میرزا» و... است.
عبدالله مستوفی، کارگزار خوشنام دولتی در دورههای قاجار و پهلوی اول، در کتاب سه جلدی «شرح زندگانی من (تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه)» بخشهایی جذاب از زندگی روزمره مردمان ایران در دورههای یادشده را با روایتهایی عالمانه اما همهفهم بر کاغذ جاری ساخته است. ریزبینی در نوشتههای این تاریخنگار، میتواند یافتههایی شگفتانگیز از زندگی ایرانیان در سدههای گذشته به خواننده امروزی واگذارد. توصیفهایی که او، مستقیم یا غیرمستقیم از لقبهای مردم در آن روزگار به دست میدهد، گویای ذوق ادبی، خلاقیت و پیچیدگی رفتار ایرانیانی است که در گذشته برای هر کار خویش، منطق و استدلالی هرچند کوچک یا سادهانگارانه داشتهاند... لقبها و لقبگذاریها بر همه افراد جامعه اینگونه بوده است. به تماشا و بازخوانی روایتی جذاب از عبدالله مستوفی درباره لقبها مینشینیم.
هنگامی که آواز قو از رودخانه هیرمند شنیده میشود... مردم چگونه از سیلابهای تاریخی قم رستند قم از قدیمیترین منطقههای زیست انسانی در ایران بهشمار میآید که در اثر تغییر مسیر قمرود به سمت غرب متمایل شده است. تغییر مسیر این رود در اثر طغیانهایی بوده که در طول زمان رخ داده است. طغیان رودهای دیگر قم نیز چندباره در دورههای گوناگون تاریخی روایت شده است. کتابها و منابع گوناگون تاریخی افزون بر اینکه به حوادثی اینچنین اشاره کرده و تبعات مخرب و دردناک این حادثه را مورد توجه قرار داده، به شیوههای جلوگیری از خرابی طغیانها نیز اشاره کردهاند.
بازنگاهی به اندیشه جوانمردی در کوچه و بازار پیشینه جوانمردی سلمانیان به گذشتههای دور بازمیگردد؛ آن زمانها که نمیتوان برایشان تاریخی دقیق منظور داشت. با درنگی کوتاه در تاریخ و بازنگری منابع و مستندات میتوان دریافت که روح حاکم بر جامعه ایران در ادواری طولانی با جوانمردی پیوندی عمیق داشته است. این پدیده، اغلب، اقشار و طبقات جامعه را در گستره نظمی معنادار به هم گره میزند. زمانی که بهزاد نقاش در دوره تیموریان، نگارهای براساس قصهای از خمسه نظامی نقش میزند و هارون خلیفه را در حمام ترسیم میکند، پیوند حمامیان و سلمانیان را با فتیان بازمیتاباند.
شاردن، سیاح فرانسوی عصر صفوی در خلال سفرنامهاش مینویسد، «مسلمانان مشرقزمین مخصوصا ایرانیان القاب پرمعنی و بزرگی برای خود انتخاب میکنند که برخی عربی و بعضی فارسی است و این القاب بیانگر آمال و امیدهای ایشان است. گفتنی است که این رسم از عبرانیان به ایرانیان انتقال یافته و به هر صورت اسم و القاب آنان از نام و لقب ما غربیان که غالبا فاقد معنی است بسی بهتر است». بیشتر سفرنامهنویسانی که در دوران تاریخ جدید و معاصر ایران، یعنی از زمان تسلط صفویان تا پایان دوران سلطنت پهلوی پای به این سرزمین نهادند، اغلب گماشتگان و سفیرانی بودند که بخش بزرگتر تماسشان با ارکان حکومتی ایران بهویژه دربار سلاطین بود.
اشراف و رجال چگونه گنجینه کتابهای کهن را حفظ کردند در خیابان جمهوری، جایی میان میدان بهارستان و چهارراه مخبرالدوله، کتابفروشیهایی وجود دارد که هریک گفتنیهای بسیاری از تاریخ معاصر ایران در خود نهفتهاند. بخشی از این ماجراها گاه در نوشتهها و گفتارها شنیده میشوند. این کتابفروشیها روزگاری مکان رفتوآمد گروهی بزرگ از مردم درسخوانده و اشخاص صاحبنام بودند که همهشان فارغ از جایگاه و موقعیت، یک موضوع ارزشمند مشترک، یعنی کتاب داشتند. این همپایگی در تاریخ ایران، رخدادی شیرین و خاطرهانگیز است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید