در اواخر دهه ٣٠ و اوایل دهه ٤٠، اتفاقاتی در صنعت نشر کشور روی داد که نتیجه و ثمره آن، تربیت صدها مترجم، نویسنده و تصویرگر بود. سرآمد ناشرانی که در هماهنگی با این اقتضائات، صنعت نشر را دگرگون و بهروز کردند، عبدالرحیم جعفری بود. نسل ما وقتی به خاطرات خود از این دهههای مهم تاریخی مراجعه میکند، این چهره فرهنگی صنعت نشر را به یاد میآورد که با بنیانگذاری انتشارات امیرکبیر و راهاندازی فروشگاههای مختلف فروش کتاب در سطح شهر، نشر را وارد مسیر حرفهای تازهای کرد. این مسیر حرفهای در صنعت نشر، محدود به شیوههای چاپ و روشهای توزیع کتاب نمیشود، بلکه جعفری یکی از نخستین پیشگامان توجه و احترام به حقوق مؤلفان کتاب هم بود.
علی شروقی: ساعت ١٢ شب جمعه، ١٠ مهرماه، عبدالرحیم جعفری که از سوم مهرماه در بیمارستان ایرانمهر بستری بود، درگذشت؛ مردی که یکی از ارکان مهم تاریخ نشر ایران بود و با تأسیس انتشارات امیرکبیر در ٢٨ آبان سال ١٣٢٨ نقطه عطفی را در تاریخ نشر کتاب در ایران رقم زد، چنانکه امروزه کمتر نویسنده و مترجم نامدار ایرانی است که کتابی در این انتشارات منتشر نکرده باشد؛ کتابی با نشان ارابهرانی در هیأت سربازی هخامنشی که نشان امیرکبیر بود و هنوز هم هست و گرچه جعفری دیگر سالها بود که این نشان را واگذارده بود اما در حافظه جماعت کتابخوان نامونشان امیرکبیر همچنان با نام او که موسس این انتشارات بود عجین است و امروزه کمتر کتابخانهای هست که بین کتابهای چیدهشده در آن، کتابهایی با این نشان ارابهران و ارابه و اسب بهوفور یافت نشود. عبدالرحیم جعفری در سال ١٢٩٨ در خانوادهای فقیر متولد شد.
مهسا علیبیگی: این روزها اتفاقات متعددی در خاورمیانه میافتد؛ از ظهور داعشیها گرفته تا بحران مهاجران و فاجعه قربانگاه منا. همه این اتفاقها با مرگ و خشونت رابطهای نزدیک دارد. در روزهایی هستیم که از یک سو مهاجران در آبهای منتهی به کشورهای اروپا رها هستند و عدهای دیگر پشت مرزها در حال التماس برای ورود. پاپ و سیاستمداران بزرگ وارد عمل شدهاند اما انگار ماجرا شکل دیگری دارد. از سوی دیگر، منا تبدیل به قربانگاهی برای مسلمانان شده است. به سراغ حبیبالله پیمان رفتهایم تا درباره ریشههای تاریخی خشونت گفتوگو کنیم:
یکی از دلمشغولیهای اصلی نوام چامسکی در سرتاسر زندگی حرفهایاش زیرسؤالبردن - و تشویق ما به زیرسؤالبردن - پیشفرضها و هنجارهایی است که جامعهمان را احاطه کردهاند. آنچه در زیر میآید، گفتوگویی است درباره قدرت، ایدئولوژی و سیاست خارجی آمریکا بین توماسو سگانتینی روزنامهنگار مستقل ایتالیایی که با پیرمرد ٨٦ ساله سر یک میز نشست و در این زمینهها بحث کرد، ازجمله نحوه پیوند این مسائل با فرایند تغییر اجتماعی. رادیکالها معتقدند پیشرفت مستلزم ترکاندن حباب اجتنابناپذیری است: برای مثال ریاضت اقتصادی «سیاستی است که طراحان آن برای مقاصد شخصی خود در پیش میگیرند». به اعتقاد چامسکی اقدامات ریاضتی «از روی قوانین اقتصاد اجرا نشدهاند».
وقتی خبر را در روزنامه خواندم، رفتم بیمارستان. از دریچه كوچك اتاق آیسییو، نگاهش كردم، دریچه بالا بود و قد كوتاه من نمیرسید. روی پنجه پا بلند شدم و به زحمت دیدمش. هزار تا لوله به بدنش وصل بود. ملتهب بود، سرش را تكان میداد. انگار میخواست از قید و بند لولهها آزاد شود....گریهام گرفت. بدجوری گریهام گرفت. داشتیم مرد بزرگی را از دست میدادیم.
امید دنیاپیشه: هانا آرنت از خوشاقبالترین اندیشمندان و نظریهپردازان سیاسی در ایران است. به جز چندین کتاب وی که در حوزه سیاست عملی قرار میگیرد تقریبا مهمترین آثار او یا درباره وی به زبان فارسی ترجمه و منتشر شدهاند. آخرین اثری که درباره نظریهپرداز آلمانی این روزها به بازار آمده، کتاب «هانا آرنت: آخرین مصاحبه و دیگر گفتوگوها» است که با ترجمه هوشنگ جیرانی از سوی انتشارات ققنوس عرضه شده است.
سالهای ١٣٣٠ و ١٣٣١ گفتوگو و خشونت همراه هم بود، عقیدهها ابراز میشد اما گویی تبادلنظری صورت نمیگرفت. گفتمان سیاسی به شکل مدرن وجود نداشت، درواقع عصر گفتوگوی همراه با خشونت بود. ایران در همان سالها در تبوتاب ملیشدن صنعت نفت میسوخت و همین موضوع بر گستره مشاجرات سیاسی میافزود، قلمها نیشدار و زبانها گزنده، هیچ گروهی حاضر به مصالحه نبود. دراینمیان، فدائیان اسلام، گروهی مذهبی به رهبری نواب صفوی از طرفداران ملیشدن صنعت نفت بودند و همزمان پروژه برقراری حکومت اسلامی در ایران را نیز کلید زدند؛ پروژهای که سرنوشت بسیاری را در تاریخ ایران تغییر داد.
عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار موسسه مطبوعاتی امیركبیر، شامگاه جمعه دهم مهرماه ١٣٩٤پس از تحمل یك دوره كوتاه بیماری به دیدار دوست شتافت. آنچه گفتنی است ایشان در دو مجله خاطراتشان به نام در جستوجوی صبح گفتهاند و تكرار آن، موجب اطاله كلام میشود. نگارنده فقط به چند نكته بسنده میكنم، استاد گرانقدرم جناب دكتر دبیرسیاقی برایم تعریف كردند: «یك روز از اداره [وزارت دارایی] آمدم. بیرون طبق معمول همه روزه كه سری به كتابفروشیها میزدم، دیدم آقای عبدالرحیم جعفری- كه من او را از زمانی كه در كتابفروشیعلمی كار میكرد میشناختم
سیدعلی صالحی سالها شاعری كرده بیش از سه دهه با كلمات بازی كرده است. او شاعری است كه مصادیق انسانی چون صلح، عشق و دوستی در شعرهایش نمود زیادی دارد. خودش دقیقا به یاد ندارد از چه زمانی این مصادیق انسانی در او راه یافتهاند. شاید زمانی كه چهار یا پنج ساله بوده و در زادگاهش مرغاب ایذه بازی میكرده، وقتی كه شاخهای ترد را در دست داشت، شاخهای كه از درخت مورت كنده بود، وقتی پیش پدر رفت با این سوال مواجه شده كه آیا وقتی كه آن شاخه را میچیده از مادرش اجازه گرفته یا نه؟ و پدر خواسته كه برود و از درخت عذرخواهی كند و دیگر در بهار شاخهای را نشكند
مجموعه این سخنان خواننده را بدین نتیجه میرساند که «سهل ممتنع» امری است «دریافتنی و وصفناشدنی (یدرک و لا یوصف)». میتوان فهمید که فاصلة «رستم از مازندران آید همی…» با «بوی جوی مولیان آید همی…» از زمین تا آسمان هم بیشتر است، سخن رودکی بر خواننده تأثیر میگذارد و سخن معزی خواننده را به خنده وامیدارد! به قول نظامی: خردمندان این تفاوت را درمییابند، اما در ذکر سبب آن فرو میمانند. پیشتر گفتیم که بزرگترین دشواری انسان تبدیل کیفیت به کمیّت است. بیان کیفیت هم دشوار است که آن نیز نوعی تبدیل کیفیت به کمیّت است، مثل بیان چیستی عشق و ماجرایِ پرسش از آن و طرح این پاسخ که جز تجربة شخصی، راهی در شناخت عشق نیست (مولوی، ۱۳۸۲:۱۷۹):
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید