بخشدار سرفاریاب گفت: برد چهره یا سنگ چهره اثری طبیعی و منحصر بفرد این بخش با سهل انگاری عده ای از گردشگران تخریب شد. سنگ چهره در فاصله 100 متری از روستای مه گردی از توابع بخش سرفاریاب و بر فراز صخره ای به ارتفاع 800 متر قرار دارد. این سنگ با ارتفاع 2 متر و طول سه متر روی سنگی کوچک در حدود نیم متر قرار گرفته و محل اتصال این دو سنگ کمتر از 30 سانتی متر است. سنگ چهره به دلیل قرار گرفتن در لبه پرتگاه بلند از بیشتر مناطق سرفاریاب قابل مشاهده است.
ناصر فكوهی، استاد دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسانشناسی و فرهنگ معتقد است حافظههای تاریخی كه امروز از آنها صحبت میشود، عموما حافظههای ملی هستند. بنابراین معمولا از حافظه تاریخی ایران نیز به حافظه دولت و ملت مدرن در ایران در طول یك صد سال اخیر اشاره میشود. وی با فرض گرفتن این موضوع میگوید كه در طول این صد سال، به دلیل وجود دو انقلاب بزرگ اجتماعی و حوادث و رویدادهای بسیار گسترده تاریخی، درگیر شدن ناخواسته ما در دو جنگ بزرگ جهانی و تجربه یك جنگ بزرگ ملی، یك كودتای بزرگ و تعیینكننده و فشارهای ممتدی كه از درون و برون به این جامعه وارد شده است، میزان ضربهها (تروماها) بسیار زیاد بوده
پژوهشگر سنگ نگاره های ایران گفت: برای نخستین بار نقوش ارابه های چهار چرخ و دو چرخ در سنگ نگاره های تیمره خمین کشف شد. محمد ناصری فرد روز دوشنبه در گفت وگو با ایرنا افزود: این نقوش در ادامه مطالعات محققان بروی سنگ نگاره های تیمره توسط یک گروه مطالعاتی در حیطه هنرهای صخره ای در یک هفته گذشته کشف شد.
واقعه کربلا از همان ابتدایی که اتفاق افتاد، احساسات جامعه مسلمانان را از چند جهت جریحهدار کرد؛ یکی اینکه امام حسین(ع) تنها نواده پیغمبر(ص) بوده که بسیار محبوب بوده است و دیگر اینکه ایشان حرف خلافی هم نمیزده است. از سوی دیگر میزان خشونتی که در واقعه شهادت ایشان اتفاق افتاده در آن زمان کمنظیر بوده است. درواقع حادثهای که برای امام حسین رخداد چون برای جامعه شیعیان کمی دور از ذهن بود، بسیار سنگین تمام شد. ماجرای عزاداری برای امام حسین(ع) نیز از همان ابتدا شکل گرفت.
اگرچه از دهههای پیش روشنفکری ایرانی پیوسته اقبالی به فلسفهی هگل نشان داده است، اما بهرغم ترجمههایی که از برخی نوشتههای فیلسوف آلمانی به زبان فارسی صورت گرفته و انتشار کتابهایی دربارهی فلسفه او -اعم از نوشته و ترجمه از زبان اروپایی- کمابیش میتوان گفت که هنوز در زبان فارسی هیچ اثر معتبری در این باره وجود ندارد. تا زمانی که حمید عنایت (استاد پیشین دانشگاه تهران، ۱۳۴۹) ترجمهی فارسی کتاب استیس انگلیس را منتشر کرد، کتابی دربارهی فلسفهی هگل وجود نداشت. ۱ البته اندکی پیش از آن، حمید حمید رسالهی کوتاهی را بهعنوان هگل و فلسفهی جدید منتشر کرده بود که اهمیتی جز اینکه نخستین نوشتهی به زبان فارسی بود، نداشت.
بسیاری از بناها و آثار ملی به ثبت رسیده از بعد معماری، قابل ارزشگذاریاند . برخی بناها ممکن است از حیث معماری ویژگی خاصی نداشته باشند و در ساختار شهری است که اهمیت پیدا میکنند . رختشوی خانه زنجان یکی از همین بناهاست که اقدام به ساخت آن بهعنوان رختشوی خانه، این بنا را بهلحاظ عملکرد خاصش، اعتبار ویژهای بخشیده است. از آنجا که در هیچ یک از نقاط شهری و روستایی ایران مجموعهای با این عملکرد دیده نشده، بهنظر میرسد علت اصلی ساخت این بنا، سردسیر بودن منطقه زنجان و شرایط اقلیمی سخت در پاییز و زمستان است. زیرا در هوای سرد منطقه ، شست وشوی در کنارههای پوشیده از برف رودخانهها و چشمهسارها بسیار دشوار بوده است.
«ادبیات مانوی» به قلم ابوالقاسم اسماعیلپور و مهرداد بهار که پس از سالها انتظار سرانجام در قالب یک کتاب نفیس پانصد صفحهای به همراه پنجاه صفحه مینیاتور مانوی توسط نشر کارنامه منتشر شد. ابوالقاسم اسماعیل پور، شاعر، مترجم و اسطوره شناس، در دو سال گذشته در بخش ایرانشناسی دانشگاه مسکو مشغول تحقیق و تدریس بوده و حاصل سفرش نیز دو، سه عنوان کتاب است که یکی از آنها که نشر چشمه در تدارک چاپ آن است «اساطیر مشرق زمین» نام دارد. دانشنامه بزرگ و مصوری که اسماعیلپور به فارسی ترجمه کرده بود.
پل قدیم دزفول مهمترین اثر تاریخی این شهر و با بیش از ۱۷ قرن سابقه است. این پل که دو منطقه شرقی و غربی دزفول را به هم وصل میسازد، در حقیقت یکی از راههای ارتباطی منطقه جندی شاپور و سرزمین بینالنهرین بوده است،این پل در سال ۲۶۰ میلادی (حدود ۱۷۵۰ سال پیش) به دستور شاپور اول ساسانی و بهدست دهها هزار اسیر رومی روی رود دز ساخته شد و به همین دلیل این پل به پل رومی نیز مشهور است. برای حفاظت از پل قلعهای نیز بنا شد که در محل قدیمی آن محلهای به همین نام (قلعه) وجود دارد.
«خرابی خانه دایی جان ناپلئون کار انگلیسیهاست؟» این تیتر گزارشی بود که روز 25 آذرماه سال 1383 در صفحه میراث فرهنگی روزنامه ایران منتشر شد. گزارش خبر میداد که خیابان لالهزار تهران آبستن یک رویداد ناگوار است و یکی از معدود خانه - باغهای بازمانده از لالهزار عصر قاجار در آستانه نابودی است؛ خانهای که دست بر قضا لوکیشن یکی از سریالهای تاریخ تلویزیون ایران بود. با این حال، کمتر کسی از نشانی آن خبر داشت یا میدانست که آن خانه، زمانی به صدراعظم سه پادشاه قاجار تعلق داشته است.
مرتضی نعمتاللهی در آتلیهاش، دور از هیاهوی شهر و آدمها، دنیای خود را دارد؛ دنیایی پر از مجسمهها و طرحهای تمام و نیمهتمام. اینجا ناژوان است با هوایی دلپذیر، دو دست، دو چشم، دو پا و پیکرهای متحرک بیش از پنج دهه است که با یک مغز، تنها و تنها تفکر میکند تا آدمها و ماشینها با همه خوب و بدشان به اقتدار استاد علیاکبر یا دستهای متفکرانه فردوسی چشم بدوزند و این نگاهها تا جایی است که اکثر آنها نام مؤلف این آثار را نمیدانند. نعمتاللهی احتیاجی به نمایشگاه ندارد چراکه نمایشگاههای دائمی او در میدان و چهارراه و خیابانهای تهران، اصفهان، کرج و... نصب است و میلیونها مخاطب را تا به امروز به خود دیده است اما بخشی از آثار او شخصی هستند؛ آثاری که اینروزها گوشه کوچکی از آن را در گالری «متن امروز» تحت عنوان «نگاه دوباره» به نمایش گذاشته است. متنی که در ادامه میخوانید، بخشی از یک گفتوگو است که شاید زمانی یک کتاب شود.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید