40 سال کاوش در تمدن ایران از مسجد جامع اصفهان تا بیشاپور حمیدرضا محمدی: خیلی حرف است در شهری باستانی در قلب ایتالیا زاده شوی و راهنمایی یک استاد، کاری کند که بخش اعظم سالهای تحصیل و تدریس و تحقیقت، صرف کشوری دیگر به نام «ایران» شود. به این سرزمین گام بگذاری و بیش از 40 سال وقت صرف شناختنش کنی. اما «برونو جنیتو» (Bruno Genito) درست مصداق همین گفته است. این استاد 64 ساله دانشگاه شرقی ناپل ایتالیا (University of Naples L'Orientale)، در رشته هنر و باستان شناسی ایران درس خواند اما «امبرتو شراتو» (Umberto Scerrato، در منابع فارسی نام او امبرتو اسکراتو ذکر شده است.
این یک بحث بسیار قدیمی در سابقه علوم تفسیری و قرآنی است که آیا در قرآن آیاتی هست که تأویل آن را جز خداوند و یا به روایت شیعه (و برخی دیگر) جز خدا و پیامبر (و امامان) ندانند یا خیر؟ و دقیقاً منظور از متشابهات چیست و مراد از تأویل آن آیات چیست و چه کسانی معانی آن آیات را درک می کنند و چه کسانی باید علم آن آیات را از خداوند بخواهند؟ این بحث خلاصه وار چنانکه می دانیم به آیه ای از قرآن باز می گردد که در این باره اشاره ای دارد. برخی مانند معتزله به وجود آیات متشابه تأکید داشته اند و آن را راهی برای تأکید بر ضرورت تأویل آیاتی می دانستند که ظاهرش نوعی تشبیه را شاید تأیید کند و برخی دیگر دایره متشابه را بسیار محدود می دانسته اند.
روایتگرایی[۳] با قرائت هایدن وایت[۴] و فرانک انکراسمیت[۵] را میتوان به نحوی سودمند همچون وارونهی دو نوع پوزیتیویسم تحلیل کرد. نخست آن که شناختشناسیِ روایتگرایانه را می توان به عنوان وارونهی تجربهگرایی[۶] نگریست. مدّعای آن مبنی بر این که روایتها به سان استعاره[۷]هایی عمل میکنند که فاقد هرگونه محتوای شناختی[۸] هستند، خود بر بنیان یک اصل تجربهگرایانه یعنی «نظریهی تصویریِ»[۹] معرفت استوار شده است. به علاوه همهی آن وجوه غیرشناختیای که به روایتها منتسب میشود، به این نظریهی تصویری معرفت و نظریهی تصویری بازنمایی[۱۰] وابسته هستند. از این رو اکثر خصایص شناختشناسانهای که وایت و انکراسمیت به روایات تاریخی نسبت میدهند نیز در مشکلات و نواقص این نظریههای تصویری سهیم هستند. مدّعای دوم این مقاله آن است که نظریههای تبیین روایی را میتوان در یک تحلیل سودمند همچون وارونهی نظریهی پوزیتیویستیِ قانون فراگیر[۱۱] در نظر آورد. از این جنبه، نسخهی انکراسمیتیِ روایتگرایی بسیار رادیکالتر است چرا که به نحو همزمان هم علّیت را از فهم رواییِ تاریخ کنار میگذارد و هم تعارضی را میان حالتهای روایی و علّیِ درک مفروض میگیرد. اگر نظریهی تبیین نسخهی وایتیِ روایتگرایی را در نظر بگیریم، روایتگرایی او را باید نظریهای پیوندی (دورگه)[۱۲] بخوانیم. اما با این وجود، این نسخه نیز باید وارونهی نظریهی قانون فراگیر در نظر آورده شود چرا که قانون فراگیر را با شماری فراوان و نامعینی از استراتژیهای تبیینی جایگزین میکند.
در آغاز دهه 70 ضیاء موحد در اعتراض به شعرهای به اصطلاح پسامدرن در آخر شعری نوشت «مُردم! از بس که شعر بد خواندم!»؛ شعرهایی که شاعرانشان خواستهاند جاودانه شوند اما نشدهاند، به یک دلیل ساده؛ آنکه «جاودانگی ارزان نیست». البته این اظهارنظر برخی را آزردهخاطر کرد.
طباطبایی نخستین پژوهشگری بود که نگرشی منضبط، فلسفی و روشمند به تاریخ اندیشهی سیاسی عرضه داشت. طباطبایی به تاریخنگاری بهمثابه شکلی از اندیشهورزی است که در این زمینه او بهویژه متأثر از هگل است. طباطبایی تجدد و وضع کنونی را مبنای نگارش تاریخنگاری اندیشه قرار میدهد و بر اهمیت پرسشهای امروزین از متون کهن تأکید میورزد. طباطبایی ایران را کانون نظریهپردازی خود قرار میدهد و در نهایت، ایشان بر نسبت و پیوند میان عمل و نظر، بهمثابه مهمترین پرسش در فلسفهی سیاسی، در تاریخنگاری اندیشه تأکید میکند.
مجله بخارا با همکاری بنیاد فرهنگی ملت، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و گنجینه پژوهشی ایرج افشار شب میدان توپخانه را برگزار می کند میدان توپخانه تهران سالهای متمادی مرکز شهر تهران بوده است. این مرکزیت موجب شده است تا میدان کانون حوادث و تحولات اجتماعی و تاریخی ایران باشد، حوادثی که چهره امروزین کشور را ساخته و پرداخته است. بسیاری از خاطرات جمعی در این فضای شهری شکل گرفته و امروز میدان جز یکی دو نشانه مختصر، هیچ هویتی را بیاد نمی آورد.
مساجد و جوامع: غیر از آنکه محتسب وظیفه داشت بهطور کلی آنچه را «مسنون و مشروع نیست» در مساجد و جوامع اجازه ندهد، باید از خرید و فروش دائم در این نقاط هم جلوگیری میکرد. اما خرید و فروش موقت داخل یا بیرون مساجد مجاز بود؛ مگر آنکه مثلاً موجب تنگی جای نمازگزاران و پریشانی نماز آنها میشد (غزالی، 2/337). محتسب همچنین باید مراقب میبود تا ناظران مساجد، آنها را پاکیزه نگاه دارند و پس از هر نماز درها را ببندند و شبها قندیلها را روشن کنند و اجازۀ خوردن و خوابیدن در مساجد ندهند (ابن اخوه، 172-175). اما الناصر للحق آورده است که بستن و قفل کردن درب مساجد ممنوع است و محتسب باید از آن جلو گیرد (ص 15). طرح دعوا و قضاوت در مسجد و جامع ممنوع بود و محتسب وظیفه داشت قاضی و اصحاب دعوا را از آن کار باز دارد؛ زیرا ممکن بود اشخاص جنب و حائض و ذمی و مجنون هم برای طرح دعوا به مسجد در آیند ( شیزری، 113).
در عرصة کتابشناسی و نسخهشناسی کمتر کسی است که با نام و آثار زندهیاد استاد احمد منزوی آشنا نباشد. استاد در سال ۱۳۰۲ در سامره به دنیا آمد. مقدمات علوم را نزد پدر بزرگوارش، مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی (صاحب الذّریعه الی تصانیف الشّیعه) فراگرفت. در دوازده سالگی همراه پدر به نجف اشرف سفر کرد و در بیست سالگی همراه پدر به ایران بازگشت و پس از اخذ دیپلم از دارالفنون، به دانشکدة معقول و منقول راه یافت. در سال ۱۳۲۷ به استخدام آموزش و پرورش بندرانزلی درآمد و در سال ۱۳۲۹ به تهران منتقل شد و به تدریس پرداخت و سرانجام در سال ۱۳۵۶ سبکدوش (بازنشسته) شد.
اگر از من بپرسند که بزرگترین چامهسرای ایران کیست؟ نخستین نامی که در یاد من برخواهد جوشید، خاقانی است. این سخن سخنی خُرد و خام نیست. این دید و داوری درباره خاقانی که او را بزرگترین و بشکوهترین چامهسرای بدانیم، به تنهایی جایگاه بلند و ارجمند او را در سخن پارسی آشکار میتواند داشت. بیگمان در پی این سخن، این پرسش در پیش نهاده خواهد آمد که: اگر چنین است، چرا خاقانی آن آوازه بلند و نامی ارجمند را که شایسته اوست، فرادست نیاورده است؟
روح نو در تن حرف کهن، در واقع جان صاحب سخن است که هرگز از آن برگرفته نمیشود. در مکتب مولانا، عشق، ترجمه پهناور خواست در ضمیر آدمی است که هر اندازه در ترجمه نهاد خواهنده در وجود، مهارت و بساطت و حدتنظر و پهناوری به کار رود، معرکه عاشقی به عنوان عالی ترین ترجمه به عرصه ظهور خواهد آمد. عاشق در واقع ضمیر بالنده و جان ناآرام و روح شیدای خود را با بازیگریهای ذوفنون عاشقی ترجمه میکند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید