پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در روزهای میانه دی94 میزبان نشست «فرهنگ و اجتماع عصر پهلوی به روایت عبدالحسین نوایی» بود. نشستی که با حضور و سخنرانی ناصر تکمیلهمایون، عضو هیاتعلمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و علوم انسانی، روحالله بهرامی، عضو هیاتعلمی دانشگاه رازی و رضا مختاریاصفهانی، مولف کتاب «خاطرات و اسناد عبدالحسین نوایی» برگزار شد. نشستی که در آن همسر عبدالحسین نوایی نیز دقایقی به ایراد سخن پرداخت.
چند سالی است که مسائل تهران مورد توجه مسئولان قرار گرفته است و این بیشتر به سبب عوارض منفی تغییرات شتابناکی است که گریبان تهران را گرفته است. تغییراتی که ریشه های آن را باید از دهۀ 1340 بدین سو جستجو کرد. در طی این مدت کوتاه، دگرگونی های تهران آنچنان پرشتاب بوده است، که فرصتی به وجود نیامد تا هویتی متناسب با این دگرگونیها در تهران پدید آید.
واکاوی چرایی انتخاب شاپور بختیار به نخستوزیری در 15 دی 1357 سجاد صداقت: حرکت بزرگ مردم ایران علیه رژیم محمدرضا پهلوی که درنهایت به انقلاب اسلامی ختم شد، از سالهای قبل از فرارسیدن دی 1357 کلید خورده بود. حوادث سال 42 و مخالفتها و سرکوبهای سالهای ابتدایی دهه 50 همه شرایطی را به وجود آورده بود، که ارکان حکومت پهلوی به خطر افتد.
توران آغا و تومان آغا دو خواهر تنی از همسر صیغه ای و گرجی ناصرالدین شاه به نامه خازن الدوله بوده اند. این دو دختر از فرزندان خاص ناصرالدین شاه و بسیار مورد علاقه و حمایت او بودند. چنانچه در زمان بلوغ تومان آغا و توران آغا به ترتیب به القاب فخرالدوله و فروغ الدوله ملقب گردیدند. شرح حال تومان آغا فخرالدوله در شماره های 47 و 48 فصلنامه گنجینه اسناد،به توسط نگارنده منتشر گردید و اینک ذیلاً اشاره ای به سرنوشت توران آغا فروغ الدوله می شود
كتاب تجددگرایی و قانون خواهی: اندیشۀ میرزایوسف خان مستشارالدوله، نوشتۀ حامد عامری گلستانی، در سه فصل و با چهار ضمیمه به نگارش در آمده است. فصل نخست کتاب به زندگی و آثار میرزا یوسف خان از زمان حضور او در شغلهای دیپلماتیک تا زمان مرگ او را بررسی میکند و در خاتمۀ آن فهرستی از آثار میرزا یوسفخان آورده شده است. میرزا یوسف خان به عنوان یک کارگزار حکومتی و دیپلماتی که ردههای مختلف سیاسی و دیپلماتیک را طی کرده بود، در مأموریتهای مختلفی در داخل و خارج ایران به فعالیت پرداخت.
نشست «بررسی آثار هایدن وایت» توسط گروه تاریخ و همکاریهای میانرشتهای پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد. هایدن وایت آمریکایی، متخصص در فلسفهی تاریخ برای نخستین بار مفهوم تاریخ به مثابه روایت را، مطرح کرد. وایت در آثار خود، انتقادهای بنیادین به روش شناسی تاریخی و مورخان دارد. وی با تعبیر تاریخ به مثابه روایت یا یک ژانر ادبی، ادعای متون تاریخی را مبنی بر دستیابی به حقیقت و عینیت، به چالش میطلبد. به عقیدهی وایت روایتهای تاریخی داستانهایی مبتنی بر زبان هستند، که در محتوا بیشتر ابداعی اند تا مستند، و در ساختار و فرم بیشتر ادبی هستند تا علمی. در نشست پژوهشکده تاریخ اسلام سه استاد در سه حوزه مختلف به بیان آرای وایت پرداختند: هاشم آقاجری استاد تاریخ، حسین پاینده استاد نقد ادبی و حسینعلی نوذری استاد جامعهشناسی؛ تنوعی که نشانگر میانرشتهای بودن تفکر وایت است. ابتدا پاینده به معرفی مختصر آرا و نظرات وایت در ارتباط با تاریخنگاری و نقد ادبی پرداخت.
کشمیر ملقب به «ایران صغیر»، اکنون سرزمینهایی را شامل میشود که مرزهای آن از شمال به بلتستان و گلگت (پاکستان) و ترکستان چین، از شرق به تبت، از غرب به ایالت پنجاب پاکستان و از جنوب به پنجاب هند و ایالت هیماچل پردش هند متصل است. کشمیر از نظر جغرافیایی به دو اقلیم تقسیم شده و سلسله جبال عظیم هیمالیا که از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد دارد، حد فاصل آن دو است. طبیعت زیبای آن مثال خاص و عام دارد. قلههای بلند، دریاچههای زیبا، چشمههای زلال، باغهای سبز و باصفا، چمنزارهای وسیع، مزارع حاصلخیز، جنگلهای انبوه، دشتهای پهناور و پر گل و بوته، مردم زیبا و خونگرم، آثار باستانی متعدد، خانقاههای مجلل، مساجد پرشکوه و موقعیت ممتاز سوقالجیشی، جمله عواملیاند که بر اهمیت کشمیر میافزایند.
سخن ما درباره خانواده خاقانی بود و کسانی که او پیوندی نزدیک با آنان داشته است. یک تن دیگر که میسزد سخت کوتاه یادی از او برود، زیرا در زندگانی و سرنوشت خاقانی کارکردی باریک و بهرهای بسیار داشته است، افدرزاده [پسرعموی] او «وحیدالدین»، پورِ «کافالدین عمر عثمان»، است که خاقانی او را پدر مینوی و فرهنگی خویش میدانسته است. وحیدالدین هم مانند پدر، مردی بود فرهیخته و دانشآموخته. خاقانی او را بسیار گرامی میداشت و بیتهایی پُرشمار در ستایش او یا در سوگ او سروده است. در «تحفهالعراقین» هم به فراخی از او سخن گفته است. در آنجا باز نموده است که چگونه وحیدالدین به هنگام خُردی او را در آموختن یاری میرسانیده است
سیمای شکنجهبار چلیپا که از شدت صعوبت و سختی در اجرا ترکیب و کرسی و فرم ظاهری آن، به این نام خوانده شد و از آغاز گود زورآزمایی پنجه پهلوانان صاحب ادعای خطه خط بوده است، در مکتب میرعماد فریاد اعتراض او و بانگ رسای هنرمند واقعی علیه ستم جاری زمان بوده است. گاهی نیز تضرع خاضعانه و مناجات با جانان و نکتههای اجتماعی را شامل میشود.
" میدان توپخانۀ تهران در طی چند دهه، مرکز شهر تهران بوده است. این مرکزیت باعث شده تا این میدان در معرض حوادث و تحولات تاریخی ایران باشد. حوادثی که گاه سرآغاز فصلی نوین در تاریخ تهران و ایران بوده است. بسیاری از خاطرات جمعی و تاریخی حداقل چهار نسل در میدان توپخانه رخ داده است. اما براستی این میدان امروز جز یکی دو نشانۀ مختصر، چه خاطره ای از آن همه تاریخ را به همراه دارد؟ چه شد اینگونه دست تطاول به این میدان زده شد؟ این سئوالات و بسیار پرسش های دیگر را «مهرداد زاهدی» با بیان تصویر پاسخ داده است."
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید