1392/12/4 ۰۹:۲۴
گزارش نشست «خطابه ارسطو در جشن انتشار هفتصدمین کتاب هرمس» هادی مشهدی: اسماعیل سعادت، بهدنبال ترجمه سهاثر از ارسطو، خطابه را نیز به فارسی برگردانده است. این کتاب، بهتازگی به همت نشر هرمس چاپ و منتشر شده است. خطابه، هفتصدمین عنوانی است که این انتشاراتی از بدو تاسیس به زیور طبع آراسته و در معرض توجه مخاطبان قرار داده است. سهشنبه گذشته، 29بهمن، نشستی به منظور پاسداشت فعالیتهای هرمس و نقدوبررسی کتاب مذکور در مرکز فرهنگی شهرکتاب برگزار شد. در این نشست، مهدی فیروزان، اسماعیل سعادت، حسین معصومیهمدانی، محمدجواد فریدزاده، محمود فتوحی و نسرین فقیه ملکمرزبان سخنرانی کردند.
گزارش نشست «خطابه ارسطو در جشن انتشار هفتصدمین کتاب هرمس»
هادی مشهدی: اسماعیل سعادت، بهدنبال ترجمه سهاثر از ارسطو، خطابه را نیز به فارسی برگردانده است. این کتاب، بهتازگی به همت نشر هرمس چاپ و منتشر شده است. خطابه، هفتصدمین عنوانی است که این انتشاراتی از بدو تاسیس به زیور طبع آراسته و در معرض توجه مخاطبان قرار داده است. سهشنبه گذشته، 29بهمن، نشستی به منظور پاسداشت فعالیتهای هرمس و نقدوبررسی کتاب مذکور در مرکز فرهنگی شهرکتاب برگزار شد. در این نشست، مهدی فیروزان، اسماعیل سعادت، حسین معصومیهمدانی، محمدجواد فریدزاده، محمود فتوحی و نسرین فقیه ملکمرزبان سخنرانی کردند. مهدی فیروزان، مدیرعامل شهرکتاب، تعریف هدفی کلی را عامل موثر در توفیق موسسات دانست و در اینباره تاکید کرد: فقدان یک هدف کلی میتواند موسسات، با کاربریهای مختلف را دچار هرجومرج و اضمحلال کند. شهرکتاب، یک موسسه غیرانتفاعی و عامالمنفعه است که توسعه خود را در مسیرهای گوناگون تعریف کرده است. نشر هرمس، متولی نشرکتاب در حوزه علومانسانی، با تمرکز بر ترجمه، نشر موسیقی هرمس با تاکید بر تولید موسیقی تطبیقی، شرکت صادرات واردات شهر کتاب، واحد توسعه فروشگاهی و چون آنها، مسیرهای منتهی به توسعه شهر کتاب هستند که در جهت تحقق هدف کلی این مجموعه که تولید علم است، فعالیت میکنند. فیروزان کتاب را یکی از ظرفهای توسعه فردی و فرهنگی دانست و تاکید کرد: تمرکز بر امر ترجمه در نشر هرمس بهدنبال این هدف دنبال میشود؛ یعنی مظروفی از علوم انسانی در قالب کتاب عرضه میشود که هم توسعه فردی و هم تغییر پیشفرضهای غلط را بهدنبال دارد. نشر هرمس سابقهای 17ساله در بازار کتاب دارد، سبک خاص خود را دارد و موفق به اخذ چندین جایزه کتاب سال و کتاب فصل شده است. ساغروانی مدیر نشر هرمس نیز چندین نقد ارزنده در کارنامه کاری خود دارد.
اسماعیل سعادت: آنچه را نیست، باید یافت!
معروف است که میگویند، همه کس معمولا در جستوجوی یافتن چیزی است که ندارد. البته مراد، چیز خوب است، مثلا طلب دانش و بزرگی. شاید من نیز ترجمه این کتاب را از همین روی سراغ گرفتهام، بهدنبال یافت نداشتهام بودهام؛ یعنی توانایی سخنگفتن و سخنراندن. سالها با این کتاب سروکار داشتهام و مدتها در جستوجوی فهم دشواریهای آن، برای انتقالش به زبان فارسی، صرف وقت کردهام، با این همه به آنچه مدنظر داشتهام، نرسیدهام و همچنان چون پیشین ناتوانم و چنان که میبینید خطیب و سخنور نشدهام. ما ایندست کتابها را بهمنظور دریافتن و آموختن چیزهایی از دانش هزاروچندصدسال پیش نمیخوانیم و ترجمه نمیکنیم؛ بهویژه کتابهای ارسطو را نمیخوانیم، برای اینکه دریابیم، شهاب ثاقب، ستاره دنبالهدار، باران، مه، برف و تگرگ چگونه حادث میشوند، بلکه بهدنبال دانستن چگونگی تبیین این پدیدهها در قرون پیشین، آنها را میخوانیم. از اینرو، صحت و سقم نظریات آنها خالی از اعراب است. بهطورکلی در پی آگاهی از تاریخ تفکر بشری در مقاطع مختلف هستیم. آثاری که درباره تفکر بشری نوشته شده است، میراث علمی و فرهنگی فرهنگهای مختلف است. ترجمه آنها به هر زبانی که صورت گیرد به غنای آن زبان کمک میکند. دریغ است زبانی به قدمت و غنای زبان فارسی از داشتن چنین ترجمههایی محروم باشد.
این امر محرکی در برگزیدن خطابه برای ترجمه بود. جای شگفتی است که پس از گذشت این همه سال از آشنایی فرهنگ ایرانی و اسلامی با یکی از بزرگترین متفکران جهان همچنان برخی از آثار او به زبان فارسی ترجمه نشده است؛ مقصودم ارسطو فیلسوف بزرگ یونانی است که فلسفه او سهمی بسزا در شکلگرفتن تفکر فلسفی اسلامی داشته است و به همین سبب در جهان اسلام به او لقب معلماول دادهاند. من با بضاعت علمی ناچیز خود، پیش از این سهرساله دیگر ارسطو، «در کون و فساد»، «در آسمان» و «آثار علوی» را به فارسی برگرداندهام و «خطابه»، چهارمین آنهاست.
محمدجواد فریدزاده: سیاست و تربیت انسان!
سیاست اساس معارف یونانی است. سیاست، شامل تربیت، تئاتر (بهطورکلی آنچه امروز ذیل کلمه هنر میفهمیم)، جدل یا دیالکتیک، استراتژی و علوم نظامی، ورزش و تربیت بدنی، اخلاق، سیاست (به معنی اخص) و در یک کلمه همه میراث یونان به جز الهیات، ریاضیات و طبیعیات، میشود. سیاست اصل فکر یونانی است و قصد آن تربیت انسان است. در سیاست، خطابه موقعیت خاصی داشته است؛ مراد هم خوبگفتن است و هم سخن خوبگفتن. در معارف یونان بلاغت مدعی حقیقت بوده و این ادعا، بلاغت و سیاست را رقیب دو گروه دیگر، سوفسطاییها و دوستداران حکمت و دانش قرار داده است. این دو، رقیب بودند و همچنان هم هستند، غیر از اینکه مثلا در قرونوسطا، مباحثی که در شعر یا خطابه مطرح میشد، زبان زنانه میدانستند و برهان را زبان فلسفه و مردانه. هیچگاه بلاغت نتوانست بر رقیب نزدیک خود، فلسفه، متافیزیک و منطق پیروز شود. ارسطو هم در سیاست صاحبنظر است و هم در بلاغت. او قوه و ملکهای را که در بلاغت بهکار میرود، منسوب میکند به فرونسیس؛ فرونسیس به فراست و بصیرت و چون آنها ترجمه شده است، ولی این واژه ترجمه نمیشود مگر اینکه در متن یونانی خوانده شود، مثل لوگوس که این دو نیز رقیب هم هستند.
برخی فلسفه هایدگر را بسط پراتیک ارسطو میدانند. شعار هایدگر تخریب و ویرانسازی متافیزیک ارسطو بوده است، از اینرو نمیتوان تصور کرد که هایدگر در صورت زندهبودن از اینکه ذیل پراتیک ارسطو قرار گیرد، ناخشنود شود. گادامر معتقد است بدون رجوع به سنت، فهم فلسفه ممکن نمیشود؛ او در پاسخ به نقد هابرماس در اینخصوص، معتقد است وی معنای سنت را درک نکرده است. از سویی، گادامر معتقد بود بدون هگل نمیتوان افلاطون و ارسطو را درک کرد در واقع این ایدهآلیسم آلمانی بوده که راه ما را به آرای ارسطو باز کرده است.
حسین معصومیهمدانی: تربیت، مقدم بر سیاست!
سرآغاز ترجمه فارسی آثار کلاسیک یونان محمدعلی فروغی است. فروغی، زبانی برای بیان این دست آثار صورت داد که تا حدودی با سنت فلسفهنویسی و سنت ادبی ما بستگی دارد. این زبان انتقال یافته و ترجمههای سعادت نیز در این دسته جای دارد. اگر در ترجمه آثار ارسطو دقت کنیم، درمییابیم همه آنها ربطی به اوضاع زمانه خود دارند. به عنوان مثال در مقطعی میبینیم عدهای از سرخوردگان جبهه ملی به این امر اشتغال داشتهاند؛ آنها معتقد بودند قبل از اصلاح سیاست، نوعی اصلاح تربیتی و فکری ضرورت دارد و بهواقع نگاه ایشان به فلسفه از این منظر، متاثر بود. بهنوعی میتوان گفت بین شرایط ترجمه ایندست آثار در جوامع مختلف، شباهتهایی وجود دارد. ارسطو وقتی برای برخی در عالم اسلام، فیلسوف به معنای مطلق و نهایت فکر بوده است؛ به این معنا که هر آنچه برای بشر قابل حصول باشد در آرای او مستتر است؛ در مقطعی دیگر صاحبنظران بر رهایی از میراث او تاکید میکردند.
این نزاع با ظهور علم و فلسفه جدید آغاز شده و نزدیک به دو قرن ادامه یافته است؛ اما بهنظر میرسد بهتازگی قدری فروکشیده و ارسطو جای خود را بازیافته است؛ نه بهعنوان یک شیء عتیقه از دوران باستان که به عنوان یک فیلسوف زنده. قرنها او را به عنوان بنیانگذار منطق میشناختند. منطق، علمی بود متشکل از چند صناعت ظاهرا نامتجانس؛ گردآوردن آنها کنار هم بهمثابه مقدمهای برای ورود علم، خود جای تامل دارد. این امر در ترجمه آثار، مشکلاتی بهوجود میآورد. به عنوان مثال مباحث جدل و خطابه غیر از اینکه به یک زبان وابسته است به یک فرهنگ اجتماعی خاص هم وابسته است.
محمود فتوحی: سبک، نه موهبت است!
جایگاه ارسطو در نظریههای ادبی جدید و تفاوت نگاه او با دیدگاههای امروز چیست؟ کتاب سوم ارسطو سبک نام دارد. امروز علم سبکشناسی خود به عنوان شاخهای از مباحث بینارشتهای محل بحث و نظر است. در کتاب سوم، چهار مقوله سبک، استعاره، جدایی شعر از نثر و محاکات طرح شده است. اولین مبحث بر نگاه دوقطبی ارسطو به نثر و شعر دلالت دارد. در کل کتاب تقریبا شاعرانگی امری نامطلوب تلقی شده است؛ در واقع هدف مولف از تدوین این درسنامه که البته سبکی تجویزی دارد، جلب توجه مخاطب به مساله نثر است که مقولهای عقلی و اقناعی است. در این کتاب، شعر بهمثابه هیجان روح است و نمیتواند برای استفاده در دادگاه مطلوب باشد. ارسطو به وضوح، تشبیه را از صنایع خاص شعر دانسته و جایگاهی در نثر برای آن قایل نشده است. در واقع او نگاه مقبول و مطبوعی نسبت به تشبیه ندارد. دریافت ارسطو بسیار هوشمندانه است؛ بهزعم وی نثرنویس در کاربرد مجاز یا استعاره، دشواری بیشتری از شاعر دارد، چراکه منابع نثر مانند منابع شعر گسترده و فراوان نیستند. سبک، رکن دیگر خطابه است. ارسطو تاکید میکند سبک، یک فن و مهارت است و نه موهبت؛ امری است اکتسابی. بهزعم وی، اصل اساسی سبک، درست سخنگفتن است به زبان یونانی و حصول آن رعایت پنجشرط را ایجاب میکند. هدف سبک در این کتاب اقناع مخاطب خطابه است. بر این اساس، دیدگاه ارسطو در خصوص سبک، با آنچه امروز رایج است، تفاوت دارد. مطالعات سبکشناسی، هدفی چون توصیف سبک آنگونه که هست را دنبال میکنند، فارغ از داوری؛ اما از نظر ارسطو سبک درست و نادرست وجود دارد.
نسرین فقیه ملک مرزبان: جوامع هرمی و خطابه!
مشابهتهایی میان مباحث نظری تازه همچون نظریات یاکوبسن با آنچه ارسطو مطرح کرده، به چشم میخورد. یاکوبسن ارتباط خوبی را در باب عملیات ارتباط مطرح کرده است. او بر این باور است که در هر نوع مفاهمه یا ارتباطی، دستکم ششعنصر وجود دارد: فرستنده یا گوینده، گیرنده، متن، زمینه و بافت موثر در ارتباط، رمزگانی که استفاده میشود و نوع رابطه گوینده و شنونده. اگر بخواهیم این ارتباط را به دو جزء قسمت کنیم، برخی از آنها ارتباط خرد است، ولی ارتباطهای کلانی نیز وجود دارد که شاید در حوزههای اجتماعی به صورت کاملا خطدهنده و در حوزههای مختلف صورت مییابد. ارسطو این ارتباط را درباره شهروندان آزاد آتن مطرح میکند. وقتی ما در حوزه عملیات یاکوبسن سخن میگوییم، بسیار مهم است که گوینده کیست، شنونده کیست، زمینه و بافت صحبت چیست، کدام رمزگان در آن دخیل است و چه نوعی رابطه و کدام متن مدنظر است. این رویکرد، عملا موضوع علم معانی است. اما تفاوتهای دقیقی در این حوزه وجود دارد: اول اینکه افرادی که با علم بلاغت آشنایی داشتهاند، چه در صدر اسلام و چه پس از آن تا امروز، حرفهای ارسطو را فهمیده و میدانند چه مفاهیمی را مطرح کرده است؛ اما بین مفاهیم ارسطو با آنچه میخواهیم تبیین یا تدریس کنیم، تفاوتها و فاصلههایی وجود دارد. مهمترین آنها داشتن جامعهای است که در آن فضای داشتن خطابه فراهم باشد؛ موقعیتی که باعث شود خطابه، خطابه شود یا در کتابهای بلاغی از آن سخن بگوییم. تحقق این امر در جوامع هرمی غیرممکن است. در این نوع جوامع فرصت شورداشتن و از آن مهمتر فرصت رقابتکردن، مطرح نشده و وجود ندارد. در جامعه هرمی دو نوع قدرت وجود دارد: قدرت حکومتی و قدرت گفتمان معنوی. قدرت حکومتی، آن دیگری را به کمک میگیرد تا اقناع مردم به صورت رقابتی محقق نشود، مگر در صورت عبور از پارامتر قدرت. آنچه در خطابه ارسطو به صورتهای مختلف اقناعی و هم خطابه بیان میشود، تغییر میکند تا ما بتوانیم همین مفهوم را در حوزه علم معانی پیاده کنیم. در این صورت ما متنمحور میشویم.
منبع: روزنامه شرق
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید