غروب ژنرال

1392/8/2 ۰۵:۴۸

غروب ژنرال

فارین پالیسی: عارف رفيق در اين گزارش ضمن اشاره به كناره‌گيري ژنرال اشفاق پرويز كياني به تحولات پيش روي پاكستان در مبارزه با تروريسم طالباني پس از كياني پرداخته و مروري هم بر جانشين‌هاي احتمالي او دارد. كياني در 6 اكتبر برابر با 14 مهر اعلام كرد كه در ماه نوامبر بازنشسته شده و از فرماندهي كل ارتش كنار خواهد رفت.

 

فارین پالیسی: عارف رفيق در اين گزارش ضمن اشاره به كناره‌گيري ژنرال اشفاق پرويز كياني به تحولات پيش روي پاكستان در مبارزه با تروريسم طالباني پس از كياني پرداخته و مروري هم بر جانشين‌هاي احتمالي او دارد. كياني در 6 اكتبر برابر با 14 مهر اعلام كرد كه در ماه نوامبر بازنشسته شده و از فرماندهي كل ارتش كنار خواهد رفت.

***

بعدازظهر هوا معتدل بود. آسمان درخشان بود و چشمان ژنرال پر از گرد وغبار بود. در 30 آوريل 2011 ژنرال اشفاق پرويز كياني - كه اكنون رئيس پيشين ارتش پاكستان به حساب مي‌آيد – وقتي در برابر «يادگار شهدا» (يادبودي مخصوص سربازان پاكستاني كه در هنگام انجام وظيفه در سر فرماندهي كل ارتش در راولپندي كشته شده بودند) ايستاد تلاش كرد تا مانع جاري شدن اشك از چشمان خود شود. دستان كياني هنگام سلام نظامي دادن به اين رزمندگان خفته در خاك مي‌لرزيد. چشمان او گويي تيك عصبي داشت، لبان خود را به شدت مي‌گزيد و مانع مي‌شد كه اشك‌هايش جاري شود. اين نمايشي نادر از احساسات توسط اين سرباز حرفه‌اي و صبور بود، مردي كه اغلب به داشتن «چهره‌اي سرد و بي‌احساس» معروف است. آن عصر دومين سالروز شهادتِ شهدا در كشور بود؛ بزرگداشتي كه توسط كياني برگزار شد آن هم نه براي يادآوري فداكاري‌ها و از خودگذشتگي‌هاي پاكستاني‌ها در سه جنگ با هند بلكه براي بسيج حمايت ملي جهت جنگ پايدار در داخل. اين جنگ طولاني مدت پاكستاني‌ها در برابر پاكستاني‌ها، مسلمانان در برابر مسلمانان و اسلام در برابر اسلام بود. شايد بيش از هر چيز، اين جنگِ اشفق كياني هم بوده است.

كياني كه با صدور بيانيه‌اي عمومي در 6 اكتبر بازنشستگي خود را تاييد كرد، به ارتش دستور مبارزه عليه طالبان پاكستان طي شش سال گذشته را داده بود. نفوذ او آنقدر گسترده بود كه درياسالار مايك مولن زماني كه رئيس ستاد مشترك ارتش امريكا بود چندين بار با او ملاقات كرد. با اين حال، او به زودي وارد زندگي خصوصي خود خواهد شد. او با محروميت از انتصابِ پس از بازنشستگي به يك منصب غيرنظامي مثل مشاور امنيت ملي، نفوذ اندكي (اگر اساسا نفوذي داشته باشد) بر سياست‌گذاري خواهد داشت.

كياني در سال 2007 نيرويي مبارز از سلف خود پرويز مشرف به ميراث برد كه مي‌كوشيد با تهديد جهادي‌ها در مناطق بي‌قانون و قبيله‌اي كشور و سرزمين‌هاي مجاورش در سال‌هاي پس از 11 سپتامبر 2001 مقابله كند.

نه‌تنها ارتشي كه مشرف به كياني سپرد روحيه‌اش تضعيف و در نبرد خسته شده بلكه بيش از حد هم در اقتصاد و سياست حضور داشت. اما در دوران فرماندهي كياني، او توانست ارتش را از سياست دور سازد و خط فاصلي ميان آنها ترسيم كند. او سال 2008 را «سال سربازان» ناميد و متعهد شد كه شرايط زندگي درجه‌داران و افسران سطح پايين را بهبود بخشد؛ مرداني كه نمي‌توانند همچون فرماندهان رده بالاي خود در رشوه‌ها و ملاقات‌هاي سودآور برخوردار باشند.

در همان زماني كه او ارتش را از سياست دور مي‌كرد، اين ژنرال سيگار به دست در پشت پرده به شدت مي‌كوشيد تا حمايت از دولت منتخب غيرنظامي و كساني كه در رسانه‌ها به افكار شكل مي‌دهند به ويژه ملي‌گرايان را در مبارزه قاطع او با طالبان پاكستان به دست آورد. پاكستان در سال 2009، با مهم‌ترين تهديد عليه خود طي چند دهه مواجه بود: طالبان در منطقه سوات در شمال كشور تاخت و تاز مي‌كرد و تا 60 مايلي پايتخت (اسلام آباد) هم آمده بود. در ماه مي‌همان سال، كياني عمليات گسترده‌ي ضد شورش در دوران رياست خود بر ارتش را به اجرا در آورد و طالبان را به مناطق قبيله‌اي عقب نشاند و اجازه داد تا ميليون‌ها پاكستاني كه آواره شده بودند طي 3 ماه به خانه و كاشانه خود باز گردند. كياني كه مشتاق تقويت روحيه و حمايت عمومي از سربازان بود از خط مقدم در سوات و همچنين برخي از شش ناحيه‌ي قبيله‌اي ديگر كه او دستور عمليات نظامي داده بود ديدارهاي منظمي داشت. او همچنين تعطيلات عيد را به‌طور منظم با پرسنل نظامي در سوات و وزيرستان جنوبي سپري مي‌كرد؛ اين در حالي است كه زماني كه كشور در حال سوختن بود اثري از بسياري از مقام‌هاي دولتي و غيرنظامي نبود.

سال 2010 سال اوج محبوبيت داخلي كياني بود؛ سالي كه او پيروزي قاطعي در سوات به دست آورده و سال 2011 هم آغاز افول او بود. آن سال با كشتن دو پاكستاني از سوي يك پيمانكار امنيتي سازمان CIA آغاز شد و با حمله ايالات‌متحده به يك پست مرزي پاكستان پايان يافت كه منجر به كشته شدن 12 سرباز شد. آنچه در اين ميان رخ داد همانا افت چشمگير جايگاه كياني در دادگاه افكار عمومي (حمله به اسامه بن لادن) بود كه دليل آن نه ناكامي در يافتن رهبر القاعده كه تحقير از سوي عمليات يكجانبه‌ي ايالات‌متحده در خاك پاكستان بود.

با اين حال، فرمانده ارتش هرگز موفق نشد تا به امريكايي‌ها آنچه را كه مي‌خواستند بدهد و اين خواسته‌ي امريكا همان اقدام قاطع عليه شبكه حقاني بود كه در مناطق قبيله‌اي پاكستان مستقر بود؛ شبكه‌اي كه وقتي امريكايي‌ها تهديد به تكرار حمله‌اي از نوع حمله به بن‌لادن به آنها كردند، بي‌خيال، در صورت مقام‌هاي ارشد امريكا دود سيگار مي‌دميدند و آرامش خود را حفظ مي‌كردند.

اكنون دو سال پس از آن، كياني از صحنه خارج مي‌شود و اعتبار و شهرت او – چنانكه نظرسنجي‌ها در رسانه‌هاي پاكستاني نشان مي‌دهد -  تا حدي بازسازي شده است. اما جنگ همچنان ادامه دارد. قدرت طالبان پاكستان به عنوان يك نيروي شورشي بسيار كاهش يافته اما همچنان بخش‌هايي مهم از مناطق قبيله‌اي را در دست داشته و به عنوان تهديد تروريستي پايدار باقي خواهد ماند. سال گذشته، حملات تروريستي بيشتري در پاكستان نسبت به هر كشور ديگري انجام گرفت. طالبان پاكستان - كه در مناطق شهري مانند كراچي، بزرگترين شهر و مركزي تجاري پاكستان در حال رشد است - و شركايش مثل گروه تروريستي لشكر جهنگوي، حملات خود عليه مسلمانان شيعه در سراسر كشور را تشديد كرده است.

جانشين كياني بايد در يك دولت غيرنظامي به رهبري نخست‌وزير نواز شريف كه فاقد اراده براي مبارزه با طالبان پاكستان است كار خود را آغاز كند. شريف بارها خواستار مذاكره با اين سازمان تروريستي شده؛ سازماني كه متعهد به ادامه مبارزه خونين عليه دولت است تا زماني كه اسلام آباد همكاري خود با واشنگتن در جنگ عليه ترور و اجراي نسخه‌ي منحرف از شريعت اسلامي را متوقف سازد. شريف كه با 4 فرمانده ارتش در دو دوره‌ي حضور خود در رأس قدرت درگير شده (و از سوي يكي از آنها در سال 1999 حكومتش ساقط شد) احتمالا ژنرالي را انتخاب خواهد كرد كه نه‌تنها با كفايت باشد بلكه احتمالا در درون مرزهاي قانوني خود باقي بماند. اما اگر شريف تسليم را بر شايستگي ترجيح دهد، او ممكن است ژنرال‌هايي را كه كاملا آماده‌ي محدود ساختن طالبان (اگر آنها علم طغيان بر افرازند) و خنثي كردن بحران‌هاي سياسي آينده هستند را كنار بگذارد.

در ميان پنج مقامي كه به دنبال رقابت براي جايگزيني به جاي كياني هستند دست كم دو نفرشان بسيار مصمم به تداوم مبارزه با طالبان پاكستان بوده و در برابر فشار شريف براي مذاكره مقاومت مي‌ورزند. سرلشگر «هارون اَسلام» كه محتمل‌ترين گزينه در ميان جانشينان كياني است فرمانده‌ي سابقي است كه هدايت نيروهاي ويژه پاكستاني در دره‌ي آلوده به تروريست‌ها يعني «پوشار» در سوات در سال 2009 را در دست داشت. او آشكارا و ماه‌ها پس از حمله اعلام كرده كه طالبان پاكستان را شكست خواهد داد:«شما را از صفحه روزگار محو خواهيم كرد. شما دشمن پاكستان هستيد و ما عاشق پاكستان». به همين ترتيب تصور سرلشگر طارق خان به عنوان نامزد احتمالي و غير مترقبه دشوار است (مردي كه گروه نوپاي شبه نظاميان سپاه مرزي را اصلاح كرد؛ گروهي كه در مناطق قبيله‌اي دست به عمليات مي‌زد) و او كسي است كه از مذاكرات شريف با طالبان پاكستان حمايت مي‌كند. خان همچنين در جلسات فرماندهان ارتش به عنوان فردي صريح شناخته مي‌شود و بارها خويشتنداري كياني در برابر دولت غيرنظامي را مورد انتقاد قرار داده است.

در تكميل فهرست سرلشگرهايي كه شريف مي‌تواند به جاي كياني انتخاب كند مي‌توان به «راشد محمود»، «زهير الاسلام» و «راحل شريف» اشاره كرد. اين نفر آخري احتمالا «بي‌خطرترين» انتخاب سياسي براي نواز شريف است چراكه راحل شريف ارتباط نزديكي با يكي از نزديكان نخست وزير دارد. اما روشن نيست كه آيا او يا هر يك از جايگزين‌هاي ديگر مي‌توانند جاي كياني را پر كنند يا خير به ويژه زماني كه پاي بحران مديريت به ميان مي‌آيد. از لحاظ تاريخي، رئيس ستاد ارتش نقش مهمي در حفظ ثبات ايفا كرده است. براي مثال، در سال 2009 هنگامي كه ده‌ها هزار نفر از معترضان به رهبري نواز شريف راهپيمايي‌اي در پايتخت براي اعمال فشار بر رئيس‌جمهور آصف علي زرداري براي بازگرداندن رئيس مخلوع ديوان عالي به راه انداختند، كياني در زماني مناسب و به آرامي مداخله كرد، با زرداري ديدار كرد و كمك كرد كه رئيس ديوان عالي به مقام خود بازگردد. دو انتخابات آزاد و عادلانه هم در دوره تصدي كياني رخ داد؛ امري كه براي هر فرمانده ارتشي در پاكستان بي‌سابقه بود.

فرمانده بعدي ارتش علاوه بر تكميل جنگ‌هاي كياني، به‌طور اساسي عملكرد نيروهاي امنيتي پاكستان در داخل اين كشور را بايد تغيير دهد تا مانع از كشت بذر براي نابودي خودش شود. ارتش بايد خود را از اتكا به «نايبان» جهادي خود دور سازد چراكه اين نيروها اغلب از كنترل خارج شده و برنامه‌هاي خود را دنبال مي‌كنند. بسياري از اردوگاه‌هاي نظامي كه ارتش در درون پاكستان براي آموزش نيروها جهت مبارزه در افغانستان و هند داير كرده اكنون نظامياني به وجود مي‌آورد كه خواهان سرنگوني دولتِ اسلام آباد هستند. سرويس‌هاي نظامي و اطلاعاتي نيز بايد كشتارهاي فرا قضايي و شكنجه‌هاي فراقانوني خود را خاتمه دهند مثل بلوچستان كه در آن ارتش برنامه كشتار هدفمند قدرتمندي دارد؛ اقداماتي كه تنها به كار دشوار كردن راه حل نظامي و افزايش ابهام اخلاقي بين دولت و تروريست‌ها مي‌آيد.

كياني در پيام بازنشستگي خود گفت: «زمان براي ديگران آماده شده تا پاكستان را به كشوري دموكراتيك، پر رونق و مسالمت جو تبديل كنند كه مظهر بهترين روياهايي باشد كه پدران بنيانگذارمان براي ما در ذهن داشتند». براي اينكه اين روياها به واقعيت تبديل شود – و براي پيروزي در جنگ عليه طالبان پاكستان و ساير شورشي‌ها-   ارتش پاكستان بايد در مسير اصلاح حركت كند و هنجارهاي دموكراتيك و مدني را رعايت كند. پاكستان زماني صلح را در آغوش خواهد گرفت كه تمام عناصر دولتي از حقوق و زندگي شهروندان خود از جمله مخالفان دفاع كنند. در اين زمينه، ارتش هم از اين قاعده مستثنا نيست و نمي‌تواند از اين واقعيت معاف شود.

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: