1392/7/30 ۱۸:۰۴
آنچه در هر دو طرف بحث درباره اسلام و غرب اهمیت دارد این است که این موارد و سایر ابعاد و اشکال مختلف آن را از نظر دور نداریم و مبادا این نکته را فراموش کنیم که درباره مساله ذات انجیل و معنای آن میان معتقدان به انجیل و اساتید شکاک و ساختارشکن در دانشگاهها در همان حیطه تفاوت بیشتری نسبت به دیدگاه دسته قبلی و نظر مسلمانان درباره انجیل در کل دنیای اسلام وجود دارد.
در نظر داریم در باب مساله آینده روابط اسلام و غرب بر مبنای گذشته تاریخی آن تمرکز کنیم. به منظور بحث درباره این امر بسیار مهم بايد این سؤال را مطرح کنیم که منظور از دو واژه «غرب» و «اسلام» چیست؟ کدام اسلام و کدام غرب مد نظر ماست؟ آیا مراد اسلام سنتی مورد قبول عمده مسلمانان است؛ اسلام مردان و زنان پرهیزكاری که ميکوشند در سایه آموزههای الهی که در قرآن آمده زندگی کنند و تسلیم اراده او باشند؟ یا منظور تفاسیر مدرنی است که درصدد تحلیل اسلام با در نظر گرفتن عقاید و نحلههای فکری است که امروزه در غرب رایج است؟ یا این که حتی اشکال افراطی اسلام سیاسی که از سر خشم و پس از مغلوب شدن توسط نیروهای غیر اسلامی هم در داخل و هم در خارج از مرزهای اکثر کشورهای اسلامی، به عقاید و روشهای شاخههای خاصی از تاریخ سیاسی غرب منجمله تروریسم متوسل شدند که برخلاف قوانین اسلام است و توسط آنان - مسلمانان- اختراع نشده است؟ باید در نظر داشت که ماهیت غرب نیز به هیچ روی یکپارچه نیست. در واقع این روزها به نظر ميرسد تنها یکپارچگی قابل مشاهده در غرب در هراس از اسلام است؛ همان طور که در مورد بوسنی و چچن دیده شد: اتفاق نظر در سکوت طولانی مدت و بیتفاوتی و بی عملی از سوی صداهای متعدد در غرب، به غیر از چند استثنای بسیار معدود، در برابر بدترین نوع قساوت بشری. بجز چنین مواردی تقابل نیروها و تنوع آنچه معمولاً مفهوم غرب را ميسازد آنچنان آشکار است که نیاز به توضیح ندارد. ولی از آنجا که این امر در بسیاری از نهادهایی که بر اساس ارزشهای غربی سخن از نظم جهانی ميرانند، نادیده گرفته ميشود، این سوال باید مطرح شود که آیا غرب توسط راهبان تارک دنیا شکل گرفته یا به وسیله لاادری گرایان یا روشنفکران ضد خدای اروپایی و امریکایی در دانشگاهها و رسانهها؟ انسان در شگفت ميماند که آیا غربیان همان هزاران نفری هستند که به زیارت Lourdes ميشتابند یا آن هزاران نفر دیگر که همه ساله برای دیدن خانه الویس پریسلی به لاس وگاس میروند. این گوناگونی و حتی تقابل در غرب نه فقط برای آنانی اهمیت زیادی دارد که در اروپا و امریکا از تقابل با دنیای اسلام بر اساس این ایده سخن ميرانند که دست کم یک «غرب» نسبتاً یکپارچه وجود دارد، بلکه همین طور برای آن دسته از مسلمانانی مهم است که از اختلافات عمیقی که احتمالاً بزودی در این یکپارچگی حل نمیشوند و در واقع در آستانه ایجاد اختلال و آشوب در تار و پود جوامع غربی هستند به خوبی آگاهند. همچنین از منظر دینی، گوناگونی در این دو جهان به یک اندازه نیست. اکثریت گسترده دنیای اسلام هنوز درون دیدگاه اسلامی زندگی ميکند؛ همه آنها قرآن را به عنوان کلام خدا، حضرت محمد را پیامبر او و ماهیت پروردگار، اسما و صفات الهی را غیر قابل پرسش ميدانند. در مقابل در غرب جدا از علایق اقتصادی مشترک که ملتها و گروههای مختلف را متحد ميکند درباره اکثر موضوعات بنیادی چون ماهیت یا انکار ماهیت خدا، اصالت بشر، طبیعت و اخلاق و حتی امر قدسی و سرچشمه زندگی اختلافات جدی وجود دارد. برای نمونه گروهی حاضرند آن دسته از مردم را که تصور ميکنند با مشارکت در پایان دادن به عمر یک جنین مرتکب قتل ميشوند، بکشند. ممکن است مسلمانان درباره قدرت سیاسی و انواع قوانینی که باید در جامعه اسلامی حاکم باشد در حال جدال با یکدیگر باشند ولی تعداد اندکی درباره اینکه خداوند در عرش اعلی بر تخت حاکمیت دنیا تکیه زده اختلاف نظر دارند.در مقابل در غرب چندین قرن از انقلابها و آشوبهای خونین ميگذرد و امروزه جنگ سیاسی کمتری وجود دارد ولی همچنان عمیق ترین اختلافات بر سر مساله ارزشها و اخلاقیات – اگر نگوییم الهیات- وجود دارد. آنچه در هر دو طرف بحث درباره اسلام و غرب اهمیت دارد این است که این موارد و سایر ابعاد و اشکال مختلف آن را از نظر دور نداریم و مبادا این نکته را فراموش کنیم که درباره مساله ذات انجیل و معنای آن میان معتقدان به انجیل و اساتید شکاک و ساختارشکن در دانشگاهها در همان حیطه تفاوت بیشتری نسبت به دیدگاه دسته قبلی و نظر مسلمانان درباره انجیل در کل دنیای اسلام وجود دارد. دلایل تقابلِ امروز واقعیت بنیادی در زیربنای روابط اسلام و غرب این است که برخلاف انتظارات اولیه غربیها، دین اسلام کاملاً پویاست و تمدن اسلامی هنوز به حیات خود ادامه ميدهد هرچند به میزان زیادی تضعیف شده است. برخلاف نظر تمام اسلام پژوهان غربی در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم بويژه میسیونرها که نابودی قریبالوقوع اسلام را پیش بینی کرده بودند این دین دیرپایی بیشتری نسبت به سایر ادیان نشان ميدهد. وجود دنیای اسلام که بسیاری از فرضیات دیدگاه سدههای پسامیانه و مدرن غربی از قبیل فردگرایی، انسان گراییِ سکولار، برتری حقوق بشر بر حقوق الهی و برتری قوانین بشری بر قوانین الهی را رد ميکند، چالشی عظیم برای غرب به شمار ميرود زیرا غربیان فقط سیر تکامل تاریخی خود را تنها مسیر عبور قابل قبول برای تمام انسانهای جهان ميدانند. اگر بنا بود اسلام به سادگی تسلیم الگوهای فکری و عملی غرب شود، همان طور که بسیاری از مسلمانان نوگرا چنین کردند، هیچ تقابلی بین این دو فضای فکری به وجود نمیآمد. دلیل دیگر تقابل این واقعیت است که تمدن دیگر به دنبال اصول خود و پیشرفت بر مبنای زندگی و پویایی درونی خودش است نه بر اساس هنجارهای تحمیلی خارجی که به گفته بسیاری، اکنون خود غرب را نیز تهدید ميکند. امروز، وضعیت مانند دوره جنگ سرد نیست ، زمانی که غرب و جهان کمونیستی موجودیت یکدیگر را تهدید ميکردند؛ زیرا جهان اسلام نمی تواند از هیچ طریق قابل تصوری به لحاظ نظامی، سیاسی یا حتی اقتصادی تهدیدی برای غرب به شمار رود. در مقابل، غرب کنترل حیاتی ترین منابع اقتصادی کشورهای مسلمان را در اختیار دارد، از تمام درگیریهای این کشورها با فروش مقادیر زیاد تسلیحات سود ميبرد و عملاً خواستههای خود رابر بسیاری از بخشهای جهان اسلام دیکته ميکند. در مباحث مربوط به تهدید جهان اسلام، رسانههای غربی به ندرت به مسائلی ميپردازند که از دید مسلمانان حایز اهمیت اساسی هستند، مانند از دست دادن سرزمینهای اسلامی، به ویژه در فلسطین،بر اساس ادعاهای تاریخی یکجانبه که ادعاهای طرف دیگر (مسلمانان) را به کل مردود ميداند. این ادعاهای تاریخی در واقع از جنسی هستند که اگر در جای دیگری با همین منطق استفاده شوند به هر عنوان امریکاییهای غیر بومی را ملزم ميکند بخش اعظم سرزمینی که تنها یک یا دو قرن پیش طی یکی از موفقترین کشورگشاییهای تاریخ بشر، از آن دست که امروزه به آن «پاکسازی قومی» ميگویند، تصرف شد به ساکنان اصلی آن بازگردانند. چقدر غم انگیز است که در روزگاران گذشته یهودیان و مسلمانان ميتوانستند با همدلی در کنار یکدیگر زندگی کنند، اما با پذیرفتن این منطق انحصارگرایانه در برابر نظرات طرف دیگر مناقشه، در آینده نمیتوانند. مسائل دیگر، شامل این واقعیت است که بسیاری از کشورها در غرب نه تنها کنترل مهمترین دارایی اقتصادی در بسیاری از جهان اسلام- نفت- را در اختیار دارند بلکه همچنین به هزار و یک روش چه از طریق فروش تسلیحات یا چه از راه ایجاد بازارهای امن ميخواهند پولی را كه بابت آن پرداختهاند دوباره به دست بیاورند. غرب هم در معنای دولتهای غربی و نه البته افراد و سازمانها، به طور جدی به رفاه جهان اسلام علاقهمند نیست، مگر این که طبق انتظار با منافع ژئوپليتیک و اقتصادی خودش همراستا باشد، همان طور که به وضوح در نگرش غرب نسبت به دموکراسی در جهان اسلام یا رویکرد ریاکارانه باور نکردنی آنها درباره حقوق بشر دیده ميشود؛ هر زمان که به نفع این یا آن قدرت باشد اعمال ميشود اما نه زمانی که آن را در برابر منافع سیاسی و تجاری همان قدرتها بیابند. در بحث تهدیدهای تروریستی اسلامی چند نفر زحمت پرسیدن این سؤال را به خود ميدهند که چرا یک فرد 20 ساله، در عنفوان جوانی به این راحتی و به طور داوطلبانه دست از زندگی ميشوید؟ فقدان چه چیزی باعث بروز چنین اقدامات شدیدی ميشود؟ تروریسم از هر نوع، چه توسط مسلمانان اعمال شود یا مسیحیان و یهودیان، شنیع و در تقابل با تعالیم هر سه دین است و هنگامی که رخ ميدهد، نه تنها ضروری است آن را محکوم کنیم بلکه باید به پشت صحنه چنین حوادثی برویم و بپرسیم چرا چنین اعمالی از سوی برخی سر ميزند. امروز، تا آنجا که به جهان اسلام مربوط ميشود، علل چنین اعمال وحشتناکی از دست دادن «امید»، فشارهای غیر قابل تحمل (اغلب به طور مستقیم یا غیر مستقیم مورد حمایت غرب)، ناامیدی در برابر نیروهایی است که در حال از بین بردن مذهب و تمدن هستند. نفرت آتشی است که ميسوزاند و از بین ميبرد و خاموش نمیشود مگر این که به دنبال علل بروز آن باشیم. در غیر این صورت، به محض این که یک آتش خاموش شد، آتش دیگری برافروخته ميشود.تا زمانی که در طرف غربی مردم به این درک نرسند که وقتی مطلق انگاری در جهانبینی خاص غربی در برههای خاص از زمان در کنار «منافع» اقتصادی قوی که معمولاً در تضاد با منافع دیگران است قرار بگیرد، ارمغانی جز عدم تحمل و حتی نفرت از سایر جهانبینیها نخواهد داشت و به هیچ وجه امکان ایجاد تفاهم میان غرب و دنیای اسلام عملی نخواهد شد. این مسأله تا آنجا پیش رفته که امروز بسیاری از مردم در غرب که به دلیل برنامههای سیاسی یا اقتصادی خود مخالف دوستی با جهان اسلام هستند، همچنین با هرگونه اشاره به همدلی و صلحی که در زندگی اکثر یهودیان و مسیحیان در جهان اسلام قبل از دوران مدرن وجود داشت مخالفت ميکنند. آنها حتی به دنبال تحریک دشمنی مسیحیان و یهودیان با اسلام هستند هرچند بسیاری از ایشان اصولاً جزو پیروان جدی این دو مذهب نیستند. در مقابل مسلمانان باید نیروهای بشدت سکولار و منافع تجاری سودجویانه غربیان را نماینده کل غرب ندانند و به یاد داشته باشند که گرچه غرب عمدتاً سکولار است ولی تا به امروز عناصر بسیار مهم مسیحی و یهودی در غرب باقی ماندهاند که با وجود برخی منافع دنیوی زودگذر در برخی محافل، جهانبینیشان به اسلام نزدیک است. توافق و هماهنگی عمیق بین جهان اسلام و غرب سکولار به دست نمیآید، زیرا هیچ اصل متعالی مشترکی بین آنها وجود ندارد، همان طور که بین هندوها و بوداییها و جهانبینی سکولار وجود ندارد. تنها ميتوان بر اساس احترام متقابل در سطح انسانی به صلح دست یافت. نیازی به گفتن نیست که بسیاری از غربیها به هر مسلمانی که به جای تقلید از غرب، که به میزان زیادی در پیچ و خم خطاهای خود راه را گم کرده، به طور جدی به دنبال سبک زندگی اسلامی باشد احترام نمیگذارند. همین طور اکثر مسلمانان برای غربیهایی که به نحوی به اصول معنوی معتقد نيستند، احترام قائل نیستند، هرچند با این تفاوت عمده که اسلام تهدیدی برای سبک زندگی غربی به شمار نمیرود، بلکه فقط منافع غرب در داخل جهان اسلام را تهدید میکند. در حالی که سکولاریسم غربی با شیوه تهاجمی خصمانه خود به دنبال تحمیل نه تنها فناوری، بلکه جهانبینی در حال احتضار خود از طریق فناوری، به جهان غیر غربی و بویژه اسلامی است، نوارهای صوتی قرآن قرار نیست به امواج رادیو و تلویزیون اروپا و ایالات متحده حمله کنند، آنچنان که محصولات فرهنگ پاپ غربی در حال تهاجم به شرق است.
٭ ٭ ٭ ترجمه حاضر برگردان گزيدهای از فصل «تأملی در اسلام و غرب: دیروز، امروز و فردا» از کتاب « اسلام و مخمصه انسان مدرن» نوشته پروفسور سید حسین نصر است كه توسط انتشارات Longman در لندن به چاپ رسید. منبع:oxfordislamicstudies.com ترجمه زهرا میر علی مرتضايي
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید