1394/2/21 ۱۲:۵۶
در ابتدای مراسم علی دهباشی از «هوشنگ دولت آبادی» به عنوان اولین سخنران دعوت کرد و وی از حمید ایزدپناه و کشف غارهای نقاشی سخن گفت: یکی از خصوصیات آقای ایزدپناه که میخواهم توجه بقیه را به آن جلب بکنم و برای من خیلی ارزنده است، این است که ایشان در تحقیقات بسیار گسترده باستانشناسی که کردند هیچ وقت مرعوب اسم مستشرقین خارجی نشد، یعنی جا بجا وقتی به چیزی برخورد که خلاف اعتقاد خارجیها بود با کمال صراحت آن را گفت و من این را خدمت خیلی بزرگی به باستانشناسی ایران، به اسطورهشناسی ایران میدانم.
عاشقانههای یک لُرشناس
پریسا احدیان: دویست و سومین شب مجله بخارا برای «حمید ایزدپناه» عصر شنبه 19 اردیبهشت در کانون زبان فارسی برقرار شد.
سپس نوبت به «کیانوش کیانی هفت لنگ» رسید تا از استاد ایزدپناه و تحویل قلعه فلکالافلاک به اداره فرهنگ حکایت کند: یکی از اقدامات مهم استاد بازپس گیری قلعه و دژ فلک الافلاک از ارتش و تحویل آن به اداره فرهنگ و هنر لرستان بود. وی موفق شد درهای این قلعه را پس از بازسازی آن در سال 1356 به نام جدید موزه شاپور و با عنوان بخش مرکز اسناد و مردم شناسی و آثار مفرغ لرستان به روی مردم و هنردوستان بگشاید.
پس از آن از «جمشید کیانفر» به عنوان سخنران بعدی دعوت شد و وی از زندانی سخن گفت که موزه شد: تبدیل زندان به موزه برای کارنامه فرهنگی حمید ایزدپناه کافی است تا چه رسد به بالغ بر پنجاه جلد کتاب و مقاله که همگی در شناخت استان لرستان است. از فرهنگ و مردم شناسی تا موسیقی و شعر و هنر و باستانشناسی و جمعآوری مفرغ لرستان تا همه و همه بشنوند زینت قلعهای که زندان بود.
و سخنران بعدی «عبدالکریم جربزه دار» مدیر انتشارات اساطیر بود که از حمید ایزدپناه و عاشقانههایش روایت کرد: استاد ایزدپناه مردی است متواضع و خونگرم و رفیق باز. زود جوش میآورد اما زودتر جوش آوردنش فروکش میکند و از یاد میبرد. ابداً مادی نیست البته پولدار هم نیست که ایزدپناه هیچ وقت دنبال پول و مال و منال نبوده است و از روزی که خود را شناخته عاشق بوده است و به دنبال عشق بازی و عشق اول و آخر دیرپای او سرزمین پاک لرستان است و هر آنچه بدان مربوط بشود و مادر آن ایران. غزلهای استاد چه آنها که به زبان لری است و چه فارسی همه عاشقانه است و به هر بهانه در لابه لای آنها به عشق بازی با معشوق خود میپردازد. کتاب هایش همه عاشقانه است و زندگیاش همه عشق و عشق او به خاک پاک لرستان است و گویی هیچ چیز و هیچ جای لرستان در جان او و دل او نیست. به کتاب تعصب دارد. خواسته و ناخواسته مبلغ کتاب و مطالعه است و به هر کس میرسد به مناسبت مقام و موقعیتش به او کتاب هایی چند برای مطالعه معرفی و توصیه میکند.
یکی دیگر از بخشهای این مراسم قرائت پیام «منوچهر ستوده» بود: باز هم علی دهباشی عزیز قصد کرده است برای بزرگان علم و دانش ایران بساطی پهن کند. و این بار قرعه فال به نام حمید ایزدپناه ما افتاده. حمید ایزدپناه را سالهاست که میشناسم. مردی با غیرت و رشیدی با صفا که برای خاک وطنش هیچ گاه کم نگذاشته و از جوانمردان لرستان است. در این سنین کهولت که از قضا از حد نیز گذشته برای حمید عزیزم درود میفرستم.
دست آخر نوبت به «حمید ایزدپناه» رسید تا با دوستداران خود در این مجلس سخن بگوید: واقعاً در این دنیا کره زمین چقدر است؟ از کره زمین ایران چقدر و از ایران لرستان و از لرستان من چقدر؟ هیچ! اگر کاری میشد تنها از مهر شما نازنینان و دوستانی بود که همیشه در کنار من بودید و بودند و همه مشکلات در کنارشان هموار مینمود و به آسانی حل میشد. هیچ منتی بر هیچ کس ندارم چون هر کاری انجام دادم از عشق به شما و میهن و لرستان بوده و هست.
روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید