حکیم عمر خیام، صهبای خرد

1405/2/28 ۱۲:۵۰

حکیم عمر خیام، صهبای خرد

به مناسبت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشایوری به معرفی و بررسی کتاب «صهبای خرد: شرح احوال و آثار حکیم عمر خیام نیشابوری» اثر مهدی امین رضوی با ترجمه مجدالدین کیوانی، پرداخته‌ایم که به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۶ معرفی شد.

دبا: ۲۸ اردیبهشت به نام روز بزرگداشت حکیم عمر خیام ثبت شده است. خیام نماد «دانشمند-شاعر» در تمدن ایرانی است؛ شخصیتی که علم، فلسفه و ادبیات را یکجا در خود داشت. آنچه خیام را متمایز می‌کند این است که آثارش امروزه، بعد گذشت سده‌ها همچنان برای ریاضی‌دانان، فیلسوفان و دوستدارانِ شعر، معنا و جذابیت دارد.

شهرت جهانی خیام بیشتر به خاطر «رباعیات» اوست؛ شعرهایی کوتاه با مضامین: گذر زمان، ناپایداری دنیا، لذت و معنای زندگی، تردید فلسفی و مرگ و سرنوشت. ترجمهٔ انگلیسی رباعیات او توسط «ادوارد فیتز جرالد» در قرن نوزدهم، سبب شهرت خیام در اروپا و آمریکا شد و به دنبالش، تأثیری شگرف بر ادبیات و هنر غرب به یادگار گذاشت. فیتزجرالد بسیاری از رباعیات را آزادانه بازآفرینی کرد و از خیام چهره‌ای رمانتیک و لذت‌گرا ساخت. بنابراین «خیام جهانی» تا حدی یک بازآفرینی فرهنگی است.

تعداد زیادی از رباعیاتی که به خیام نسبت داده می‌شود احتمالاً از او نیست. همین موضوع خود بخشی از اهمیت تاریخی اوست. «خیام» به مرور به صدایی جمعی برای بیان شک، لذت، اعتراض و تأمل فلسفی تبدیل شد. خیام از محدودیت عقل انسان، ناپایداری یقین، و ناتوانی بشر در فهم کامل هستی سخن می‌گوید؛ چیزی که او را به بعضی جریان‌های فلسفهٔ مدرن نزدیک می‌کند. برای بسیاری از غربیان در قرن نوزدهم و بیستم، خیام نخستین مواجهه با ادبیات فارسی بود، در نتیجه، او نقشی مهم در شکل‌گیری تصور جهانی از فرهنگ ایرانی داشته است.

به مناسبت روز بزرگداشت این حکیم ایرانی به معرفی و بررسی کتاب «صهبای خرد: شرح احوال و آثار حکیم عمر خیام نیشابوری» اثر مهدی امین رضوی با ترجمه مجدالدین کیوانی، پرداخته‌ایم که به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۶ معرفی شد.

«صهبای خرد» اثری جامع در معرفی زندگی، آثار، فلسفه، دانشها و هنر شاعری عمر خیام برای خوانندگان غربی است. قصد نویسنده از نوشتن این کتاب معرفی مجددِ شخصیتی استثنائی است که چهرۀ غریب و تحریف شده‌ای که از او برای غربیان ترسیم شده، تصویر درستی از این فیلسوف اسرارآمیز، شاعر و عالم سدۀ پنجم نیست. او تلاش کرده برای نخستین بار در زبان انگلیسی شخصیت و اندیشه‌هایِ چهره‌ای را بازسازی کند که در تاریخ تفکر اسلامی بی‌مانند است، شخصیتی که بسیاری او را درست نشناخته‌اند، آزاداندیشان دوستش دارند و متعصبان جزم‌اندیش بغض او را در سینه دارند.
نویسندۀ کتاب که پژوهشگر ایرانی فلسفه و عرفان، استاد فلسفه دین و همچنین مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه ماری واشینگتن است، می‌گوید: معدودند چهره‌های غیر غربی که در مغرب زمین به شهرت عمرخیام رسیده باشند. یک قرن پیش، نه تنها شعرهای او در مدارس و کالج‌ها تدریس می‌شد بلکه وی نمایندۀ تمامی جنبه‌های غریب و خارق‌العادۀ «خاور زمین» به شمار می‌آمد. او توضیح می‌دهد که عمرخیام در غرب از دو جهت اهمیت دارد: نخست به لحاظ رباعیات او، دوم به سبب آثار علمی‌ وی، مخصوصاً آنهایی که در زمینۀ ریاضیات است. با اینهمه، آثار ریاضی خیام پیوسته تحت‌الشعاع شعر او بوده است.

مهدی امین رضوی در توضیح تأثیر خیام بر جوامع غربی می‌گوید: جنگ جهانی اول در اروپا و جنگهای داخلی در آمریکا آثار سوء عمیقی در روح جوامع غربی بر جای نهاده بود و پیام خیام دربارۀ رنجها و بدیهای دنیا طنینی بود از حرف دل مستمعان غربی. همچنین در همین هنگام بازار ماده‌گرایی، سکولاریسم و اومانیسم کلیسایی رونق می‌گرفت. رباعیات عمرخیام از یک سو نمادی نیرومند برای بحث و جدل بین مسیحیت پیرایشگرا و سکولاریسم در غرب شد به گونه‌ای که از نظر حامیان غربِ مسیحی، خیام مظهر «دگراندیشی» شد: یعنی، شاعر ملحدی که، با تجویز مسلک لذت‌گرایی، می‌رفت که ساختار اخلاقی جامعه را سست کند. از سویی دیگر رباعیات خیام صدای غربیهای بیزار از دین‌مداری را نیز منعکس می‌کرد. خیام با اصول و نظریه‌های دینی به معارضه برخاسته بود و مبلّغ نوعی اومانیسم بود. غرب جدید خیام را راحت پذیرفت بدون توجه به اینکه این رباعیات از خود او بود یا نه، بلکه بدین سبب که شرق صاحب حکمتی و خردی بود که گویا غرب از آن بهره‌ای نداشت.

رباعیات خیام در جهان غرب طی سده‌های نوزدهم و بیستم رواج مجددِ تازه‌ای از فلسفۀ اپیکوری بود. برای مستمعان عصر ویکتوریایی که اومانیسم یا انسان‌مداری را ثمرۀ رنسانس می‌دانستند، حتماً بسیار جالب بوده که ببینند این حکیم خردمند از مشرق‌زمین نیز هوادار همان انسان‌مداری بود. این افسانه که دانایان شرق از همۀ آنچه ما در غرب جدیداً کشف کرده‌ایم حتماً خبر داشته‌اند، بار دیگر مورد تأیید قرار گرفت! عمر خیام آینه‌ای پیش روی غربیان نهاد که خود را در آن می‌دیدند؛ آنان که آنچه را می‌دیدند می‌پسندیدند، خیام را می‌ستودند و کسانی که نمی‌پسندیدند وی را بابت انحطاط جوامع غربی ملامت می‌کردند.

******

مترجم «صهبای خرد»، دکتر مجدالدین کیوانی - عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی - در پیشگفتار کتاب می‌نویسد:

در عرصۀ دانش‌پژوهی‌های معاصر، خیام شناسی همواره معضل خاصی را پیش روی اهل تحقیق نهاده است. چند بعدی بودنِ یک چهرۀ علمی یا ادبی بی‌گمان کارِ شناختن و شناساندن او را دشوار می‌کند. لیکن قضیۀ خیام لزوماً چند بعدی بودن یا نبودنِ او نیست؛ مشکل اینجاست که در حوزۀ خیام‌ پژوهی ما واقعاً هنوز نمی‌دانیم این همه حرف و حدیث مربوط می‌شود به یک نفر، دو نفر یا چند نفر! ما حتی به درستی نمی‌دانیم که آیا دربارۀ کسی بحث می‌کنیم که نامش خیام بوده یا خیامی. شخص چند بعدی را می‌توان با مقداری زحمت بیشتر و تحقیق دقیق‌تر مطالعه و تحلیل کردو هر جنبۀ او را معلوم داشت، اما وقتی ندانیم که این ابعاد مختلف حقیقتاً به فردی واحد برمی‌گردد، وضع فرق می‌کند.

چنانچه فقط ما بودیم و خیامِ عالم (ریاضی‌دان، فیلسوف و منجم)، کار بدین پیچیدگیها نمی‌بود، ولی وقتی پای خیام شاعر، با آن گستردگی و تنوّعِ اندیشه در سروده‌های منسوب به او، به میان می‌آید، مشکل نه دو برابر که چند برابر می‌شود، به ویژه که مطمئن نباشیم این رباعی‌های بسیار رایج و اکثراً دلنشین و اندیشه‌ برانگیز از چشمۀ طبع خیام یا خیام‌هایی روان شده، یا اینکه از تراوشات ذهن فیلسوف و ریاضی‌دانِ شاعری به نام «عمر خیامی» بوده است! دشوارترین بخش خیام‌شناسی همیشه آشتی دادن میان دقت، سختگی و وسواس علمی و تعهد دینی خیام (یا خیامی) از سویی و تلوّن و تنوع و به اقتضای حالات و تألمات روحی سخن گفتنِ خیام (یا خیامیِ) شاعر از سوی دیگر، بوده است. آنچه مشکل را مشکل‌تر می‌کند، این است که در انتساب آنچه به «رباعیات خیام» شهرت یافته، به یک خیام واحد تردید فراوان وجود دارد.

نبودِ مدارک متقن و ملاکهای عینی و علمی در این باب باعث شده که هر گروه از خیام‌شناسان «از ظنّ خود یارِ» او شوند و وی را مطابق الگوها و معیارهای مفروض خود تعریف کنند و از این چهرۀ نیمه حقیقی – نیمه افسانه‌ای نقشی بپردازند که با گرایش‌های فکری و اعتقادیشان منطبق است.

دکتر کیوانی در ادامه خیام‌شناسان را در چهار گروه دسته‌بندی می کند و می‌نویسد:

اول: گروهی مانند محمد محیط طباطبائی به استناد شواهد متعدد حساب «عمر خیامی نیشابوریِ» عالِم را از «علیِ خیام بخارائیِ» شاعر کاملاً جدا کرده‌اند: دو شخصیت حقیقی که از ترکیب آنها خیام‌های جعلی پدید آمده‌اند، از جمله خیام استرآبادی (نک: م. طباطبائی، خیام یا خیامی، صص ۱۰۶-۱۰۵).

دوم: گروهی خیام عالِم را با سرایندۀ فقط بخشی از انبوه رباعیات منسوب به خیام یکی دانسته، و گفته‌اند مؤلف رسالات ریاضی و فلسفی‌ای چون «فی‌البراهین علی مسائل الجبر و المقابله»، «فی‌الوجود» و غیره، هرگاه از تتبعّات جان‌فرسای علمی خسته می‌شده، بر سبیل تفنن پاره‌ای از مسائل فلسفی بدون پاسخ را در قالب رباعیات بیان می‌کرده، و خود را از بار اندیشه‌های آزار دهنده سبک می‌ساخته است. این گروه، بر پایۀ ملاکهای پیشنهادی خود، شمار نسبتاً معدودی از رباعیات را از خیام نیشابوری و بقیه را مردود دانسته‌اند.

سوم: گروه سوم آنهایی هستند که منافاتی میان خیام شاعر و خیام عالم نمی‌بینند و معتقدند خیامی که رسالات علمی خود را با نام آفریدگار یکتا آغاز کرده، و واجب‌الوجود واحد را مصدر تمامی کثَرات می‌داند همان است که در رباعیاتش بر نظام آفرینش انگشت اعتراض می‌گذارد. فرق این گروه و گروه قبلی در این است که آن دستۀ دوم تلویحاً یا تصریحاً خیام را عالمی لا ادری، سست‌ایمان و شاید خالی از ایمان دینی می‌انگارند، در صورتی که گروه سوم در معتقدات و پایبندی دینی خیام تردیدی ندارند.

چهارم: گروهی هستند که به «اندیشه» می‌اندیشند نه به «صاحب اندیشه». اینها می‌گویند چون تعیین هویت واقعی و شناخت حقیقی «فردی» که هم نویسندۀ رسالاتی علمی در فلسفه و ریاضیات باشد هم گویندۀ رباعیات معروف به «رباعیات خیام»، دیگر امکان‌پذیر نیست، بهتر آن است نه به گوینده که به گفته بپردازیم. لااقل برای افرادی از این گروه مهم نیست که خیام فردی واحد با شخصیتی تاریخی بوده باشد. آنچه اهمیت دارد مجموعۀ اندیشه‌های بلند، پرسش‌های فلسفی عمیق، و نگرشهایی است که شاید در خلال دورانی هزار ساله از سوی خیام‌ها یا خیامی‌ها، یا حتی «غیر خیام‌ها» به بیان درآمده، اما همه و همه زیر نام جادوئی و پرجاذبۀ «شخصیتی آرمانی» به نام خیام جمع شده است؛ پنداری این نام ضامن حفظ اعتبار و بقاء اندیشه‌هایی گردیده که احتمالاً به بیش از یک تن تعلق داشته است. این «شهیر ناشناخته» فیلسوف و شاعری محدود به زمانی خاص در هیأت شخصی از زمرۀ اشخاصی که روزی به دنیا می‌آیند و روزی دیگر از آن رخت برمی‌بندند نیست، بلکه مظهر و تبلوری از سده‌ها تفکر و تفلسف ایرانی است. خیام نمادین دیگر پیر ماه و سال نیست، او مرد همۀ فصل‌هاست و از جهاتی، زبان گویای قشرهایی از نسل‌های پیاپی در طول هزار سال شده است؛ همان‌طور که خواجۀ شیراز چنین حالتی را برای ایرانیان فارسی‌زبان پیدا کرده است.

دکتر کیوانی معتقد است آنچه سبب خلق این شخصیت آرمانی شده رباعیاتی است که عموماً به نام او ثبت شده‌است واِلّا رسالات علمی و فلسفی او جای حرف و حدیث چندانی ندارد، گرچه بعضی از افراد گروه چهارم، از جمله نویسندۀ کتاب، خیامی را می‌خواهند که هم شاعر، هم فیلسوف هم آشنا به احکام نجوم بوده باشد!

با همۀ شک و ابهام‌ها، اختلاف نظرها و قصه‌ها و افسانه‌ها که پیرامون نام خیام پدید آمده، و به رغم نا مستند بودن رباعیات منسوب به او، نمی‌توان و نباید اندیشه‌های او را که مظهر و جلوه‌گاه قرنها تفکرات و تأملات ایرانی است، آسان رها کرد. نویسندۀ صهبای خرد هرگونه تلاشی می‌کند تا خیام هزار ساله را نجات دهد: خیامی که هم فیلسوف است و ریاضی‌دان، هم منجم و شاعر. به فراموشی سپردن این تندیس خرد، در کلیّت نیمه اسطوره‌ای آن، یعنی از دست دادن گنجینه‌ای از چکیدۀ دغدغه‌های ذهنی ایرانیان، اندیشمندی که نتوانسته‌اند از بسیاری از آنچه حاکم بر زندگی آنهاست به راحتی بگذرند و در قید تعبّد بمانند.

مترجم، مطالب «صهبای خرد» را به دو مقوله تقسیم می‌کند، یکی شامل آراء و نظرات پژوهشگران ایرانی دربارۀ خیام، و دیگری حاویِ آنچه از حکیم عمر خیام در جهان غرب انعکاس یافته است و می‌نویسد: بی‌گمان مؤلف، بخشِ اول کتابِ خود را عمدتاً مدیون محققان و دانشمندان ایرانی از قبیل محمدعلی فروغی، صادق هدایت، علی دشتی، محیط طباطبائی، مهدی فولادوند، رضا‌ زادۀ ملک و امثال اینهاست. اما امتیاز ویژۀ صهبای خرد آخرین فصل آن است که به وضعیت حضور خیام در غرب طی ۱۵۰ سال اخیر اختصاص دارد، یعنی از زمانی که بر اثر ترجمۀ ادوارد فیتز جرالد از رباعیات او نامش بر سر زبان‌ها افتاد و این برگردانِ بسیار موافق با مذاق انگلیسی زبان‌ها هم باعث شهرت استثنائی خیام در مغرب زمین شد و هم نقشی نادرست و حداقل، سطحی از این دانشمند کم‌نظیر در اذهانِ زودباور و ساده‌اندیش غربیان صورت بست.

******

در پایان باید گفت اطلاعات وسیعی که این کتاب دربارۀ  فعالیت‌های اروپائیان و آمریکایی‌ها در ارتباط با خیام می‌دهد، بسیار خواندنی است. و «صهبای خرد: شرح احوال و آثار حکیم عمر خیام نیشابوری» که ترجمۀ کتاب «The Wine Of Wisdom» است شاید نخستین اثر جامع به زبان انگلیسی باشد که خیام نیشابوری را در جمیع جهاتش بررسی کرده است.

شرح تصویر: مجسمه خیام در اوکلاهاما آمریکا

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: