گفت‌وگو با دکتر ژاله آموزگار در آستانۀ هفتۀ پاسداشت زبان فارسی و نگاهی به راز ماندگاری زبان فارسی

1405/2/21 ۱۲:۱۳

گفت‌وگو با دکتر ژاله آموزگار در آستانۀ هفتۀ پاسداشت زبان فارسی و نگاهی به راز ماندگاری زبان فارسی

کشور ما در طول تاریخ با تهاجم‌های بی‌شماری روبه‌رو شده است و در تهاجم‌ها، زبان ملت غالب، بر زبان ملت مغلوب، چیره می‌شود. باوجود همۀ این تهاجم‌ها، زبان ا قوام مهاجم نتوانسته، زبان فارسی را ببلعد. دلیل این ماندگاری در قدرت زبان فارسی است.

شاهنامه از فَرّه ایرانی‌ فردوسی جان گرفت

کشور ما در طول تاریخ با تهاجم‌های بی‌شماری روبه‌رو شده است و در تهاجم‌ها، زبان ملت غالب، بر زبان ملت مغلوب، چیره می‌شود. باوجود همۀ این تهاجم‌ها، زبان ا قوام مهاجم نتوانسته، زبان فارسی را ببلعد. دلیل این ماندگاری در قدرت زبان فارسی است. از سوی دیگر، زبان‌هایی که بلعیده می‌شوند، گذشته ندارند. اثر ندارند و ویژگی‌های زبان فارسی را ندارند. به همۀ این دلایل، زبان فارسی، از تهاجم‌ها با سربلندی و با سعی اندیشمندان و  بزرگان‌ و با سعی ملت واقعی- همان مادرهایی که برای بچه‌های خود  لالایی می‌خواندند- حفظ شد.

*****

ایران یکی از کهن‌ترین کشورهای جهان است. زبان فارسی چقدر به این ماندگاری کمک کرده است؟

از اینجا آغاز کنم که برای بزرگداشت و یادآوری حیکم ابوالقاسم فردوسی و زبان فارسی، به روز خاصی نیازی نیست. چون ما همیشه با زبان فارسی سر و کار داریم و مهر شاهنامه و فردوسی در دل ما ایرانی‌هاست و در این شکی نیست. از سوی دیگر، ملتی شکست نمی‌خورد که زبان و آیین‌ها به‌ویژه آیین‌های کهن و ملی خود را زنده نگه دارد و ما خوشبختانه از این لحاظ در رتبۀ بالایی قرار داریم. ایران از نادر کشورهایی است که زبان‌ و آیین‌های کهن و ملی خود را از سالیان دور حفظ کرده است و شاهنامه را به این دلیل گرامی می‌داریم که هویت ما را از دوردست‌ها تا به امروز، زنده نگه داشته است.

به زبان فارسی و هویت ما اشاره کردید. کشور ما از اقوام مختلفی تشکیل شده که هرکدام زبان و آیین خود را دارند. اما باوجود این تنوع، زبان فارسی چه ویژگی یا توانایی‌هایی داشته که توانسته اتحاد این اقوام را در جغرافیایی به نام ایران حفظ کند؟

همۀ ملت‌های ریشه‌دار به لحاظ فرهنگی و تاریخی، معمولا از اقوام مختلف ترکیب شده‌اند؛ که این اقوام زبان‌ها و سنت‌های مختلف دارند. اما همۀ این قوم‌ها درکنار هم جمع شده و یک «ملت» را شکل داده‌اند. آنهایی که ملت هستند، زبان رسمی دارند. این زبان رسمی، باعث ایجاد تعامل بین افراد و اقوام یک مملکت و از سوی دیگر، مسیر تعامل این ملت با مردم سرزمین‌های دیگر است. در کشور ما، این زبان، زبان فارسی است.

زبان فارسی به منِ اهل آذربایجان اجازه می‌دهد تا با هموطن بلوچ‌ام، تعامل داشته باشم. زبان آذری و زبان بلوچی، برای هرکدام از ما شیرینی است. اما ما یک زبان مشترکِ غنی، پراثر و افتخارکردنی به نام زبان فارسی داریم. این، زبانی است که اقوام مختلف ایرانی را به‌هم پیوند داده از آنها ملت ساخته است.

کشور ما طی قرن‌ها با تهاجم اقوام مختلف روبرو بوده. اما زبان فارسی ماندگار شده است. راز این ماندگاری چیست؟

همیشه در تهاجم‌ها، زبان ملت غالب، بر زبان ملت مغلوب، چیره می‌شود. زبان‌های قوی، زبان‌های ضعیف را می‌بلعند. اما در طول تاریخ باوجود تهاجم‌های زیادی که به کشور ما شده، زبان فارسی، زنده ماند. زبان‌هایی بلعیده می‌شوند که گذشته ندارند. اثر ندارند و به‌ویژگی‌های زبان فارسی مجهز نیستند. به همین دلیل زبان فارسی پس از همۀ تهاجم‌ها با سربلندی و با سعی بزرگان‌، با سعی ملت واقعی- همان مادرهایی که برای بچه‌های خود لالایی می‌خواندند- حفظ شد. زبان ما بلعیدنی نیست. هیچ زبانی نمی‌تواند زبان فارسی را تحت تأثیر قرار دهد.

یعنی زبان فارسی طی گذشت قرن‌ها، از هیچ زبانی تأثیر نگرفته است؟

تعامل‌ها و رفت و آمدها، روی زبان تأثیر می‌گذارند. ولی ما زبان فارسی را نگه داشته‌ایم. این، به این معنی نیست که ما هیچ تغییری در زبان فارسی قبول نمی‌کنیم. زبان فارسی باستان، با تغییراتی به زبان‌ دورۀ میانه تبدیل شد. پس از آن به زبان دری تغییر شکل دارد و بعد در همان دوره هم تغییرات زیادی پیدا کرد. اما این به معنی تغییر در ساختار اصلی زبان فارسی نیست.

بعضی می‌گویند این ضعف زبان فارسی است که ما هنوز به همان زبان چند قرن پیش صحبت می‌کنیم و می‌توانیم متون کهن را بخوانیم. این نظر درست است یا خیر؟

این اعجاز زبان فارسی است که ما می‌توانیم زبان فردوسی ( زبان شاهنامه)، متعلق به چند قرن قبل را بخوانیم و معنای آن را بفهمیم. برای مثال وقتی می‌گوید:«توانا بود هرکه دانا بود» بدون نیاز به کتاب لغت این شعر را خوانده و معنی آن را متوجه می‌شویم. این اثر متعلق به ده قرن پیش است. بله؛ بعضی این را به حساب ضعف زبان می‌گذارند؛ درحالی که به لحاظ زبان‌شناسی، این ضعف زبان نیست. زبان فارسی به‌قدری گذشتۀ درخشانی داشته که همۀ تغییرات را در خود انجام داده و به زبان کاملی تبدیل شده است. درحال حاضر فقط تحت تاثیر آواها و قوانین زبان‌شناسی مدرن قرار می‌‌گیرد. این افتخار ماست که هنوز می‌توانیم آثار گذشتگان را خوانده و به همان زبان صحبت کنیم. این درحالی است که در اغلب کشورهای اروپایی، مردم، با زبان سه قرن پیش‌ خود چندان آشنا نیستند. این از ویژگی‌های زبان است؛ نه از عیوب زبان.

در جایگاه شاهنامه و فردوسی در حفظ زبان فارسی، شکی نیست. شما، نقش شعرای دیگر در حفظ زبان فارسی را چه‌طور ارزیابی می‌کنید؟

قطعا همۀ شاعران ما در حفظ زبان فارسی سهم داشتند. پدر زبان فارسی، پدر شعر ما، رودکی است. همۀ ما تاریخ ادبیات را با اسم رودکی آغاز کردیم.

ولی چرا به رودکی، کمتر استناد می‌کنیم؟ چون متأسفانه همۀ آثار رودکی  باقی نمانده است. اما خوشبخت وخوشحالیم که شاهنامه به دلیل برداشت خوب و علاقه‌ای که مردم ایران به هویت خودشان داشتند و دارند، بیشتر زنده مانده  است. به همین دلیل گاهی می‌گویند زبان فارسی با شاهنامه ماندگار شده است.

بنابراین سهم شاهنامه در ماندگاری زبان فارسی بیش از آثار دیگر شعرا بوده؟

البته که نه؛ ماندگاری زبان فارسی، مدیون همۀ شعرای دورۀ اول است. باید قبول کنیم که راز ماندگاری زبان فارسی، برکشیده، تربیت شده و نیرو پذیرفته از گذشتۀ ارجمند ایران هستند. ما از دیرباز گاهان، کتبیبه‌های ماندنی دورۀ هخامنشی و دورۀ میانه را داشتیم. بنابراین باید از چنین گنجینه‌ای، افرادی مانند رودکی متولد شوند.

درواقع تمدن بزرگ ایران، بستری برای تولد شعرایی مانند رودکی، فردوسی و… بوده است؟

بله؛ اینکه فردوسی، فردوسی شده، به دلیل حفظ آثاری است که به هویت ما برمی‌گشته است. تاریخ ایران از دیربار شروع می‌شود و ما نخواستیم هویت ایرانی خود را از دست بدهیم. قدمت آثار نوشتاری ما به تاریخ هزارۀ دوم قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد. طبیعی است که میوۀ چنین گنجینه‌ای، شعرای این‌چنین بعد از آن باشد. البته ما حماسه‌های زیادی داشته‌ایم و افراد دیگری هم در شاهنامه‌نگاری طبع‌آزمایی کرده‌اند. اما هیچ‌کدام شاهنامۀ فردوسی نشده است.

چرا؟

چون علاوه بر اینکه خدای‌نامه‌های مختلفی در دسترس فردوسی بوده است؛ سلسلۀ سامانی(سامانیان)، محیط بسیار مناسبی برای چنین طبع‌آزمایی‌ای بود.

یعنی همان بستر مناسبی که پیشتر به آن اشاره کردید.

بله؛ اما فقط همین نبود. قلم فردوسی، هنر و ذوق نگارش او، اعتلای بیشتری به شاهنامه بخشید. چنان‌که بسیاری افراد غزل عاشقانه سرودند ولی هیچ‌کدام، حافظ نشدند. برای اینکه اگر قائل به «آن» باشیم، شاهنامۀ فردوسی، همان «آن» را دارد. شاهنامۀ فردوسی، «آنی» داشته که در شاهنامه‌های دیگر نبوده است.

این ویژگی یا همان «آن» شاهنامه که به آن اشاره کردید؛ از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

به نظر من از «فَرّه» ایرانی‌ای که در وجود فردوسی تجلی پیدا کرده بود. فردوسی، وجود خودش را در شاهنامه ریخت. مثل آرش که همۀ وجودش را در تیری که برای تعیین گسترۀ ایران پرتاب کرد، ریخت. البته ما نباید  شخص‌پرست باشیم. همیشه می‌گویم که «محیط فردوسی‌پرور» یعنی محیط- شرایطی ایجاد شد که از درون آن فردوسی متولد شده است. به همین دلیل باشد شاهنامه را خواند.

چرا خواندن شاهنامه این‌قدر اهمیت دارد؟

چون باید بدون شعار، بدون دم زدن، بخوانیم و ببینیم که فردوسی چه گفته است. به همین دلیل به ‌نظرم، بدترین توهین به شاهنامه، نخواندن آن و قضاوت دربارۀ این اثر، بدون مطالعۀ آن است. باید شاهنامه را خواند. زنده‌یاد جلال خالقی مطلق در بازچاپ هشت جلد کتاب شاهنامه که در دو جلد منتشر شد، مقدمۀ صد صفحه‌ای دربارۀ شاهنامه نوشته است. در این صد صفحه، تمام ویژگی‌های شاهنامه آمده است.

و موضوع این صد صفحه چیست؟

دربارۀ ارزش شاهنامه جلال خالقی مطلق در آن صد صفحه توضیح داده که چرا شاهنامه «حکمت» است. او توضیح داده که چرا به فردوسی «حکیم فردوسی» می‌گوییم-  عنوان حکیم برای نظامی هم به کار می‌رود-  به این دلیل که در گفته‌های این دو حکیم، هرچه بخواهید وجود دارد؛ از اندرز تا سیاست. آنچه که لازمۀ گفتار است، در کلام فردوسی وجود دارد. یعنی دانایی، لطافت قلم، عشق به ایران و… باعث شده که شاهنامۀ فردوسی اثری، ورای شاهنامه‌های دیگر شود.

بنابراین یکی دیگر از رازهای ماندگاری زبان فارسی، حکمت نهفته در شاهنامۀ فردوسی است.

بله؛ اگر فردوسی نبود، بخش‌ اعظم گذشتۀ ما در هالۀ ناپیدایی خاموش می‌شد. گفتارهای شاهنامه که اسطوره‌های آمیخته به تاریخ است، هویتی به ما بخشیده که نشان می‌دهد، ما زنده بوده‌ایم. زنده بودن، زندگی کردن نیست و ما ملتی بوده‌ایم که زندگی کرده‌ایم. اسطوره‌های منطقی و جالب، هنر یک ملت است که ادبیات ما، به این هنر آراسته است.

 و همۀ این ویژگی‌هایی که از شاهنامه از اسطوره‌ها و تاریخ کهن ما گفتید، به نظرتان ایران را زنده نگه می‌دارد؟

بله؛ ایران ما زنده است. ایران ما زنده خواهد ماند. ایران ما با زبان فارسی، با گذشتۀ خود، با تاریخ درخشانی که از دیرباز در این سرزمین وجود داشته، همیشه زنده خواهد ماند. همۀ ما به ایران علاقه‌مند هستیم و در وجود هر ایرانی، مهر به ایران وجود دارد. اما من نگران آیندۀ زبان فارسی هستم.

چرا؟

چون فرزندان ما، نسل جوان ما، دیگر علاقه‌ای به مطالعۀ متون کهن ایران، ندارند. دانش‌آموزان ما از سعدی، از گلستان سعدی نمی‌خوانند. این باعث بیگانه شدن نسل جدید با  افتخارات سرزمین ما می‌شود. حتی دانشجویان ادبیات ما هم آن‌طور که باید، دل به خواندن این آثار نمی‌دهند. دلم نمی‌خواهد تخم ناامیدی بپراکنم؛ اما برخورد مدرسه‌ها با زبان فارسی درحد درسی معمولی و بی‌اهمیت است. وقتی ضریب‌ درس ادبیات فارسی را در کنکور کاهش دادند، با بسیاری از دوستانم تلاش کردیم که این شرایط را تغییر دهیم، اما نشد. این کار باعث می‌شود تا دانش‌آموز ادبیات را کنار بگذارد و به‌خاطر نمره، فقط روی مطالعۀ فیزیک و شیمی تمرکز کند. در دو کشور آلمان و فرانسه، پیش از اینکه دانش‌آموز دیپلم اصلی را دریافت کند، باید موفق به کسب دیپلم درس زبان و ادبیات آلمانی و فرانسه شود. درغیر این صورت، دیپلم اصلی را دریافت نمی‌کند. فراموش نکنیم؛ ایران ما عزیز است و به قول فردوسی: «چو ایران نباشد، تن من مباد».

گفتگو: مهتاب خسروشاهی

منبع: فرهنگستان زبان و ادب فارسی

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: