جبران فقر پژوهش درباره «ویس و رامین» در کتاب «بوطیقای عشق رمانتیک»

1405/1/15 ۱۱:۵۷

جبران فقر پژوهش درباره «ویس و رامین» در کتاب «بوطیقای عشق رمانتیک»

کتاب «بوطیقای عشق رمانتیک» می‌تواند فقر پژوهش‌های مربوط به «ویس و رامین» را در زبان فارسی تا حدی جبران کند.

کتاب «بوطیقای عشق رمانتیک» رساله دکتری ادربیات فارسی کمرون کراس نویسنده کتاب است و نزدیک ۱۰ سال پیش در سال ۲۰۱۵ چاپ شده است. در این فاصله، از او یک کتاب و چندین مقاله منتشر شد. او معتقد است امروز بسیاری از آرائش تغییر کرده و به تمامی با این کتاب موافق نیست. پژوهش حاضر می‌تواند فقر پژوهش‌های مربوط به «ویس و رامین» را در زبان فارسی تا حدی جبران کند. ضمن اینکه ای‌بسا نظریات و برداشت‌های اشتباه که باعثِ گشوده شدن پنجره‌هایی جدید به روی پژوهشگران شده است.

یکی از ویژگی‌های کمرون کراس (که نام ایرانی کامران چلیپا را برای خود برگزیده است) این است که پژوهش علمی را چنان با عناصر روایت آمیخته است که بعید است مخاطب از خواندن آن احساس خستگی کند، می‌توان شیوه کار او را «قصه‌پژوهش» نامید. اگرچه برای دریافتن غنا و ارزش ادبی «ویس و رامین» و درک درستتر این کتاب بهتر است که این منظومه خوانده شود، همچنین با خواندن تنها همین کتاب نیز ماجراها و فراز و نشیب‌های این عشقان مشخص می‌شود و از تحلیل و حوصلۀ این پژوهشگران استفاده خواهد شد.

در این کتاب اطلاعاتِ دست اول و جامعی درباره ژانر رمانس و منظومه‌های عاشقانه آمده است؛ چنان‌که پس از خواندن آن بوطیقای عشق رمانتیک در ذهن خواننده ترسیم خواهدشد. متاسفانه به «ویس و رامین» چنان‌که شایسته است، در پژوهش‌های فارسی توجه نشده است. علت آن در فصل نخست کتاب به تفصیل توضیح داده شده است.

نویسنده کتاب در مقدمه نوشته است:

از زمان نوشتن این تحقیق بیشتر از یک دهه گذشته است و طرز فکرم به مرور زمان عوض شده است. حالا دید من به مفهوم نوع ادبی یا «ژانر» کمی انتقادی و محطاتانه‌تر شده است، تا این اندازه که به تعریف و تطبیق آن به زمینه‌های دور از ما (هم از لحاظ زمان و هم از مکان، در موقعیت فعلی‌ام) تردید بیشتری دارم. به این خاطر، اخیرا به فاصله‌ای که هست میان اصطلاح «romance» به انگلیسی و مترادف فارسی آن، «داستان عاشقانه» پرداخته ام. براساس این تجدیدنظر، چارچوب نویی مطرح کرده‌ام که عبارت است از سه عنصر mythos به معنی داستان‌پردازی، ethos به معنی آداب و رسوم و theoria منظردید که با هم روشی خاص در معنی‌سازی و نظریه‌پردازی به وجود می‌آورند. سعی کرده‌ام رابطه شاه موبد با پادشاه آرمانی را دوباره زیر سوال ببرم، همچنین پیوند رامین با دنیای غزل و غزل‌سرایی را، آن طور که شایسته عمق و زیبایی این هنر است، دقیق‌تر واکاوی کنم. این نوآوری‌ها را می‌شود یافت.

با وجود این تغییرات، این رساله مرحله مهمی است در سیر من در قلمروی بی‌همتای ادبیات فارسی و هنوز به آن گه‌گاه مراجعه می‌کنم، به خاطر این که اطلاعات و ارجاعاتی دارد که در کتاب جدید حذف شده است.

قسمتی از متن کتاب

حتی زمانی که افسانه آریستوفان به صراحت مورد استناد قرار نگرفت، واضح است که این عقیده که ارواح به هم می‌پیوندند، از قبل در زمان نگارش اولین رساله‌های موجود دربارۀ عشق به زبان عربی شکل گرفته بود. ابوعثمان الجاحظ (متوفی ۸۶۸/۲۵۵) ادیب اهل بصره، دو رسالۀ مستقل با موضوع عشق نوشته است. کتاب النساء و کتاب القیان او، نشان می‌دهد تا چه حد نظریۀ عشق نوافلاطونی در اختلاط عربی-یونانی در اوایل دورۀ عباسی ریشه دوانده بود. کتاب النساء تحلیلی از عشق ارائه می‌کند که قرابت جالب توجهی با فایدروس افلاطون دارد، تا آنجا که عشق/اروس را حالتی افراطی می‌داند که در آن میل، فراتر از مرزها رفته که عقل برای آن تعیین کرده است. رسالۀ القیان او با بحث ما تناسب بیشتری دارد که در آن جا حظ عشق را آمیخته‌ای از محبت، اشتیاق، شباهت و اُنس تعریف می‌کند. این دو حالتِ اول به راحتی می‌تواند بین دو موجودِ نامتشابه یا نابرابر هم وجود داشته باشند: «میل و علاقه میت‌وانند بدون ایجاد عشق به وجود بیایند، همچنان که می‌توانند برای یک کودک، یک دوست، یک کشور یا انواع مختلف لباس، ملحفه یا حیوانات بارکش وجود داشته باشند... ولی هرگز ندیدیم که بدنش مریض شود یا روحش بر اثر علاقه به وطن یا فرزند تباه شود، هرچند در حسرت فراق بسوزد.» عشق واقعی که جاحظ، همسویانه با سنت داستان‌های یونانی، می‌گوید فقط بین زن و مرد می‌تواند اتفاق بیفتد. تنها در صورت وجودِ «مشاکله» روی می‌دهد، به این معنا که قرابتی متقابل بین دو جوهر یا دو روح رخ دهد؛ «استجابت برخی از تمایلات یکدیگر، اشتیاق دوسویه، و قرابت متقابل روح‌ها.»

بدان که اگر «مشاکله» به حب و علاقه افزوده شود -منظورم مشاکلۀفطری است؛ یعنی عشق مرد به زن و عشق زن به مرد که در نر و مادۀ همۀ حیوانات وجود دراد، آن وقت است که عشق واقعی به حقیقت می‌رسد.

پس جاحظ، وقایع‌نگاران بعدیِ فرهنگِ درباره و ادبیات داستانی نیز از این سنت ادبی بهره گرفتند. مورخ، ابوالحسن مسعودی (متوفی حدود ۹۵۶/۳۴۵) و عارف، علی‌بن محمد دیلمی (متوفی حدود ۱۰۰۲/۳۹۲) مباحثاتِ مجلسی شامگاهی را که وزیر برمکی، یحیی‌بن خالد، برگزارکنندۀ آن بود بازگو می‌کنند. بخش اعظم گفت‌وگو حول همین موضوع مشابهت می‌چرخد، یا عبارتی مانند مطابقت، مجانست، مناسبت. پس از قرن چهارم هجری، موضوع مشابهت همچنان در گفتمانه‌ای عمده‌ای که با نظریۀ عشق سروکار داشتند، وجود داشت و گسترش می‌یافت. جی‌ان بل در پژوهش‌های خود این موضوع را مورد بحث قرار می‌دهد و درمی‌یابد که این مفهوم به «یکی از اساسی‌ترین و پذیرفته‌شده‌ترین عناصر در نظریه‌های مسلمانان دربارۀ عشق در قرون وسطی تبدیل شده بود.» (صفحه ۲۶۲ و ۲۶۳)

کتاب «بوطیقای عشق رمانتیک، در ویس و رامین و منظومه‌های عاشقانه» نوشته کمرون کراس و ترجمه نیما ظاهری در قطع وزیری، جلد سخت، کاغذ تحریر با شمارگان هزار نسخه در ۶۴۰ صفحه در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات خوارزمی منتشر شد.

منبع: ایرنا

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: