1404/11/4 ۰۸:۱۸
شاهرخ مسکوب از معدود متفکرانی است که مسئله ایران را نه با زبان سیاست و نه با نوستالژی، بلکه از مسیر خوانش شاهنامه و تأمل در سرنوشت قهرمانان آن پی گرفت. آثار او، بهویژه سوگ سیاوش و مقدمهای بر رستم و اسفندیار، تصویری مستند از هویت ایرانی به دست میدهند؛ هویتی که نه بر پیروزی، بلکه بر اخلاق، انتخاب و نسبت انسان با مرگ بنا شده است.
به مناسبت صدمین سالروز تولد شاهرخ مسکوب
مرضیه نگهبان مروی: اگر شاهرخ مسکوب امروز زنده بود، صد سالگیاش را جشن میگرفتیم؛ صد سال نگاه عمیق به ایران و هویت ایرانی، صد سال کاوش در اسطورهها و حماسههای ما. او که در ۲۰ دی ۱۳۰۴ متولد شد، دیماهیای بود که با سرمای زمستان و سکوت بلند شبهای ایران خو گرفته بود، اما گرمای نگاهش به فرهنگ و تاریخ کشورش، هرگز خاموش نشد. مسکوب نه تنها پژوهشگر و منتقد ادبی بود، بلکه دیدهبانی بود که در دل شاهنامه، اسطورهها و تاریخ ایران، روح ایرانی را میجست. برای او قهرمانان ایرانی، از سیاوش تا رستم و اسفندیار، نماد مواجهه انسان با مرگ، سرنوشت و اخلاق بودند. او ایران را تنها در جغرافیا نمیدید؛ ایران برای او در تجربه، انتخاب و مقاومت آدمها متجلی میشد. امروز، صد سال پس از تولدش، نگاه و آثار مسکوب همچنان یادآور ایناند که هویت ایرانی زنده است و در متن زندگی و تاریخ مردم معنا پیدا میکند.
مسکوب؛ متفکری بیرون از قالبهای رایج هویت
شاهرخ مسکوب، نه مورخ هویت ملی بود، نه نظریهپرداز سیاست فرهنگی، و نه ایدئولوگ ایرانگرایی. با این حال، کمتر متفکری را میتوان یافت که آثارش تا این اندازه برای فهم «ایرانیبودن» راهگشا باشد. دلیل این امر نه در ادعاهای نظری او، بلکه در شیوه خواندن متون بنیادین فرهنگ ایرانی است.
مسکوب از همان آغاز، نسبت خود را با شاهنامه روشن میکند: شاهنامه برای او سند افتخار ملی یا ابزار بازسازی غرور تاریخی نیست. این موضع بهصراحت در سوگ سیاوش دیده میشود؛ جایی که او نه به عظمت حماسی، بلکه به «معنای مرگ سیاوش» میپردازد. همین جابهجایی نقطه تمرکز، مبنای خوانش او از هویت ایرانی است.
ایران بهمثابه مسئله انسانی، نه مفهوم سیاسی
در گفتارها و نوشتههای مسکوب، بهویژه در گفتوگوهایش درباره شاهنامه، تأکید مکرری دیده میشود که مسئله اصلی او «انسان» است، نه «ملت» به معنای مدرن. این نکته بهویژه در آنجا آشکار میشود که او از مقایسههای شتابزده میان شاهنامه و متون حماسی دیگر پرهیز میکند و اصرار دارد هر متن را باید از درون منطق خودش فهمید.
از این موضع میتوان بهطور مستند نتیجه گرفت که در اندیشه مسکوب، هویت ایرانی پیش از آنکه یک برساخت سیاسی باشد، یک وضعیت انسانی تاریخی است؛ وضعیتی که در روایتهای اسطورهای تثبیت شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
مرگ سیاوش و تعریف ایرانیبودن
محور اصلی سوگ سیاوش مرگ است؛ اما نه مرگ بهعنوان پایان زندگی، بلکه مرگ بهعنوان نتیجه یک انتخاب. مسکوب بارها نشان میدهد که سیاوش مجبور به مرگ نیست؛ او میتوانست با دروغ، مصلحت یا سازش زنده بماند. این نکته صراحتاً در تحلیلهای مسکوب آمده و اساس تفسیر اوست.
از همین تحلیل است که این نتیجه بهدست میآید: در نگاه مسکوب، ایرانیبودن با انتخاب اخلاقی در موقعیتهای مرزی تعریف میشود؛ موقعیتهایی که در آنها بقا در تعارض با وفاداری به خویشتن قرار میگیرد. این نتیجه نه تعمیم دلخواه، بلکه برآمده از خوانش دقیق مسکوب از شخصیت سیاوش است.
قهرمان اخلاقی؛ نه فاتح، نه سیاستپیشه
مسکوب در سوگ سیاوش بهروشنی با خوانشهای قهرمانپرورانه فاصله میگیرد. سیاوش نه شورش میکند، نه میجنگد، نه قدرت میطلبد. فضیلت او دقیقاً در همین کنارهگیری از منطق قدرت است.
از این تحلیل میتوان نتیجه گرفت که در تصور مسکوب، قهرمان ایرانی الزاماً کسی نیست که پیروز میشود؛ بلکه کسی است که اخلاق را ترک نمیکند. این گزاره مستقیماً از تحلیل مسکوب از سیاوش بهدست میآید، نه از برداشت کلی از شاهنامه.
تراژدی؛ زبان مسلط تجربه ایرانی
مسکوب بارها از مفهوم «تراژدی» برای توصیف داستان سیاوش استفاده میکند. این استفاده صرفاً استعاری نیست. او نشان میدهد که در این روایت: هیچ شخصیت کاملاً شرور نیست و فاجعه محصول انتخابهای انسانی است و عدالت اخلاقی الزاماً به نجات قهرمان نمیانجامد.
این ویژگیها دقیقاً با تعریف کلاسیک تراژدی همخوان است. بنابراین وقتی گفته میشود که مسکوب فرهنگ ایرانی را تراژیک میفهمد، این گزاره بر کاربرد صریح خود او از مفهوم تراژدی استوار است.
اسفندیار؛ هویت در بند وظیفه
در مقدمهای بر رستم و اسفندیار، مسکوب تحلیل خود را بر مفهوم «وظیفه» متمرکز میکند. اسفندیار شخصیتی است که نه از سر شرارت، بلکه بهدلیل اطاعت بیچونوچرا به سوی مرگ میرود. مسکوب نشان میدهد که چگونه اخلاق وظیفهمحور، وقتی از تأمل تهی شود، میتواند به فاجعه منجر شود.
از این تحلیل میتوان مستنداً نتیجه گرفت که یکی از گرههای هویت ایرانی در نگاه مسکوب، تنش میان اخلاق فردی و فرمان قدرت است؛ تنشی که بارها در تاریخ و اسطوره تکرار شده است.
کیخسرو و مسئله قدرت
تحلیل مسکوب از کیخسرو—که در نوشتهها و گفتارهای او آمده—بر کنارهگیری آگاهانه این پادشاه از قدرت تأکید دارد. کیخسرو پس از تحقق عدالت، جهان را ترک میکند. مسکوب این کنارهگیری را معنادار میداند، نه تصادفی.
بر اساس این تحلیل، میتوان گفت که در نگاه مسکوب، هویت ایرانی رابطهای مسئلهدار با قدرت دارد؛ قدرت نه غایت است و نه مقصد نهایی.
ایرانی مدرن و نسبت او با شاهنامه
شاهرخ مسکوب به شاهنامه نگاهی انفعالی داشت که از تجربه زندگی خودش ناشی میشد. او خود را در مقایسه با قهرمانان شاهنامه در قطب دیگری میدید و میدانست که زندگیاش حماسی نیست؛ همین فاصله باعث شد که توجهش به شاهنامه شکل گیرد و جنبه تراژیک و گاه عارفانهای پیدا کند. برای مسکوب، شاهنامه نه گذشتهای تمامشده بود و نه صرفاً یادآور تاریخ؛ بلکه پاسخی بود به خلأ تجربه حماسی در زندگی مدرن ایرانی. او آرزو داشت که بتواند همانگونه که قهرمانان شاهنامه عمل میکنند، در زندگی واقعی نیز اراده و خواست خود را به فعل درآورد، و همین آرزو و آگاهی از فاصله با آن، انگیزه اصلی بازخوانی و توجه او به شاهنامه و نقش آن در هویت ایرانی مدرن شد.
اسطوره؛ حافظ تجربه، نه مانع اندیشه
مسکوب بارها تأکید میکند که اسطورهها نیازی به امروزیشدن ندارند، زیرا پرسشهایشان همچنان زنده است. این موضع در تحلیلهای او از سیاوش و اسفندیار بهروشنی دیده میشود.
بنابراین این گزاره که اسطوره در نگاه مسکوب حافظ هویت ایرانی است، مستند به موضع صریح خود او درباره کارکرد اسطوره است.
میتوان بدون اغراق گفت که در اندیشه او، هویت ایرانی چنین تعریف میشود: هویتی که در آن انسان، در موقعیتهای تراژیک، اخلاق را آگاهانه بر بقا ترجیح میدهد؛ حتی اگر نتیجه آن شکست یا حذف باشد. این تصویر از هویت ایرانی نه ستایشآمیز است و نه انکاری؛ بلکه تلاشی است برای فهم تجربهای که هنوز، پس از قرنها، مسئله ما باقی مانده است.
منبع: ایبنا
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید