1393/9/17 ۱۰:۰۲
علیمحمد طرفداری، تاریخپژوه و ایرانشناس معتقد است: بیتوجهی به مشاهیر میتواند حتی به صورت ناخودآگاه به تضعیف وحدت ملی و تمایلات قومی افراطی و مخرب بینجامد.
طرفداری گفت: برخی کشورهای منطقه میكوشند با برگزاری مراسم بزرگداشت یا نامگذاری خیابانها و میدانهای شهرها به نام مشاهیر یا ثبت مولوی به عنوان یكی از مشاهیر كشور خود در فهرست میراث یونسكو و نظایر آن، این چهره برجسته را تنها متعلق به سرزمین خود بدانند در حالی که ما گاه از معرفی صحیح مفاخر ملی خود کوتاهی میکنیم.
عضو هیات علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ادامه داد: به اعتقاد من، توجه به یك نكته بنیانی درباره پرداختن به مشاهیر ضروری است. اساسا توجه به موضوع مشاهیر حاصل نگاه ملیگرایانه به تاریخ، فرهنگ و گذشته یك كشور و سرزمین است.
مشاهیر بدون مرز حلقه وصل کشورهای اسلامی است
وی عنوان کرد: تا پیش از پیدایش مقولههایی چون كشور و ملت، پرداختن به مشاهیر موضوعیت امروزین خود را نداشت. چنان كه در حوزه تمدن و جغرافیای اسلامی، رجال و دانشمندان قرون گذشته به هیچ كشور یا ملت ویژهای تعلق نداشتند و این گونه نبود كه همچون زمانه حاضر، ملتها یا كشورهای مختلف مدعی مالكیت یك دانشمند یا شاعر باشند.
این مترجم اظهار کرد: علما و دانشمندان سدههای گذشته به جهان اسلام و مسلمانان تعلق داشتند و در سراسر جهان اسلام به زندگی و تولید علم میپرداختند و زبان غالب علمی آنها نیز زبان عربی یعنی زبان دینی جهان اسلام بود.
تقویت هویت ملی کشورهای مستقل شده از گستره ایران بزرگ
طرفداری ادامه داد: اما امروزه با پیدایش كشورها و ملتها، تلاش برای تقویت هویت ملی و ارتقای پیشینه، گذشته غنی فرهنگی و تمدنی ملتها و كشورها باعث شده آنها هر كدام به ضرورت تقویت هویت ملی کشورهای مستقل شده از گستره ایران بزرگ، مدعی مالكیت علما، دانشمندان و شعرای گذشته جهان اسلام باشند.
وی بیان کرد: درست به همین دلیل است كه امروزه شاهدیم كشورهای مختلف منطقه ما مدعی مالكیت مولوی، ابن سینا، نظامی، ابوریحان بیرونی و... هستند و هر كدام از این كشورها، اعم از كشورهای فارس، ترك و عرب زبان(مانند ایران، افغانستان، تاجیكستان، آذربایجان، تركیه و كشورهای عربی) مدعی ایرانی بودن، ترك بودن و عرب بودن مشاهیر قرون گذشتهاند.
این تاریخپژوه افزود: همچنین هر كدام از این كشورها تقویت و ارتقای هویت ملی و تاریخی مردم و كشور خود را ضرورتی جدی میدانند و هر كدام با ارائه مجموعه دلایلی مدعیاند كه مثلا مولوی ایرانی، تاجیك یا ترك بوده است و بر این اساس میكوشند با برگزاری مراسم بزرگداشت، یا نامگذاری خیابانها و میدانهای شهرها به نام مولوی، یا ثبت مولوی به عنوان یكی از مشاهیر كشور خود در فهرست میراث یونسكو و نظایر آن، مولوی را تنها متعلق به سرزمین خود بدانند.
مدعیان مالكیت معنوی مشاهیر مشترک
طرفداری عنوان کرد: به عنوان نمونه، مولوی در شهری از جهان اسلام یعنی بلخ متولد شده، در شهر یا شهرهای دیگری از جهان اسلام زندگی كرده و در شهر دیگری از این جغرافیای پهناور جهان اسلام یعنی قونیه از دنیا رفته و آثار خود را نیز به یكی از زبانهای مطرح سرزمینهای جهان اسلام عرضه كرده است اما امروزه هر یك از این شهرها در قلمروجغرافیای سیاسی یكی از كشورهای منطقه قرار دارد و آن زبان مطرح یعنی فارسی، زبان رسمی چند كشور منطقه است.
این ایرانشناس افزود: بدین ترتیب هر كدام از این كشورها ضمن اذعان به جهانی بودن علما و اندیشمندان یا شاعران سدههای پیشین برای تصاحب این مشاهیر، گهگاه به رقابتهای مخرب و تفرقهافكنانهای میپردازند. به همین دلیل به اعتقاد من، در پرداختن به موضوع مشاهیر توجه به نگاه فراملی بسیار ضروری است، زیرا بدون توجه به تبعات افراط در ملی كردن مشاهیر سدههای گذشته و بیتوجهی به جایگاه جهانی تمامی مشاهیر ملتهای جهان، موضوع مشاهیر میتواند به عاملی برای تخریب یا دستكم تضعیف وحدت منطقهای كشورهای فارس زبان یا كشورهای اسلامی تبدیل شود.
طرفداری گفت: افزون بر آن، با توجه به وجود اقوام و قومیتهای گوناگون در درون هر یك از كشورهای منطقه و از جمله ایران، بیتوجهی به موضوع مورد اشاره میتواند حتی به صورت ناخودآگاه به تضعیف وحدت ملی و تمایلات قومی افراطی و مخرب بینجامد.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید