1399/5/6 ۰۴:۳۰
نصرالله پورجوادی، استاد دانشگاه تهران و بنیانگذار و رئیس پیشین «مرکز نشر دانشگاهی» درباره کتابسازی، سفارش مقاله و پایاننامه و سرقتهای علمی که متأسفانه این روزها در جامعه علمی ما بهوفور دیده میشوند، گفت: سرقت، سرقت است و این جور سرقتها، جزو تولیدات معنوی اشخاص و حتی بدتر از سرقتهای مادی هستند و قبح این کار باید نشان داده شود.
پورجوادی درباره دلیل اصلی پدیده کتابسازی و مقالهسازی اظهار کرد: کتابسازی انواع و اقسام دارد. ممکن است یک نفر، کتاب فردی دیگر را به اسم خود جا بزند و چاپ کند زیرا صاحب اصلی کتاب ناشناخته و بیادعا است یا حتی فوت کرده است. این موضوع در گذشته هم مرسوم بوده؛ برای مثال علیبنعثمان هجویری در مقدمه کتاب «کشفالمحجوب» میگوید که من کتابهایی نوشتهام که دیگران کل کتاب را به نام خود کردهاند و به همین دلیل در چند جا از کتاب خود میگوید که این اثر متعلق به من است و از خودش اسم میبرد تا مبادا فردی بیاید کتاب را بردارد و اسم خود را به عنوان مؤلف بر آن بگذارد. این موضوع هم در گذشته دور هم بوده هم در گذشته نزدیکتر؛ از جمله محمدجعفر کبودرآهنگی ملقب به مجذوب علیشاه کتابی نوشته است به نام مراحلالسالکین که فصلهایی از آن همان کتاب «مرصادالعباد» نجمالدین رازی است. البته بسیاری از قسمتهای خود کتاب مرصادالعباد هم ترجمه از کتابهای دیگر است و مؤلف، مأخذ و منبع خود را ذکر نکرده است.
وی ادامه داد: موضوع کتابسازی امروز جنبههای مالی و اقتصادی دارد و منافع و درآمدهایی برای مؤلف و ناشر میآورد. ناشر و مؤلف با کمک همدیگر کتاب را چاپ کردهاند و هر دو در منافع مادی آن سهیمند و کسی که کتاب آنها را سرقت میکند، به هر دو زیان میرساند. وجود جنبههای مالی و اقتصادی مسأله را پیچیدهتر میکند و جنبههای حقوقی به آن میدهد. سرقت هم انواع و اقسامی دارد و مسائل حقوقی هم برای هر یک فرق میکند. برخی سرقتها را خیلی راحت میتوان دید؛ از جمله وقتی کسی اسم خود را روی کتاب گذاشته یا بخش اعظمی از کتاب را برداشته و به اسم خود جا زده است. ولی خیلی از اوقات سرقتها را نمیتوان به آسانی تشخیص داد، مثل وقتی که یک نفر میآید جملهبندی مؤلفی را عوض میکند ولی همان مطلب را با تعبیرات دیگر بیان میکند و مأخذ خود را هم نمیگوید.
این استاد دانشگاه افزود: زمانی که ناشر بودم میدیدم گاهی کتابهای ما را برخی ناشران برای منافع مالیاش چاپ میکردند. یعنی کتاب را شخص دیگری تألیف میکرد، ناشری سرمایهگذاری میکرد و بعد از ویرایش و صفحهبندی، برای آن عکس میگذاشت؛ بعد اشخاص دیگری میآمدند و پختهخواری میکردند و در واقع اموال مادی و معنوی دیگران را سرقت میکردند.
این نویسنده خاطرنشان کرد: در اوایل انقلاب این مسأله را با برخی از فقها در میان گذاشتیم، ولی فقها گفتند که این علم است و جلوی نشر علم را هم نباید گرفت. در حالی که مسأله امروز با گذشته فرق کرده است. در گذشته این نوع سرقت، مشمول حکم اخلاقی میشد در حالی که امروز به دلیل جنبههای مالی و مادی آن، مشمول حکم حقوقی هم میشود.
پورجوادی گفت: یک نوع دیگر، سرقت از مقالات علمی است. بعضیها ممکن است مقالهای را به نام خود چاپ کنند یا از حاصل تحقیقاتی یک مقاله علمی، بدون ذکر مأخذ استفاده کنند تا برای خود وجهه دانشگاهی و علمی بیافرینند و این کار را نه فقط با مقالات فارسی بلکه با مقالات خارجی هم میکنند و حاصل تحقیقات خارجی را به اسم خود جا میزنند و این تا حدودی به این دلیل است که جامعه هنوز به لحاظ حقوقی حساس نشده است.
وی درباره برخورد حقوقی با سارقان علمی توضیح داد: سرقت، سرقت است و این سرقتها، جزو تولیدات معنوی اشخاص و حتی بدتر از سرقتهای مادی هستند و قبح این کار باید نشان داده شود. از لحاظ حقوقی هم به هر حال حق مؤلف و ناشر باید حفظ شود. حدود ده سال پیش در یکی از دانشگاههای کوچک ایالت نیویورک، یک رئیس دانشگاه سخنرانی میکند و در بین سخنرانی خود مطلبی از شخص دیگری نقل میکند و نمیگوید این مطلب مال کیست. یکی از استادان دانشگاه در اینباره مقالهای مینویسد که رئیس دانشگاه در سخنرانی خود، مطلبی را از فردی دیگر بدون اینکه نام ببرد نقل کرده است و همین موضوع باعث میشود رئیس دانشگاه از سمت خود استعفا بدهد، برای اینکه احساس کرده بود آبرویش رفته است. بعد خود استادی که مقاله را نوشته بود گفت منظور من آبروریزی نبوده است. ولی دیگر بیفایده بود و استعفای رئیس دانشگاه قبُح سرقت را نشان داد. هزینه سرقت معنوی در جامعه خارج از کشور، به این صورت است. در کشورهای مختلف برای مؤلف حقیقتا حق قائلند ولی در جامعه ما هنوز این موضوع جا نیفتاده است.
این استاد دانشگاه درباره ضرورت فرهنگسازی در این زمینه تأکید کرد: کتابسازی در جاهایی اصلا رعایت نمیشود برای اینکه مرزها مشخص نیستند؛ مثلا در تصحیح متون، شخصی عمری زحمت میکشد و بعد از اینکه تصحیح را انجام داد، شخص دیگری با برطرف کردن چند اشتباه یا حتی در برخی موارد با اعمال سلیقه متن را عوض میکند، یک مقدمه دست و پا شکسته مینویسد و به اسم خود چاپ میکند و روی جلد هم اسم خودش را میآورد و مینویسد به اهتمام فلانی. بعضی وقتها حتی در حق کتابهای اشخاص معروف این کار را کردهاند؛ مثل این که باستانشناسی، جایی را حفاری کند و کتیبهای را از زیر خروارها خاک بیرون بیاورد و در موزه بگذارد، تاریخ آن را مشخص کند و بگوید مال چه دورهای بوده است و بعد یکی دیگر بیاید عینا مطالب را بر دارد؛ گویی خودش این مطالب را کشف کرده است. فرض کنید دو غلط از کتیبه بگیرد و طوری عمل کند مثل آنکه خودش روی کتیبه کار کرده است. در کتاب هم همین طور است. بعضی از همکارهای من، تصحیح کارهای دیگران را به اسم خودشان چاپ کردهاند. لااقل باید نام مصحح نخستین را که زحمت اولیه را کشیده و کار اصلی را کرده بیاورند. مسأله تصحیح پیچیده است و هرکسی نمیتواند تشخیص دهد. ممکن است تصحیح اولیه توسط یک شخص شناخته شده با دقت انجام گرفته باشد؛ درست نیست زحمات وی نادیده گرفته شود. برای مثال «مصباحالهدایه» مرحوم عزالدین کاشانی به تصحیح مرحوم همایی یک شاهکار تصحیح است و کسی که میخواهد یک غلط از تصحیح مرحوم همایی بگیرد باید خیلی تسلط داشته باشد یا باید یک نسخهای داشته باشد که این را به کلی به صورت دیگر دربیاورد یا اگرقرار است همین چاپ شود و چند مورد اصلاح نیاز دارد، میتواند برای آن مقاله بنویسد ولی حق ندارد اسم مرحوم همایی را از کتابی که او تصحیح کرده است، بردارد.
پورجوادی درباره ساماندهی پایاننامهها گفت: پایاننامهای را به بنده داده بودند برای اظهار نظر و داوری و نویسنده هم نمیدانست این پایاننامه را به من میدهند. زمانی که من آن را دیدم متوجه شدم نویسنده بخشی از پایاننامه را از کتاب من برداشته است، بدون اینکه نامی از من ببرد. امروزه در بسیاری از پایاننامهها مطالبی را از اینترنت میگیرند و نقل میکنند. البته وقتی یک نفر مقاله یا رساله یا پایاننامه به زبان انگلیسی مینویسد، آن مطلب با جستجو در اینترنت به نام او بالا میآید و مشخص میشود. در زبان فارسی هم این کار باید صورت بگیرد. برای پایاننامه، اگر استاد واقعا صلاحیت داشته باشد، متوجه میشود.
در نهایت اینکه اگر کسی اثری را بدزدد و بخواهد با آن مدرک بگیرد، باید شدیدترین مجازات آکادمیک درباره او اعمال شود تا دیگر کسی جرئت نکند تِز یک نفر دیگر را بدزد. اما در حال حاضر انواع و اقسام این دزدیها دیده میشوند و بعضیها به همین ترتیب رساله مینویسند و متأسفانه آموزش عالی ما این طوری شده است .
منبع: ایبنا
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید