1399/5/1 ۰۴:۳۰
نگاهی به زیر و بم حراج کتابخانه شخصی نصرالله حکمت چند وقت پیش نصرالله حکمت، یکی از اساتید برجسته فلسفه اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی نامه سرگشاده ای نوشت که یک بار دیگر بحث در پیرامون وضعیت نامناسب معیشت اصحاب علم و فرهنگ را نقل محافل کرد.
نگاهی به زیر و بم حراج کتابخانه شخصی نصرالله حکمت
چند وقت پیش نصرالله حکمت، یکی از اساتید برجسته فلسفه اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی نامه سرگشاده ای نوشت که یک بار دیگر بحث در پیرامون وضعیت نامناسب معیشت اصحاب علم و فرهنگ را نقل محافل کرد.
بخشی از نامه دکتر حکمت که اذهان را درگیر وضع معاش اساتید دانشگاه کرد به این شرح بود: « کتابخانه ی شخصی ام را می فروشم زیرا من هم به نکبت کتاب گرفتار شدم... امروز پس از این پنجاه سال (و بیش از شصت و پنج سال عمر ، و در ایام پیری) ، وقتی سرم را بلند کردم که برای خودم و خانوادهام خانهای تهیه کنم ، دیدم هیچ چیز سر جای خودش نیست و هیچیک از کسانی که در زمینهٔ تهیهٔ مسکن ، باید وظایف خود را انجام میدادند ، انجام ندادهاند و من دوهزارسال ، عقب افتادهام ؛ و البته نه تنها هیچکس ،یعنی هیچکس پاسخگو نیست ، بلکه بنده نیز مجرمم .»
فحوای کلام استاد یادآور بیتی از وحشی بافقی بود که چند قرن پیش سروده بود :
آگه نه ایی که از پی وجه معاش خویش
هر چیز داشت وحشی بی خانمان فروخت
و آدمی را به این باور می رساند که گویی پس از قرن ها، درِ روزی اصحاب علم و فرهنگ همچنان بر همان پاشنه نداری می چرخد و ارغنون ساز فلک همچنان رهزن اهل هنر است.
با این همه پس از براه افتادن توفان توییت های همدردی که آسمان تایم لاین توییتر را در نوردید و وا اسفاهایی که از سینه ی دانشجویان و دست اندرکاران بیرون آمد، دکتر حکمت نامه ی رندانه ی دیگری نوشت که گویی موضوع «فروش کتابخانه» و «نکبت کتاب» تنها یک تعبیر «ادبی- فلسفی» برای رساندن معنایی والا تر از مشکل مسکن ایشان بوده است. استاد نوشته بودند: «فروختن کتابخانه، برای این بنده، همانند فروختن مادر است برای ملانصرالدین.»
این ماجرا بهانه ی خوبی شد که ما درمقطع حساس کنونی سیر کوتاهی در وضع معاش اعضای هئیت علمی داشته باشیم ، در روزگاری که تورم بالای پنجاه درصد است و گویی اهمیت معرفت و فضیلت اما به منفی پنجاه درصد رسیده است. یعنی جامعه از حالت « مقام صالح و فاجر هنوز پیدا نیست
نظر به حسن معادست نه به حسن معاش»
به حالت و موقعیت « بیا به فکر معاش اوفتیم و قوت روان
مگر به حیله یکی مشت زر به چنگ آریم» نزدیک تر شده است.
به هرحال عندالاقتضاء جیب خالی، هر انسانی همزمان در چند جا کار می کند تا شاید بخت یارش شود و به گرد تورم خودش را برساند. اما یک دانشجوی فارغ التحصیل پس از سالیان دراز درنوردیدن راهروهای تاریک و نمور و هزارتوهای پیچ در پیچ وزارت علوم وقتی به مقام استادی رسید دیگر نمی تواند دنبال پول در آوردن برود و نهایتا باید تدریس وتحقیق کند و با هیچ جای دیگری هم نمی تواند قرار داد ببندد و آنطور که در افسانه ها نوشته اند استاد دانشگاه باید تمام وقتش را صرف تحقیق و پژوهش کند و مثل اسطوره های قدیم، چون هرکول دردی از جامعه اش را دوا کند. اما استاد دانشگاه آدم است و آدمی تا زنده است او را از قوت چاره نیست.
پس یک استاد حق التدریسی که برای یک درس چهار واحدی سر جمع یک میلیون و هشتصد هزار تمان حقوق می گیرد که خرج رفت و آمدش را هم در نمی آورد با استاد تمامی که باید ساعت ها تدریس کند و فلان قدر در فلان اندازه و در فلان صفحه مقاله و ترجمه و تحقیق ارائه بدهد تا رقمی بین ده تا پانزده میلیون تومان به او بدهند چگونه خرج مسکن و خوراک و پوشاک و تحصیل و ازدواج فرزندان و سایر ضرورت ها و مقتضیات زندگی آبرومند را فراهم کند؟
یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در این باره می گوید: «من گمان نمی کنم که اساتید دانشگاه نسبت به متوسط جامعه در تنگنای مالی باشند؛حقوق متوسط ده میلیون تومان یک حقوق مکفی در جامعه ما حساب می شود.اما اینطور هم نیست که در رفاه و آسایش به سر ببرند. آنچه من شخصا مشاهده کردم دست کم در زمینه ی مسکن، اساتید دانشگاه یا مستاجر اند یا در خانه ی موروثی پدری زندگی می کنند و یا پس از سال ها فعالیت در یک واحد آپارتمان کوچک شب را صبح می کنند.در کل اساتید وضع مالی عالی ندارند اما دستشان به دهنشان می رسد.»
جدای از حقوق ثابتی که اساتید از وزارت علوم دریافت می کنند. پرداخت های متنوعی با عناوینی مختلف در راستای فعالیت های علمی و پژوهشی اساتید صورت می گیرد. این عضو هیئت علمی نفس پرداخت ها و درآمد های جانبی علمی – پژوهشی را مبارک می داند اما معتقد است که نظارت وزارت علوم بر روی مقاله های و پژوهش های اساتید کمیت زده و بدون توجه به کیفیت صورت می گیرد.
او می گوید تمامی اساتید جوان و تازه ورود از سختگیری های کمی وزارت علوم می ترسند. اما قشری که زیر بار این سختگیری ها و مشق شب هایی که وزارت علوم تعیین می کند بار بیشتری را تحمل می کنند؛ اساتید علوم انسانی هستند. چرا که نگاه تجربی بر وزارتخانه حاکم شده و مطالبات علمی-پژوهشی وزارت علوم هیچ مناسبتی با فضای علوم انسانی ندارد.
در پایان استاد دانشگاه شهید بهشتی می گوید که معاش اساتید دانشگاه نباید دغدغه ی ما باشد. مشکلات خیلی بزرگ تر و حفره های عمیق تری در بدنه ی وزارت علوم هست که ابتدا باید آن ها را برطرف کنیم. درآمد بالا داشتن راهش از راهرو های پر پیچ و خم وزارت علوم نمی گذرد. استادی که به دانشگاه به چشم بانک نگاه می کند دیگر استاد نیست. ما کتبا و شفاها متعهد شدیم که بیش از ده واحد تدریس نکنیم و باقی وقت خود را در کتابخانه و تحقیق و پژوهش خرج کنیم.»
پس از این گفتگوی کوتاهی با علیرضا عبداللهی نژاد،مدیر کل روابط عمومی وزارت علوم، داشتیم. آقای عبداللهی نژاد با اظهار نگرانی و تاسف در مورد وضع معاش اعضای هئیت علمی می گوید:" بخاطر سرعت سرسام آور تورم با وجود اینکه تلاش هایی در یکی دوسال اخیر مبنی بر افزایش محسوس حقوق اعضای هیئت علمی صورت گرفت همچنان اساتید دانشگاه در تامین خرج و مخارج زندگی به مشکل بر می خورند حتی برخی از اساتید ما زیر خط فقر قرار دارند."
او پس از تحسین تعهد حرفه ایی اساتیدی که پول و درآمد دغدغده ی اصلی آن ها نیست می گوید: "به هر حال وقتی یک استادی پس از یک عمر تحقیق و فعالیت علمی می بیند که برخی افراد با دلالی یک شبه به ثروت های هنگفت دست پیدا می کنند یا اشخاصی با مدرک لیسانس در سایر سازمان های دولتی چند برابر او حقوق می گیرند ناچارا از لحاظ ذهنی دچار یاس و نا امیدی می گردد."
عبداللهی نژاد از تبعیضی که بین دریافتی اعضای هیئت علمی وزارت علوم و وزارت بهداشت وجود دارد شکایت می کند. او از برآوردی که سال نود و هفت کرده اند می گوید که یک استاد فارغ التحصیل پایه یک از وزارت بهداشت یک میلیون و نیم بیشتر از یک استاد پایه یک وازرت علوم حقوق می گرفت. مشاور وزیر علوم می گوید:« بخش عمده ی هزینه هایی که باید صرف تحقیق و پژوهش در کشور بشود در مسیر های دیگری تزریق می شود اگر این بودجه و این هزینه ها به دانشگاه ها باز گردد هم در عرصه ی پژوهش و تحقیق پیشرفت چشمگیری خواهیم داشت و هم اساتید می توانند از این راه در آمد خوبی کسب کنند. در آخر باید بگویم که اساتید باید وارد صنعت بشوند. ما آیینه نامه اش را نوشتیم و یک بخشی را در دستور کار قرار دادیم اما هنوز خوب پیش نرفته است.»
معاش اساتید و پنجه کردن به فقر در مسیر علم اندوزی مسیله ی مدرنی نیست. تا بوده وضع تاجران یا در ممکلت ما دلالان صد پله بالاتر از علما و فضلا قرار داشته است. مگر صائب نگفته است:
«روزی که برف سرخ ببارد از آسمان
بخت سیاه اهل هنر سبز می شود»
دکتر حکمت در بخش پایانی نامه ی سرگشاده ی خود نوشته اند « بنده بار ها گفته ام و بار دگر می گویم که اگر پنجاه بار دیگر به دنیا بیایم همین راه را می روم که در این پنجاه سال رفته ام و هرگز پیشمان نیستم از پیمودن راهی که مرا انتخاب کرده است اما باید به دانشجویان و فرزندان خود بگویم مرا ببینید و عبرت بگیرید، اینجا علم و دانش و تفکر و فلسفه و ایمان و عرفان و انسان، هیچ ارزشی ندارد. بروید سراغ اعداد و ارقام، سراغ بورس و زر و ارز سراغ قانون و ثروت و قدرت»
جان کلام همین است که دکتر حکمت گفتند، یعنی پشیمان نشدن و تا ته راه ایستادن و رفتن. درست است که دولت باید در راستای تامین رفاه و منزلت برای اساتید دانشگاه ها بکوشد چرا که فقر و تنگدستی مخل و نابود کننده ی ایمان و اندیشیدن است و استاد دانشگاه دست کم نباید دغدغه ی یک سقف برای فرزندانش را داشته باشد. اما نه تنها اساتید دانشگاه ها بلکه تمامی انسان هایی که در آسیاب فرهنگ موی خود را سفید می کنند خوب می دانند که شاعری و نویسندگی و فیلسوفی و... برای درآمد زایی ساخته نشده اند و وای بر کسی که هنر و فضل را بنگاه اقتصادی می بیند و آن را به شغل روزانه ی خود برای درآمد زایی تصور کرده است. استادی که در طول هفته برای در آمد بیشتر کلاس های بیشتر بر می دارد و دانشجویان را مجبور می کند برایش تحقیق وترجمه کنند، نهایتا نه رسالت معلمی به انجام رسانده است و نه در کسب درآمد موفقیتی حاصل خواهد کرد. استاد دانشگاه خصوصا اساتید علوم انسانی شاخ غول های زیادی را باید بشکانند و یکی از آن ها تحمل تنگدستی و فخر به زی و منش معلمی و ساده زیستی و سست نشدن زیر بار حملات سنگین فقر و تنگنای مالی است.
«چه ابلهند گروهی که با کفاف معاش
نهند بر سر هم زر ز بیم درویشی»
منبع: روزنامه سازندگی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید