1399/4/30 ۰۴:۳۰
دکتر سیدضیاء موحد، استاد فلسفه و منطق و شاعر، در هماندیشی «پایان شب سخنسرایی» ویژه چهلمین سالگرد درگذشت جلالالدین همایی،او را استادی بزرگ و دارای جامعیت دانست و گفت: در دانشکده ادبیات، فاضلتر از همایی نداشتیم.
دکتر ضیاء موحد: افرادی که فروزانفر و همایی را متحجر مینامند، سخت در اشتباهند
دکتر موحد در ابتدای سخن خود گفت: خوشبختانه فاضلان و شاگردان همایی درباره فضل و تصحیحهای درجه یک و کتابهای مختلفی که ایشان نوشته و جامعیتی که داشته است، بسیار گفتهاند. من هم با یک خاطره شروع میکنم. یادم است که در تالار فردوسی دانشگاه تهران بزرگداشتی برای درگذشت بدیعالزمان فروزانفر گرفته بودند و همایی یکی از سخنرانان بود. خانلری هم در آن جلسه بود و ظاهرا سخنرانیاش تمام شده بود. نوبت سخنرانی همایی که رسید، پرویز خانلری جلسه را ترک کرد و رفتنش خیلی به چشم آمد و فکر مرا مشغول کرد که بین او و همایی چه رخ داده بود که مهمترینش اختلاف بر سر عروض بود. همایی معتقد بود که عروض را بیش از دو سه نفر کسی در ایران نمیداند. او روی عروض قدیم، خیلی تعصب داشت و وقتی کتاب خانلری منتشر شد، با صراحت آن را رد کرد و این برای خانلری خیلی گران تمام شد. بنابراین میانه خوبی با همایی نداشت.
وی ادامه داد: همایی، سنتیترین استاد دانشکده ادبیات بود و اعتقاد بسیار عجیب و عمیقی به میراث فرهنگی داشت. این میراث فرهنگی، او را صاحب جامعیت کرده بود؛ یعنی غیر از سنتی بودن، یکی از عاشقان چیز یاد گرفتن بود. او هر استادی را که میدید در فن و علمی در فرهنگ اسلامی نقش دارد، سراغش میرفت و یاد میگرفت. به همین دلیل چیزهایی میدانست که خیلی از استادان دیگر دانشگاه تهران نمیدانستند؛ از جمله ریاضیات قدیم و هیأت و اسطرلاب و عرفان و فلسفه.
موحد افزود: من با این نکته از دکتر مجتبایی حرفم را ادامه میدهم که میگفت در دانشکده ادبیات فاضلتر از همایی نداشتیم. اما مسأله به همین جا ختم نمیشود. همایی تابستانها معمولا به اصفهان میآمد و افراد به دیدنش میآمدند. شبی از محمد حقوقی خواهش کردیم واسطه شود ما با همایی دیدار داشته باشیم. آنجا درباره صادق هدایت حرف زدیم. این استاد فلسفه متذکر شد: کسانی که به اعتبار آشنایی با فرهنگ جدید، فروزانفر و همایی را نقد میکنند و آنها را متحجر مینامند، سخت در اشتباهند. من تحجر آنها را به تجدد این نسل ترجیح میدهم، زیرا زحمتی که آنها کشیدند و علاقهای که به فرهنگ داشتند به اندازهای عمیق بود و خود را به حدی در مقابل این فرهنگ مسؤول حس میکردند که با خواندن آثارشان متوجه میشوید چه احترامی برای فرهنگمان قائل بودند. این در حالی است که برخی با کمال بیشرمی در رادیو و تلویزیون اعلام میکنند ما قبل از اسلام فرهنگی نداشتیم؛ بربریت داشتیم و هر چه داریم از اسلام است. بسیار خوب؛ ما خیلی چیزها از اسلام داریم ولی اینکه قبل از آن هیچ چیز نداشتیم درست نیست. وقتی کسی سواد تاریخی ندارد، به چه مناسبت باید وارد این بحث شود؟
وی تأکید کرد: گروهی چهار نفره داشتیم که سرکرده آنها هدایت بود و مجتبی مینوی و بزرگ علوی و مسعود فرزاد دیگر اعضای آن بودند. آنها نماینده تجدد بودند و روح تازهای به فرهنگ معاصر ایران دمیدند. در مقابل اینها گروه هفتگانهرا داشتیم که افرادی مثل نصراله فلسفی را جزو آن گروه میدانند؛ گروهی که بیشتر به سنت میپردازند.
موحد گفت: همایی به اندازهای که قوه دافعه داشت، جاذبه نداشت و همین باعث شد افراد زیادی دورش نباشند و تجلیلی که از فروزانفر میشد از او نمیشد. همایی از این نظر گلهمند بود و در اواخر عمر، این گلهمندی را بر زبان آورد. فروزانفر میدانست که همایی فاضلتر از او است. مهمترین کار همایی از نظر خودش، «تاریخ اصفهان» است و خاطراتی که من از دیگران دارم گویای این است که برای این اثر خیلی زحمت کشید. همایی آدم بزرگی بود و از لحاظ جامعیت، بینظیر بود .
دکتر اصغر دادبه، استاد دانشگاه و حافظ شناس هم در سخنرانی خود درباره نگرش بلاغی همایی اظهار کرد: وقتی میگوییم شعر و ادب شعر ارتباط تنگاتنگی با بلاغت دارد، یعنی از سادهترین شکل شعر که کمترین صنایع در آن بهکار نرفته تا شعری که آکنده است از شگردهای بلاغی، حضور بلاغت آشکار است و اگر این را نادیده بگیریم شعر را نفهمیدهایم.
وی افزود: استاد جلالالدین همایی به واقع جامعالاطراف بود. جامعیت شیوهای است که در آموزشهای قدیم اعمال میشد و هر آدم حسابیای که در حوزههای علمی درس میخواند یک جامعیتی پیدا میکرد، بهویژه آنهایی که برتر بودند. یکی از حوزههای تحقیقی ایشان، بلاغت است. ایشان اولا یک نگرش بلاغی و دوم تحقیقات کاملا محققانه بلاغی دارد.
دادبه ادامه داد: در هر مسألهای دو وضعیت وجود دارد: ممکن است برخورد شما با دانش منفعلانه باشد، یعنی دانش را میآموزیم، تدریس میکنیم، گزارش میکنیم، اما هرگز نگاه منتقدانه به آن نداریم. اما برخورد دوم، برخورد فعالانه است، یعنی یاد گرفتهایم اما به نکات ویژهای توجه میکنیم. باید توجه داشته باشیم که در روزگار فعلی، گزارشها چگونه باید بهکار گرفته شوند. این خیلی مهم است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: استاد همایی با بلاغت و متون بلاغی، فعالانه برخورد میکرد که در صدر آنها «مطول» قرار دارد. استاد دو کتاب گرانسنگ در این حوزه دارد: نخست کتاب «صناعات ادبی» که گزارشی مبسوط و متناسب با دریافتهای دانشجوی آن زمان است. این کتاب، کتاب ارجمندی برای آموزش است. دومین کار تحقیقی استاد، مجموعه یادداشتهای ایشان در حوزه بلاغت است که بعد از درگذشت ایشان با نام «معانی بیان» منتشر شد. در این کتاب، گزارش دقیق بخشهایی از مطول وجود دارد. نکته دوم این کتاب، همان نگاه تازه و توجه به این نکته است که اکنون چه باید کرد. نگاه همایی تا آنجا که من میفهمم آن بوده که مطول، مواد ارجمندی است برای طرحی تازه، بهویژه در علم معانی. همایی متوجه بود که علم معانی که از طریق مطول و مختصر گزارش شده است، تحت تأثیر بلاغت عربی است و زبان فارسی خصایص دیگری دارد که لازم است با علم بلاغت و علم معانی دیگری متناسب با امروز، طرح شود.
دادبه اظهار کرد: در این یادداشتها شواهدی در زمینههای مختلف گردآوری شده که اگر قرار است علم معانی تازهای متناسب با امروز و زبان فارسی فراهم شود، به این شواهد باید متوسل شویم. نگاه تازه ایشان همین است.وی افزود: نکته دیگر آن که وقتی متن میخوانیم، نگاه بلاغی کمتر داریم و بیشتر لغت معنی میکنیم؛ در حالی که شعر، یعنی گزارش بلاغی معانی. شما وقتی که یک معنای ساده را گزارش بلاغی کردید، شعر میشود. همایی به این نکته توجه داشت و همواره از این منظر به شعر نگاه میکرد.
این حافظ شناس با اشاره به نگاه بلاغی همایی که به دلیل ژرفاندیشی او در اصل بلاغت بهدست آمده است گفت: یادمان باشد استاد همایی شاعر برجستهای هم بود و در حوزه غزل سنتی، سخنانش لطایف قابل تأمل دارد؛ زیرا او از منظر شاعری در شعر تأمل میکرد، نگاه فعالانهای به بلاغت داشت و در نتیجه در شعرش، بلاغت را اعمال میکرد.
و گفت: در دانشکده ادبیات، فاضلتر از همایی نداشتیم. به گزارش خبرنگار اطلاعات، دکتر موحد در ابتدای سخن خود گفت: خوشبختانه فاضلان و شاگردان همایی درباره فضل و تصحیحهای درجه یک و کتابهای مختلفی که ایشان نوشته و جامعیتی که داشته است، بسیار گفتهاند. من هم با یک خاطره شروع میکنم. یادم است که در تالار فردوسی دانشگاه تهران بزرگداشتی برای درگذشت بدیعالزمان فروزانفر گرفته بودند و همایی یکی از سخنرانان بود. خانلری هم در آن جلسه بود و ظاهرا سخنرانیاش تمام شده بود. نوبت سخنرانی همایی که رسید، پرویز خانلری جلسه را ترک کرد و رفتنش خیلی به چشم آمد و فکر مرا مشغول کرد که بین او و همایی چه رخ داده بود که مهمترینش اختلاف بر سر عروض بود. همایی معتقد بود که عروض را بیش از دو سه نفر کسی در ایران نمیداند. او روی عروض قدیم، خیلی تعصب داشت و وقتی کتاب خانلری منتشر شد، با صراحت آن را رد کرد و این برای خانلری خیلی گران تمام شد. بنابراین میانه خوبی با همایی نداشت. وی ادامه داد: همایی، سنتیترین استاد دانشکده ادبیات بود و اعتقاد بسیار عجیب و عمیقی به میراث فرهنگی داشت. این میراث فرهنگی، او را صاحب جامعیت کرده بود؛ یعنی غیر از سنتی بودن، یکی از عاشقان چیز یاد گرفتن بود. او هر استادی را که میدید در فن و علمی در فرهنگ اسلامی نقش دارد، سراغش میرفت و یاد میگرفت. به همین دلیل چیزهایی میدانست که خیلی از استادان دیگر دانشگاه تهران نمیدانستند؛ از جمله ریاضیات قدیم و هیأت و اسطرلاب و عرفان و فلسفه. موحد افزود: من با این نکته از دکتر مجتبایی حرفم را ادامه میدهم که میگفت در دانشکده ادبیات فاضلتر از همایی نداشتیم. اما مسأله به همین جا ختم نمیشود. همایی تابستانها معمولا به اصفهان میآمد و افراد به دیدنش میآمدند. شبی از محمد حقوقی خواهش کردیم واسطه شود ما با همایی دیدار داشته باشیم. آنجا درباره صادق هدایت حرف زدیم. این استاد فلسفه متذکر شد: کسانی که به اعتبار آشنایی با فرهنگ جدید، فروزانفر و همایی را نقد میکنند و آنها را متحجر مینامند، سخت در اشتباهند. من تحجر آنها را به تجدد این نسل ترجیح میدهم، زیرا زحمتی که آنها کشیدند و علاقهای که به فرهنگ داشتند به اندازهای عمیق بود و خود را به حدی در مقابل این فرهنگ مسؤول حس میکردند که با خواندن آثارشان متوجه میشوید چه احترامی برای فرهنگمان قائل بودند. این در حالی است که برخی با کمال بیشرمی در رادیو و تلویزیون اعلام میکنند ما قبل از اسلام فرهنگی نداشتیم؛ بربریت داشتیم و هر چه داریم از اسلام است. بسیار خوب؛ ما خیلی چیزها از اسلام داریم ولی اینکه قبل از آن هیچ چیز نداشتیم درست نیست. وقتی کسی سواد تاریخی ندارد، به چه مناسبت باید وارد این بحث شود؟ وی تأکید کرد: گروهی چهار نفره داشتیم که سرکرده آنها هدایت بود و مجتبی مینوی و بزرگ علوی و مسعود فرزاد دیگر اعضای آن بودند. آنها نماینده تجدد بودند و روح تازهای به فرهنگ معاصر ایران دمیدند. در مقابل اینها گروه هفتگانهرا داشتیم که افرادی مثل نصراله فلسفی را جزو آن گروه میدانند؛ گروهی که بیشتر به سنت میپردازند. موحد گفت: همایی به اندازهای که قوه دافعه داشت، جاذبه نداشت و همین باعث شد افراد زیادی دورش نباشند و تجلیلی که از فروزانفر میشد از او نمیشد. همایی از این نظر گلهمند بود و در اواخر عمر، این گلهمندی را بر زبان آورد. فروزانفر میدانست که همایی فاضلتر از او است. مهمترین کار همایی از نظر خودش، «تاریخ اصفهان» است و خاطراتی که من از دیگران دارم گویای این است که برای این اثر خیلی زحمت کشید. همایی آدم بزرگی بود و از لحاظ جامعیت، بینظیر بود . دکتر اصغر دادبه، استاد دانشگاه و حافظ شناس هم در سخنرانی خود درباره نگرش بلاغی همایی اظهار کرد: وقتی میگوییم شعر و ادب شعر ارتباط تنگاتنگی با بلاغت دارد، یعنی از سادهترین شکل شعر که کمترین صنایع در آن بهکار نرفته تا شعری که آکنده است از شگردهای بلاغی، حضور بلاغت آشکار است و اگر این را نادیده بگیریم شعر را نفهمیدهایم. وی افزود: استاد جلالالدین همایی به واقع جامعالاطراف بود. جامعیت شیوهای است که در آموزشهای قدیم اعمال میشد و هر آدم حسابیای که در حوزههای علمی درس میخواند یک جامعیتی پیدا میکرد، بهویژه آنهایی که برتر بودند. یکی از حوزههای تحقیقی ایشان، بلاغت است. ایشان اولا یک نگرش بلاغی و دوم تحقیقات کاملا محققانه بلاغی دارد. دادبه ادامه داد: در هر مسألهای دو وضعیت وجود دارد: ممکن است برخورد شما با دانش منفعلانه باشد، یعنی دانش را میآموزیم، تدریس میکنیم، گزارش میکنیم، اما هرگز نگاه منتقدانه به آن نداریم. اما برخورد دوم، برخورد فعالانه است، یعنی یاد گرفتهایم اما به نکات ویژهای توجه میکنیم. باید توجه داشته باشیم که در روزگار فعلی، گزارشها چگونه باید بهکار گرفته شوند. این خیلی مهم است. این استاد دانشگاه تصریح کرد: استاد همایی با بلاغت و متون بلاغی، فعالانه برخورد میکرد که در صدر آنها «مطول» قرار دارد. استاد دو کتاب گرانسنگ در این حوزه دارد: نخست کتاب «صناعات ادبی» که گزارشی مبسوط و متناسب با دریافتهای دانشجوی آن زمان است. این کتاب، کتاب ارجمندی برای آموزش است. دومین کار تحقیقی استاد، مجموعه یادداشتهای ایشان در حوزه بلاغت است که بعد از درگذشت ایشان با نام «معانی بیان» منتشر شد. در این کتاب، گزارش دقیق بخشهایی از مطول وجود دارد. نکته دوم این کتاب، همان نگاه تازه و توجه به این نکته است که اکنون چه باید کرد. نگاه همایی تا آنجا که من میفهمم آن بوده که مطول، مواد ارجمندی است برای طرحی تازه، بهویژه در علم معانی. همایی متوجه بود که علم معانی که از طریق مطول و مختصر گزارش شده است، تحت تأثیر بلاغت عربی است و زبان فارسی خصایص دیگری دارد که لازم است با علم بلاغت و علم معانی دیگری متناسب با امروز، طرح شود. دادبه اظهار کرد: در این یادداشتها شواهدی در زمینههای مختلف گردآوری شده که اگر قرار است علم معانی تازهای متناسب با امروز و زبان فارسی فراهم شود، به این شواهد باید متوسل شویم. نگاه تازه ایشان همین است.وی افزود: نکته دیگر آن که وقتی متن میخوانیم، نگاه بلاغی کمتر داریم و بیشتر لغت معنی میکنیم؛ در حالی که شعر، یعنی گزارش بلاغی معانی. شما وقتی که یک معنای ساده را گزارش بلاغی کردید، شعر میشود. همایی به این نکته توجه داشت و همواره از این منظر به شعر نگاه میکرد. این حافظ شناس با اشاره به نگاه بلاغی همایی که به دلیل ژرفاندیشی او در اصل بلاغت بهدست آمده است گفت: یادمان باشد استاد همایی شاعر برجستهای هم بود و در حوزه غزل سنتی، سخنانش لطایف قابل تأمل دارد؛ زیرا او از منظر شاعری در شعر تأمل میکرد، نگاه فعالانهای به بلاغت داشت و در نتیجه در شعرش، بلاغت را اعمال میکرد.
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید