تقابل عشق و گناه زیر گنبد سپید/ وقتی«بخت» با «خواجه کنیزنواز» یار می‌شود!

1393/9/1 ۱۱:۱۵

تقابل عشق و گناه زیر گنبد سپید/ وقتی«بخت» با «خواجه کنیزنواز» یار می‌شود!

داستان روز آدینه، در گنبد سفید روایت می‌شود و درباره جوان پرهیزگاری است که در راه وصال به معشوقه‌اش گرفتار گناه می‌شود و تا ترک گناه نمی‌کند، به وصال یار نمی‌رسد.

 

 

 

داستان روز آدینه، در گنبد سفید روایت می‌شود و درباره جوان پرهیزگاری است که در راه وصال به معشوقه‌اش گرفتار گناه می‌شود و تا ترک گناه نمی‌کند، به وصال یار نمی‌رسد.

داستانی که  دختر كسـری، از نسـل كیكـاووس، شــب جمعــه در گنبــد هفــتم بــرای بهــرام گــور نقل می‌کند، ماجرای خواجه کنیزنواز در گنبد سفید است. قصه از زبان مـادر شاهزاده، به روایت یكی از دوستانش كه در یك میهمانی شركت داشته، بیان مـی‌شـود:

جوانی عاقل و پاک و خوشنام كه صاحب گلستانی زیباست، روزی به رسم عادت همیشگی، به قصد تفرج به باغ می‌رود. از قضا در باغ بسته اسـت و از حضـور باغبان خبری نیست. پس از جستجوی زیاد، صـدای چنگ و آواز از  بـاغ بـه گوشـش می‌رسد، هرچه جست‌وجو می‌کند راهی برای ورود به باغ نمی‌یابد تا این‌که متوجه رخنه‌ای در دیوار می‌شود و از این طریق به باغ راه می‌یابد.

دو كنیزك كه نگهبـان بـاغ هستند، متوجه حضور جوان غریبه می‌شوند و پس از مواخذه و آزار جوان و جویـا شـدن علت ورودش به آنجا، متوجه می‌شوند که او نیت شومی در سر ندارد و رهایش می‌کنند.

كنیزكـان او را از ضـیافت دختران زیبا روی شهر، در باغ آگاه و جوان را بـه مراسـم شـادی و پـایكوبی خود دعوت می‌كنند و برای جبران خطای خود به او پیشنهاد می‌دهند که از میان زیبارویان یکی را برگزیده تا به خدمت او بیاورند.

جـوان، دختـر زیبـارویی را كـه نوازنده چنگ است، برمی‌گزیند. دو كنیزك نگهبان، دخترک را که «بخت» نام داشت نزد جوان می‌آورند. این دو طالب وصال یكدیگر می‌شوند، اما هر بار موانعی بر سر راهشان پیش می‌آید و از این رو اندوهناک می‌شوند و زبان به گله و شکایت می‌گشایند.

تا اینکه در پایان داستان متوجه می‌شوند که مشکل در راه اشتباهی است که برای وصال برگزیده‌اند. دو جوان نادم گناه را ترک  گفته و داستان با ستایش پاكی و سپیدی به پایان می‌رسد:

 در سپیدی است روشنــایی روز      وز سپیدی است مه جهـان افروز

همه رنگـی تكلف انـدودست            جـز سپیدی كه او نیـالودست

هرچه از آلودگی شود نومید              پاکیش را لقب کنند سپید

در پرستش به وقت کوشیدن           سنت آمد سپید پوشیدن

در کتاب «روانکاوی و ادبیات» نوشته حورا یاوری می‌خوانیم: «با گذر از این گنبد، كه هفتمین دایره سرنوشت بهرام است، سفر بهرام به دنیای درون كه با دیدار سایه و سیاهی آغاز شده بود، با آمیزش او با نور و سپیدی به پایان می‌رسد. بهرام درون خود را می‌شناسد و نیروهای قلمرو ناخودآگاه روان خود را به سود سویة خودآگاه آن در فرمان می‌گیرد و به كمال و تمامیت دست می‌یابد.» (صفحه 149)

زرین تاج واردی نیز در مقاله‌ای با عنوان «بررسی رنگ در حکایت‌های هفت‌پیکر نظامی» درباره این روایت می‌نویسد: «رنگ سفید، نماد پاكی و دوری از گناه است و نظامی با انتخاب این رنـگ بـه نوعی حركت از تاریكی به روشنی را نشان می‌دهد و در نهایت به رنگ سفید، كـه رنـگ بی آلایشی و پاكی است، منجر می‌شود.»

طرح «هفت موزه، هفت قصه» با هدف ترویج کتابخوانی و معرفی افسانه‌های کهن ایرانی از سوی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در هفته کتاب برگزار شد. قصه هفت‌گنبد نظامی یکی از داستان‌های اصلی این طرح است که هر یک از هفت داستان آن در یک روز از هفته کتاب و کتابخوانی اجرا می‌شود. نخستین داستان آن یکشنبه (25 آبان) در موزه ملی ایران، داستان دوم دوشنبه (26 آبان) در کاخ گلستان، سومین داستان سه‌شنبه (27 آبان) در موزه فرش، چهارمین داستان نیز چهارشنبه (28 آبان) در موزه صلح  و پنجمین داستان پنجشنبه (29 آبان) در موزه مقدم  و داستان روز ششم (30 آبان) در باغ نگارستان روایت شد.

خبرگزاری ایبنا

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: