نگاهی به واپسین كتاب محمد امین قانعی‌راد

1397/4/2 ۰۹:۲۴

نگاهی به واپسین كتاب محمد امین قانعی‌راد

دو هفته مانده به ماه رمضان، با زنده‌یاد دكتر محمدامین قانعی‌راد برای برگزاری میزگردی درباره آخرین كتابش «نخبگان دانش: مشاركت یا مهاجرت؟» تماس گرفتم و بنا شد جلسه‌ای در این زمینه با حضور او و دكتر مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس نامدار، در دفتر روزنامه برگزار شود. هر دو استاد، موافقت كردند، اما مشكل اصلی، مثل همیشه زمان برگزاری میزگرد بود. نكته شگفت‌انگیز آن بود كه برنامه دكتر قانعی‌راد كاملا پر بود، یا كلاس داشت، یا جلسه یا نشست یا گفت‌وگو.

 

‌دل‌نگران فرار مغزها

محسن آزموده: دو هفته مانده به ماه رمضان، با زنده‌یاد دكتر محمدامین قانعی‌راد برای برگزاری میزگردی درباره آخرین كتابش «نخبگان دانش: مشاركت یا مهاجرت؟» تماس گرفتم و بنا شد جلسه‌ای در این زمینه با حضور او و دكتر مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس نامدار، در دفتر روزنامه برگزار شود. هر دو استاد، موافقت كردند، اما مشكل اصلی، مثل همیشه زمان برگزاری میزگرد بود. نكته شگفت‌انگیز آن بود كه برنامه دكتر قانعی‌راد كاملا پر بود، یا كلاس داشت، یا جلسه یا نشست یا گفت‌وگو. این میزان فعالیت از جانب انسانی كه سخت با بیماری مهلك دست و پنجه می‌كرد، نشان آشكاری از شتاب او برای پیشی گرفتن بر ناامیدی و یأس بود. دكتر قانعی‌راد، از فعال‌ترین دانشگاهیان متعهد ایران بود كه تا دم واپسین، از پای ننشست، خود را محدود به مصائب ناگزیر و دردناك زندگی شخصی نكرد، در كنج عافیت اتاق كارش در مركز تحقیقات سیاست علمی كشور بیتوته نكرد، سرگرم به «نظریه‌بازی» و وررفتن با مفاهیم انتزاعی نشد، تنزه‌طلبی پیشه نكرد و از ارتباط با نهادهای رسمی سر باز نزد و در عین حال از واگویه حقیقت به جامعه ابا نكرد و مهم‌تر از همه آنكه از نخبگان دانشی نبود كه ناملایمت‌های مسیر دلسردشان می‌كند و طریق مهاجرت پیشه می‌كنند.

 

دلواپس مهاجرت نخبگان

طرفه آنكه قانعی‌راد، دل‌نگران مهاجرت نخبگان دانش بود و امكان توسعه را از رهگذار مشاركت آنها میسر می‌دید. كتاب حاضر نیز گواه و شاهدی بر این مدعاست، كوششی برای نشان دادن اینكه علت یا علل مهاجرت نخبگان و به عبارت دیگر رواج و شیوع گسترده پدیده «فرار مغزها» (Brain drain) در ایران چیست؟ در ایران ٢٦٤٠ واحد دانشگاهی اعم از دولتی و آزاد و غیرانتفاعی و علمی- كاربردی و... مشغول به فعالیت است كه این میزان رتبه دوم بعد از امریكا (٣٢٨٠ واحد) در سراسر جهان است. سالانه ٢٣٠ هزار نفر در رشته‌های فنی-مهندسی فارغ‌التحصیل می‌شوند. در این میان گروه قابل توجهی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ما، خواه آنها كه از مراكز آموزش عالی داخلی فارغ‌التحصیل شده‌اند و خواه كسانی كه تحصیلات‌شان را در خارج از كشور ادامه داده‌اند، ترك یار و دیار می‌كنند و سرزمین مادری را وامی‌نهند و طریق مهاجرت اختیار می‌كنند. این امر با توجه به شمار شگفت‌انگیز واحدهای دانشگاهی در ایران سخت نگران‌كننده است. طبق گزارش سال ٢٠٠٩ صندوق بین‌المللی پول، ایران در میان ٩١ كشور در حال توسعه و توسعه‌نیافته جهان از نظر فرار مغزها در رتبه اول است. «در سال‌های اخیر بیش از ٨٠ درصد برگزیدگان المپیادهای علمی و اكثر رتبه‌های دو رقمی جذب دانشگاه‌های خارجی شده‌اند كه اكثرا قصد بازگشت به ایران ندارند و امید به بازگشت آنها ٣ درصد برآورد می‌شود».

 

نخبگان دانش در برابر نخبگان سیاست

علت عمده این دلزدگی و «بی‌علاقگی به ماندن در ایران» از سوی دانش‌آموختگان، با وجود ادعاهای تند و تیز ناسیونالیستی از سوی آنها، از نظر قانعی‌راد، آن است كه نخبگان دانش ما طی تاریخ از نخبگان سیاسی‌مان جدا بوده‌اند. یعنی گروهی همواره به سیاست اشتغال داشتند و شمار بیشتری دل در گروی دانش‌ورزی داشته‌اند. به نظر قانعی‌راد، فراتر از جدایی میان نخبگان دانش و نخبگان سیاست، حتی در بیشتر مواقع این دو رویاروی یكدیگر قرار داشتند و یكدیگر را قبول نداشتند. «نخبگان دانش، مردان سیاست را غاصب می‌دانستند و سیاست‌مداران نخبگان را افرادی می‌دانستند كه در عالم خیال سیر می‌كنند». پیامد مستقیم این وضعیت، ماندن دانش در سطح و تبدیل نشدن آن به مهارت و دنیای واقعی است. حتی دانشگاهیانی كه به هر طریق، به سیاست راه می‌یابند، امكان عملیاتی كردن دانش در جهان عینی را نمی‌یابند و دچار سیاست‌زدگی از سویی و روزمرگی و دیوانسالاری ملال‌آور از سوی دیگر می‌شوند.

كتاب حاضر، در اصل گردآوری ٧ مقاله قانعی‌راد با این عنوان‌هاست: «نهادینه شدن علم و نگهداری و استقرار مغزها»، «فرار مغزها و كاهش سرمایه انسانی در ایران»، «شكاف بین سرمایه انسانی و سایر شاخص‌های توسعه اجتماعی- ‌اقتصادی»، «توسعه ناموزون آموزش عالی، بیكاری دانش‌آموختگان و مهاجرت نخبگان»، «ویژگی‌ها و آسیب‌شناسی مشاركت نخبگان در ایران»، «مشاركت سیاسی و اجتماعی و جلوگیری از مهاجرت نخبگان» و «مشاركت گفت‌وگویی در شبكه نخبگان دانش». چنان كه از این عناوین بر می‌آید، كوشش مولف در آنها نشان دادن ریشه‌ها، علل و عوامل و پیامدهای پدیده فرار مغزها در ایران از سویی و ارایه و پیشنهاد راهكارهایی برای جلوگیری از آن است. فرار مغزها به بیان قانعی‌راد البته به ایران اختصاص ندارد. «مهاجرت نخبگان به ویژه از كشورهای جنوب به كشورهای شمال رخدادی فراگیر و جهانی است و در حال حاضر بیش از ٩٠ درصد از متخصصین مهاجر دنیا در ٣٠ كشور عضو سازمان همكاری و توسعه اقتصادی (OECD) زندگی می‌كنند و بیش از ٩٠ درصد از این گروه اخیر در شش كشور امریكا، انگلیس، كانادا، آلمان، استرالیا و فرانسه اقامت دارند».

 

سرمایه‌های چندگانه

این حجم بالای مهاجرت، از كشورهای در حال توسعه به جوامع پیشرفته، سبب شده كه پژوهشگران علوم اجتماعی، به شیوه‌های گوناگون به مفهومپردازی راجع به این پدیده بپردازند و رویكردهای نظری متنوعی در موضوع فرار مغزها پدید‌ آید. چارچوب مفهومی مورد نظر قانعی‌راد در مقاله «فرار مغزها و كاهش سرمایه انسانی در ایران»، نظریه سرمایه چندگانه یا به عبارت دقیق‌تر، نظریه انباشتگی سرمایه‌ها است. مطابق این نظریه انگیزه نخبگان دانش به مهاجرت را صرفا نمی‌توان در علل اقتصادی (جست‌وجوی رفاه) بازجست» بلكه باید نقش سایر انواع سرمایه، اعم از سرمایه سیاسی (قدرت)، سرمایه فرهنگی (معنا) و سرمایه اجتماعی (رابطه) را نیز در نظر گرفت. بر این اساس دلایل مهاجرت نخبگان ایرانی را می‌توان تأسی از عدم تناسب میان سرمایه انسانی با سرمایه‌های چهارگانه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی توضیح داد. در سطح اقتصادی «مهاجرت نخبگان با میزان بیكاری عمومی جوانان و دانش‌آموختگان آموزش عالی ارتباط دارد. نرخ بیكاری تحصیلكردگان در تیر ١٣٩٣ از سوی وزیر كار، تعاون و رفاه اجتماعی ٤٠ درصد اعلام شده است، در حالی كه نرخ بیكاری جوانان ٢٦ درصد است». یعنی فارغ‌التحصیلان آموزش عالی مشكلات بیشتری در یافتن شغل مناسب دارند. همچنین باید از تاثیر عوامل سیاسی همچون «ضعف توسعه سیاسی، ثبات سیاسی، آزادی سیاسی، امنیت سیاسی، حقوق و نهادهای مدنی، برابری مقابل قانون، عدالت، ثبات قوانین و مقررات، برخوردهای مناسب با اصحاب اندیشه» در گسترش فرار مغزها یاد كرد. در ایران «نخبگان آزاد خود را در برابر نخبگان رانتی یا نخبگان بدلی می‌یابند و به یأس اجتماعی دچار می‌شوند». البته محدود كردن انگیزه مهاجرت به انگیزه‌های اقتصادی و سیاسی دقیق نیست و باید به انگیزه‌های اجتماعی و فرهنگی نیز اشاره كرد. «در ایران نخبگان علمی اغلب نه‌تنها در ارتباط با جامعه در وضعیت حاشیه‌نشینی اجتماعی قرار دارند بلكه در سازمان‌های دانش نیز با توجه به شاخص‌های عینی (همچون تشكیل گروه‌های دوستی، عضویت در انجمن‌های علمی، انجام همكاری‌های جمعی) و ذهنی (از قبیل احساس تعلق به گروه علمی، احساس صمیمیت و علاقه به همكاران) در وضعیت حاشیه‌نشینی قرار دارند». فقدان ارتباط میان‌ فرهنگ رسمی و غیررسمی و میان فرهنگ‌های گوناگون نخبگان دانش و میان فرهنگ آنان و فرهنگ عمومی نیز به گسترش نارواداری فرهنگی و تعارض سرمایه‌های تك‌فرهنگی با یكدیگر و به خروج سرمایه انسانی منجر می‌شود.

 

ممانعت از مهاجرت دستوری نیست

نكته قابل توجه پژوهش قانعی‌راد آن است كه صرفا بر علل و عوامل تكیه نمی‌كند و می‌كوشد راهكارهایی برای جلوگیری و كاهش روند مهاجرت ارایه كند. نویسنده راهبردهای لازم در جهت تقویت پیوند سرمایه انسانی را در ارتباط با چهار سرمایه مذكور، جداگانه بیان می‌كند. در زمینه اقتصادی بر افزایش اشتغال، گسترش نظام‌های حرفه‌ای كار و اشتغال، جلوگیری از پرولتاریزه شدن كاركنان فكری و چالش‌برانگیزنبودن مشاغل فكری و... تاكید می‌كند. در حوزه سرمایه سیاسی بر عواملی چون رعایت حقوق مدنی، كاهش از خودبیگانگی سیاسی و توسعه فرآیندهای مشاركت سیاسی و... اشاره دارد و در زمینه سرمایه اجتماعی، بر كاهش تاكید بر فرآیندهای فردگرایانه نخبه‌پروری، توجه به آموزش، تقویت پیوند استاد و دانشجو و... تاكید می‌كند. تقویت آموزش دوفرهنگی، پیوند فرهنگ دانشگاهیان و فرهنگ سیاستمداران، سیاستگذاران و مدیران، پیوند فرهنگ علوم انسانی و هنر با فرهنگ علمی و فنی، تقویت گفت‌وگوهای فرهنگی در كشورها و... برخی راهبردهای قانعی‌راد برای تقویت پیوند سرمایه انسان با سرمایه فرهنگی است. مخلص كلام قانعی‌راد در مقالات كتاب حاضر آن است كه ممانعت و جلوگیری از مهاجرت نخبگان یا پدیده نگران‌كننده فرار مغزها، امری دستوری نیست كه با بخشنامه و آیین‌نامه بتوان بدان دست یافت. نخبگان دانش در مقام بخش مهمی (اگر نگوییم مهم‌ترین) از سرمایه انسانی كشور، نیازمند توجه و حمایت هستند، در غیر این صورت با سختی یا به آسانی، راهی برای ترك وطن می‌یابند و به جایی «بهتر» كه در آن «قدرشان را بدانند» مهاجرت می‌كنند، اگرچه بدون تردید، بخش اعظم ایشان ترجیح می‌دهند در كشور خودشان زندگی كنند و به سرزمین مادری خود خدمت كنند، تا علاوه بر خوشی، احساس خوبی و ارزشمندی بیشتری نیز داشته باشند.

منبع: روزنامه اعتماد

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: