زمستان تلخ ‌سال ١٣٠١

1396/12/9 ۰۸:۱۸

زمستان تلخ ‌سال ١٣٠١

سردی هوا و بی‌داد کارگزاران حکومتی چگونه زیست روزمره توده مردم قزوين را در آغاز سده چهاردهم خورشیدی آشفته کرد

 سردی هوا و بی‌داد کارگزاران حکومتی چگونه زیست روزمره توده مردم قزوين را در آغاز سده چهاردهم خورشیدی آشفته کرد
 

دکتر محمدحسن پورقنبر: و دهه پس از پیروزی انقلاب مشروطه را اگر يكي از بدترين و اسفناك‌ترين دوره‌های تاريخ معاصر ايران برشمریم، بي‌راه نرفته و دور از واقعيت داوری نکرده‌ایم. ایران در میانه سال‌های ١٢٨٥ تا ١٣٠٥ خورشیدی، نه‌تنها بلاياهاي گوناگون طبيعي را از سر گذراند كه آسيب‌هاي انساني و بلاياي غيرطبيعي برآمده از حضور نيروهاي بیگانه درون كشور، همراه با ناكارآمدي ساختار سياسي؛ بحران گسترده اقتصادي و مسأله‌های گوناگون اجتماعي را در جامعه ايران پدید آورد. این نابسامانی‌ها معيشت و زيست توده مردم را با چالشی جدي روبه‌رو کرد. وضع ناخوشایند توده مردم در یکی از بخش‌های این سرزمین در آن روزگار در دوره یادشده زمانی، نمایی از زیست روزمره مردم را در هنگامه‌های سخن تاریخ ایران می‌تواند بازتاباند. سندهای تاریخی، ما را به قزوین و منطقه‌های پیرامون آن در زمستان ١٣٠١ خورشیدی راه می‌برند.

 

 

سرمای شديد هوا، مردم را زمینگیر کرد
روزنامه «ستاره ايران» اوايل بهمن ١٣٠١ خورشیدی درباره وضع هوای قزوين چنین گزارش داد «هواي زمستان امسال فوق‌العاده سرد، فقرا و ضعفا همه روزه يکي دو نفر از سرما تلف مي‌شوند». اين وضع تکان‌دهنده و رقت‌انگيز، حتي حاکم نظامي شهر را نیز متأثر ساخت و بر آن داشت راه چاره بجوید «جمعي از معروفين شهر را بدارالحکومه دعوت نموده که شايد به مساعدت آنان لااقل منزل کرمي براي اين بدبختان تهيه نمايند». فراخوانده‌شدگان، شخصیت‌های برجسته ديني، نظاميان عالي‌رتبه، کارگزاران عالي‌رتبه اداري، بازرگانان معتبر و زمین‌داران قزوین بودند. شماری بسیار در آن مراسم حضور يافتند، گرچه برخي نیز به خواسته حاکم توجه نکردند. سخنرانی حاضران درباره وضع دردناک نيازمندان و بينوايان، حس نوع‌دوستي آنان را برانگيخت، به گونه‌ای که پذیرفتند پنج‌درصد از درآمدهاي خود را برای این یاری‌رسانی در نظر گیرند. میزانی پول، به روايت نشريه «پيكان» در اواخر بهمن گرد آمد. آن‌گونه که منابع دیگر روایت کرده‌اند يکي از مجتهدان شهر «سه خروار گندم» و بازرگانی معتبر و ثروتمند نيز «هفت خروار برنج اعانه دادند». اما اين راهکار حاکم و کوشش‌های شخصیت‌های سرشناس و ثروتمند قزوين بر وضع بد مستمندان قزوين تأثیری محسوس نداشت، زیرا پس از گذشت يک ماه از آن جلسه، نشريه «پيكان» در اسفند همان‌ سال چنین گزارش داد «کميته‌اي که معين شده بود فقراي شهر را جمع کند، پرستاري نمايد، وظيفه خود را انجام داد ولي چون وجه کافي براي نگاهداري آنها نبود، مجددا متفرق شده، حالا در شهر مثل سابق دور افتادند».
 

تجاوز و تخطي زمين‌داران و قشرهای متعين
بلايای انساني نيز افزون بر سردي هراس‌آور هوا در آن روزگار، درد و رنج مردم را گسترش داده، بر شمار نيازمندان و فقيران در آن منطقه مي‌افزود. روزنامه «ستاره ايران» در شماره ١٣٨ در اوایل بهمن ١٣٠١ گزارش داده است شماری از بينوايان شهر، کشاورزانی بوده‌اند که پيش از آن در روستاها کشاورزي می‌کردند اما سخت‌گیری‌های فئودال‌ها و مالکان آنان را به فقر و تیره‌روزی انداخت. آنان براي برون‌رفت از آن وضع رقت‌آور، خانه و کاشانه را ترک گفته، به شهر پناه برده و آن‌جا به گدایی روی آوردند. یک سند تاریخی در بایگانی موسسه مطالعات تاريخ معاصر ایران نشان می‌دهد کاسه صبر شماری از اهالي روستاهاي منطقه رودبار در شمال قزوين، زیر فشار توان‌فرسای يکي از رئیسان نیروهای ايلي که با برخي زمین‌داران بانفوذ منطقه همدست شده بود، لبريز شده، به شهر قزوين رفته و در تلگراف‌خانه تحصن کردند. آنان تلگراف‌هايي به حسن مستوفي نخست‌وزير، رضاخان وزير جنگ و نمایندگان قزوين در مجلس چهارم شوراي ملي، همچنین سیدحسن مدرس در جایگاه نماینده‌ای بانفوذ در مجلس فرستادند «رعاياي فلک‌زده رودبار از تعديات امير امجد غياثوند که سابقه اعمالش در وزارتخانه‌ها و حضور محترم آشکار است مکرر تظلم کرده که چندين نفر از غياثوندي معلوم‌الحال به سرکردگي رحمت‌الله‌خان [...] قافله گذاشته پول مي‌گيرند چوب مي‌زنند ابقا بهيچ چيز نمي‌کنند».
 

 

كارشكني شوروي در مسير تجاری ايران
روزنامه «ستاره ايران» نیز اوايل بهمن ١٣٠١ خورشیدی گزارش داده است بخشی ديگر از بی‌شمار بي‌خانمان‌‌ها و تهيدستانی که در سطح شهر قزوين به چشم می‌آمدند، صنعتگران و پيشه‌وران شهري بودند که «به جهت منسوخ‌شدن صنايع وطني و بسته‌شدن راه دادوستد، اندوخته و سرمايه زندگاني خود را خورده و امروز گدائي مي‌کنند. مسدودبودن راه تجارت روسيه يک بينوائي و پريشاني فوق‌العاده در ميان تمام طبقات مختلفه اهالي ايجاد نموده است».
 

 

گسترش فساد و ناكارآمدي در ساختار حكومت
معلمان مدرسه‌های قزوين نيز در این هنگامه، از وضعيت نابهنجارشان نارضايتي شدید نمایاندند. آنان بر پایه روایت‌های تاریخی، در پی آشفتگي اقتصادي کشور و کاهش بودجه وزارت معارف، چندين ماه حقوق نگرفته و برای برآوردن معيشت‌شان ناتوان بودند و در وضع بد اقتصادي به سرمي‌بردند. اين در حالي بود که آينده مبهم اقتصادي پيش روي‌شان بود، حتی روشن نبود چه زمانی دستمزدشان را می‌گیرند. آنان بدین‌ترتیب واکنشی جدي نشان دادند و آن‌گونه که روزنامه «عصر انقلاب» در شماره ١١٨ گزارش داده است، با فرستادن نامه‌اي همزمان به یک کارگزار حکومتي در پايتخت و اداره‌های دولتي در قزوين، به اعتصاب تهديد کردند «نظر به تعويق حقوق چهار ماهه معلمين در هذه السنه و سه ماه از سنه ماضيه و نکث عايدات معارفي که از سيصد تومان بيکصد و نود تومان رسيده لهذا از دهم دلو عموما معلمين تعهد نمودند تا حقوق آنها توسط مقامات مربوط تاديه نشود حاضر در سر پُستهاي خود نخواهند بود». همين مسأله درباره «اداره امنيه قزوين» نيز روایی داشت. سندی در آرشيو اسناد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ایران نشان می‌دهد کارکنان اين نهاد که بار اصلي برپایی نظم و امنيت در قزوين را بر دوش داشتند، خود در تنگنای مالی بودند و می‌خواستند از راه‌های غیرمعمول برای پرداخت حقوق نیروهای خود بهره گیرند. آنان بدین‌ترتیب تمرکز کامل بر وظيفه اصلي خود نداشتند که برهم‌ریختگی در امنيت همگانی را می‌توانست در پی داشته باشد «راپورت رئيس نظميه قزوين حاکي است که وضع اداره نظميه آن‌جا از حيث تعويق پرداخت حقوق و مصارف لازمه قرين اختلال و پيشکار ماليه قزوين بعذرِ نبودن وجه و عدم صدور اجازه فروش جنس از پرداخت وجوه نظميه متعذر است [...] اگر ممکن است اجازه آنرا صادر نمائيد که از محل تسعير جنس براي پرداخت وجه نظميه تاديه شود». بخشی دیگر از چالش‌هاي مردم قزوين در آن هنگامه، به کنش‌های نادرست پاره‌ای کارگزاران محلی حکومتي بازمی‌گشت. شکايت از «تعديات امين اوقاف قزوين» و نارضايتي گسترده از حضور يک فرد نالايق و فاسد در رأس ساختار قضائي شهر، دو نمونه مشخص از اين وضعيت بودند. همچنين بر پایه گزارش روزنامه «عصر انقلاب» در اواخر بهمن، برگزیدن سعدالسلطان به رياست عدليه قزوين، نارضايتي مردم منطقه را به همراه داشت، تا آن‌جا که نامه‌هايي گلایه‌آمیز به پايتخت فرستادند «مدارک عدم رضايت خود را سوء سوابق ايشان در رياست عدليه عراق و جريان محاکمه مشاراليه در مجلس عالي و مسکوت‌عنه بودن تعقيب محاکمه ايشان قرار داده‌اند که قريب دو‌سال بهمين مناسبت از رجوع شغل محروم بوده تا آن‌که در اين دوره، نظر به ملاحظات خصوصي به ماموريت رياست عدليه قزوين منصوب گرديدند».
 

 

 

تحصن، تظلم و نداي دادخواهي مردم
سندی دیگر در آرشيو اسناد موسسه مطالعات تاريخ معاصر ایران نشان می‌دهد مردم پاره‌ای منطقه‌های قزوين نيز با فشار همه‌جانبه ماموران مالياتي دولت در تنگنا افتاده بودند، اوايل بهمن همان ‌سال راه تلگرافخانه در پيش گرفتند. آنها در تلگراف تظلم‌خواهي به نخست‌وزير، وزير جنگ، رئيس مجلس و نمایندگان قزوين در مجلس شوراي ملي، وزارت عدليه، حتي آرتور ميلسپو رئيس کل ماليه، از سختی‌های وارد آمده در سال‌هاي اخير سخن رانده، همچنین از رفتار ماموران مالياتي برای درخواست غيرقانوني بازمانده‌های مالياتي مربوط به سربازگيري از اهالي شکايت کردند «بواسطه جريان سيل‌هاي خطرناک قراءِ معظم و قنوات معتبرش بکلي منهدم، در اثر انهدام قنوات معموره بکلي رشته زراعت خود را از کف داده، امروز زارع و مالک براي معيشت زندگاني حيران، درواقع نفس امر با مرگ هم‌آغوش گرديده و قزوين در سايه انقلابات اخير و انسداد خطوط تجارتي و قبول اجباري پول کاغذ روسيه در مقابل قيمت متاع بالمره ثروت خود را از دست داده جز [...] سرمايه نقدي نيست. قزوين در مدت اخير از نظاميان منظم و غيرمنظم خارجه و داخله در نهايت فلاکت و بدبختي پذيرائي نموده و تمام خسارات وارده آنرا برعهده خود تحميل کرده دهات عظيم قزوين در اثر اياب و ذهاب بکلي مخروبه و شايد تا چندين ‌سال ديگر هم قراء مذکور قابل استفاده زارع و مالک آن نباشد. بالاخره قرويني بحر نمونه و آئينه ساير بلاد ايران همه‌روزه بشکل و طُرُق مختلف گرفتار انواع تعديات گوناگون مامورين مرکزي از ماليه، نواقل، تحديد، بقايا، انبار، ارزاق [...] ماليه رسومات و هزاران اسامي ديگر بود که شرح هر يک حقيقته شرم و رقت‌آور است[.] باز هم با تحمل تمام اين بدبختي‌ها در سنه ماضيه، دولت وقت بهمين قزويني بي‌پناه امر کرد تا پذيرايي تشکيلات قشوني سرباز بنيچه بدهد». شمار متحصنان درحالی‌که افزایش می‌یافت، ازدحام مردم بي‌پناه و درمانده در تلگراف‌خانه شهر، کار را براي کارگزاران حکومت در شهر قزوين برای آرام‌کردن معترضان و پاسخ به مردم ستم‌دیده دشوار می‌کرد تا آن‌جا که تلگراف‌هاي پیاپی به کارگزاران حکومتی در پایتخت فرستادند. در يکي از تلگراف‌ها در میانه‌های بهمن چنین آمده است «مدتي است که متحصنين تلگرافخانه در اثر فشار مامورين سرباز و ماليه بمقامات مربوط تظلمات عديده نموده‌اند تاخير جواب و سختگيري ماموران باعث توليد زحمت خواهد شد؛ متمني هستيم بجواب مساعد متحصنين را فرموده و آنان را قرين امتنان فرمائيد». اما این نامه‌نگاری‌ها و تکاپوها دستاوردی سودمند براي مردم در پي نداشت، زیرا اين روند دست‌کم تا پایان اسفند همان‌ سال پیوستگی یافت و بوي بهبودي وضع به مشام نمي‌رسيد. مردم زجرکشيده و بي‌پناه قزوین در اواخر اسفند ملتمسانه نداي دادخواهي سرداده، از سردمداران حکومت برای زدودن زمینه بیدادگری‌ها یاری خواستند «جمعيت ملاک و زارع اين صفحه ٤ ماه است خرابي دهات قزوين را معروض ميدارد [...] امروز پس از ٤ ماه تظلم و دو‌هزار تومان خسارت [...] مامورين ماليه در تمام بلوکات قزوين خانواري سرباز و ماليات را بوسيله سرنيزه با سخت‌ترين فشار غير قابل تامل مطالبه و طبقه رعيت را در اين شب عيد مجبور کردند با عيال و اطفال خود به شهر آمده و براي آخرين مرتبه بهيئت دولت و وکلاي دارالشوراي ايران عرض کنيم بخداوند يکتا بصاحب شريعت مقدس اسلام [...] بناموس ايرانيت قسم ديگر براي اکثر جمعيت زارع و مالک قزوين قوه تظلم و دادخواهي هم باقي نمانده[،] اگر مسلمانيم شما هم زمامدار مملکت هستيد عرايض اين مدت دوباره بخوانيد [...] ميگوئیم دهات خراب، شرعا عقلا قانونا انصافا قادر به تاديه ماليات و عوارض سرباز نيستيم». آن‌گونه كه سندهای موسسه مطالعات تاريخ معاصر ایران روايت مي‌كنند، حکومت نظامي، دیگر مسأله پيش‌روي اهالي قزوين بود. حکومت نظامي پس از کودتاي سوم اسفند ١٢٩٩ خورشیدی در سراسر ايران برپا شد و قزاق‌های وابسته به رضاخان در همه منطقه‌ها قدرت را به دست گرفته، نفوذ خود را می‌گسترانیدند. آنان گاه از محدوده قانون و حقوق مردم فراتر رفته، ستم می‌کردند. این وضع در قزوين به چشم می‌خورد، چنان‌که بارها شعله دادخواهي مردم آن‌جا را از بی‌داد ماموران حکومت نظامي برانگیخت. این مردم ستم‌دیده، در يکي از شکوایيه‌ها از رفتار غلامرضاخان اميرپنجه، حاکم قزوين و خدايار خان رئيس حکومت نظامي شهر در جایگاه پشتیبان او تظلم خواسته، مدعي شدند آن دو کارهایی چون «آزار اهالي، اختلاس، اخذ رشوه، تباني با اشرار، عدم ارجاع شکايات به محاکمه عدليه» کرده‌اند. مردم که از آن بي‌دادگري‌ها به ستوه آمده، از نمايندگان مجلس شورای ملی به ويژه نمايندگان قزويني نيز در بی‌توجهی به شکايت‌های‌شان درباره دخالت وزارت جنگ و حکومت نظامي در اداره قزوين نااميد شده بودند، بر آن شدند در تلگرافخانه تحصن کنند. اين کار نه‌تنها در اعتراض به وضع آشفته منطقه بود که واکنشی به شايعه‌ها درباره «احتمال انتصاب سالارمنصور به حکومت قزوين با توجه به سوابق سوء وي در خمسه» به شمار می‌آمد؛ انتصابی که نگراني قزوينی‌ها را افزایش می‌داد. مردم از وضعيت موجود به ستوه آمده، دور از ذهن نبود در برابر بي‌توجهي کارگزاران حكومتي به وضع تكان‌دهنده و رنج‌آور خود واكنش جدي نشان دهند، زیرا بخشی بزرگ از گرفتاری‌ها و آشفتگی‌ها را پیامد فساد گسترده، بي‌كفايتي و تبعيض کارگزاران دولتی و صاحب‌منصبان نظامي می‌دانستند. این ستم‌دیدگان بر پایه یكي از اسناد موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تلگرافي در میانه‌های اسفند ١٣٠١ خورشیدی به مقام‌های حکومت در تهران فرستادند «مردان ما بواسطه زجر چوب و حبس قادر نيستند مظالم خدايار خان حاکم نظامي قزوين را تلگرافا يا کتبا با فرستادن قاصد مخصوص بشماها عرض نمايند. اگر ملت قزوين را مسلمان و تبعه ايران مي‌دانيد خدايار خان را در طهران نگه داشته يک نفر مفتش امين بقزوين بفرستيد و بمردم اطمينان دهيد در اظهار مظالم حاکم آزاد هستند تا بشماها معلوم شود در بيست فرسخي طهران در مدت هشت ماه به مردم بدبخت قزوين چه گذشته ميخواستيم ماه‌ها در تلگرافخانه متحصن شويم ولي چون ناموس ما ناموس دولت است براي حفظ ناموس دولت خودداري کرده منتظر جواب قانعي هستيم والا در انظار داخلي و خارجي دست از حيا و آبروي خود کشيده و تحصن اختيار خواهيم کرد».

 

 

شاه قاجار و موقوفات حرم مبارک

ناصرالدین‌شاه ازجمله پادشاهان قاجار به شمار می‌آمد که بسیار سفر می‌رفت و البته یادداشت‌های روزانه نیز از سفر خود تهیه می‌کرد. یادداشت‌های وی در سفرهایی چندباره که به قم رفته است، از آن جمله‌اند. آن‌گونه که فاطمه قاضی‌ها، پژوهشگر، در کتاب «سفرنامه‌های ناصرالدین‌شاه به قم» یادآور شده است، نخستین سفر او به این شهر در ١٩سالگی انجام شده و البته دست‌نوشته‌ای از آن برجای نمانده است. شاه جوان گویا خود آن یادداشت‌ها را از میان برده است. شاه پرآوازه قاجار به هر روی، در سفرهای هفت‌گانه خود به قم، آنچه دیدنی و شنیدنی بوده را به نگارش درآورده است. او در‌سال ١٢٨٤ خورشیدی اندکی پس از بازگشت از سفر خراسان و پس از پایان ماه رمضان، برای چهارمین‌بار به قم روانه شد. شاه قاجار در این سفر با دسته‌هایی از فقیران شهر روبه‌رو شد و به متولی‌باشی حرم حضرت معصومه(س) دستور داد از محل موقوفات حرم خوراک‌هایی برای آنان تهیه کند.

 

 

قلمروی وقف و جهان دانش؛ یک پیوند خجسته

تاریخ علم و دانش در ایران، با آیین وقف پیوندی استوار دارد. وقف در راه گسترش علم و فضاهای علمی، یکی از گونه‌های مهم این آیین خداپسندانه به شمار می‌آمده است. بسیاری از دانش‌پژوهان به‌ویژه فراگیران دانش‌های دینی در هزاره‌ها و سده‌های گذشته در مدرسه‌های بزرگ در سراسر ایران و البته جهان اسلام به پشتوانه آیین وقف دانش‌های زمانه خود را فرامی‌گرفتند. مدرسه‌ها و کتابخانه‌هایی بسیار در شهرهای گوناگون از محل درآمد اوقاف ساخته و گردانده می‌شدند و علم‌آموزی طلاب و دانش‌آموزانی بسیار، از دستاوردهای این پیوند خجسته میان قلمروی وقف و جهان دانش به شمار می‌آمد. وقف بر علم و دانش به‌عنوان ماندگارترین شکل وقف، سرمنشأ شکل‌گیری مراکز فراوان علمی در گذر سده‌های گوناگون در سرزمین‌های اسلامی به‌ویژه ایران بوده است. وقف کتابخانه شاپور ابن اردشیر از سوی وزیر بهاءالدوله در‌سال ۳۸۱ هجری با بیش از ١٠‌هزار جلد کتاب در کنار مدرسه‌های نظاميه در بغداد، مدرسه‌های بيهقيه و سعيديه در نيشابور، مدرسه‌های دو در و پریزاد در مشهد در روزگار تیموری با هدف گسترش معارف دینی، از مهمترین آنها به شمار می‌آیند.

 

 

نیک بیندیش، وقف کن، قانون بگذار ... جاویدان می‌شوی

نیکوکاری، دگریاری و خوددوستی، از انگیزه‌های گوناگون سنت وقف در تاریخ جهان و ایران به شمار می‌آید. انسان‌ها کوشیده‌اند با تکیه بر این انگیزه‌ها یادگارهایی جاودانه از خود در تمدن بشری بر جای بگذارند.
سیدجواد امام‌جمعه‌زاده، استادیار دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان در نوشتاری با نام «نقش وقف در بهبود اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی» در مجله «وقف؛ میراث جاویدان» دراین‌باره نوشته است «در وقف دو بعد خوددوستی و نوع‌دوستی انسان به منصه ظهور می‌رسد. یکی از هنرهای اسلام به منظور نفوذ بیشتر کلامش در انسان استفاده از خوددوستی (حب نفس) است که در آیات مختلف خطاب به انسان عنوان می‌کند که اگر خودت را دوست داری به انجام واجبات و کارهای نیک و ترک محرمات همت گمار. در وقف نیز از بُعد خوددوستی انسان استفاده کرده و عضویت در این نهاد را راهی می‌داند که در آن نام انسان و مالکیت اموال و دارایی‌های او تا ابد تضمین می‌شود و در مواردی که مدنظر دارد، عایدات آن به مصرف می‌رسد. وقتی انسانی ببیند که فردی مثلا ٧٠٠سال قبل چیزی را وقف کرده که مطابق نظر واقف انتفاعی را چه مادی و چه معنوی به مردم می‌رساند و درحال حاضر هم از او به نیکی یاد می‌شود، این احساس برای او پیش می‌آید که راهی وجود دارد که انسان می‌تواند عمر خود را بسیار طولانی کند و به قول سعدی مرد نکونام شود».
به اعتقاد وی «اصولا اسلام احترام خاصی برای مسلمان قایل شده و به او حق قانون‌گذاری داده، به‌طوری که او با تنظیم یک وقف‌نامه می‌تواند قوانین و مقرراتی را وضع کند، موقوفه و تولیت آن را معین و موارد مصرف را مشخص نماید و پس از احراز شرایط به عنوان قانونی شرعی و رسمی محسوب شود. این قانون که از تکریم انسان در اسلام حکایت دارد یک قانون ارجمند و گرامی است و کلیه شرایط مندرج در آن محترم و تغییر در آنها یا تغییر مصرف آنها جایز نیست و متناسب با نیت واقف باید صرف شود. باید از طرق مختلف همچون صرف موقوفه مطابق نظر واقف زمینه ماندگاری نهاد وقف و نام واقفان را فراهم ساخت و به‌عنوان یک ارزش بالای اجتماعی به آن نگریست و به شدت از امحای این نام‌های نیکو ممانعت کرد تا میدان وسیعی برای افراد خیر و نیکوکار باز شود، اعتماد مردم جلب گردد و افراد متمکن جایگاه خاصی را برای امور عام‌المنفعه در نظر بگیرند».
وقف، سنتی ریشه‌دار در سراسر جهان است. واقفان در بسیاری از سرزمین‌ها کوشیده‌اند بخشی یا همه دارایی خود را در مسیری مشخص وقف کنند تا همه اعضای جامعه بتوانند از سود آن بهره‌مند شوند. مردمان فرهنگ‌هایی که با اندیشه وقف آشنایی دارند، برای واقفان جایگاهی والا در نظر می‌گیرند. روایتی در این زمینه از یک موقوفه در فرانسه نقل شده است که می‌تواند اهمیت مسأله را بازنماید «وقتی از مسئول یکی از دانشکده‌های دانشگاه سوربن فرانسه سوال می‌شود که به چه دلیل در این دانشکده هیأت بطلمیوس که علم امروز اساس آن را برهم‌زده تدریس می‌شود می‌گوید هزینه تدریس این موضوع از موقوفه تأمین می‌گردد و اگر آن را تغییر دهیم واقفانی که می‌خواهند موقوفه آنها پایدار باشد دیگر به این کار رغبت نخواهند کرد و احتمال می‌دهند که با موقوفه آنها همین‌طور عمل شود».

 

منبع: شهروند

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: