مصیبت گاومیری

1396/12/5 ۰۸:۰۹

مصیبت گاومیری

آفت بزرگ دام چگونه روستاییان و کشاورزان ایران را در سال‌هاي نخستينِ پس از جنگ یکم جهاني زمین‌گیر کرد

 

 آفت بزرگ دام چگونه روستاییان و کشاورزان ایران را در سال‌هاي نخستينِ پس از جنگ یکم جهاني زمین‌گیر کرد
 

سندها و گزارش‌های تاریخی انستیتوی پاستور، از وضع اقتصادی و اجتماعی ایرانیان در میانه این بحران چه روایت می‌کنند

يکي از رويدادهاي مهم اجتماعي- اقتصادي در دهه پس از جنگ یکم جهاني (١٢٩٧ تا ١٣٠٧ خورشیدی) که در پس هياهو و آوازه رخدادهای مهم سياسي آن روزگار، از نگاه تاریخ‌نگاران دور مانده، روند چشمگير و ناخوشايند مرگ‌ومير بسياري از گاوها در سرزمین ايران به‌ویژه در نيمه شمالي، از شرق تا غرب، در پی گسترش و همه‌گیری بیماری‌های واگیر حيواني بوده است. این پدیده، با توجه به اهميت و جایگاه گاو در اقتصاد کشاورزی و دامپروري در آن روزگار، نه‌تنها معيشت بخشی بزرگ از مردم ايران به‌ویژه کشاورزان و دامداران را با چالشی جدي روبه‌رو کرد، که بر اقتصاد کلان ايران نيز تأثير منفي گذاشت.
 

 

جنگ که پایان یافت، گاوها مردند
پديده گاوميري برپایه گزارش انستيتوی پاستور در همان زمان، از دو بيماري شاربن (سياه‌زخم حيواني) و طاعون گاوي سرچشمه مي‌گرفت. نخستین نشانه‌های مرگ‌ومیرگاوها از میانه‌های ‌سال١٢٩٧ خورشیدی در منطقه‌های پیرامونی تهران پدیدار و گزارش شد، اما گسترش تلفات و نفوذ جغرافيايي اين آفت حيواني، از نخستین روزهای‌ سال ١٢٩٨ خورشیدی رخ داد و پیامدهایی ناگوار بر زیست روزمره مردم و اقتصاد جامعه ایران گذاشت. اداره خالصجات پايتخت در وزرات ماليه، در گزارشی به نخست‌وزیر در خرداد ١٢٩٨ خورشیدی چنين آورده است «مفتخرا ترجمه راپرتي که از مسيو واشنوسکي رئيس بهره‌برداري خالصجات ورامين رسيده [...] از لحاظ مبارک گذرانده معروض ميدارد قحطي و امراض سنوات ماضيه و مخصوصا گاوميري اخير فوق‌العاده بدهات خالصه صدمه وارد آورده و رعاياي خالصه با اشکال به انجام امور رعيتي مواجهه ميگردند. اخيرا نيز مجددا امراض مسري در بين گاوها افتاده و در هر آبادي ده دوازده گاو يکمرتبه تلف ميشوند[.] امروز جهت حفظ منافع دولت لازم است بازوهاي توانا بامور رعيتي قيام نمايد تا در جمع‌آوري حاصل و ضبط غله ديوان تعويق روي ندهد». مردم پاره‌ای منطقه‌های استان فارس نيز هم‌زمان، به این پدیده ناگوار گرفتار شده بودند، چنان‌که نمایندگان آن‌جا در مجلس شوراي ملي در نامه‌اي به نخست‌وزير، گاوميري را در کنار خسارت‌های ملخ‌خوارگي و خشکسالي، يکي از عامل‌های مهم در پیچیدگی وضع معيشتي مردم یاد کرده، از دولت خواستند از فشار مالياتي بر رعیت‌ها بکاهند «[...] زراعتي براي مالک و رعيت باقي نمانده که از عهده چنين تکليف فوق‌الطاقه برآيند[.] ازجمله دهاتي هستند که عايدات ندارند [...] مختصر رعيتي هم باقي باشد آواره شده بکلي دهات از آبادي ساقط خواهد شد». خان‌های ايلات قشقايي نيز در نامه‌اي به پايتخت خواستند به دلیل خسارت‌های فراوان خشکسالي، شترميري، گاوميري و ملخ‌خوارگي در فارس، از تخفيف مالياتي بهره‌مند شدند. وزارت ماليه در پي اين وضعیت، چند ماه پس از درخواست‌ها در نامه به نخست‌وزير، چاره جست «[...] اداره ماليه فارس بوسيله تلگراف رمز پيشنهاد نموده است که از سي‌وسه‌هزار تومان تفاوت عمل قشقائي بواسطه خسارت گاوميري و ملخ‌خوارگي و غيره تخفيف داده شود[.] اگرچه نقطه‌نظر وزارت ماليه آن است که تمام ماليات قشقائي را اصلا فرعا وصول نمايد ولي با اوضاع فعلي ايل قشقائي [...] احتمال وصول تمام ماليات نبوده و لذا سواد تلگراف واصله را تقديم مينمايد تا هر قسم مقرر نمايند جواب داده شود». ميزان فراوانی و گستردگی اين بحران در‌سال ١٣٠٠ خورشیدی به اندازه‌اي بود که کارگزاران حفظ‌الصحه وزارت داخله را واداشت به نخست‌وزير نامه نوشته، از او بخواهند اداره ژاندارمري را به همکاري با حفظ‌الصحه برای مبارزه با بيماري طاعون گاوي موظف کند.
 

 

گاومیری ناگهان همه‌گیر شد
روند گاوميري در نخستین‌ سال سده ١٤ خورشیدی، دست‌کم در منطقه‌های مرکزي ايران، به گونه‌ای چشمگیر پیوستگی داشت و وضع معيشتي بسياري از مردم را پیچیده کرده بود. اهالي خمين، ملاير و گلپايگان در میانه‌های ‌سال ١٣٠١ خورشیدی در نامه‌اي، همزمان به نخست‌وزير و وزارتخانه‌هاي جنگ، داخله و ماليه، از خسارت‌های آفت‌هاي کشاورزی و گاوميري بر زندگی و معیشت‌شان سخن رانده، خواستند دولت به مردم رنج‌ديده آن بخش از ایران یاری رساند. این یاری‌خواهی، با نامه نخست‌وزير به وزارت ماليه همراه شد «[...] عجالتا سختي ننموده و بمدارا رفتار کنند». اداره صحيه وزارت داخله نیز آذر همان ‌سال در پی مرگ‌ومیرگاو و گوسفند در کردستان به وزارت جنگ درباره اهمیت اختصاص اعتبار برای سرکوبي بیماری‌های حيواني نامه نوشت. پديده نابودي گاوها که دستاورد همه‌گیری شيوع و گستردگی آفت حيواني به شمار می‌آمد، همچنان گريبان ساکنان منطقه‌های مرکزی سرزمین ایران را گرفته، معيشت حتي زیست آنان را با آشفتگی جدي روبه‌رو کرده بود. عبدالوهاب رضوي، نماينده همدان در مجلس شورای ملي در میانه‌های ‌سال ١٣٠٢ خورشیدی درباره وخامت وضع در آن منطقه و تنگدستی و درماندگی موکلان خود در زمینه معیشت به نخست‌وزیر چنین نوشت «[...] ترضي [بیماری] گاو تقريبا نه عشر [٩٠ درصد] از گاوهاي نواحي همدان تلف و بقيه هم مريض، محصول زراعي نکوبيده، وسايل کاشتني معدوم، احتمال قحطي ميرود، از حيث عفونت محتمل است امراض عمومي توليد شود[.] علاج عاجلي لازم است». آفت یادشده دامي که در منطقه‌ها و شهرهاي پیرامون پايتخت نيز همه‌گیری یافته بود، حتي با ورود به زمین‌های خالصه سردار سپه و پاره‌ای ديگر از صاحب‌منصبان سياسي و نظامي، نه‌تنها آسیب‌هایی به رعيت‌هاي ساکن در آن زمين‌ها رساند که دارايي اين شخصیت‌های نوظهور جایگاه‌های سياسي و نظامي را نيز با خطر روبه‌رو کرد. گزارش تحقيقات «وزارت فلاحت و تجارت و فوايد عامه» در فروردين ١٣٠٣ خورشیدی درباره بيماري طاعون گاوي در ناحيه دماوند و روستاهاي پیرامون که زمین‌های شاهزاده امان‌الله ميرزا و رضاخان را دربرمي‌گرفت، چنين روایت کرده است «موافق تحقيقات مرض طاعون گاوي در پاييز ١٣٠٣ ش از حصار کلدک ورامين به ناحيه دماوند سرايت نمود و از قرا [روستاها ...] عبور نمود با املاک بندگان حضرت اشرف سردارسپه رسيد [...] و در قسمتي از املاک نواب والد شاهزاده امان‌الله ميرزا وارد شد [...] و حتي در قسم ديگر از املاک ايشان در بومهن که در جنب همان قرا فوق‌الذکر بود سرايت نمود[.] چون وسايل جلوگيري هنوز مهيا نبود مقدار زيادي از حيوانات را اين مرض تلف نمود و از اين قرا بخود قريه دماوند و ساير قرا اطراف سرايت نمود و فقط بعضي از قرا [... که] متعلق به حضرت آقاي عبدالله‌خان اميرلشکر مي‌باشند مصون مانده است. هنوز هم در دماوند و اطراف مرض باشد که هرچه تمامتر مشغول اتلاف حيوانات است و مجددا هم مرض از دماوند به املاک بندگان حضرت اشرف سرايت نمود[.] چند روز قبل در کلاهک دو گاو تلف شد و حاليه هم در مهرآباد يک گاو مريض وجود دارد». میزان آشفتگی، ناگواری و پیامدهای این پدیده ناخوشايند را در زمینه‌های گوناگون، در سندی تاریخی می‌توان دریافت؛ اداره انستيتوی پاستور به‌عنوان زيرمجموعه وزارت معارف و صحيه به رضاخان، نخست‌وزير ايران در آن روزگار نامه نوشته است تا دولت را برای پذیرش و همیاری بنیان‌گذاری يک آزمايشگاه مجهز آفت‌هاي حيواني برانگیزد «[...] از چند‌سال قبل باين طرف در طهران و غالب ولايات بکرات عديده مرض گاوميري بروز کرده و باعث تلفات زيادي از حيث گاو و گوسفند و بز وارد آورده است. البته خساراتي که از اين راه بمملکت و ملت و خزانه و دولت وارد شده است بر خاطر محترم پوشيده نيست و اگر احصائيه صحيحي در دست بود ممکن بود ميزان خسارات وارده را که قطعا بارقام وحشتناکي مي‌رسد تعيين کرد. بخوبي واضح است که اتلاف حيوانات مذکور علاوه بر اينکه بقيمت خود حيوان ضرر مستقيم ملت و مملکت است به‌طور غير مستقيم خسارات ذيل را نيز متوجه ميسازد: اولا در نتيجه کاسته‌شدن عده مواشي مقدار زيادي شير و پنير و ساير مواد لبني خسارات وارد و بهمان ميزان از آذوقه عمومي مملکتي کاسته مي‌شود. ثانيا رابطه تلف‌شدن گاو با امر زراعت مختل مانده و دهات و اراضي مزروعه کم‌کم رو بخرابي گذاشته و علاوه بر خساراتي که از حيث نقصان ماليات بخزانه دولت وارد ميشود رعيت هم کم‌کم بي‌پا شده و قحطي مملکت را تهديد ميکند[.] ثالثا بواسطه کسر برداشت محصول تجارت حبوبات و مواد لبني بحال وخيمي درميايد و از مقدار صادرات مملکت ارقام زيادي کاسته ميشود[.] رابعا تجارت پوست و چرم و پشم و تجارت قالي که يکي از مهمترين صادرات ايرانند دچار سکته بزرگي خواهد شد[.] خامسا فقدان حيوانات باعث ميشود که مراتع دولتي ديگر باجاره نرود[.] سادسا رعيت بي‌پا و مفلوک و چوپان بي‌گله و تجار پشم و پوست و غله و قالي که ديگر وسيله تجارت نداشته و بايد از سرمايه بخورند[،] باعث ازدياد عده گدايان مملکت ميشوند[.] خلاصه خساراتي که از اين حيث بدولت و افراد مملکت وارد مي‌گردد بقدري زياد و واضح است که محتاج بذکر نيست و همه مي‌دانند که در موقع اپيدمي به‌طور متوسط هشتاد‌درصد حيوانات تلف ميشوند».
 

 

کشاورزان به خاک سیاه نشستند  دولت مالیات می‌خواست
قزوين و منطقه‌های پیرامون آن، يکي از مرکزهای مهم گاوميري در آن روزگار به شمار می‌آمد و روستاييان درمانده در آنجاها درپی مرگ‌ومیر گاوها خسارت‌هایی فراوان دیدند. مردمان آن منطقه هنگامي که نخست‌وزير در میانه‌های ‌سال ١٣٠٣ خورشیدی بدان‌جا سفر کرد، چنین خواستند «امر به تشکيل بانک فلاحتي با صدهزار تومان سرمايه در اداره ماليه قزوين و قرض دادن بفلاح [به کشاورزان] به ربح صدي پنج براي خريد گاوهائي که امسال طعمه طاعون شده و از ميان رفته و همچنين مهم‌تر از هر اقدامي، جلوگيري از مرض گاوميري که هنوز هم با شدت هر چه تمامتر باقيست و روزگار زارع و فلاح را سياه کرده است».
اصرار دولت بر دريافت ماليات از توده مردم، حتي در اين شرايط توان‌فرسا و دشوار، بيش از پيش بر آشفتگی وضع زندگی مردم بینوا می‌افزود و تاب‌آوری سختی‌ها را براي آنان ناممکن می‌کرد. گرفتاری این بینوایان را در آن هنگامه، در یک سند تلگرافي به کارگزاران حکومتی در پايتخت، این‌گونه می‌توان دریافت «چاره ما بيچارگان ناچار چيست که با اينحال خرابي سيل‌زدگي و تگرگ و بلاي جديدمان گاوميري عمومي که الان موقع خرمن کردن است[،] گاو وجود ندارد [...] با اينحال بقلب‌هاي پيشکار ماليه و کارکنان وزارت جليله ماليه و فوائد عامه اثري ننموده [...] لطفا دستور فرمايند از ماليات اينجا صرفنظر نموده [...] شايد قريب بيست‌هزار نفر هم بر تعداد فقراي مملکت افزوده خواهد شد، در پايان استدعا داريم که اين وزارتخانه‌ها از بانک‌هاي خارجي براي خريدن گاو و بذر و بمنظور آبادکردن املاک استقراض نموده [...]». همچنین گروهي به نام «هيأت ملاکين قزوين» در بهمن ١٣٠٣ خورشیدی، همزمان به نماينده قزوين در مجلس شورای ملي، نخست‌وزير، وزير ماليه و آرتور ميلسپو مستشار آمریکایی و رئيس کل ماليه ايران نامه نوشته، با توصیف وضع ناگوار و آشفته اقتصادي رعيت‌هاي قزويني، کاهش فشارهاي مالياتي را خواستند «در سنه ماضيه برحسب تظلم حقه مالکين و زارعينِ فروگرفته [...] امر به مميزي صادر و هيات مميزي اعزام فرموديد[،] در نتيجه زحمات و خسارات فوق‌العاده بعضي از قراء خراب مميزي شده[،] با اينکه در هذا السنه بواسطه آفت و مرض گاوميري نسبت به سنه ماضيه نکث [پیمان‌شکنی] نموده[،] مامورين ماليه با کمال بيرحمي و سختي در اين فصل زمستان الغا مميزي را اظهار و در هر محل برحسب ميل و اراده خود مطالبه ماليات اجحافي مي‌نمايند[؛] منجمله ضياآباد که برحسب احکام صريح دولت در سنه ماضيه مميزي استبدادي شد و حاليه با يک فشار تاسف‌آوري ماليات قبل از آن را که مورد شکايت و پذيرفتن دولت بود مطالبه نمايند [...] مالکين و رعاياي ضياآباد به شهر آمده و در تلگرافخانه متحصن شدند و جمعيت متحصنين روبه تزايد است و غير از احقاق حق و رفع تعدي چيزي نميخواهند».

 

 

هشدار وزارت داخله به دولت؛ مملکت زمین‌گیر می‌شود

گستره نفوذ گاوميري، به‌ سال ١٣٠٤ خورشیدی نیز کشیده شد، در کنار منطقه‌های مرکزي، با فراوانی بیشتر، بخش‌هاي غرب، شمال و شمال غرب کشور را نيز درنورديد. یک سند تلگراف اهالي منطقه‌ای در شمال آذربايجان‌غربي به پايتخت، بر این وضع گواهی می‌دهد «خاطر مبارک از صدمات پارساله کاملا آگاه هستيد و امسال نيز از شدت سرماي زمستان، تخم پاييزکاري و باغات تلف و از خشکسالي محصولات بهاري نيامده و از گاوميري و خوک‌خوارگي بلاي چاکران تشديدي شده و محتاج قوت هستند[،] از اداره ماليه هم قرضه‌هائي که مطالبه مينمايند [...] ما که غير از ذات اشرف پناهي نداريم [...] قدرت اداي قرضه‌هاي دولتي و تامين اهل و عيال نداريم [...] به فلاکت چاکران ترحم فرموده به پيشکار ماليه مقرر فرمايند مطالبه را موقوف و قرضه را با شش‌سال و شش قسط بگيرند». از اين‌رو بود که عبدالحسين تيمورتاش، وزير فلاحت، تجارت و فوايد عامه، مرداد ١٣٠٤ خورشیدی در نامه‌اي به رئيس‌الوزرا پیشنهاد داد شعبه‌های موسسه دفع آفات حيواني در مرکز ولايت‌ها گشوده شود. او همچنین ناکافی‌بودن ٣٠‌هزار تومان اعتبار تخصيص‌يافته به آن موسسه را برای مبارزه با بیماری‌های حيواني در همه بخش‌هاي کشور یادآور شده، افزايش اعتبارات مالي در اين زمينه را خواسته بود.
آشفتگی وضع زندگی، کار و معیشت توده مردم، همچنین خسارت‌های اقتصاد کلان کشور در پی نابودي گاوها اما بيش از آن بود که به پندار آید و اگر حکومت تدبيرهایی ویژه نمی‌انديشيد، کشور به سوی يک بحران گسترده اقتصادي و اجتماعي راه می‌برد. سندی که نامه وزارت داخله به نخست‌وزير را در خود دارد، چنین وضعیتی را می‌نمایاند «دايره مرض گاوميري در ايران روزبه‌روز بر وسعت خود افزوده و همواره خبر اشتداد اين مرض به وزارت داخله مي‌رسد و راپورت آن براي جلوگيري بوزارت فوايد عامه ارجاع داده ميشود ولي از طرف وزارت مذکور بواسطه فقدان وسايل تا بحال اقدام اطمينان‌بخشي که رفع نگراني از زارعين بکند بعمل نيامده. خشکسالي هذالسنه نيز مزيد بر علت شده مملکت را بقحط و غلا تهديد مي‌کند[.] رعايا و زارعين بر اثر اين پيش‌آمدها رفته‌رفته در کسب‌وکار مايوس و دست از زراعت کشيده و مختصر رعيتي هم که مانده است بواسطه اين مايوسي از ميان خواهد رفت. وزارت داخله باقتضاي وظيفه اهميت قضيه را بعرض هيئت محترم دولت ميرساند و خواطر محترم را تذکر ميدهد که اگر بفوريت در جلوگيري از مرض مزبور اقدام اساسي بعمل نيايد و رفع نگراني از اهالي نشود[،] گذشته از اينکه ماليات دولت در سنوات آتيه از بين خواهد رفت[،] رشته زراعت نيز بکلي ازهم‌گسيخته و دولت را دچار زحمات و مشکلات خواهد نمود». کارگزاران حکومت بدین‌ترتیب بسیار به تکاپو افتاده، از راه‌ها و ابزارهای گوناگون براي رویارویی با اين فاجعه روبه‌گسترش بهره جستند. نخست‌وزير در مهر ١٣٠٤ خورشیدی به وزارت جنگ دستور داد با وزارت فلاحت برای مبارزه با آفت حيواني همکاری کند، همچنان‌که ماموران نظامي ماموریت یافتند ماموران موسسه دفع آفات حيواني را برای کنترل بیماری‌های گاوي در گيلان یاری دهند. فرونشاندن شعله‌هاي اين آفت اما آسان نبود؛ کوشش‌های ماموران و کارگزاران حکومتی، با کمبود امکانات و نيروهاي متخصص روبه‌رو می‌شد. عامل‌هایی دیگر نیز بر گسترش دامنه بحران مي‌افزود. اداره انستيتوی پاستور، در گزارشي به وزارت فلاحت درباره چگونگي گسترش گاوميري در ناحیه سمنان چنين آورده است «[...] مرض گاوميري در قسمت قشلاق شروع شده و تقريبا ٩٥‌درصد کارهاي قسمت مزبور و قسمت ريکان را تلف نمود. در ناحيه شرقي تقريبا تمام حيوانات مريض ميباشند ولي در ناحيه غربي هنوز مرض سرايت نکرده است [...] در ناحيه قشلاق بزرگ در سمت مغرب مرض از بلوک همجوار سرايت کرد و ناحيه مزبور کانوني براي انتشار مرض در ساير قسمتهاي خود شده است و چون قشلاق در سر راه خراسان گرفته بواسطه عبور و مرور و تردد انسان حيوان مرض گاوميري در خطه خراسان نيز تا علي‌آباد پيش رفته است. ضمنا بي‌احتياطي که از رعايا که گاوي را از ترس ابتلا بمرض از بلوک قشلاق به قريه انتقال داده‌اند سبب انتشار مرض در قسمت شرقي شده است [...] اهالي از يکطرف بواسطه مرض گاوميري عوايد زراعت را از دست داده و از طرف ديگر شيوع مرض مالاريا رمقي براي آنها باقي نگذارده [و ...] رعايا را از کار بازداشته است بطوريکه اگر فکر عاجلي براي دفع اين مرض نشود بلوک مزبور ملکي مخروبه و ويران خواهد شد [...] و با احتياج مبرمي که بلوک خور براي طبيب و وسايل حفظ‌الصحه دارد طبيب حافظ‌الصحه آن‌جا منحصر به يک نفر است آنهم مدت يکسال است که بدون حقوق مانده و با نبودن دوا و لوازم صحي اقدامات او را عقيم نموده است [...] يک مسئله‌اي که بيشتر موجب انتشار مرض گاوميري شده است اين است که اغلب گله‌داران متعددي در نزديک دهات ديده ميشود که غالبا درحال تغيير محل گاوهاي خود از ناحيه‌ای بناحيه ديگرند، علاوه بر اين چون شاهراهي مابين قسمت‌هاي محفظه وجود ندارد راه عبور و مرور متعدد است بواسطه تردد مداوم، مرض از طرق مختلف از نقاط محفظه به نقاط سالم سرايت مينمايد». بدين ترتيب بود كه همه‌گیری بيماري کشنده در میان دام‌ها، زندگی و معیشت شماری چشمگیر از توده‌های مردم، به‌ویژه روستاییان و عشایر را در آن برهه زمانی فلج کرد.

 

منبع: شهروند

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: