1396/7/10 ۱۱:۴۹
خوگرفتن به واردات جنسهای صنعتی از اروپا، یکی از پدیدههای ناخوشایند تاریخ معاصر ایران به شمار میآید. ایرانیان به دلیل وابستگی به اقتصاد کشاورزی در این سرزمین دیرینه، هیچگاه برای دستیابی به صنعت و تولید صنعتی در اندازههای گسترده، نکوشیدند.
یک روایت یک حکایت؛ میرزا حسینخان تحویلدار و روایت یک فریب بزرگ
خوگرفتن به واردات جنسهای صنعتی از اروپا، یکی از پدیدههای ناخوشایند تاریخ معاصر ایران به شمار میآید. ایرانیان به دلیل وابستگی به اقتصاد کشاورزی در این سرزمین دیرینه، هیچگاه برای دستیابی به صنعت و تولید صنعتی در اندازههای گسترده، نکوشیدند. این مسأله موجب شد در سدههای متاخر به دلیل آشنایی بیشتر با جامعههای اروپایی و فریفتگی در برابر صنایع مدرن، به واردات جنسهای صنعتی تولیدشده در اروپا روی آورند؛ پدیدهای که وابستگیهایی بزرگ در زمینههای گوناگون اجتماعی و اقتصادی در پی آورد. پوشاک، یکی از این گسترهها بود که در این میانه با دگرگونیهای بزرگ روبهرو شد. روایت میرزا حسینخان تحویلدار، یکی از نویسندگان دوره قاجار درباره این پدیده در آن روزگار، ما را با این پدیده آشنا میکند. «چندین سال است پارچههای زرد و سرخ باطنسست فرنگستان رواج گرفته، هر دفعه اقمشه ایشان طرح تازه بوده و هرکدام به نظرها تازگی داشته[،] مردم ایران جسم و جان خود را رها کردند و دنبال رنگ بوی دیگران بالا رفتند و درواقع در این مرحله به ضررها رسیدند و درست ملتفت نیستند، چنانچه الان بهخصوص [در] لباس ارزان معقولانه نه مقرون به صرفه و دوام حیرانند. از این طرف هم صنف نساج متاعش کمخریدار شد تشبه به فرنگیان ورزید، دست از قوام معنی برداشت و به لطافت صورت چسبید، برای نزاکت ظاهر و سهولت امر پود قدکها را ریسمان فرنگی کردند، بدترکیب شدند، مرکبا از اختلاط ایرانی و فرنگی کارشان بالمره معیوب شد و در حین استعمال ترکید و خرد شد و نیز از شقّیت و کرک و دوام افتاد». علی بلوکباشی، مردمشناس و نویسنده در مقدمه کتاب «پوشاک در ایرانزمین» که از سری مقالات دانشنامه ایرانیکا به شمار میآید، شکلگیری فرآیند واردات صنعتی را در حوزه پوشاک در تاریخ معاصر ایران چنین روایت میکند: «از میانه دوره قاجار، بهویژه از دوره ناصری به این سو که ورود انواع قماش و کالای خارجی به ایران فزونی گرفت و عادت به خرید پارچههای خارجی و استفاده از آنها در دوخت لباس در میان گروههای مختلف مردم معمول گردید، پوشاک سنتی ایرانیان نیز کموبیش تغییر کرد». این پژوهشگر سپس به نقل از لرد کرزن که مدتی در سالهای پایانی دوره ناصری در ایران به سر میبرده و کتاب «ایران و قضیه ایران» را نگاشته است، درباره ورود پارچههای خارجی به ایران و دوخت لباسها با این پارچهها چنین مینویسد: «گذشته از اشیای تجملی غربی که طبقات بالا به آن معتاد شدهاند تا پوشاک همه طبقات جامعه از مردان گرفته تا زنان، جملگی از غرب وارد میشود. ابریشم، ساتن و ماهوت برای طبقه اعیان و قماس نخی و پنبهای برای همه طبقات. لباس یک روستایی ساده از منچستر یا مسکو میآید و نیلی را که همسر او به کار میبرد از بمبئی وارد میشود. درواقع از بالاترین تا پایینترین مراتب اجتماعی بهطور قطع وابسته و متکی به کالاهای غربی شدهاند».
منبع: شهروند
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید