مدارس جدید طفل را لامذهب نمی‌کند

1396/4/19 ۱۱:۴۳

مدارس جدید طفل را لامذهب نمی‌کند

آنچه امروزه به عنوان دستاوردهای فرهنگی- اجتماعی در جامعه ایران به شمار می‌آید، به آسانی به دست نیامده است. نظام کنونی آموزشی در بخش‌های آموزش ابتدایی، متوسطه و عالی، برآیند کوشش‌های سترگ ایرانیانی است که در دو سده اخیر با وجود همه مانع‌ها و ایستادگی‌های مخالفان، در تجهیز جامعه ایران به آموزش‌های نوین پای‌مردی کرده‌اند.


کوشش‌های اجتماعی ایرانیان در تاریخ معاصر چگونه به بار نشست
 

آنچه امروزه به عنوان دستاوردهای فرهنگی- اجتماعی در جامعه ایران به شمار می‌آید، به آسانی به دست نیامده است. نظام کنونی آموزشی در بخش‌های آموزش ابتدایی، متوسطه و عالی، برآیند کوشش‌های سترگ ایرانیانی است که در دو سده اخیر با وجود همه مانع‌ها و ایستادگی‌های مخالفان، در تجهیز جامعه ایران به آموزش‌های نوین پای‌مردی کرده‌اند. عیسی صدیق، کارگزار دولتی در روزگار پهلوی، خاطره‌ای از روزگار کودکی روایت کرده است که چگونگی شکل‌گیری مدرسه‌های نوین را در تاریخ معاصر ایران می‌نمایاند. او در کتاب «یادگار عمر» می‌نویسد «مرا بمدرسه کمالیه نزدیک مسجد معیر گذاشتند. ... مدرسه کمالیه نیز مانند مدرسه ادب تحت نظر حاج میرزا یحیی دولت‌آبادی بود. ... یک سالی در اینجا بتحصیل اشتغال داشتم که روزی پدرم مرا بمدرسه سیدنصرالدین برد و بآخوند ملاهاشم که در آنجا حجره داشت سپرد ... علت بیرون آوردن من از مدرسه کمالیه این بود که مردم مقدس ... رفتن بمدارس جدید را جائز نمی‌شمردند و آنها را باعث سستی عقیده و ایمان می‌دانستند. بهمین سبب کسانی که موسس و متصدی مدارس بسیار معدود آنزمان بودند حقیقه فداکاری می‌کردند زیرا بدون هیچ مانعی با کمال آسانی آنها را متهم به بی‌دینی کرده مورد آزار قرار میدادند». این شبهه‌ها موجب می‌شد بنیان‌گذاران و متولیان مدرسه‌های نوین برای اثبات دین‌داری خویش و رد تهمت‌ها بسیار بکوشند «موسس و مدیر مدرسه کمالیه مرتضی خان مردی بود که در حدود چهل سال داشت ... در اعیاد و ایام سوگواری مرتضی خان در جشنها و مجالس روضه‌خوانی شرکت می‌جست و آداب و رسوم مذهبی را دقیقا مراعات میکرد و با علما و پیشنمازان و مجتهدین محله مانند سیدعلاءالدین مرعشی و حاج سیدمهدی شوشتری روابط حسنه داشت و گاهی آنانرا بمدرسه دعوت میکرد و برنامه و کتب درسی را بنظر آنان میرساند و امتحان قرآن و شرعیات را با حضور آنها انجام میداد». ناآگاهان اما نه تنها به این مسایل توجه نداشتند، که، بر اساس شنیده‌هایشان درباره آن مدرسه‌ها داوری می‌کردند. عیسی صدیق درباره رفتاری که با مدیر مدرسه کمالیه می‌شده، چنین نوشته است «از گزند و آزار معاندین و کهنه‌پرستان و متعصبین افراطی مصون نبود. در تمام کوچه‌هائی که بمدخل مدرسه کمالیه ختم می‌شد بر دیوارها با گچ و ذغال بخط درشت نوشته بودند: مرتضی خان مدیر مدرسه کمالیه بابی است. بعضی از اراذل را نیز تحریک میکردند که در موقع عبور او از کوچه و بازار کلمات زشت بر زبان آورند. یکروز هم که آن خدمتگزار فداکار بفاصله چند متر مقدم بر صف ما از مدرسه بخانه میرفت از پشت بام مشرف بکوچه یک سینی از خاکستر بر سر او ریختند و آن مرد شریف با کمال شکیبائی سر و صورت و کلاه و لباس خود را پاک کرد و براه خود ادامه داد. این نوع حرکات در روحیه اولیای اطفال تاثیر داشت و شاید در اثر این قبیل تبلیغات و هرزگیها پدر من تصمیم گرفت مرا بمدرسه سیدنصرالدین بفرستد. در مقابل مخالفت افراد متعصب با تحصیلات جدید، دائی من که در دارالفنون طب میخواند پیوسته با پدر و مادرم مذاکره و سعی میکرد بآنان مدلل دارد که مدارس جدید طفل را لامذهب نمی‌کند تا آنکه موفق آنها را متقاعد کند مرا بمدرسه کمالیه بگذارند».

منبع: شهروند

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: