1395/10/1 ۰۸:۱۵
رضا داوریاردکانی از چیستی دانشگاه میگوید
موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی میزبان رضا داوریاردکانی بود تا در نشست «فلسفه و آموزش عالی» سخنرانی کند. رئیس فرهنگستان علوم در این نشست با بیان پرسشی کلیدی به بحث پیرامون دانشگاه پرداخت. «اگر از من بپرسید دانشگاه چیست؟» سوال مهم داوریاردکانی در این نشست بود که او در پاسخ به آن گفت: «اگر از من بپرسید دانشگاه چیست به شما پاسخ خواهم داد که نمیدانم؛ چراکه هزاران کتاب در ارتباط با دانشگاه نوشته شده است و من این کتابها را نخواندهام که بتوانم به «چیستی دانشگاه» پاسخ دهم؛ اما اینکه دانشگاه چرا هست؟ چه میکند؟ به کجا میرود؟ و منشا چه اثری است؟ پرسشهایی فلسفی در باب دانشگاه است که میتوان پیرامون آن تاملورزی کرد.» داوری در ادامه بحث خود در این نشست ضمن تقسیمبندی تاریخ بشر به دو دوره گفت: «نخست، دورهای که در آن فرهنگ از طبیعت پیروی میکند. در این دوره، ما جزئی از جهان هستیم و با جهان زندگی میکنیم. این نگاه، تا آخر قرون وسطا در اروپا و تا 200 سال پیش در کشور ما حاکم بود. در این دوره «فرهنگ» به آدمی کمال میدهد اما وسیله دگرگون کردن جهان و تصرف در آن نیست. دوره دوم «رنسانس» است، در رنسانس انسان و تلقی از آن، تحول پیدا کرد؛ بشری به وجود آمد که شأن مهندسی، ساختن و پدیدآوردن داشت. اینجا بود که طبیعت و فرهنگ جای خود را با هم عوض کردند.» وی در ادامه افزود: «تا پیش از آن، «طبیعت» میزان بود اما در رنسانس «من» میزان شد و طبیعت بهعنوان وسیلهای در اختیار «من» قرار گرفت تا آن را درجهت ساختن آنچه فکر میکرد به آن نیاز دارد، به کار گیرد. در رنسانس از جمله کارهای مهم «اتوپینویسی» بود و کتاب «توماس مور» نمونهای از این اتوپینویسیها است؛ «اتوپی؛ فرضی از یک زندگی است که فکر میکنیم باید محقق شود.» ادبیات قرون 16 و 17 در انگلستان و فرانسه بسیار به اتوپینویسی پرداخت و کوشید برای علم جدید، سیاست جدید، انسان جدید، روابط جدید و... تصویرسازی کند.» داوری در ادامه بحث خود با اشاره به دوره جدید زندگی بشر تاکید کرد: «در دوره جدید، فرهنگ مدلی برای زندگی شد و تصرف در طبیعت «اصل» قرار گرفت و در این فضا بود که دانشگاه با این فکر متولد شد؛ این دانشگاه بیشتر آموزش میداد و از آن حالت اشرافی و ایدهآل گذشته خود فاصله گرفته بود و با جامعه بیشتر پیوند میخورد. اینکه چقدر دانشگاههای ما از فضای حاکم بر غرب تاثیر پذیرفت، نیز جای تامل دارد. واقعیت این است که دانشگاههای ما، عین تحولاتی را که دانشگاهها در غرب از سر گذراندهاند، تجربه نکردهاند اما خواهناخواه نیز از آن متاثر بودهاند. معتقدم علم باید با فرهنگ ما مناسبت داشته باشد و این موضوع برای همه کسانی که درباره دانشگاه فکر کردهاند، مساله بوده است که دانشگاه با فرهنگ چه میکند؟» شاید مهمترین بخشهای صحبتهای رئیس فرهنگستان علوم در این نشست سخنان او درباره نقش کنونی دانشگاه بوده است: «به نظر میرسد که امروز دانشگاه فقط جای آموزش نیست؛ علم، همه جا هست و مردم با علم زندگی میکنند؛ حتی در جهان توسعهنیافته نیز همه مردم به علم دسترسی دارند. علم دیگر در حصار دانشگاه نیست و نمیتواند باشد. تا پایان جوانی من، ما چندان در دانشگاه، پژوهش نداشتیم و پژوهشهای اجتماعی چنان که باید بسط پیدا نکرده بود. البته پژوهش، امروز، دشوارتر است؛ چراکه امروز هیچکس مسئول چیزی نیست. این در حالی است که دانشگاه باید صورتبخش نظام جامعه و زندگی باشد و تنها متخصص نمیپروراند. دانشگاه باید «چگونگی ارتباط علوم با هم»، «چگونگی آموزش» و اینکه «مردم چه چیزی را باید بدانند» را تبیین کند. حال اینکه، دانشگاه این توانایی را دارد یا خیر، نمیدانم! اما این موضوعی است که در دانشگاههای ما صورت نمیگیرد. دانشگاه ما، نه با صنایع، نه با فرهنگ و نه با اعتقادات ما ارتباطی ندارد و یک برج عاجنشین نه چندان توانا است.» داوری در پایان صحبتهایش به خواستههای جامعه علمی کشور از دانشگاه پرداخت و گفت: «ما دانشگاه مقالهنویس نمیخواهیم. دانشگاه مقالهنویسی میخواهیم که مقالاتش برای دانشجویان، اهل صنعت و فرهنگ مفید باشد. ما دانشگاهی میخواهیم تا نسبت ما با علومانسانی و فرهنگ جدید را تعیین کند. مادامی که «تعداد مقالات» معیار برتری در نظام آموزشی ما است طبیعتا، تقلب علمی رایج میشود. وقتی توانستیم مسائلی از مسائل کشور را حل کنیم، آنگاه «دانشمند» و «استاد» نامیده خواهیم شد.»
منبع: فرهیختگان
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید