مجله بلدیه و زندگی نو

1395/9/28 ۰۷:۲۵

مجله بلدیه و زندگی نو

نخستین سال‌های سده چهاردهم خورشیدی، به ویژه دو دهه نخست را می‌توان روزگار دگرگونی‌های جدید اجتماعی در ایران در نظر گرفت. ورود پدیده‌های تازه به جامعه ایران، از کافه و رستوران گرفته تا مهمان‌خانه، سینما و اتومبیل و نیز تغییر چهره پایتخت به عنوان مرکز این دگرگونی‌ها، جامعه ایران را در آغاز مرحله‌ای تازه از زیست خود جای داده بود. خیابان‌ها و گذرهای خاکی شهر آسفالت شدند، اتومبیل به شکل‌های گوناگون شخصی و همگانی در این خیابان‌ها به راه افتادند، آب لوله‌کشی به خانه‌ها راه یافت و بسیاری دگرگونی‌های دیگر که تصویری تازه از ایران ارایه می‌کرد. بلدیه تهران در میانه این دگرگونی‌ها بیش‌ترین نقش را برعهده گرفته بود.

 بررسی کارکرد مطبوعات تاریخی در فرآیند نوسازی ایران در آغاز سده چهاردهم خورشیدی

مهدی یساولی: نخستین سال‌های سده چهاردهم خورشیدی، به ویژه دو دهه نخست را می‌توان روزگار دگرگونی‌های جدید اجتماعی در ایران در نظر گرفت. ورود پدیده‌های تازه به جامعه ایران، از کافه و رستوران گرفته تا مهمان‌خانه، سینما و اتومبیل و نیز تغییر چهره پایتخت به عنوان مرکز این دگرگونی‌ها، جامعه ایران را در آغاز مرحله‌ای تازه از زیست خود جای داده بود. خیابان‌ها و گذرهای خاکی شهر آسفالت شدند، اتومبیل به شکل‌های گوناگون شخصی و همگانی در این خیابان‌ها به راه افتادند، آب لوله‌کشی به خانه‌ها راه یافت و بسیاری دگرگونی‌های دیگر که تصویری تازه از ایران ارایه می‌کرد. بلدیه تهران در میانه این دگرگونی‌ها بیش‌ترین نقش را برعهده گرفته بود. با اختیارها و مسئولیت‌های گسترده که حکومت به این نهاد نوپا واگذارده بود، برآن شد این پدیده‌های تازه و دگرگونی‌ها را در میان مردمان جامعه نهادینه کند. حکومت می‌خواست در کنار نوسازی چهره شهر، بسیاری از رفتارهای مردم را با آن همسان سازد.

از اداره احتسابیه تا بلدیه
پیشینه پیدایش نهاد مدیریت شهری که پس از پیروزی جنبش مشروطیت ایران و تشکیل مجلس شورای ملی، بلدیه نام گرفته بود، به سال‌ها پیش‌تر بازمی‌گشت. نخستین تشکیلات مدیریت شهری در دوره ناصرالدین شاه قاجار پدید آمد. اداره احتسابيه، با دو شعبه احتساب و تنظیف بنیان گذارده شد. اعضای این اداره محتسب نامیده می‌شدند. اداره احتسابيه موظف بود نظافت شهر را حفظ و تامين کند. مردم تا پيش از تشکيل بلديه در دوره قاجار به موجب آداب، سنت‌ها و باورهای شخصي و ديني، خود برخی از وظایف آن نهاد را انجام می‌دادند؛ به عنوان نمونه هر کس جلو خانه و دکان خويش را تميز مي‌کرد. پیروزی جنبش مشروطیت ایران و تشکیل مجلس شورای ملی، تشکیل نخستین بلدیه تهران را به رياست دکتر خليل اعلم‌الدوله ثقفي در پی آورد. به موجب قانون بلدیه که به تصویب مجلس رسید، هدف نخستین بلدیه قانونی تهران «حفظ منافع شهرها و ايفاي حوائج اهالي شهرنشين» بود. ریيس انجمن بلديه، رياست بلديه را برعهده داشت. اداره بلدیه در دوران کوتاه کودتاي ١٢٩٩ خورشیدی از دایره مدیریت انجمن بلدیه بیرون رفت و به دولت وابسته شد. بلدیه تهران در این زمان توانست کارهایی سودمند برای پایتخت انجام دهد. گاسپار ايپکيان که در سال ١٣٠٠ به دستور سیدضیاءالدین طباطبایی، نخست‌وزیر کودتا به ریاست بلدیه رسیده بود، روشنایی را به خيابان‌هاي اميريه، لاله‌زار و استانبول آورد. همچنین ساختمان بلديه در بخش شمالي ميدان توپخانه ساخته شد. بلدیه تهران، دو سال بعد در ١٣٠٢ خورشیدی با انتصاب کريم آقا بوذرجمهري به دوره‌ای تازه از زیست خود وارد شد. تهران در دوره ١٠ ساله ریاست او بر بلدیه، چهره‌ای نو یافت؛ هرچند بسیاری از نمادها و مظاهر سنتی خود همچون دروازه‌های قدیم را از دست داد.
مجله بلدیه، مردم و زندگی جدید
بلدیه تهران در این سال‌ها که می‌کوشید تصویری نو از پایتخت ایران ارایه دهد، برای پیشبرد هدف‌های خود به حوزه مطبوعات روی آورد. انتشار مجله بلدیه، بخشی از کوشش بلدیه برای ایجاد تغییرات در رفتار و شیوه زندگی مردم به شمار می‌آید. بررسی شماره‌های گوناگون و پی‌درپی مجله بلدیه به عنوان ارگان مطبوعه این نهاد، در دوره یادشده بیانگر کوششی است که حکومت برای ایجاد دگرگونی‌ها در رفتار همگانی در پیش گرفته بود. نخستین شماره بلدیه در تهران در ماه جوزاء سال ١٣٠٠ خورشیدی از سوی اداره نشریات بلدیه منتشر شد. این نشریه که هر ماه در دو شماره ١٨ صفحه‌ای انتشار می‌یافت، خبرهای انجمن بلدی و مقاله‌های اجتماعی، تاریخی، فنی و اطلاعات رسمی بلدیه را بازتاب می‌داد. اداره نشریات بلدیه تهران صاحب امتیاز آن بود. مدیران آن به ترتیب میرزا ابوالحسن خان معدنچی، عباس خلیلی، رضا شهرزاد، مهدی خان مافی ملقب به سعدالملک و کاظم شریفی بودند. مجله بلدیه، مطالب، اطلاعات و احصائیه‌هایی بسیار سودمند داشت. شماره یک مجله بلدیه، هدف انتشار خود را اینگونه بیان کرده بود «برای تشخیص لوازم معیشت و وسایل ترقی، برای التیام جراحت بومیان که ناشی از فساد زندگی است، برای محسوس کردن جدیت و فعالیت بلدیه و شرح عایدات و مخارج آن تا اقلا مالیات‌پردازان از چگونگی استعمال و محل خرج آنها مطلع باشند و بالاخره برای اصلاح کلیۀ شئون مادیه شهر انتشار این اوراق هفتگی لازم می‌باشد. علاوه بر مصالح، بلدیه تاریخ پایتخت و شهرهای دیگر ایران، تشکیلات بلدیات ممالک متمدنه و مخصوصاً نظرات قدیمه و جدیده را که راجع به وضع زندگانی اجتماعی است می‌نگارد. مجلۀ ما رهنمای علمی و عملی تمام بلدیات ایران خواهد بود. بلدیه شهرهای دیگر مملکت ما در این مجله همه قسم اطلاعات و اندرزها راجع به اصلاح تشکیلات و کارهای خودشان خواهند یافت». در این شماره همچنین مقاله‌هایی درباره «تقسیم موسسات خیریه (عبدالله بهرامی)، تاریخچۀ موسسات خیریه تهران (عبدالله بهرامی)، اقدامات بلدیه، ادارۀ امور خیریه و در نهایت اداره تفتیش، احصائیه، سجل احوال و نشریات» آمده است. مطلب پایانی این شماره به دعوت اداره خیریه بلدیه از مردم برای بازدید از دارالایتام و دارالمساکین اختصاص دارد تا از سیر تکامل و موفقیت آن آگاه شوند. شماره‌های بعدی مجله بلدیه نیز به رویه، مطالبی جذاب درباره شیوه شهرنشینی، اقدامات نیکوکارانه، صورت مصارف و مخارج موسسات بلدیه، صورت احصاییه شهر تهران، قيمت‌هاي مواد غذايي، خريد و اجاره اماكن تجاري، رستوران‌ها و قهوه‌خانه‌هاي شهر و نیز دیگر مظاهر تمدن نوین غرب ارایه می‌دهند. انتشار مجله تا میانه‌های عصر پهلوی اول، تا سال ١٣١٣ خورشیدی ادامه یافت.
بلدیه تهران «مراعات اخلاق در محافل عمومی» آموزش می‌دهد
بررسی مطالب مجله بلدیه به ویژه مقاله‌های آن از کوشش بلدیه تهران در دگرگون‌سازی سبک زندگی مردم در نخستین سال‌های سده چهاردهم خورشیدی پرده برمی‌دارد. از اعلان‌ها و مقاله‌هایی که در این‌باره در مجله منتشر شده است، در کنار آگاهی از این تلاش، در واقع می‌توان چنین نتیجه گرفت که نقیض موارد مورد تاکید نویسندگان مجله، در جامعه وجود داشته است. این که درباره «شست‌وشوی رخت و البسه و کهنه و ظروف و غیره در مجاری میاه» اعلان و اخطار داده شده، می‌توان چنین دریافت که این شیوه، بخشی از رفتار شهروندان در آن روزگار بوده و بلدیه به نمایندگی از حکومت کوشیده است جلوی این شیوه زندگی ایستاده، آن را دگرگون کند. در یکی از آگهی‌های مجله بلدیه که در فروردین ١٣١٢ خورشیدی منتشر شده، چنین آمده است «من باب تذکر بعموم اهالی و ساکنین محترم شهر اخطار مینماید که مبادرت بعملیات و اقدامات مذکوره ذیل اکیدا ممنوع است:
١- شست‌وشوی رخت و البسه و کهنه و ظروف و غیره در مجاری میاه و منگل‌های قنوات.
٢- ریختن لجن و کثافات حوض و آب‌انبار و آب کثیف آنها در مجاری میاه و نهرهای آب معابر.
٣- ریختن کثافات مستراح در معبر عمومی.
٤- ریختن خاکروبه و کثافات و انداختن حیوانات مرده در معابر و خیابان‌ها غیر از نقاط معینه از طرف بلدیه.
٥- تکاندن فرش و بلند نمودن گرد و غبار در معبر و کوچه‌ها بهر طریق که باشد.
٦- فروش اغذیه و میوه‌جات و ماهی و طیور کشته متعفن و فاسد.
٧- فروش البسه کهنه و مستعمل قبل از اینکه در نواحی بلدیه ضد عفونی شده و مخصوص «البسه ضد عفونی شده» روی آنها زده شده باشد.
مرتکبین جلب و طبق مقررات نظامنامه امور خلافی در محاکم صالحه تعقیب خواهند شد.
بلدیه طهران».
نوشته‌ها و مقاله‌هایی در مجله بلدیه درباره لزوم ایجاد تغییرات در رفتار همگانی در جامعه در میانه سال‌های ١٣٠٨ تا ١٣١٣ نگاشته شده است. به عنوان نمونه در یک سلسله مقاله با تیتر «مراعات اخلاق در محافل عمومی» چنین می‌خوانیم «اصولا وقتی مملکتی رو بترقی و آبادی می‌رود بهمان نسبت اصول معاشرت و رفتار با یکدیگر فرق کرده و باید کم‌کم به ملل متمدنه نزدیک شوند. ... زمانی بود بهیچوجه گردش‌گاه برای اهالی نبود و اگر یک خیابان مثل خیابان لاله‌زار را برای تفریح و قدم‌زدن انتخاب میکردند همه‌کس در آن دیده نمی‌شد. زمانی بود در طهران و سایر شهرهای ایران فقط یک سینما که هفته یک شب و آنهم در هر شبی لااقل ده مرتبه فیلم پاره می‌شد وجود داشت اگر تئاتر هم در بعضی اوقات داده می‌شد اشخاص محترم کم تر در آن محل دیده می‌شدند. ... حالیه مجالس رسمی، جشن، مهمانی، اجتماعات عمومی زیاد و هتل‌های فراوان و رستوران‌های بیشمار تشکیل شده است که در مواقع معینه مراعات نکات لازمه حتمی است. ... از یک نفر جوان بیست ساله طبقه سوم تا یکنفر جوان طبقه اول این مملکت میبایستی سبک و روش زندگانی را بطبع عوض کرده سبک نو و جدیدی که معمول دنیاست اتخاذ کند. زیرا یک نفر شاگردی که اوقات خود را درب دکان گذرانده و هیچ قیدی برای گفتار یا کردار خود قائل نبوده است حال که پیشخدمت یک رستوران و یا هتل و یا فامیلی شده باید طرز رفتار خود را بکلی تغییر دهد».  
در شماره‌ای دیگر از مجله بلدیه در این‌باره آمده است «مردم باید خود را بزندگی نو و جدید آماده نمایند. واقعا چیز غریبی است بعضی‌ها شاید خیال میکردند اگر یکروز بواسطه انجام کار فوری وقت خود را برای راه تلف نکرده و بیشتر بکار خود برسند در هتلی غذا صرف کنند کفر میشود! و یا اگر لباس دوخت ایرانی و یا فرنگ باندازه خودش باشد وقتش برای بدقولیهای خیاط! تلف نشود نباید بپوشد زیرا باید حتما خیاط فامیلی که لباسهای مرحوم ابوی را میدوخته بدوزد! نظرم است چند شب قبل به کافه وارد شدم ... تازه‌واردی را مشاهده کردم صندلی از پهلوی میزها برداشته در جلوی جوی آب نشست! ... موقعی بود که اساسا در شهر خیابانهای وسیع نبود که وسایل نقلیه بزرگ مثل اتوبوس و غیره بتواند حرکت کنند که مردم طرز سوار شدن و رفتار در اتوبوس را بدانند حالا که خیابان‌های وسیع و قشنگ برای رفاهیت مردم ساخته شده و اتوبوس‌های متعدد برای سواری بهر نقطه شهر مهیا گردیده وظیفه سوارشدگان است که ...».
مردم! طرز سوار شدن اتوبوس چنین است
ورود برخی دستاوردهای نوین تمدن غرب به ویژه در زمینه تکنولوژی و شیوه‌های جدید زندگی به ایران در دوره یادشده، مسائل و حساسیت‌هایی را پدید آورد. بلدیه تهران برآن شد برای جاافتادن پدیده‌های تازه، به گونه‌ای نو به فرهنگ‌سازی در این زمینه‌ها با هدف دگرگونی زندگی شهری مردم روی آورد. رستوران و کافه، از جمله ابزارهای شیوه جدید زندگی و وسایل نقلیه همگانی همچون اتوبوس در زمره تکنولوژی به شمار می‌آمدند. مجله بلدیه به گونه‌ای پیگیر مقاله‌هایی آموزشی در زمینه چگونگی رویارویی با این پدیده‌ها منتشر می‌کرد. آغاز فعالیت اتوبوس‌رانی در ایران و تهران، همچون بسیاری دیگر از پدیده‌های تازه با مسایل و مشکلاتی به ویژه در زمینه فرهنگی روبه‌رو بود. به استناد مقاله‌ای که با نام «مهیای رسوم جدید» که در مجله بلدیه شماره اردیبهشت و خرداد ماه ١٣١٠ منتشر شده است، می‌توان به گوشه‌ای از این مسایل پی برد «موقعی بود که اساسا در شهر خیابانهای وسیع نبود که وسایل نقلیه بزرگ مثل اتوبوس و غیره بتواند حرکت کنند که مردم طرز سوار شدن و رفتار در اتوبوس را بدانند حالا که خیابان‌های وسیع و قشنگ برای رفاهیت مردم ساخته شده و اتوبوس‌های متعدد برای سواری بهر نقطه شهر مهیا گردیده وظیفه سوارشدگان که: از قیمت بلیط اطلاع داشته باشند که بدون جهت با بلیط‌فروش گفتگو نکرده وقت بلیط‌فروش (در حقیقت وقت بیست نفر) را تلف نکنند. سبقت جستن برای سوار شدن اتوبوس در شهر مثل چند سال قبل که وسایط نقلیه از شهر تا حضرت عبدالعظیم منحصر به ٤ ماشین بود که بیچاره مردم برای سوار شدن سر و دست میشکنند! به هیچ‌وجه پسندیده نیست. اگر حقیقتا یکنفر پیری یا خانمی با بچه در وسط اتوبوس ایستاده است انصاف نیست که یکنفر مرد قوی روی نیمکت بنشیند. در ممالک متمدنه هم رسم چنین است در کلیه امور خانمها را مقدم می‌شمارند. ... البته در اتوبوس با رفیق خود آهسته صحبت کردند عیبی ندارد لکن داخل صحبت دیگری شدن و آنهم بلند از حرکات زشت بشمار میرود».

منبع: شهروند

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: