1392/12/18 ۲۲:۳۹
استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه شهید بهشتی عصر امروز در مراسم «سالکان حکمت و فکرت» (بزرگداشت دکتر دینانی و دکتر اعوانی) با بیان اینکه به لحاظ ملیت و جغرافیا فلسفه اسلامی، فلسفه ایرانی بوده و به لحاظ محتوا الهیات است، گفت: در سایر کشورهای اسلامی خبری از فلسفه نیست و فلسفه اسلامی تنها در ایران وجود داشته و دارد.
دکتر منوچهر صانعی دره بیدی، گفت: دکتر دینانی را از بهار سال 57 میشناسم و بارها و بارها خدمت ایشان رسیدهام اما نسبت من با این دو استاد بزرگوار نسبت استادی و شاگردی است و من افتخار شاگردی هر دو استاد را داشتهام و از محضر ایشان استفاده کردهام. اگر بخواهم از فضایل این دو بزرگوار سخن بگویم حکایت زیره به کرمان بردن است.
وی افزود: در مباحث فلسفی بحثی است بنام وحدت صورت تفکر؛ منظور این است که تجربه افراد در کشورهای ایران، عربستان، پاکستان، عراق و غیر متفاوت است اما چون عقل صورت واحد انسانهاست آنجا که پای تفکر به میان میآید به این دلیل که انسان صورت تفکر واحد دارد، در اینجا تفکر شرقی و غربی و شمالی و جنوبی ندارد بلکه صورت تفکر این است که نظامی عقلانی که در طول تاریخ به اصطلاح در اثر رویارویی با تجربیات چاق شده و معرفت بشری فربهتر شده است.
صانعی دره بیدی با بیان اینکه باید دید فلسفه اسلامی چه نسبتی با صورت تفکر دارد، اظهارداشت: تا آنجا که من میدانم نه تنها در مکه و مدینه که خاستگاه اسلام بوده خبرهایی از موضوع یادشده نبوده است بلکه در اندونزی و سایر کشورهای دیگر اسلامی هم نبوده و فلسفه اسلامی تنها در ایران است.
وی تأکید کرد: در کل نظام عربی یک فرد بنام "کندی" داریم که او نیز یهودی بوده اما عربزبان و از خاستگاه اسلام، تفکری برنخاسته و فلسفه اسلامی در واقع فلسفه ایرانی است که امیدوارم در این زمینه متهم نشوم.
صانعی با اشاره به اینکه ساختار فلسفه اسلامی اساسا ساختاری تئولوژیک بوده و بنیاد آن الهیات است، تصریح کرد: تفکر عبارت است از درک نسبت جهان با ذات الهی و فیلسوف کسی است که بفهمد این جهان را خداوند چطور آفریده است؛ این تعریف تفکری بود که در اروپا تا قرن هفدهم استمرار داشت.
وی بیان کرد: به لحاظ ملیت و جغرافیای فلسفه اسلامی، فلسفه ایرانی بوده و به لحاظ محتوا الهیات است اما اصل مطلب یعنی وحدت صورت فرهنگی فیلسوف آن است که شرایط تاریخی زمان خود را جمع کرده و به زبان قابل فهم مسایل را مطرح کند.
صانعی تأکید کرد: ما در حدود قرنهای دوم، سوم و چهارم به دلیل ترجمههایی که در دربار مأمون شد با فلسفه یونان آشنا شده و فلسفه اسلامی را بر پایه آن تأسیس کردیم اما پس از آن این ارتباط قطع شد و دوباره زمان امیرکبیر این ارتباط برقرار شد. اگر بگوییم پایه فلسفه اسلامی، قرآن کریم است وقتی قرآن به دست ایرانی ها رسید افرادی چون ملاصدرا، دکتر اعوانی و دکتر دینانی تربیت شدند.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید