مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • جهنم |
  • جمعه بازار |
  • جمعه |
  • جودی، دیوان | جودی، دیوان، از آثار ادبیات مکتب‌خانه‌ای و مشهور میان عامه است که حدود 000‘ 3 بیت (شامل قصیده، مثنوی، مرثیه و نوحه‌های سینه‌زنی) دارد و بارها چاپ شده است.
  • جواهر الاسمار |
  • جوانمردی |
  • جولونبور | جولونْبور، مجموعه‌ای کوتاه و منظوم در مشاهدۀ بی‌وفایی دنیا، از تألیفات محمدباقر فرزند آقا میرزا آقابالا بنکدار متخلص به باقر.
  • جوجه تیغی |
  • جمال زاده | جَمالْ‎زاده، محمدعلی، داستان‎نویس مشهور و نویسندۀ نخستین مجموعه داستان جدید فارسی. او در 12 جمادی‎الآخر 1309 ق / 13 ژانویۀ 1892 م در اصفهان متولد شد.
  • جناغ شکستن | جِناغْ شِکَسْتَن، یا جناق شکستن، از شرط‌بندیها و سرگرمیهایِ رقابتی هیجان‌انگیز در ایران. این بازی را «مرا یاد و تو را فراموش» (غیاث ... ، ذیل جناغ و جناق)، جناغ بستن، یا کشیدن نیز می‌نامند
  • جنگ نامه کشم و جرون نامه | جَنْگْ‌نامۀ کِشْمْ وَ جِرونْ‌نامه، منظومه‌هایی دربارۀ جنگ سپاهیان ایران، به فرماندهی امامقلی خان، حاکم فارس و از صاحب‌منصبان متنفذ شاه عباس اول صفوی
  • جهانگیر نامه | جَهانْگیرْنامه، منظومه‌ای حماسی در سرگذشت جهانگیر پسر رستم که پس از نبردهای شجاعانه به دست دیو کشته می‌شود. منظومه در بحر متقارب سروده شده و شامل 300‘6 بیت است.
  • جمجمک برگ خزون | جُمْجُمَکْ بَرْگِ خَزون، از بازیهای رایج خردسالان در نقاط مختلف ایران.
  • جنگل | جَنْگَل، ناحیۀ وسیعی از زمین پوشیده از انبوه درختان بزرگ، درختچه‌ها، علفها و گیاهان گوناگونِ خودرو و نامنظم، و محل زیست جانوران وحشی بزرگ و کوچک از انواع پستانداران، پرندگان، خزندگان، حشرات و جز اینها
  • جمکران، مسجد | جَمْکَران، مَسْجِد، مسجدی در محدودۀ روستای جمکران شهر قم.
  • جوامع الحکایات و لوامع الروایات | جَوامِعُ الْحِکایاتْ وَ لَوامِعُ الرِّوایات، مجموعه داستانی بزرگ تألیف سدیدالدین محمد عوفی در سدۀ 7 ق / 13 م.
  • جوانمرد قصاب | جَوانْمَرْدِ قَصّاب، شخصیتی نیمه‌افسانه‌ای ـ تاریخی که او را پیر صنف قصابان می‌دانند؛ نیز آرامگاهی زیارتی در نزدیک شهر ری.
  • جوامع احکام النجوم | جَوامِعُ اَحْکامِ النُّجوم، کتابی به زبان فارسی در زایچه و احکام نجوم از ظهیرالدین ابوالحسن علی بن زید بن محمد بیهقی ...
  • چادربافی |
  • چاقوسازی |
  • جهیزیه | جَهیزیه، مجموعۀ مشخصی از اثاث خانه، که دختران به هنگام ازدواج به خانۀ شوهر می‌برند.
  • چارق |
  • چادر نماز |
  • چارقد |
  • جمشید | جَمْشید، از شخصیتهای اساطیری هندوایرانی، و از شاهان دورۀ پیشدادی در روایات حماسی ایران.
  • چارقل | چارْقُل، یا چهارقل، عنوان 4 سورۀ کافرون، اخلاص، فلق و ناس که با فعل امر «قُل: بگو» آغاز می‌شوند: کافرون (109) با «قُلْ یا اَیُّها الکافِرونَ»، اخلاص
  • جوال | جَوال، بافته‌ای کیسه‌مانند، منقوش و گاه بدون نقش برای حمل‌و‌نقل و نگهداری آرد، غلات، پوشاک و دیگر اقلام.
  • جن، | جِنّ، موجوداتی نامرئی که دارای عقل و فهم‌‌اند و می‌توانند به اشکال و صور مختلف درآیند. واژۀ جن در عربی از ریشۀ «جنن» به معنی پوشاندن و مخفی‌کردن آمده است
  • چال پشکلی | چالْ‌پِشْکِلی، از بازیهای فکری که بیشتر چوپانها به‌صورت دو‌نفره، و با استفاده از تعدادی چاله و پشکل یا سنگ‌ریزه و در مواردی با هستۀ خرما برگزار می‌کنند.
  • چاووش نامه |
  • چاقو | چاقو، ابزاری برای بریدن، تراشیدن و پوست‌کندن مواد، مرکب از تیغه و دسته که تیغۀ آن در مواقع غیرضروری در میان دسته جا می‌گیرد.
  • چاه کن |
  • چانه زنی | چانه‌زَنی، رسم گفت‌و‌گوی طولانی دو طرف معامله برای گرفتن امتیاز بیشتر از یک سو و ندادن امتیاز از سوی دیگر، که بیشتر در روابط اقتصادی و بده‌وبستانها و خریدوفروش کالا صورت می‌گیرد.
  • چپ و راست |
  • چراغ، رقص |
  • چاه قلعه بندر | چاهِ قَلْعه‌بَنْدَر، یا قلعۀ بندر، یکی از 3 چاه کوه قلعه‌بندر شیراز در ارتفاعات شرق‌تنگ الله‌اکبر که به‌سبب عمق بسیار زیاد، به چاه بی‌پایان معروف است.
  • چاه مرتضی علی | چاهِ مُرْتِضى‌عَلی، یا چاه مرتاض‌علی، از مکانهای مقدس مردم شیراز. این چاه در سوی شرق و بر روی کوه چهل‌مقام شیراز قرار دارد
  • چپر |
  • چارواداری | چارْواداری، از مشاغل سنتی مختص حمل و نقل بار و مسافر با چهارپایان باربر. به شاغل این شغل چاروادار می‌گویند و اسامی دیگر آن مکاری، خربنده، خرکچی، قاطرچی و قافله‌دار است
  • چاووش خوانی | چاووشْ‌خوانی، از مراسم بدرقۀ زائران و نیز استقبال از آنان، همراه با خواندن اشعار مذهبی.
  • جو | جـو، از جملـۀ مهم‌‌‌تـرین غلات ایـران با قدمتی کهن، کـه افـزون بر مصرف خوراکی، ویژگی درمانی و آیینی نیز دارد. جو گیاهی است یک‌ساله از تیرۀ گندمیان که از خوراکهای مهم انسان، نیز چهارپایانی چون اسب و استر بوده است.
  • چراغانی | چِراغانی، یا چراغان، جلوه و نمودی از جشن و مراسم شادی که با آرایه‌بندی فضاهایی از خانه‌ها، بازارها، گذرگاههای پررفت و آمد، میدانهای شهر...
  • چاپ | چاپ، رقصی دسته‌جمعی در سیستان که با استفاده از چوب و اغلب بدون آن اجرا می‌شود.
  • چاقچور | چاقْچور، لباسی است مخصوص زنان که از پنجۀ پا تا کمر یا تا وسط ساق را می‌پوشاند و در مفصل پا و ساق چین دارد (پف کرده است).
  • چای | چای، از گیاهان معطر، خوش‌طعم و پُرمصرف، که غالباً دم‌کردۀ آن رایج‌ترین نوشیدنی در ایران و اغلب کشورهای اسلامی به‌شمار می‌رود و سالها ست که مصرف آن در این سرزمینها به شکلی همگانی و به صورت یک عادت در شرایط مختلف رواج یافته است.
  • چپق | چُپُق، وسیله‌ای سنتی، شکل‌گرفته از یک کاسه و دسته‌ای میان‌تهی در اندازه‌های متفاوت برای دودکردن توتون.
  • چاشنی | چاشْنی، مجموعه‌ای از افزودنیها به شالودۀ خوراکها برای رسیدن به رنگ، طعم و عطر مطلوب.
  • چاه | چاه، گودالی نسبتاً عمیق و معمولاً استوانه‌ای‌شکل که انسان به‌منظور بهره‌برداریهای متنوع، آن را به‌طور عمودی بر پوستۀ زمین حفر می‌کند و یا بر اثر فعل‌و‌انفعالهای طبیعی در این پوسته به‌وجود می‌آید
  • چادر شب | چادُرْشَب، پارچه‌ای با نقش پیچازی و رنگارنگ، بافته شده از نخ ابریشم طبیعی، نخ ابریشم کجین (نامرغوب) و یا نخ پنبه.
  • چپ و راست | چَپ و راسْت، یا چپه ـ راسته، نوعی رقص، و حرکت بنیادی در رقصهای یک‌قَرْصه، دوقرصه و سه‌قرصۀ رایج در شمال خراسان.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: