مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • دیوفانتوس | ریاضی‌دان یونانی‌زبان اسکندرانی و نویسندۀ کتاب پرآوازۀ اریثمتیکا2 (احتمالاً از نیمۀ دوم سدۀ 3 م).
  • امامزاده قاسم | ‌امامزاده قاسم \ emām-zāde qāsem\ ، روستایی کهن از توابع شمیران، امروزه محله‌ای در شمال کلان‎شهر تهران.
  • جیب | تابعی ریاضی، تقریباً معادل تابع سینوس در مثلثات امروزی و مهم‌ترین تابع مثلثاتی نجوم در دورۀ اسلامی. جیب که امروزه آن را با Sin نمایش می دهند
  • تهران پارس | تهران‌پارس \ tehrān-pārs\ ، محله‌ای بزرگ واقع در شمال شرقی کلان‌شهر تهران.‌‌
  • چال ترخان | یا چال‌تـرخان ـ عشق‌آبـاد، محوطه‌ای باستانی در 20کیلومتری شرق شهرری با طول جغرافیایی˚51 و‌΄28 و عرض جغرافیایی˚ 35 و‌΄30 که در ارتفاع 83 متری از سطح دریا واقع شده است. این محوطه با بقایایی از اواخر دورۀ ساسانی و اوایل دورۀ اسلامی در کنار روستای عشق‌آباد از دهستان قلعه‌نو، بخش کهریزک شهرستان ری (کلایس، 309-310؛...
  • شیخ فرخ و خاتون استی | شِیْخْ فَرْخ و خاتونْ اَسْتی، بیت (داستان) عاشقانۀ کهن کردی، در قالب ترکیبی شعر هجایی و نثر، که به گویشهای سورانی و کرمانجی در مناطق مختلف کردنشین رایج است.
  • جاسک | جاسْک، شهرستان و شهری بندری در استان هرمزگان:
  • ابرغان | اَبَرْغان، یكی از دهستانهای ششگانۀ بخش مركزی شهرستان سراب در استان آذربایجان شرقی و نیز نام ده مركزی همین دهستان. دهستان ابرغان در شمال غربی ارتفاعات بزغوش قرار دارد. دامنه‌های سرسبز این كوهستان دارای مراتع نسبتاً وسیعی است (جغرافیای كامل ایران، 1 / 169). این دهستان از غرب به دهستان اوجانِ بخش بستان‌آباد شهرس...
  • هدایت، مسجد | مسجدی قدیمی در محلۀ دروس، واقع در منطقۀ 3 شهرداری تهران.
  • تجاهل العارف | تَجاهُلُ الْعارِف، از مباحث رایج در بدیع معنوی. این اصطلاح را تجاهل العارفین نیز خوانده‌اند (نک‍ : هدایت، 90). تجاهل در باب تفاعل، یعنی خود را نادان و نادانسته وانمودن (آنندراج، 2 / 1029) و یا نمایش نادانی و تظاهر به نادانی کردن
  • حلب | حَلَب، شهر و مرکز استانی به همین نام در شمال غربی جمهوری عربی سوریه.
  • جعفر بن ابی‌طالب | جَعْفَرِ بْنِ اَبیْ طالِب، ابوعبدالله (د جمادی الاول 8 ق / سپتامبر 629 م)، صحابی مشهور و برادر بزرگ‌تر امیرالمؤمنین علی (ع)، ملقب به « طیار» و «ذوالجناحین».
  • زهر | ماده‌ای کشنده، همراه با کاربرد آیینی و دارویی. زهر که به‌صورت سم، ذعاف، شرنگ و جُحال نیز آمده است، به هر ماده‌ای گفته می‌شود که فساد و اختلالات زیاد در بدن ایجاد کند و در مواردی هم سبب مرگ گردد؛
  • بلیناس | فیلسوف، کیمیاگر و صاحب طلسم روزگار هلنی (د 97 م)، که یکی از مشهورترین و در عین حال، تاریخی‌ترین و تأثیرگذارترین چهره‌های کیمیاگری و علوم غریبه در روزگار اسلامی است.
  • چشم‌پزشکی | یکی از انواع کهن علوم پزشکی که در آن از ساختمان و تشریح، کارکرد اجزاء، بهداشت، اسباب و علل بروز بیماریها، اوصاف و نشانه‌شناسی بیماریها، انواع معالجات، و داروهای چشم بحث می‌شده است (نک‍ : العشر مقالات ... ، 71؛ علی بن عیسى، 2-10؛ حلبی، 31- 33؛ طاش کوپری‌زاده، 1 / 285؛ نیز غالب آثار چشم پزشکی و دانشنامه‌های طبی...
  • ولنجک | در گذشته روستا و امروزه محله‌ای واقع در منطقۀ 1 شهرداری تهران.
  • ابراهیم غزنوی، سلطان ابوالمظفر | اِبْراهیم غَزْنَوی، سلطان ابوالمظفر ظهیرالدوله رضی‌الدین ابراهیم بن مسعودبن محمودبن سبكتكین، نهمین (منهاج، 1 / 238) جانشین ناصرالدین سبكتكین (بدون احتساب مسعودبن مودود، طفلی كه بیش از چند هفته سلطان نبود) و پانزدهمین امیر از امرای سلسلۀ غزنوی (لین پول، 259؛ زامباور 416، 418، با احتساب مسعودبن مودود). آغاز زند...
  • دستگاه | کلیدی‌تریـن مفهـوم نظـری ـ عملـی در موسیقـی کلاسیک معاصر ایران، ناظر بر نظام مایگی و فرم نوبتی. این ابزار مفهومی در موسیقی کلاسیک آذربایجانی، به‌عنوان مهم‌ترین خویشاوند موسیقی دستگاهی ایران، نیز در همین دو معنا به کار می‌رود.
  • اریارمنه | اَرْیارَمْنه [aryāramna]، نام چند تن از بلندپایگان خاندان هخامنشی. این نام از دو جزء «اَریه» و «آرَمنه» در فارسی باستان، به معنی «آریاییْ آرمیده، کسی که آریاییان نزد او آرامش دارند»، تشکیل شده است (کنت، «فارسی...»، 170؛ دربارۀ صورتهای ایلامی، بابلی و یونانی آن، نک‍ ‍: همانجا). دارندگان شناخته شدۀ این نام عبار...
  • ذوالقدر ، خاندان | یکی از ایلات و خاندانهای ترکمن که میان سالهای 740-921 ق / 1339-1515 م، بر جنوب شرقی آناتولی فرمان راندند (دربارۀ تیره‌های مختلف این طایفه، نک‍ : سومر، 214- 218؛ مینورسکی، 24).
  • جرجانی، علی | جُرْجانی، علی بن ‌محمد بن علی، مشهور به میر سیدشریف، متکلم، منطق‌دان و ادیب (شعبان 740 ـ ربیع‌الثانی 816). نسب او با 13 واسطه به محمد بن زید، فرمانروای زیدیۀ شمال ایران می‌رسد (شوکانی، 1/ 488). او در جرجان (سیوطی، 2/ 196-197؛ فسایی، 2/ 1138) و به روایتی (عبدالرزاق، 169) در قریۀ طاغو، از توابع استراباد زاده شد...
  • حدیقة الحقیقه | حَدیقَةُ الْحَقیقه، یا الحدیقة فی الحقیقة و الشریعة فی الطریقة، فخری‌نامه (سنایی، حدیقة ... ، مقدمه، 19) و یا به گفتۀ مولوی، الٰهی‌نامه ...
  • باروت | گردی سیاه رنگ و آتش‌گیر و ماده‌ای منفجره مرکب از شوره (نیترات پتاسیم) و گوگرد و زغال چوب (برای اطلاعات بیشتر دربارۀ تاریخچۀ کشف، ترکیبات و گسترش باروت در جهان، نک‍ : دبا، ه‍ م).
  • خواب گزاری | خوابْ‌گُزاری، مهارت در تعبیر، تفسیر، تأویل و معنادهی باورمندانه به رؤیا‌های انسان. خواب‌گزاری یا تعبیر خواب در واقع نوعی فال است که در آن از طریق آنچه در خواب و رؤیا رخ داده است، سرنوشت و آیندۀ صاحب خواب پیش‌‌بینی می‌شود (زرین‌کوب، 259-261). این دانش، فن و یا مهارت پیشینه‌ای بسیار دیرین دارد و همواره با اساطی...
  • اسکاراموش | اِسـکـارامـوش \ [e]skārāmuš\ (صورت فـرانسویِ واژۀ ایتالیاییِ اِسکاراموچّا)، از شخصیتهای کُمِدیا دِلّ‘ آرته (ه‍ م). اسکاراموش خدمتکاری بزدل، لاف‌زن، بی‌‌وجدان و غیرقابل اعتماد است. علاقه‌اش به توطئه‌چینی غالباً وی را به دردسر می‌اندازد، اما او همواره به‌گونه‌ای خود را نجات می‌دهد و معمولاً ناظری بی‌گناه را قرب...
  • بلاذری | بَلاذُری، احمد بن یحیی بن جابربن داوود (د ح 279ق / 892م)، كاتب، شاعر، مترجم، تاریخ‌نگار و نسب‌شناس بزرگ سدۀ 3ق / 9م. كهن‌ترین آثاری كه در آنها اشاره‌ای به زندگی و فعالیتهای بلاذری وجود داشته...
  • آستارا | آستارا \ āstārā\ ، شهر و شهرستانی مرزی در استان گیلان در شمال ایران.
  • روزه | روزه، خودداری موقت از خوردن و آشامیدن و برخی کارهای دیگر، به نشانۀ زهد و ریاضت، یا پیروی از دستورات دینی.
  • اردبیل | اَرْدَبیل‌، استان‌، شهرستان‌ و شهری كهن در شمال غربی‌ ایران‌.
  • اقاله | اقاله \eqāle\، اصطلاحی حقوقی مقابل عقد و معنای لغوی آن رهایی، و در حقوق هم تقریباً به همین معنا به کار می‌رود: بر هم زدن معامله با تراضی طرفین.
  • شروه | نوعی آواز غم‌انگیز رایج در بوشهر، بندرعباس، خوزستان، فارس، بویراحمد و کرمان.
  • فولکلور | فولْکْلور، اصطلاحی انگلیسی ترجمه‌شده به «فرهنگ مردم» و «فرهنگ عامه»، که دربارۀ معنا و کارکردهای آن میان پژوهشگران این حوزه اختلافی جدی وجود دارد.
  • اسکندرنامه | اِسْکَنْدَرْنامه، از داستانهای عامیانه، مفصل و متنوع که نزد عامه محبوبیت فراوان دارد. استقبال عامه از داستان چنان بود که در عصر قاجار برخی اشخاص در سفر حج این کتاب را همراه می‌بردند تا اوقات خالی خود را با آن پرکنند.
  • اخیضر | اُخَیضِر، بنایی‌ تاریخی‌ شامل‌ دژ، كاخ‌ و مسجد، واقع‌ در صحرای‌ «وادی‌ عُبید» عراق‌، 40 كیلومتری‌ جنوب‌ غرب‌ كربلا و حدود 193 كیلومتری‌ جنوب‌ بغداد. مجموعه‌ای‌ ساخته‌ شده‌ رو به شمال‌ كه‌ بخش‌ مسكونی‌ آن‌ در داخل‌ حصار جای‌ دارد.
  • اجرای احکام | اصطلاحی حقوقی به مفهوم اجرای احكام و آراء مدنی و كیفری دادگاهها.
  • چاه قلعه بندر | چاهِ قَلْعه‌بَنْدَر، یا قلعۀ بندر، یکی از 3 چاه کوه قلعه‌بندر شیراز در ارتفاعات شرق‌تنگ الله‌اکبر که به‌سبب عمق بسیار زیاد، به چاه بی‌پایان معروف است.
  • اسفناج | اِسْفِناج، از گیاهان کهن، محبوب و آیینی ایرانیان. این گیاه از دیرباز در همۀ نواحی ایران‌زمین شناخته شده بوده است.
  • ابی بن کعب | ابن قیس بن عُبید بن زید، از تیرۀ بنی نجار انصار، از اصحاب پیامبر (ص) و از كاتبان وحی كه در قرائت و گردآوری و تعلیم قرآن و همچنین در تفسیر و فقه مقام والایی داشت.
  • هدایت، بیمارستان | بیمارستانی در خیابان هدایت، واقع در محلۀ دروس، در محدودۀ منطقۀ 3 شهرداری تهران.
  • ابوالمؤید بلخی | شاعر و نویسندۀ سدۀ 4 ق / 10 م و از نخستین تدوین‌كنندگان شاهنامه.
  • آیة الکرسی | آيَةُ‌الْكُرْسی، آيۀ 255 از سورۀ بقره، دومين سورۀ قرآن مجيد. برخی از مفسران، آيات 256 و 257 از همين سوره را نيز به‌سبب ارتباط مفاهيم آنها با مفاهيم آيۀ 255، جزء آيةالكرسی دانسته‌اند. در قرآن مجيد تنها يك مورد از «كرسی خداوند» سخن به ميان آمده و آن همين آيۀ 255 سورۀ بقره است: «وَسِعَ كُرْسيُّهُ السَّموٰاتِ وَ ...
  • سگ | جانوری اهلی با کاربردهایی متنوع در امور نگهبانی و شکار. سگ در فرهنگ ایران باستان بسیار ارجمند بوده، اما در فرهنگ ایران اسلامی، نجس و گاهی نیز محکوم به مرگ است.
  • امامزاده صالح | اِمامْزاده صالِح، از امامزاده‌های مشهور منطقۀ شمیران و یکی از جاذبه‌های فرهنگی ـ زیارتی شمال تهران واقع در ضلع جنوب شرقی میدان تجریش.
  • ابوالحسین بصری | محمد بن علی بن طبیب (د 436 ق / 1044 م) متكلم معتزلی و عالم اصولی حنفی.
  • احمد نیریزی | اَحْمَدِ نِیْریزی، فرزند شمس‌الدین محمد (زنده تا 1151ق/ 1738م)، نامدارترین خوشنویس قلم نسخ ایران.
  • آزاد درخت | آزادْدِرَخت، درختی به بلندی 10 تا 15 متر با برگهای همیشه سبزِ تیره و گلهای خوشه‎ای بنفش خوشبو و میوه‎ای به حجم نخود، بیضوی، زردرنگ و تلخ و هسته‎ای کثیرالوجوه و سخت. نخستین‎بار ظاهراً در ایران شناخته شده و از این‎رو، نام فارسی آن با کمی دگرگونی1 در بسیاری جاها معروف گشته است: در برخی زبانهای اروپایی آن را یاس ...
  • جویم | نام بخش و شهری در شمال شرقی شهرستان لارستان در استان فارس. شهرجویم با 396‘6 تن جمعیت در 1385ش («درگاه ... »، بش‍ ‎) در °53 و ´59 طول شرقی °28 و ´15 عرض شمالی و در ارتفاع 840 متری از سطح دریا واقع است (پاپلی، 168).
  • بازی | هرگونه فعالیت آزاد و خودانگیخته‌ای که بدون هیچ جبر و فشاری برای تفریح و خوشی صورت می‌گیرد.
  • ادغام | اِدْغام‌، یا ادَّغام‌، اصطلاحی‌ در صرف‌ عربی‌ و علوم‌ قرآنی‌ كه‌ عبارت‌ است‌ از همراه‌ كردن‌ دو حرف‌ در تلفظ به‌ گونه‌ای‌ كه‌ به‌ صورت‌ یك‌ حرف‌ مشدد ادا گردند.
  • تاب بازی | یا بادپیچ، از بازیهای کهن و آیینی مردم مناطق مختلف ایران. تاب ریسمانی است که از دو سو به درخت یا جایی دیگر بسته می‌شود و در آن می‌نشینند و به وسیلۀ آن در هوا به جلو و عقب حرکت می‌کنند.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: