مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • بوصیر | بوصیر، یا ابوصیر، نام‌ چندین‌ محل‌ در مصر. این‌ نام‌ در قبطی «بوسیر»، در آشوری «پوسیریس‌» و در یونانی‌ و رومی «بوسیریس‌» خوانده‌ می‌شد،
  • بوسنی و هرزگوین | بوسْنی‌ وَ هِرْزِگُوین‌، كشوری‌ در شمال‌ غربی‌ شبه‌ جزیرۀ بالكان‌.
  • بوشهر | بوشِهْر، استان‌، شهرستان‌ و شهری‌ بندری‌ در جنوب‌ ایران‌ واقع‌ در كرانه‌های‌ شمالی‌ خلیج‌ فارس‌.
  • بوسنه سرای |
  • بوسنیایی، زبان | بوسْنیایی‌، زَبان‌، عضوی‌ از شاخۀ جنوبی‌ خانوادۀ بزرگ‌ زبانهای‌ اسلاوی‌. دیگر اعضای‌ مهم‌ این‌ خانوادۀ زبانی‌ عبارت‌اند از اوكرائینی‌، بلاروسی‌، روسی‌، روسینلسكی‌ (از شاخۀ شرقی‌)،
  • بوشنجی |
  • بوستان | بوسْتان، یا سعدی نامه، هنری ترین وشاعرانه‌ترین مثنوی حكمی ـ اخلاقی در ادب فارسی، سرودۀ سعدی (ه‍ م)، شاعر پرآوازۀ ایران در سدۀ 7ق / 13م. با آنکـه سعدی به نام كتاب دیگر خود گلستان تصریح كرده است
  • بوسلیک | بوسَلیك (ابوسلیك)، مقامی ‌از مقامهای 12 گانۀ موسیقی قدیم ایران، دور سوم از «ادوار مشهوره» (صفی الدین، 235؛ مراغی، شرح ...، 202، جامع ...، 127، مقاصد...، 55) و دایرۀ بیست و هفتم از «ادوار كثیره» (صفی الدین، 236؛ مراغی، شرح، 202-204)
  • بوسنوی | بوسْنَوی، محمد بن موسی سرایی (د 1045 یا 1046ق/ 1635 یا 1636م)، مفسر و قاضی القضات حلب. وی به سبب احاطه‌ای كه بر علوم رایج زمان خود داشت، به «عَلاّمَك» ملقب شد
  • بوسعید |
  • بوسلیک گرگانی |
  • بوزجانی، درویش علی | بوزْجانی، درویش علی، عارف، عالم و شرح‌حال‌نویس سدۀ 9 و 10ق / 15 و 16م. دانسته ها دربارۀ بوزجانی اندك، و منحصر به اطلاعات مختصری است كه او خود در كتاب روضة الریاحین به دست داده است.
  • بورینی | بورینی، بدرالدین حسن بن محمد شافعی (963-1024ق / 1556-1615م)، ادیب و تاریخ‌نگار دمشقی. وی در خاندانی فلسطینی در روستای صفوریه چشم به جهان گشود و چون پدرش اهل بورین از روستاهای نابلس بود، او نیز به همان جا منسوب گردید
  • بوزابه | بوزابه، یا بوز اَبه (مق‍ 542ق / 1147م)، از امیران و اتابكانِ ترك دستگاه سلاجقه و فرمانروای فارس. وی ظاهراً فعالیتِ رسمی‌ سیاسی و نظامی ‌را در خدمت مِنْگوبَرْس، حاكم فارس آغاز كرد و در زمرۀ دستیاران بزرگ او در حكومت درآمد و آن گاه نایب او شد.
  • بوزجان |
  • بوزجانی، ابوالوفا | بوزْجانی، ابوالوفا محمد بن محمد بن یحیی بن اسماعیل ابن عباس (رمضان 328- رجب 388 / ژوئن 940- ژوئیۀ 998م)، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و موسیقی‌دان نامدار ایرانی كه در پیدایی و پیشرفتِ علم مثلثات و جنبه‌های مختلف حساب و هندسۀ كاربردی سهمی‌ بسزا داشت.
  • بوری، بنی | بوری، بَنی، خاندانی از اتابكان سلاجقه كه حدود نیم قرن (498-549ق / 1105-1154م) در دورۀ جنگهای صلیبی بر بخشهایی از شام، به ویژه دمشق و اطراف آن فرمان راندند و بدین سبب به «اتابكان دمشق» نیز نام بردار شدند.
  • بورکینافاسو | ​​​​​​​بورْكینافاسو (ولتای علیای پیشین)، كشوری در غرب افریقا. این كشور با 200‘274كمـ 2 مساحت، میان °9 و ´20تا °15 و ´10 عرض شمالی و °5 و ´30 طول غربی تا °2 و ´20 طول شرقی واقع است
  • بورکو | بورْكو، یا بورگو، منطقه‌ای مسلمان‌نشین در شمال چاد. این منطقه 230 هزار كمـ 2 مساحت دارد و از شمال غربی به كوههای تیبِستی، از جنوب شرقی به كوههای اِندی و از جنوب و جنوب غربی به نواحی پست جوراب1 و بودله محدود است
  • بوری بن طغتکین |
  • بوری بن ایوب |
  • بورسه | بورْسه، نخستین پایتخت عثمانیان و معروف‌ترین شهر آناتولی پیش از سقوط قسطنطنیه. شهر بورسه با 150 متر ارتفاع از سطح دریا، در دامنه شمال غربی اولو داغ...
  • بوردور | بوردور، شهر و مركز استانی به همین نام در تركیه.
  • بوذرجمهر |
  • بورکلوجه مصطفی |
  • بودین |
  • بودایی، آیین | بودایی، آیین، یكی از بزرگ‌ترین آیینهای جهان كه به ویژه در قارۀ آسیا پیروان پرشماری دارد. این آیین كه در حدود سدۀ 6ق م با تعلیمات گئوتمه بودا در هند به ظهور رسید، در طی چند سدۀ بعد در مناطق اطراف هند و به ویژه در شمال آن گسترش پر شتابی یافت.
  • بوداپست | بوداپِسْت، به زبان مجاری بوداپِشت، تختگاه و مركز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مجارستان. این شهر در دو سوی رود دانوب در محلی واقع شده است كه آب از نواحی كوهستانی به مسیر وسطای رود دانوب سرازیر می‌شود (IV / 87 ,BSE3).
  • بوازیج | بَوازیج، یا بوازیج المَلِك، شهری كهن در ساحل راست رود زاب كوچك (اصغر، اسفل)، در نزدیكی ملتقای آن با دجله. این شهر میان تكریت و اربل واقع بوده
  • بنی هاشم | بَنیْ‌هاشِم، تیره‌ای از قریش كه به نسبت سایر تیره‌ها، پیش از اسلام از موقعیت اجتماعی والاتری برخوردار بودند و از آن پس، به اقتضای فرهنگ قبیله‌ای جزیرة العرب، در عرصۀ سیاسی، و از حدود آغاز دورۀ عباسی، همچون نماد دوستی و نزدیكی با پیامبر اكرم (ص) در صحنۀ فرهنگی جای جای جهان اسلام ایفای نقش كردند و در میان مسلما...
  • بوانات | بَوانات، شهر و شهرستانی در استان فارس.
  • بنی موسی | بَنی موسى، عنوانی برای محمد، احمد و حسن، فرزندان موسى ابن شاكر خراسانی كه در منابع گاهی از آنان با عنوان بنی شاكر هم نام برده شده است.
  • بنین | بِنین، كشوری در ساحل خلیج گینه، در غرب افریقا كه سابقاً داهومی ‌نام داشت. بنین 622‘112 كمـ 2 مساحت دارد و جمعیت آن حدود 700‘938‘6 تن (1383ش / 2004م) است. این كشور میان °6 و´5 تا °12 و ´5 عرض شمالی و °1 تا °4 طول شرقی واقع است
  • بنی منجم | بَنی مُنَجَّم، یا آل منجم، شهرت خاندان ابن ابی منصور (ه‍ م)، منجم و ریاضی‌دان بنام ایرانی روزگار مأمون. بنی منجم نخست به نجوم و علوم ریاضی گرایش داشتند، اما بعداً بیشتر در موسیقی و نیز ادب و شعر عربی نامی‌شدند.
  • بنی ملال | بَنیْ مِلاّل، شهری در مراكش و مركز استان تادِلا اَزیلال. این شهر در 32 و35 عرض شمالی و6 و37 طول غربی در ارتفاع 620 متری از سطح دریا در كوهپایه های اطلس میانی، میانۀ راه دو شهر فاس در شمال، و مراكش در جنوب واقع است
  • بنی قینقاع | بَنی قَینُقاع، یكی از 3 قبیلۀ یهودِ مدینه، مقارن با هجرت پیامبر اكرم (ص) و حضور آن حضرت در این شهر. دربارۀ منشأ بنی قینقاع اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی آنان را عرب تباران یهودی شده می‌دانند
  • بنی عباس | بَنی عَبّاس، تیره‌ای مهم از قبیلۀ بنی‌هاشم و بزرگ‌ترین سلسلۀ خلفای اسلامی‌كه نسب آنان به عباس بن عبدالمطلب (ه‍ م)، عموی پیامبر اكرم (ص) و نوادۀ‌هاشم بن عبدمناف می‌رسد.
  • بنی ساسان | بَنیْ ساسان، لقبی كه بر گدایان اطلاق می‌شده است. گدایانی كه خود را چنین می‌خواندند و به این نام هم فخر می‌كردند، در حقیقت از ویژگیهایی برخوردار بودند كه بارزترین آنها، نخست زیركی و هوشمندی، و سپس ادب ورزی است.
  • بنی ایناق | بَنیْ ایناق، یا قُنْقراتْها، نام یكی از دو شعبۀ خانهای حكومتگر خیوه (خوارزم) از 1219ق تا 1337ق / 1804 تا 1919م. واژۀ ایناق در زبان تركی جغتایی به معنی رفیق، ندیم، مشاور و مقرب پادشاه است و در تركستان از مراتب عالی درباری به شمار می‌رفت
  • بنیچه | ​​​​​​​بُنیچه، نظامی‌خاص برای اخذ مالیات و روش سربازگیری كه ظاهراً از عصر ایلخانیان تا آخر دورۀ قاجاریه در دستگاه دیوانی ایران برقرار بوده است. برخی بنیچه را مشتق از كلمه «بُنه»، به معنی «جفت» می‌دانند.
  • بنی سویف | بَنی‌سُوَیف، شهری در شمال شرقی مصر در كرانۀ رود نیل و مركز استانی به همین نام. استان بنی‌سویف با مساحتی حدود 322‘1كمـ 2 و جمعیتی حدود 000‘223‘2تن (1383ش / 2004م) در جنوب قاهره واقع است
  • بنی امیه | بَنی‌اُمَیه، یكی از دو شاخۀ بزرگ قبیلۀ قریش كه شماری از ایشان نزدیك یك سده بر سرزمینهای اسلامی حكومت كردند.
  • بنی افطس | بَنی اَفْطَس، از دولتهای ملوك الطوایف ‌اندلس كه پس از فروپاشی خلافت اموی، بر باختر میانی ‌اندلس فرمانروایی كرد (413-487ق / 1022-1094م).
  • بنیانی | ​​​​​​​بَنْیانی، فیض‌الله بن زین‌العابدین بن حسام ازمعروف‌ترین مورخان و نویسندگان سدۀ 9ق / 15م در هند.
  • بنی اهدل | بَنیْ اَهْدَل، لقب خاندان یمنی بزرگی كه بسیاری از آنان صوفی، ادیب، فقیه، شاعر، اصولی، نحوی، متكلم و مؤلف بوده‌اند. این خاندان را كه نسبشان به امام جعفر صادق (ع) می‌رسد و در جنوب غربی جزیرةالعرب ساكن بوده‌اند، «مهادله» نیز گفته‌اند
  • بنیامین | بِنْیامین، یكی از فرزندان یعقوب (ع) ونیای یكی از اسباط دوازده‌گانۀ بنی اسرائیل. در قرآن كریم به نام او اشاره نشده، ولی در بسط داستان در روایات اسلامی، از او همواره با نام یاد شده است.
  • بنی اسد | بَنی اَسَد، تیره‌ای از عرب عدنانی، موسوم به بنی اسد بن خزیمه. این تیره با اینکـه در مقایسه با دیگر قبایل بزرگ، در تاریخ سده‌های نخستین هجری، ویژگی برجسته و نقشی چشم‌گیر نداشته است
  • بنی اغلب | بَنیْ‌اَغْلَب، خاندانی از عرب تمیمی ‌كه از 184 تا 296ق / 800 تا 909م در تونس فرمانروایی داشتند. عنوان بنی‌اغلب برگرفته از نام اغلب بن سالم مرورودی، پدر ابراهیم، بنیان‌گذار این خاندان است
  • بنی اسرائیل | بَنی اِسْرائیل، قومی ‌كه بارها در قرآن كریم یاد شده، و از نیایش یعقوب (اسرائیل) (ع) نام گرفته است.
  • بنی اسرائیل، سوره |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: