مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • بیهقی، ابوالفضل |
  • بیهقی، ابوجعفر | بِیهَقی‌، ابوجعفر احمد بن‌ علی‌ بن‌ محمد، معروف‌ به‌ بوجعفرك‌ (470-544ق‌ / 1077-1150م‌)، از دانشمندان‌ بلندپایۀ لغت‌، نحو، قرائت‌ و تفسیر و صاحب‌ كتاب‌ تاج‌ المصادر.
  • پ | پ‌، سومین‌ حرفِ الفبای‌ فارسی‌، یكی‌ از 4 حرف‌ مخصوص‌ این‌ زبان‌ ــ در مقایسه‌ با الفبای‌ عربی‌ ــ كه‌ به «بای‌ فارسی‌»، «بای‌ عجمی‌» و «بای‌ معقود» نیز مشهور، و در حساب‌ جُمّل‌ برابر با حرف «ب‌» عربی‌ (= 2) است‌
  • بیهقی، ابوبکر | بِیهَقی‌، ابوبكر احمد بن‌ حسین‌ بن‌ علی‌ خسروجردی‌ (384- 458 ق‌ / 994-1066 م‌)، محدث‌ نامی‌ اهل‌ سنت‌ كه‌ تلاش‌ داشت‌ پیوندی‌ میان‌ تعالیم‌ مذهب‌ شافعی‌ و كلام‌ اشعری‌ با مكتب‌ اصحاب‌ حدیث‌ برقرار سازد.
  • بیهق | بِیهَق‌، شهر و ناحیه‌ای‌ كهن‌ در خراسان‌ از توابع‌ نیشابور.
  • بیهس بن صهیب | بَیهَسِ بْنِ صُهَیب‌، ابوالمقدام‌ جَرْمی‌ (د ح‌ 100ق‌ / 718م‌)، شاعر دورۀ اموی‌. منابع‌ دربارۀ وی‌ به‌ گفتاری‌ مختصر ــ و گاه‌ ضد و نقیض‌ ــ بسنده‌ كرده‌اند.
  • بیهقی،ابراهیم | بِیهَقی‌، ابراهیم‌ بن‌ محمد (د سدۀ 3 یا ابتدای‌ سدۀ 4ق‌ / سدۀ 9 یا 10م‌)، ادیب‌ ایرانی‌ عربی‌ نویس‌. از نامش‌ حدس‌ می‌زنیم‌ كه‌ از بیهق‌ برخاسته‌ است‌.
  • بیهسیه |
  • بیه پیش |
  • بیه پس |
  • بیهار |
  • بین النهرین |
  • بیوتات سلطنتی | بُیوتاتِ سَلْطَنَتی‌، مجموعه‌ای‌ از سازمانها، كارخانه‌ها، كارگاهها و واحدهای‌ خدماتی‌ كه‌ وظیفۀ آنها تهیۀ حوایج‌ و ملزومات‌ مورد نیاز دربار پادشاهان‌ بود.
  • بینه |
  • بینه | بَینه‌، نام‌ نود و هشتمین‌ سورۀ قرآن‌ كریم‌، دارای‌ 8 (یا 9) آیه‌، 94 كلمه‌ و 399 حرف‌ (خازن‌، 4 / 398؛ فیروزآبادی‌، 1 / 533؛ نیز نک‍ : رامیار، 590).
  • بیومی |
  • بیومیه | بَیومیه‌، یكی‌ از طریقه‌های‌ صوفیۀ مصر، منسوب‌ به‌ نورالدین‌ علی‌ بن‌ حجازی‌ بن‌ محمد بیومی‌ (1108-1183ق‌ / 1696-1769م‌).
  • بینالود | بینالود، رشته‌ كوهی‌ به‌ طول‌ 125كمـ در شمال‌ خراسان‌، حدفاصل‌ شهرستانهای‌ مشهد و نیشابور كه‌ در امتداد رشته‌كوه‌ البرز واقع‌، و از شمال‌ غربی‌ تا جنوب‌ شرقی‌ كشیده‌ شده‌ است
  • بینش کشمیری |
  • بیمارستان |
  • بین الطلوعین | بِینَ الطُّلوعِین‌، فاصلۀ زمانی‌ میان‌ دمیدن‌ صبح‌ صادق‌ و طلوع‌ آفتاب‌. اطلاق‌ بین‌ الطلوعین‌ به‌ زمان‌ میان‌ صبح‌ كاذب‌ و صبح‌ صادق‌ (نک‍ : لغت‌نامه‌... )،غیرمستند و سهو است‌.
  • بیلیتن |
  • بیمه |
  • بیگ |
  • بیله سوار |
  • بیلک قبچاقی | بَیْلَكِ قِبْچاقی‌ (د پس‌ از 681ق‌ / 1282م‌)، كانی‌شناس‌ مسلمان‌ و كهن‌ترین‌ گزارشگر بهره‌گیری‌ از قطب‌ نما در ناوبری‌ مسلمانان‌.
  • بیلقانی |
  • بیگلربیگی | بِیْگْلَرْ بِیْگی‌، عنوانی‌ مركب‌ از «بیگ‌» (= امیر)، «لَر» (= نشانۀ جمع‌) و «ی‌» (= پسوند اضافۀ تركی‌) به‌ معنایِ امیر امیران‌، یا امیرالامرا.
  • بیلقان | بِیلَقان‌، یا بیلكان‌، بیلگان‌، نام‌ شهر و استانی‌ تاریخی‌ در سرزمین‌ اران‌ (آلبانیای‌ قفقاز). از نوشته‌های‌ جغرافی‌نویسان‌ سده‌های‌ نخستین‌ اسلامی‌ چنین‌ بر می‌آید
  • بیگدلی |
  • بیکندی، ابوعبدالله | بِیكَنْدی‌، ابوعبدالله‌ محمد بن‌ سلام‌ بن‌ فرج‌ بخاری‌ (د صفر 225 / دسامبر 839)، محدث‌ اهل‌ ماوراءالنهر و استاد بخاری‌، صاحب‌ صحیح‌. وی‌ در بیكند، یكی‌ از شهرهای‌ نزدیك‌ بخارا به‌ دنیا آمد
  • بیگم |
  • بیکند | بِیكَنْد، یا بی‌كند، شهری‌ تاریخی‌ متعلق‌ به‌ سده‌های‌ میانه‌، واقع‌ در اراضی‌ جمهوری‌ ازبكستان‌ كه‌ ویرانه‌های‌ آن‌ در 35 كیلومتری‌ جنوب‌ غربی‌ بخارا باقی‌ است‌.
  • بیغمی | بیغَمی‌، محمد بن‌ احمد طاهری‌ (یا طامری‌)، مشهور به‌ بیغمی‌ از قصه‌پردازان‌ و راویان‌ سدۀ 9ق‌ / 15م‌. از زندگی‌، سال‌ تولد و وفات‌ وی‌ اطلاعی‌ دردست‌ نیست‌. تنها مأخذ موجود دربارۀ بیغمی‌، روایت‌ مشهورِ او از داستان‌ داراب‌نامه‌ است‌.
  • بیعت رضوان |
  • بیکندی، ابوجعفر |
  • بیعت شجره |
  • بیع | یع‌، اصطلاحی‌ فقهی‌ و حقوقی‌، ناظر به‌ گونه‌ای‌ از معامله‌ كه‌ در آن‌ كالایی‌ با عوضی‌ معلوم‌، اعم‌ از كالا یا وجه‌ نقد مبادله‌ می‌شود. بیع‌ از عقود لازم‌ است‌. در منابع‌ فقهی‌، بیع‌ فرد اجلای‌ معاملات‌ مالی‌ محسوب‌ می‌شود و باتوجه‌ به‌ پیشینه‌ و گسترۀ دیرینۀ آن‌، بسط یافته‌ترین‌ مبحث‌ در مباحث‌ معاملات‌ است‌...
  • بیضا | بِیضا، یكی‌ از شهرهای‌ دورۀ اسلامی‌ منطبق‌ با روستای «تل‌ بیضا»ی‌ كنونی‌ در بخش‌ بیضا، در شهرستان‌ سپیدان‌ِ استان‌ فارس‌. براساس‌ مصوبۀ هیئت‌ وزیران‌ در 1380ش‌، نام‌ شهر «هرابال‌» در منطقۀ تاریخی‌ بیضا به‌ شهر بیضا تغییر یافت‌ (
  • بیعت |
  • بیعانه | بِیعانه‌، به‌ معنای «پیش‌ بها»، اصطلاحی‌ فقهی‌ و حقوقی‌ در معاملات‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌، بخشی‌ از بهای‌ مورد معامله‌ هنگام‌ قرارداد پرداخت‌ می‌شود.
  • بیضاوی | بِیضاوی‌، ناصرالدین‌ عبدالله‌ بن‌ عمر بن‌ محمدشیرازی‌، مفسر، فقیه‌، اصولی‌ و قاضی‌ شافعی‌ در سده‌های‌ 7 و 8 ق‌ / 13 و 14م‌، با گرایش‌ كلامی‌ اشعری‌ كه‌ به‌ ویژه‌ ارزشمندی‌ برخی‌ آثار او در زمینه‌های‌ تفسیر، اصول‌ فقه‌ و كلام‌، اسباب‌ اشتهار او را فراهم‌ آورده‌ است‌.
  • بیض، ایام | بیض‌، اَیام‌، عنوانی‌ برای‌ روزهای‌ سیزدهم‌، چهاردهم‌ و پانزدهم‌ ماههای‌ قمری‌. از آنجا كه‌ نور ماه‌ در شبهای‌ این‌ 3 روز از شبهای‌ دیگر بیشتر است‌، مطابق‌ رسم‌ عرب‌ در نام‌گذاری‌ روزهای‌ مختلف‌ ماه‌ به‌ تناسب‌ روشنایی‌ شبها، بدین‌ نام‌ خوانده‌ شده‌اند
  • بیشکک | بیشْكِك‌، شهری‌ در قرقیزستان‌ و مركز این‌ جمهوری‌. نویسندگان‌ اسلامی‌ به‌ تفصیل‌ از راه‌ بازرگانی‌ آسیای‌ غربی‌ به‌ چین‌ كه‌ از هفت‌ رود می‌گذشته‌، یاد كرده‌، و از چند شهر و قریه‌ در این‌ مسیر، از جمله «جول‌» نام‌ برده‌اند
  • بیطار ناصری |
  • بیطره |
  • بیشاپور | بیشاپور، شهر و یكی‌ از 5 كورۀ ایالت‌ فارس‌ در دورۀ ساسانیان‌ و سده‌های‌ نخستین‌ اسلامی‌. ویرانه‌های‌ این‌ شهر در 24 كیلومتری‌ باختر كازرون‌، بر سر راه‌ فهلیان‌، در كنار رودخانۀ شاپور واقع‌ است‌
  • بیستون | بیسُتون‌، نام‌ بخش‌، شهر، كوه‌ و سنگ‌ نوشته‌ای‌ به‌ خط میخی‌ فارسی‌ باستان‌، بابلی‌ و ایلامی‌ از داریوش‌ اول‌، واقع‌ در شهرستان‌ هرسین‌ استان‌ كرمانشاه‌.
  • بیستون |
  • بیستگانی | بیسْتْگانی‌، اصطلاحی‌ مالی‌ ـ اداری‌ كه‌ بر نوعی‌ مقرری‌ و حقوق‌ اطلاق‌ شده‌، و از سدۀ 4 ق‌ /10 م‌ در منابع‌ فارسی‌ به‌ كار رفته‌ است‌. گر چه‌ به‌ سبب‌ ذكر معادل‌ عربی‌ آن‌، یعنی‌ عشرینیه‌ (جمع‌ آن‌: عشرینیات‌) در برخی‌ منابع‌ كهن‌ عربی‌ (مثلاً: خوارزمی‌، 65؛ ابن‌ حوقل‌، 469؛ نیز نک‍ : حبیبی‌، 311؛ قس‌: با تس...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: