جغرافیا

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • خانبالیغ | خانْبالیغ، یا خانبالیق، به معنی شهرِ خان. نامی که ترکان شرقی و مغولان از زمان قوبیلای قاآن به بعد به پکن اطلاق می‌کردند.
  • خالدات، جزایر | خالِدات، جَزایِر، مجموعۀ 6 جزیرۀ ظاهراً موهوم در منتهای غربی قسمت مسکون زمین در اقیانوس اطلس، و مبدأ محاسبۀ طول جغرافیایی نزد بسیاری از جغرافی‌نویسان دورۀ اسلامی.
  • خاش | خاش، یا خواش، شهرستان و شهری در استان سیستان و بلوچستان. نام این شهر برگرفته از واژۀ اوستایی «خواستر» است که در رام‌یشت (یشت نوزدهم)، بر یکی از رودهایی اطلاق شده که به دریاچۀ هامون می‌ریخته است و برخی اوستاشناسان آن را منطبق با خاش رود امروزی دانسته‌اند. این نام مرکب از دو واژۀ «هُو» به معنای خوب و «واسترَ» ب...
  • خارک | خارْک، جزیره‌ای در خلیج فارس و نام بخش و شهری در استان بوشهر.
  • خابور | خابور، نام دو رودخانه و ناحیه‌ای تاریخی در شمال بین‌النهرین که از سده‌های پیش از اسلام تاکنون، عمده‌ترین مردمان آن را کردان تشکیل می‌دهند و در زبان آنان خاپور به معنای ویرانه است.
  • حیفا، بندر | حَیْفا، بَنْدَر، مرکز استان حیفا، واقع بر کرانه‌های شرقی دریای مدیترانه، در شمال غربی اسرائیل.
  • حیره | حیره، از شهرهای مشهور ایران در دورۀ ساسانی در کرانۀ غربی فرات و تختگاه لخمیان یا آل‌منذر. این شهر در جنوب شرقی نجف کنونی (EI2, III/ 462) و در نزدیکی محلی واقع بود که بعدها شهر کوفه در آن ساخته شد (حمدالله، 40) و رودی منشعب از فرات، به نام الکافر این شهر را مشروب می‌ساخت که به رود حیره معروف بود (دایرةالمعارف ...
  • حیدرآباد | حِیْدَرْآباد (دکن)، نام شهری در فلات دکن و مرکز ایالت اندراپرادش در جنوب شرقی هند.
  • حیدرآباد | حِیْدَرْآباد (سند)، شهرستان (ضلع) و شهری در ایالت سند پاکستان.
  • حوران | حُوران، منطقه‌ای در جنوب سوریه.
  • حوض سلطان | حوضِ سُلْطان، دریاچه‌ای شور و فصلی در شمال استان قم. این دریاچه در واقع فرورفتگی نامتقارن وسیعی است که از دو چالۀ جدا از هم که یکی حوض سلطان و دیگری حوض مره خوانده می‌شود، تشکیل شده، و بیشتر به حوض سلطان مشهور است و از حوض مره کمتر یاد می‌شود (درویش‌زاده، 793؛ بدیعی، 1/ 170).
  • حمیری |
  • حمص | حِمْص، یا حُمْص، شهری مهم و مشهور در غرب میانی سوریه. این شهر در دو سوی شرقی و غربی نهر العاصی (اورونتس)، در ارتفاع 508 متری از سطح دریا و بر سر راه دمشق به حلب جای دارد. فاصلۀ این شهر تا دمشق در جنوب آن، 162کمـ ، و تا حلب در شمال آن، 192 کمـ است (بهنسی، 55؛ خوند، 285). شهر حمص در 2010 م/ 1389 ش، 600‘889 تن ج...
  • حمدالله مستوفی | حَمْدُاللٰهِ مُسْتوفی (د ح 750 ق/ 1349 م)، مورخ و جغرافیادان سدۀ 8 ق/ 14 م. از زندگی او جز آنچه خود در آثارش بدان اشاره کرده است، اطلاع چندانی در دست نیست. خاندان حمدالله، که گویا نسب خود را به حرّ بن یزید ریاحی (ه‍ م) می‌رسانده‌اند (نک‍ : حمدالله، تاریخ ... ، 811-812)، از قدیمی‌ترین ساکنان عربِ قزوین بوده‌ان...
  • حماه | حَماه، یا حَما، حماة، شهری کهن در سوریه. حماه چهارمین شهر مهم سوریه، پس از دمشق، حلب و حمص، و مرکز استانی به همین نام است که از غرب به جلگۀ حاصلخیز الغاب و جبال علویین، از شرق به بادیة الشام، از شمال به استان اِدلِب و از جنوب به استان حمص محدود است (خوند، 280). این استان 883‘ 8 کم‍ـ2 وسعت دارد. جمعیت استان حم...
  • حمرین | حَمْرین، رشته‌کوهی واقع در عراق. این رشته‌کوه از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد دارد و از شمال غربی به رشته‌کوه تورس در ترکیه، و از جنوب شرقی به رشته‌کوه زاگرس در ایران می‌پیوندد (حمیده، 323). رشته‌کوه حمرین در ایران از شمال فکه تـا شرق بدره بـه درازای حـدود 200 کمـ امتداد دارد و در تمام نقاط به دشتهای بین‌الن...
  • حلب | حَلَب، شهر و مرکز استانی به همین نام در شمال غربی جمهوری عربی سوریه.
  • حلبچه | حَلَبْچه، شهر و شهرستانی واقع در استان سلیمانیه در اقلیم کردستان عراق. نام این شهر در متون تاریخی و جغرافیایی به جز حلبچه (رزم‌آرا، 125-133؛ صدیق، 16؛ بانه‌ای، 51؛ آمان، 63)، به‌صورتهای حلبجه (رئوف، 69)، اَلَبْجه (سنندجی، 221؛ سنجابی، 531-534؛ بابانی، 136؛ مجدی، 140؛ جاف، 182- 185)، هَلَبْجه (موصلی، 415؛ مینو...
  • حلق الوادی | حَلْقُ‌الْوادی، شهری تاریخی واقع در شرق شهر تونس. این شهر در گذشته فَم‌الوادی نامیده می‌شد و سبب این نام‌گذاری آن بود که شهر در دهانۀ آبراهه‌هایی که دریاچۀ تونس و از آن طریق شهر تونس را به دریای مدیترانه وصل می‌کرد، بنباد نهاده شده بود (ابن ابی دینار، 8).
  • حله | حِلّه، مرکز استان بابل در عراق. این شهر در °24 و ´25 طول شرقی، و °32 و ´29 عرض شمالی، در حدود 100 کیلومتری جنوب بغداد و در نزدیکی ویرانه‌های شهر باستانی بابل جای دارد. رودخانۀ حله از ریزابه‌های شرقی رود فرات، این شهر را به دو بخش تقسیم می‌کند. شهر حله در 2008 م/ 1387 ش، حدود 511 هزار تن جمعیت داشته است (نک‍ :...
  • حلوان | حُلْوان، شهری کهن بر سر شاه‌راهی باستانی در نزدیکی مهم‌ترین گذرگاه کوهستانی زاگرس که نواحی داخلی ایران را به بین‌النهرین متصل می‌ساخت.
  • حطین | حِطِّیْن، روستایی کهن در شمال اراضی فلسطین، واقع در غرب دریاچۀ طبریّه. ویرانه‌های این روستا در شمال‌غربی شهر طبریه، غرب دریاچۀ طبریه (جلیله) و در دشتی حاصلخیز و هموار، در ارتفاع 100 تا 125متری از سطح دریا واقع است. دشت حطین از شرق به غرب گسترده، و از شمال و جنوب به کوههایی محدود شده است. این دشت از طریق گذرگا...
  • حضرموت | حَضْرَموت، سرزمینی کهن و پهناور در جنوب شبه‌جزیرۀ عربستان واقع در شرق یمن در کرانه‌های دریای عرب و اقیانوس هند. مورخان در تعیین مرزهای این سرزمین اختلاف نظر دارند ( الموسوعة الیمنیة، 2/ 1121؛ مقحفی، معجم البلدان ... ، 1/ 476- 479؛ عبدالله، 242).
  • حصن الاکراد | حِصْنُ الْاَکْراد، قلعه‌ای کهن و مشهور از دوران جنگهای صلیبی که تاکنون برپا ست. حصن الاکراد که امروزه قلعة الحصن نامیده می‌شود، در ناحیۀ ناصرۀ منطقۀ تلّ‌کلخ (قبلاً حصن‌الاکمة) در استان حمص سوریه قرار دارد.
  • حصن کیفا | حِصْنِ کَیْفا، شهر و قلعه‌ای کهن، که امروزه در جنوب شرقی ترکیه در استان ماردین واقع، و به حسن کیف معروف است.
  • حصارفیروزه | حِصارْفیروزه، امروزه حصار، نام شهر و شهرستانی در ایالت هاریانای هند. این شهرستان به مرکزیت شهر حصار بـا مساحت حـدود 000‘ 4 کمـ2 و حـدود 000‘780‘1 تن جمعیت (2013 م/ 1392 ش) در شمال‌غربی هند، در دشت پنجاب ـ هاریانا جای دارد («فرهنگ جهانی»، npn.؛ بریتانیکا).
  • حصن العقاب* |
  • حصن* |
  • اقیانوس هند | سومین اقیانوس زمین (بعد از اقیانوسهای كبیر و اطلس) با وسعتی برابر 000‘600‘73 كمـ2 كه عمق متوسط آن در حدود 890‘3 متر و عمیق‌ترین ژرفای آن 450‘7 متر در بخش خاوری نزدیك جزیرۀ جاوه در چالۀ سواندا در اندونزی است ( بریتانیكا، IX / 307).
  • البرز | البرز را بازمانده از واژۀ اوستایی هرابرزئیتی دانسته‌اند (اشپیگل، I / 61؛ ایرانیكا، I / 810). این دو نام در زبان پهلوی هَربُرز (پورداود، 1 / 131، 2 / 148) و هربورچ (همو، 1 / 222) آمده است.
  • البستان | شهری در جنوب شرقی آناتولی (تركیه). نام البستان به صورتهای گوناگون درمتون دوره‌های مختلف آمده است: اَبُلُسْتَیْن (یاقوت، 1/93)، اَبْلُسْتَیْن (ابن‌اثیر، 12/ 88)، اَبُلَسْتَیْن (اقبال، 213)، اَبْلَسْتَیْن ( بستانی، 1/ 269)، اَبُلِسْتَیْن (دوسون، III/488)، ابلستان (حمدالله، نزهة ... ، 94)، آبلستان (فصیح، 1/345، ...
  • البیره | شهر و مركز استانی به همین نام در جنوب اندلس كه آن را لبیره و یلْبیرِه نیز نامیده‌اند (ضبی، 296؛ یاقوت، 1 / 348). البیره از واژۀ كهن رومی اِلیبِری به معنی «شهر جدید» گرفته شده است (EI1, III / 24). این شهر بر ساحل رودخانۀ شنیل و بر دامنۀ رشته كوههایی به همین نام واقع شده بود كه در 6 میلی غرب غرناطه، 30 میلی لَو...
  • البسان | شهری مسلمان‌نشین در كشور آلبانی. این نام در مآخذ اروپایی به صورت اِلْبَسانی نیز آمده است (BSE3, I / 383). اولیا چلبی آن را به صورت البصان نوشته است (8 / 716)، ولی در بیشتر مآخذ عثمانی نام مذكور به صورت ایل بصان (ایلبصان) آمده است (عاشق پاشازاده، 169؛ كمال پاشازاده، 7 / 274؛ لطفی پاشا، 187؛ سعدالدین، 1 / 510؛ ...
  • اگری | شهری كهن در جمهوری مجارستان و مركز ایالت هِوِش كه در سدۀ 11ق / 17م، در قلمرو دولت عثمانی قرار داشت. نام این شهر در زبان مجار، اگر، در لاتین آگریا و در زبان آلمانی ارلاو آمده است («دائرةالمعارف دیانت»، X / 489, 491؛ هامر پورگشتال، III / 306-308)، منابع عثمانی آن را شبیه به گویش مجارها به شكل اِكری و اِكره (صول...
  • الازیق | یا الازیغ، معمورة العزیز سابق، شهر و مركز استانی به همین نام واقع در حوضۀ علیای رود فرات در آناتولی شرقی (تركیه) كه در جایگاه ویرانه‌های شهر قدیمی خرپوت یا خرت پرت شكل گرفته، و توسعه پیدا كرده است.
  • اکریدیر | از بخشهای تابع استان اسپارتا (اسپارته) و شهری به همین نام در آناتولی داخلی در كشور تركیه. نام این شهر به گونه‌های مختلف از جمله اكریدور و اگریدور (ابن فضل الله، 3 / 173؛ حمدالله، 99؛ ابن بطوطه، 294)، و در یونانی آكروتیری (EI2, II / 691) آمده است و امروزه اگریدیر یا ایریدیر نامیده می‌شود (IA, IV / 199؛ برای صو...
  • اکین | یا اِگین، اِكْن و گاه اِغین، بخشی از توابع استان ارزنجان در آناتولی شرقی در تركیه كه امروز كمالیه نامیده می‌شود.
  • اگادن | ناحیه‌ای وسیع و نیمه بیابانی در منتهى‌الیه جنوب شرقی اتیوپی كه بیشتر جمعیت آن را مسلمانان تشكیل می‌دهند. اگادن فلاتی است تقریباً 4 گوشه («فرهنگ ... »، 649) كه اضلاع آن را رود شبلی در جنوب غربی، خط مرز جمهوری سومالی با اتیوپی در جنوب شرقی و شمال شرقی تشكیل می‌دهد.
  • اگادیر | شهری بندری در جنوب غربی مراكش و كرانۀ اقیانوس اطلس و مركز استانی به همین نام («راهنما ... »، I / 218).
  • اکشونبه | شهر و كوره‌ای (شهرستانی)در جنوب غربی اندلس. واژۀ اكشونبه در اصل نام شهر كهن رومی است كه در 10 كیلومتری شمال فارو (در منابع عربی: شنتمریة الغرب) در جنوب پرتغال كنونی واقع بوده است (لوی پرووانسال، 129، حاشیۀ 5). این نام در منابع به صورتهای اكشنبه (ابوعبید، 2 / 896؛ ابن دلایی، 100)، اخشنبه (اصطخری، 37، 41؛ ابن ح...
  • اکسوم* |
  • اکراد* |
  • اکبرآباد هند* |
  • اقریطش* |
  • افلاق | یا اَفلاق، نام تاریخی سرزمینی در جنوب رومانی میان رشته كوههای كارپات و رود دانوب.
  • افنی | یا ایفنی، منطقه‌ای در جنوب مغرب (مراكش)، در ساحل اقیانوس اطلس كه بیش از یك سده (1860- 1969 م) مستعمرۀ اسپانیا بود.
  • افریدی |
  • افامیه | شهری باستانی در غرب سوریه كه به فرمان سلوكوس نیكاتور (فاتح)، بنیادگذار سلسلۀ سلوكی (حك‍ 312-280 ق‌م) و به نام همسر ایرانی او اَپَما در ساحل راست رود اُرُنتِس (نهرالعاصی)، میان حمص و انطاكیه، به صورت دژی مستحكم ساخته شده بود (مایر، 47؛ نك‍ : اشپیگل، III / 25؛ قس: استرابن، كتاب XII، 8:15).این شهر كه تا تسلط اعر...
  • افراغه | شهری كوچك از ایالت وشقه در شمال شرقی اندلس، 30 كیلومتری جنوب غربی لارده، در دو سوی رود زیتون (ثینكا) كه حدود 18 كمـ بالاتر از محل به هم پیوستن آن با رود ابروقرار دارد (EUE; EI2). نام این شهر در منابع اسلامی به صورت افراغه (یاقوت، 1 / 323؛ ابن ابی زرع، 136)، افراغ (همو، 156، 169) و گاه نزدیك به لفظ لاتینی آن ف...
  • افسس* |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: